چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۸
رمضان و روزه‌داری؛ تمرین عملی صبر، استقامت و انضباط اجتماعی

حوزه/ ماه رمضان با آثار فردی، اجتماعی و معنوی، فرصتی برای تقوا، تزکیه نفس، صبر، سلامتی جسم و انس با قرآن است. روزه، همدلی و همبستگی جامعه را تقویت می‌کند و با حضور قلب و فراغت وقت، دل و جان مؤمنان را برای عبادت و قرب الهی آماده می‌سازد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، مسلمانان ماه مبارک رمضان را نهمین ماه از ماه‌های قمری و با فضیلت‌ترین ماه سال میشناسند. برای همین این ماه جایگاه ویژه‌ای در دین مبین اسلام دارد و آثار و برکات مادی ـ معنوی بی‌شماری برای آن برشمردند. در یک نگاه کلی، واصلیت ماه رمضان را می‌توان به دو آثار فردی و اجتماعی تقسیم کرد، که به اجمال عبارتند از:

نخست، آثار فردی(پیراستن درونی)؛ مهم‌ترین هدف روزه‌داری ماه رمضان در قرآن مجید، رسیدن به تقوا بیان شده است: «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون»۱ این هدف، محور اصلی تمام آثاری است که بر روح و جسم روزه‌دار می‌نشیند و در همین راستا، روزهدار با تزکیه نفس و تقواپیشگی تمرین عملی برای ترک محرمات و کنترل خواسته‌های نفسانی خویش گام برمیدارند. انسان با گرسنگی، تشنگی و خودداری از هر محرّمات، اراده خود را تقویت کرده و برای ترک گناهان در طول سال آماده می‌شود. پیامبر مهربانی(ص) ماه مبارک رمضان را ماه صبر و استقامت مینامیدند. تحمل گرسنگی، تشنگی و دوری از لذت‌های حلال، انسان را در برابر سختی‌ها و ناملایمات زندگی صبور و مقاوم می‌سازد.

در واقع، آثار اصلی روزه، جنبه معنوی آن است، اما سلامتی جسمی آن نیز تأکید شده، که پیامبر بزرگوار اسلام(ص) فرمودند: «صوموا تَصِحّوا؛۲ روزه بگیرید تا سالم شوید.» روزه‌داری صحیح و اصولی به پاکسازی بدن از سموم، تنظیم متابولیسم و استراحت دستگاه گوارش کمک شایانی می‌کند و یا اینکه غفران و بخشش گناهان را به همراه دارد، که رسول خدا(ص) می‌فرمایند: « لَوْ یَعْـلَمُ الْعَبْدُ ما فی رَمَضانَ لَوَدَّ أَنْ یَکُونَ رَمَضانَ السَّـنَةُ؛۳ اگر بنده خدا میدانست که در ماه رمضان چیست(چه برکتی وجود دارد) دوست میداشت که همه سال، رمضان باشد.»۳ بنابراین، ماه رمضان فرصتی برای پاک شدن از آلودگی‌های درونی است:

و در آخر، ماه رمضان، بهار قرآن است، که بنا به سفارش بزرگان، انس با قرآن، تلاوت مستمر، تدبر و شنیدن آیات الهی در این ماه، روح انسان را جلا داده و او را با معارف عمیق الهی ـ اسلامی آشنا می‌سازد.

دوم، آثار اجتماعی(پیوند و اتحاد)؛ ماه مبارک رمضان تنها منحصر به عبادت فردی نیست، بلکه تأثیرات عمیقی بر جامعه و روابط انسانی می‌گذارد. همدلی و نوعدوستی یکی از آثار آن است، که گرسنگیکشیدن در روز، به ثروتمندان می‌فهماند که فقرا چگونه روزگار می‌گذرانند. این احساس همدردی، زمینه‌ساز کمک‌های مؤمنانه، افطاریدادن به نیازمندان و افزایش روحیه انفاق در جامعه می‌شود.

نوع دیگر از آثار اجتماعی ماه رمضان، تقویت همزیستی و همدلی میباشد، که نماد عشقورزی را میتوان در دور هم افطارکردن، برپایی نمازهای پرفیض جماعت در طول شبانه‌روز، پیوندهای اجتماعی را مستحکم‌تر می‌کند و تمرین ترک عادات ناپسند اجتماعی در این ماه، فضای جامعه برای ترک دروغ، غیبت، مشاجره، نزاع و... آماده‌تر است و افراد سعی می‌کنند اخلاقی‌تر رفتار کنند. همچنین جامعه روزه‌دار در نظم و انضباط اجتماعی در زمان‌بندیهای خاص نظیر سحر، افطار و شبهای لیالی را تجربه می‌کند و این تمرین نظم‌پذیری، می‌تواند به سایر ابعاد زندگی اجتماعی نیز تسرّی یابد.

سوم، آثار معنوی(ضیافت الهی ماه مبارک رمضان در نگاهی عمیق‌تر، فرصتی برای بهره‌گیری از عنایات ویژه خداوند است. برای همین پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است. پس کسی که یک روز از ماه رمضان را روزه بگیرد، خدا را خشنود کرده است.»۴ در این ماه پر فضیلت، شبی وجود دارد که از هزار ماه بهتر است. شب قدر، شب نزول قرآن، شب تقدیر سرنوشت یک‌ساله انسان‌ها و شب عبادت و شب‌زنده‌داری است، که در روایات آمده است، خداوند درهای رحمت خود را در این ماه می‌گشاید و دعای روزه‌داران را مستجاب می‌کند.

بنابراین، ماه مبارک رمضان یک دوره کامل توانمندسازی معنوی، اخلاقی و اجتماعی برای مسلمانان است. این ماه با ایجاد تغییر در عادات روزمره خوراک، کردار، گفتار و...، انسان را به سوی خودشناسی و خودسازی سوق داده و با ایجاد فضایی از همدلی، جامعه را به سمت اتحاد و برادری رهنمون می‌سازد. کسی که از این ماه به درستی بهرهمند شود، توشه‌ای از تقوا برای مابقی سال خویش مهیا نموده است، از اینرو، در آثار بزرگان راهکارهایی مهمی در اینباره متذکر شدهاند، که عبارتند از:

اوّل، حضور قلب

قلب مجموع گوشتی صنوبری شکل و منظم در طرف چپ سینه قرار دارد، که با ضربان حیاتبخش خود حیات هر موجودی زندهای را امکانپذیر میکند . قلب عضوِ حیاتی از بدن موجودات زنده است که در طول زندگی بنا به ضروریات حیاتی پی به عظمت این عضو بسیار ظریف و مهم بردهاند و زیستشناسان قلب را مانند تلمبهای که خون را با فشار در درون رگها و در مسیرهای بسیار باریک مویرگها به جریان درمیآورد تعریف نمودهاند.

چون قلب عضو بسیار مهمی از مجموعه اعضای موجودات زنده است، اهمیت سلامتی این عضو همان بس که بدون قلب هیچ موجود زندهای زنده نخواهد ماند. همان طور که میتوان لفظ قلب

(دل) را به دو معنای جسمی و معنوی تعبیر کرد، امراض مختلف قلبی را نیز میتوان به دو معنای جسمی و روحی متفاوت بررسی کرد، که در ادامه به اجمال بدانها میپردازیم:

الف) بیماری جسمی قلب: زیستشناسان و اطبّای متخصص قلبی برای بیماری جسمی قلب امراضی از قبیل: صدمه به قلب بر اثر نرسیدن خون به آن، بزرگ شدن قلب بر اثر افزایش فشار خون و کار زیاد قلب، تورّم پرده قلب و اختلال کار دریچههای آن، طبقهبندی نمودهاند، که به طور کلی امراض جسمی قلب را به عارضه سکته قلبی (انفارکتوس) بیماری فشار خون، رماتیسم قلبی، تصلب شرایین و کمخونی نام برد، که با داروهای شیمیایی ـ گیاهی همراه با مراقبتهای ویژه بهبود مییابد .

ب) بیماریهای روحی قلب: بیماری روحی قلب را خداوند متعال در بعضی از سوره های قرآن مجید به مضمون گناه قلب اشاره میفرمایند: « فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً»؛۵ در دلهای آنان(منافقین) یک نوع بیماری است پس خداوند بر بیماریشان میافزاید. خداوند از آنچه دلهایتان کسب کرده شما را بازخواست خواهد کرد. همانگونه که از برای بیماری جسمی قلب داروهایی اختصاص یافته و احتیاج مبرم به مراقبت و پرهیز و همچنین بستری در بیمارستان لازم است.

برای بیماری مهلک روحی قلب نیز احتیاج به داروی سریعالأثری دارد تا بتواند از گناههای قلبی که همانا کفر، ریا، حسد، خودپسندی و… میباشد نجات یابد، که خداوند میفرماید: « وَ ذَرُوا ظاهِرَ الإِثْمِ وَ باطِنَهُ إِنَّ الَّذِینَ یَکْسِبُونَ الإِثْمَ سَیُجْزَوْنَ بِما کانُوا یَقْتَرِفُونَ»؛۶ گناه آشکار و پنهان را رها کنید، قطعاً کسانی که مرتکب گناه میشوند به زودی در برابر آنچه همواره مرتکب میشدند، مجازات خواهند شد. بدین تعبیر، کسانی که تحصیل گناه میکنند که محل آن بدن و گناهانی که جایش دل است، مجازات خواهند شد.

بد بود چون دل تباه بود / ظلم لشکر ز ضعف شاه بود

علمای اخلاق یا به تعبیری اطبای روحی ـ قلب، بیماری قلب را به کفر، نفاق، شرک، شک، قساوت، سؤظن، ریا، حسادت، بخل، حب دنیا و …نام بردهاند، که شفای این امراض مرموز روحی و قلبی از عهده مخلوق عادی خارج است، چون بشر هیچگونه احاطهای بر اینگونه بیماری ندارد، زیرا روح از آن خداست و شفای چنین بیماری نیز از آن خلّاق تواناست. در این راستا، خداوند هم جمعی از افراد بشر را برگزید و آنان را از این اسرار خارقالعاده آگاهی کامل داد و به عنوان طبیبان روحانی راهنمایان بشر گردانید و سالار و سرور آنان را خاتم انبیا محمدبن عبداللّه(ص) قرار داد و بر فرستادنش منّت گذارد و فرمودند:

« لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلی المُؤمِنِینَ إِذ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ...»؛۷هر آینه خداوند بر مؤمنان منّت گذارد(نعمت بزرگی بخشید) هنگامی که در میان آنها پیامبری از جنس خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنان بخواند و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد، اگرچه پیش از آن در گمراهی آشکار بودند. مراد همان پاکی دلها از انواع آلودگیهای روحی ـ روانی است و از این آیه شریفه به خوبی دانسته میشود که غرض از بعثت پیغمبران روشن شدن دلها به نور دانش و پاکشدن از انواع آلودگیها و داراشدن ملکات فاضله انسانیت است. دل، که ظرافت ساختار او منبع قدرت خلّاق توانا را میفهماند، با فعالیت منظم خود یک دوران طولانی که عمر آدمی متکی بدان است، میتواند حیاتپرور باشد. بی دلیل نیست که در حدیث قدسی میفرماید: « لَمیَسعنی سَمائی وَ لا أرضی وَ وَسعنی قَلب عَبدیالمُؤمن؛۸ آسمان و زمین ظرفیت و گنجایش مرا ندارند، حال آنکه قلب بنده مؤمنم مرا تحمل میکند و جایگاه من است.» یعنی دل و قلب بنده مؤمنم به وسعت و پهنای بی نهایت است.

این جایگاه با عظمت خداوند نمیتواند از یک جهت محل امیال نفس و خواهشهای مادی و جسمانی باشد و از سوی دیگر، محل صفای خشوع، خضوع و عشقورزی با معبود جای گیرد. برای همین مهم در دل شبها امیرمؤمنان علی(ع) در پیشگاه خداوند به خود میلرزید و در فراق یار همانند مادر بچه مردهای اشک میریخت تا وجودشان را لبریز از عشق معبود سازند و دلشان را مزیّن به صفای ذکر و یاد حضرت دوست گرداند، که در قرآنش میفرماید: «یَوْمَ لایَنْفَعُ مالٌ وَ لابَنُونَ إِلاّ مَنْ أَتَی اللّهَ بِقَلْب سَلِیم»؛۹ روز قیامت مال و فرزندان سودی نخواهد داشت، مگر کسی که با قلب پاک به پیشگاه خدا آید.

دوم، حصول وقت

حصول وقت، که علمای اخلاق آن را فراغت وقت در عبادت تعبیر کردهاند، از برای آن دارای اهمیت است، که فراغت وقت با حضور قلب در عبادت و پرستش مکمل یکدیگرند، هر کدام بدون دیگری ناقصاند، شوق و جذبه قابل قبولی را نخواهد داشت .آن عارف وارسته، اسوه تمام و کمال اخلاق و بنده شایسته حضرت معبود، امام خمینی(رحمۀالله) در این مورد فرمودند: «عبادت بی حضور قلب قیمتی ندارد و آنچه باعث حضور قلب شود، دو امر است: یکی، فراغت وقت و دیگر، اهمیت عبادت را فهماندن به قلب(حضور قلب) میباشد و مقصود از فراغت وقت آن است، که انسان در هر شبانه روز برای عبادت خود وقتی را معین کند که در آن وقت خود را موظّف بداند فقط به عبادت بپردازد و اشتغال دیگری را برای خود در آن وقت قرار ندهد.»۱۰

اهمیت فراغت وقت در آن است، که انسان در وقت معلوم با روح و جسم سرشار از عشق و بندگی به عبادت بپردازد و با طمأنینه و دوربودن از تمام وساوس روحی و تطهیر جسمی که مبرّا از همه خباثت و رذالت میباشد، آماده به راز و نیاز (و دلدادگی) که در شأن و مقام بندگان حقیقی است، با بهترین اذکار و اوراد با معبود خویش انس گیرد و مهمتر از فراغت وقت، فراغت قلب است، بلکه فراغت وقت نیز مقدمهای برای فراغت قلب است و این مهم چنان است، که انسان در وقت اشتغال به عبادت، خود را از اشتغالات و هموم دنیایی فارغ کند و توجه قلب را از امور متفرقه و خواطر متشتّته منصرف نماید و دل را یکسره خالی و خالص برای توجه به عبادت و مناجات با حق تعالی نماید و تا فراغت قلب از این امور حاصل نشود تفرّغ برای او و عبادت او حاصل نشود.

بنابراین، دل بریدن از هموم و غموم دنیا لازمهاش این است که در وقت معلوم که از جهاتی دارای معنویت خاص میباشد به راز و نیاز با معبود بپردازد و به نفس عادت دهد که در اوقات پر فیض که دارای نورانیت ملکوتی و مراتب کمال است، در مقابل قدرت لایزال خداوند بایستد، آنچنان خاضعانه از خود بی خود شود و سر بر خاک نهد که جز معبود خویش نبیند و با حال دل گوید: به عزتت سوگند، از سر صدق و راستی که اگر مرا رخصت دهی که در گفتار آزاد باشم در پیشگاه تو چون امیدواران میخروشم و مانند عزیز از کف دادگان در درگاه تو ناله برمیآورم، که ای فریادرس فریادکنندگان، ای نهایت آرزوی عارفان، ای دادرس دادرسان، ای حبیب قلوب راستان و ای خدای جهانیان کجایی؟! تا حال بنده ای که با وجود اخلاص سر بر خاک نهاده، یعنی خدایا، از خاکم و به خاک برمیگردم، از لطف و کرامت به ما نظاره کنی، که بندگان تو جز تو بندهپروری ندارند.

خداوند در قرآن مجید، با عنایت به فراغت وقت میفرمایند: « وَاذْکُرُوااللَّهَ فِیأَیَّامٍ مَعْدُودَاتٍ »؛۱۱ و خداوند را در روزهای معینی یاد کنید. برای بندگانش اوقات ناب بندگی را میشناساند و اوقات با فضیلت نمازهای پنجگانه را در سورههای مختلف نیز بیان فرمودند، که خود اهمیت حصول(فراغت) وقت را میرساند. در ذیل تفسیر آیه: «وَأَقِمِ الصَّلوةَ طَرَفَیِ النَّهارِ...»؛۱۲ نخست خداوند اهمیت حصول وقت و از طرفی حسنات یا ثواب اقامه نماز در اوّل وقت، را بیان می فرماید و در این مقام خداوند وجود بندگان را از خبایث و رذایل صیقل و شفّاف مینماید تا عبد در مقابل جلال و جمال معبودش با صفای عشقورزی و تطهیر روحی و جسمی با خضوع و خشوع پیشانی بر خاک ساید و آنچه از ضغف و ناتوانی خویش است ابراز دارد.

امیرمؤمنان علی(ع) در ذیل تفسیر آیه: «وَأَقِمِ الصَّلوةَ طَرَفَیِ النَّهارِ...»؛۱۳روزی رو به مردم کردند و فرمودند: « به نظر شما امیدبخشترین آیه قرآن کدام است؟

بعضی گفتند، آیه :«إِنَّ اللّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ ما دُونَ ذ لِکَ لِمَنْ یَشاءُ وَمَنْ یُشْرِک بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعِیداً»؛۱۴خداوند شرک به او را نمیآمرزد، ولی کمتر از آن را برای هر کس بخواهد و شایسته ببیند، میآمرزد و هر کس برای خدا شریکی قایل شود در گمراهی دوری افتاده است.

امام(ع) فرمودند: «خوب است، ولی آنچه من میخواهم نیست.»

برخی گفتند، آیه: « وَمَنْ یَعْمَلْ سُوءاً أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُوراً رَحِیما»؛۱۵ هر کس عمل زشتی انجام دهد یا بر خود ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت.

امام(ع) فرمودند: «خوب است، ولی آنچه را من میخواهم نیست.»

گروهی گفتند، آیه: «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَۀِاللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِیمُ»؛۱۶ ای بندگان من، که بر خود اسراف و ستم کردهاید، از رحمت خداوند مأیوس نشوید، که خدا همه گناهان را میآمرزد، چراکه او بسیار آمرزنده و مهربان است.

امام(ع) فرمودند: « خوب است، اما آنچه من می خواهم نیست.»

عدهای گفتند، آیه: «وَالَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَ ۀً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَ هُمْ ذَکَرُوا اللّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاّ اللّهُ وَلَمْ یُصِ رُّوا عَلی ما فَعَلُوا وَهُمْ یَعْلَمُونَ»؛۱۷ و آنانی که هنگامی مرتکب عمل زشتی شوند یا به خود ستم کنند به یاد خدا میافتند و برای گناهان خود طلب آمرزش میکنند و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد و اسرار به گناه نمیکنند با اینکه میدانند.

هم چنین امام(ع) فرمودند: «خوب است، ولی آنچه من میخواهم نیست.»

در این هنگام مردم از هر طرف به سوی امام متوجه شدند و همهمه کردند، امام(ع) فرمودند: «چه خبر است مسلمانان؟!» عرض کردند: به خدا سوگند، ما آیهای دیگر در اینباره سراغ نداریم. امام(ع) فرمودند: « از حبیب خودم رسول خدا(ص) شنیدم، که فرمودند: « امیدبخشترین آیه قرآن این آیه است: «وَأَقِمِ الصَّلوةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الحَسَناتِ یُذهِبْنَ السَّیِّئاتِ ذلِکَ ذِکْری لِلذّاکِرِینَ»؛۱۸و۱۹ در دو طرف روز و اوایل شب، نماز را برپا دار، چرا که حسنات ، سیئات(و آثار آنها) را از بین میبرند، این تذکری است برای کسانی که اهل تذکرند.

حجت الاسلام محمدجواد مصطفوی

روز و شب من به گفتوگوی تو گذشت / سال و مه من به جستوجوی تو گذشت

عـمرم به طـواف گـرد کـوی تـو گذشت / الـقصّـه، در آرزوی روی تــو گــذشـت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌ نوشت:

۱. بقره، آیه۱۸۳.

۲. قطبالدبن راوندی، الدعوات، ص۷۶.

۳. محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۳، ص ۳۴۶.

۴. وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۹۸.

۵. بقره، آیه۱۰.

۶. بقره، آیه ۲۲۵

۷. انعام، آیه۱۲۰.

۸. محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج ۱۶ ، ص .۲۱۰

۹. شعراء، آیه .۸۸

۱۰. سیدروح اللّه امام خمینی(ره)، چهل حدیث، ص۳۵۸.

۱۱. بقره، آیه۲۰۳.

۱۲. هود، آیه .۱۱۴

۱۳. همان.

۱۴. نساء، آیه۱۱۶.

۱۵. همان، آیه۱۱۰.

۱۶. زمر، آیه۵۳.

۱۷. آلعمران، آیه۱۳۵.

۱۸. هود، آیه .۱۱۴

۱۹. آیتاللّه ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه ، ج۹ ، ذیل آیه، با اضافات.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha