خانم حبیبه شاکری، مدیر مدرسه علمیه نرجسیه سیرجان، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در کرمان، ضمن تشریح جایگاه شهادت مقام معظم رهبری در تقویت هویت دینی و ملی، به مسئولیتهای روحانیت در ترویج آرمانهای رهبری، اهمیت حمایت از نیروهای نظامی و انتظامی و نیز راهکارهای حفظ انسجام ملی در جامعه اسلامی اشاره کرد.
متن مصاحبه به شرح زیر است:
شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای، چه تأثیری بر هویت دینی و ملی ما خواهد داشت و چگونه این واقعه میتواند موجب انسجام بیشتر ملت ایران در پاسداشت راه ایشان شود؟
حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای همواره بهعنوان نماد مقاومت و عقلانیت دینی در تاریخ ماندگار خواهند ماند.آمریکای جنایتکار و اسرائیل خون آشام رهبری را شهید کردند که عزت، اقتدار و سربلندی ایران محور اصلی دغدغههای ایشان بود و همواره برای شکلدهی و تمدنسازی بدیل انسانی و اخلاقی در برابر الگوی سلطهگر غرب تلاش میکردند.
ایستادگی فرهنگی و باور عمیق به هویت دینی، ملی و استقلال ایران از ویژگیهای ایشان بود؛ رهبر شهید ایران اسلامی نقش بیبدیلی در تثبیت و تقویت مردمسالاری پس از قرنها استبداد موروثی داشتند و با میدان دادن به ۶ رئیسجمهور با سلایق گوناگون، همواره از رأی مردم صیانت میکردند.
رهبر معظم انقلاب بر پایه مطالعات گسترده و تسلط بر ادبیات کلاسیک، شناخت عمیقی از غرب داشتند و با رویکرد علمی پیشرو، همواره بر فراگیری دانش و فناوری برای پیشرفت کشور تأکید میکردند.هدف قرار گرفتن رهبر شهید به دلیل ایستادگی در برابر سلطه و استعمار نوین بود و ایشان همواره با پروژه اسلامهراسی و جریانهای تکفیری مورد حمایت دشمنان مقابله میکردند؛ از این رو همواره بهعنوان نماد مقاومت و عقلانیت دینی در تاریخ ماندگار خواهند بود.
امام خمینی(ره) فرمودند که شهادت فوز عظیمی است برای شاگردان مکتب توحید، نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچوخم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند. لازمه یک انقلاب شهادت و مهیابودن برای شهادت است. ملتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است. ملت ما شهادت را برای خود سعادت و شرف میداند.
رهبر شهیدمان فرمودند که شهدا طلیعهداران تحول باطنی، و مجاری فیضی هستند که رحمت و نصرت خدا را بر ما نازل میگردانند. شهدا علاوه بر مقامات رفیع معنوی که قلمها و زبانها از توصیف آن و چشم و دل از مشاهده آن ناتواناند مشعلدار پیروزی و استقلال ملتاند و حق بزرگ آنان برگردن ملت بسی عظیم است. اساساً جهاد واقعی و شهادت در راه خدا، جز با مقدمهای از اخلاصها و توجهها و جز با حرکت به سمت انقطاع الیالله حاصل نمیشود.
حضرت آیتالله خامنهای، شهید و شهادت را دربردارنده مجموعهای از ارزشهای ملی، دینی، انسانی و اخلاقی برشمردند و افزودند که شهید مظهر «ایمان صادق» و «عمل صالح» و «جهاد در راه خدا» است و هویت ملی را ارتقاء میدهد همچنانکه امروز فداکاریهای شهیدان و پدران و مادران آنها موجب عظمت ملت ایران شده است.
رهبر شهیدمان همچنین شهادت را مظهر فداکاری و شجاعت می خواندند و آن را معامله با خدا و تأمینکننده مصالح ملی می دانستند و شهادت را مایه همدلی، و همچون نخ تسبیحی می دانستند که مجموعهای از قومیتها و زبانهای مختلف را در میهن به هم پیوند زده و در هر شهر نام شهیدانی برجسته است که با یک هدف و در یک صف با دیگر هموطنان خود برای عزت اسلام و عظمت جمهوری اسلامی و تقویت ایران به شهادت رسیدهاند.
طلاب و روحانیون، به عنوان ادامهدهندگان راه انبیاء و مبلغان دین، چه وظیفهای در قبال تبیین و پاسداری از آرمانهای بلند رهبری، بهویژه در راستای حفظ دستاوردهای انقلاب و دفاع از ارزشهای دینی دارند؟
با توجه به بیانات حضرت آیت الله خامنه ای ؛«هدایت فکری و دینی»، «هدایت سیاسی و بصیرت افزایی» و «راهنمایی و حضور در عرصه خدمات اجتماعی» سه وظیفه عمده روحانیت هستند و طلاب باید با کسب صلاحیت ها و آگاهی های لازم، در دنیای متفاوت امروز خود را برای ایفای مسئولیتهای تعیین کننده در جامعه آماده کنند، اگر همه تخصص های مورد نیاز یک جامعه به بهترین شکل وجود داشته باشد اما جامعه، دینی نباشد، آن ملت در دنیا و آخرت دچار خسران و مشکلات واقعی خواهد بود و این مسئولیت عظیم یعنی تبدیل جامعه به جامعه ای دینی، بر عهده علما و روحانیت و طلاب است.
روحانیون باید مسلح و آماده، وارد عرصه مقابله با شبهات و تفکرات غلط و انحرافی شوند. «اسلام التقاطی» و «اسلام آمریکایی» مشغول مقابله با «اسلام ناب» هستند.
درک اسلام ناب و متکی بر کتاب و سنت با ابزار خرد و اندیشه اسلامی، وظیفه مهم روحانیون می باشد و راه انبیاء، ترویج این تفکر اصیل است و روحانیون نیز ادامه دهنده همین راه سعادت بخش یعنی هدایت دینی مردم هستند.
هدایت عملی مردم مکمل هدایت اندیشه ای آنانست با بهترین روش ها، مردم را به عبادات و ظواهر و مصادیق دینی از جمله صدقه، امانت، تقوا، ترک منکر،میتوان دعوت کرد. «هدایت سیاسی» دیگر وظیفه مهم علما و روحانیون است و علت تأکید مکرر بر ضرورت انقلابی بودن حوزه های علمیه این است که استمرار حرکت صحیح و انقلابیِ کشور و جامعه، بدون حضور مستمر روحانیت امکان پذیر نیست.آمریکایی ها از اول انقلاب نیز مانند امروز در صدد حذف روحانیت از حرکت عمومی ملت ایران بوده اند تا در مرحله بعد، حضور مردم در صحنه از بین برود و سپس انقلاب به شکست بینجامد اما تاکنون موفق به تحقق این هدف نشده اند و به فضل الهی نخواهند شد.
در زلزله بیداری اسلامی هم، «دین»، مردم را به میدان کشاند اما چون دستگاه های دینی در آن کشورها متفرّق هستند، این کار استمرار نیافت و بیداری به نتیجه لازم نرسید، اما در جمهوری اسلامی، تداوم حضور علما و روحانیون و در نتیجه حضور مردم در عرصه ها، استمرار حرکت انقلاب را ممکن کرده است.یکی از وظیفه مهم روحانیت «حضور هدایتگر و نیز میدانی در عرصه خدمات اجتماعی» می باشد.
حضور طلاب در خدمات رسانی به مردم، مدرسه سازی، بیمارستان سازی، کمک به مردم هنگام حوادث و دیگر عرصه ها، نیروهای مردمی را نیز به صحنه می آورد و منشأ خدمات خواهد شد.
وظیفه دیگر«درس خواندن خوب و تهذیب نفس» است،طلاب باید همت خود را برای ایفای مسئولیت های روحانیت که هیچ تخصص دیگری نمی تواند جایگزین آن شود، به کار گیرند؛ البته این کار نباید به معنای هدف گیری مناصب و مقامات و عناوین باشد بلکه در همه اوقات باید کسب رضایت پروردگار و امام عصر(عج)، هدف اصلی قرار گیرد.
در شرایطی که امنیت کشور و تمامیت ارضی آن، مرهون تلاشهای شبانهروزی نیروهای نظامی و انتظامی است، حمایت قاطع از این نیروها چه معنایی پیدا میکند؟
إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفّاً کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ در آیه ۴ سوره مبارکه صف خداوند میفرماید کسانی را دوست می دارد که در یک صف در راه او پیکار می کنند گویی بنایی آهنین اند.
در روزهایی که چهره واقعی رژیم اشغالگر صهیونیستی با حمله ناجوانمردانه به خاک ایران بیش از پیش آشکار شده است، دلیرمردان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، با صلابت، تدبیر و اقتدار، بار دیگر نشان دادند که امنیت این سرزمین خط قرمزی است که هیچ دشمنی توان عبور از آن را ندارد.
ضمن محکومیت شدید اقدامات خصمانه رژیم صهیونیستی، به پاس مجاهدتهای نیروهای مسلح در دفاع از تمامیت ارضی کشور و پاسخ هوشمندانه و کوبنده به این حملات، در برابر ایمان و ایثارشان سر تعظیم فرود میآوریم. بهدرستی که آرامش امروز جامعه، مرهون بیداری شبانه و ایستادگی روزانه این عزیزان است.
حمایت و همراهی با رزمندگان ارتش، سپاه، بسیج، نیروی انتظامی و حافظان گمنام امنیت را نهفقط یک وظیفه، بلکه بخشی از هویت خود میدانیم و با تمام توان علمی، فرهنگی و رسانهای در کنار آنان ایستادهایم. باور داریم که در پرتو این همدلی ملی، ریشههای فتنه خشک خواهد شد و ایران عزیز، سرافرازتر از همیشه، به راه خود ادامه خواهد داد.
حمایت و پشتیبانی از نیروهای مسلح جزو واجبترین امور است که باید مورد توجه متولیان امر قرار بگیرد. دشمنانی که به نیروهای مسلح ما جسارت میکنند همان کسانی هستند که هویت و استقلال ملت ما را نشانه گرفتهاند؛ امروز دفاع از نیروهای مسلح دفاع از هویت، شرف و عظمت ایران اسلامی است.
مردم ثابت کردند همواره محور اصلی دفاع هستندو آمادگی کامل برای هر کاری که برای جمهوری اسلامی ممکن باشد، هر کاری که امکان داشته باشد، را دارند.
رهبر شهید مان حضرت آیتالله خامنهای همیشه تأکید می کردند: دشمنان ایران از «ایستادگی و اتحاد مقتدرانه ملت، مسئولان و نیروهای مسلح» و «تحمل شکست سخت در حملات نظامی» فهمیدهاند که ملت ایران و نظام اسلامی را نمیتوان با جنگ به زانو درآورد و گوش بهفرمان کرد؛ در مقابل، همه مردم و مسئولان و صاحبان حرف و قلم باید با همه وجود سپر پولادین اتحاد مقدس و عظیم ملی را حفظ و تقویت کنند. همه باید از خدمتگزاران کشور حمایت کنند.
رژیم صهیونی منفورترین رژیم دنیا است، منفورترین حکومت دنیا است. ملتها و دولتها و روسای دولتهای غربی حامی رژیم صهیونی نیز امروز او را محکوم می کنند.
با توجه به دغدغهی رهبر انقلاب در رابطه با حفظ انسجام ملی، وظیفه روحانیت در تبیین و ترویج این «اتحاد مقدس» در چنین شرایطی چیست؟
در تمام مراحل نهضت روحانیت نقش اول را داشتند . یعنی دانشگاهی ها بودند روشنفکرها بودند لکن آن که ملت را بسیج کرد روحانیون بودند. همیشه به ملت ایران سفارش شده بود که این دژ محکم (روحانیت ) را از دست ندهید.
چنان که تجربه های سیاسی و اجتماعی در نهضت های صد ساله اخیر به دست می دهد ایران منهای روحانیت یا اسلام منهای روحانیت هرگز نمی تواند ایده ای تضمین کننده برای حیات و سرنوشت کشور و دین باشد زیرا با فرو ریختن دژ دیرینه و نفوذناپذیر روحانیت متعهد شیعه هیچ دست و صنف و سازمان و حزبی نمی تواند انسجام ملی یا اسلامی ایرانیان را فراهم آورد.
از همین روست که حضرت امام خمینی (ره ) نه به دلیل روحانی بودن یا مرجع دینی بودن خود بلکه به دلیل تجربه ها و مشاهده های تاریخی اش بدین حقیقت دست یافته که جدایی مردم از روحانیت متعهد به اخلاق و رفتار نبوی دین و جامعه را به روزگار طاغوتی باز می گرداند.
مبارزه عملی روحانیون در بهترین صحنه های زندگی وجهاد و شهادت شکل گرفته است.باید در مسیر ارزش ها و معنویات از وجود روحانیت و علمای متعهد اسلام استفاده شود و هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی خود را بی نیاز از هدایت و هم کاری آنان ندانید .
کانون انسجام اسلامی در داخل کشور را باید نسل جوانی دانست که بر پایه ایمان و خودباوری توانسته است الزام های همبستگی روحی و رفتاری خود را با ملت و حاکمیت عدالت گستر اسلامی حفظ کند. اگر دشمن بر اثر غفلت مسئولان ومدیران نظام از جوانان و تغذیه فکری و فرهنگی آنان یا شیوه های نادرست در برخورد با کنش های جوانی قدرت و امیدی برای نفوذ در نسل نو پیدا کند انسجام اسلامی امت دچار تزلزل خواهد شد.
زیرا بدون جوان و انرژی او نمی توان از وحدت جمعی مردم سخن گفت. جوانان در حقیقت محرک دست اندرکاران برای سیاست گذاری ها و برنامه های بهتر و بنیادی تر و سازنده تر می باشند.
از طرفی حضور جوان در بخش ها و شاخه های مدیریتی نظام و جامعه سهم به سزایی در خدمت رسانی موثر و سریع دولت به ملت خواهد داشت . جوانان در جمهوری اسلامی پایه گذار بسیاری از خدمات و جریان های اجتماعی بوده اند چرا امروز نباید از این عنصر تاثیرگذار در خط انسجام اسلامی ملت مسلمان سود جست و آنان را رها ساخت .
حضرت امام خمینی (ره ) به مبارز بودن نسل نو اشاره دارند،یعنی جوانان مسلمان ایرانی را بر خلاف تبلیغات عصر استبداد ستم شاهی یا سیاست تهاجم فرهنگی غرب عناصر کوشا و توان مند برای ساختن زندگی وجامعه ای پیشرفته و متعالی و ارزش گرا می شناساند.
تقسیم مبارزه جوانان مسلمان ومنسجم در راه انقلاب و اسلام به بخش های علمی و عملی از جانب رهبر فقید انقلاب اسلامی نمودار ضرورت سامان یابی شخصیت نسل امروز در ابعاد زندگی است . اگر مفهوم انسجام اسلامی به درستی درک و تحلیل شود به دست میآید که نه عمل و کوشش منهای تفکر و تعقل و تعلیم سودمند است و نه علم و دانش مهارت و تخصص منهای جهاد ودفاع از ارزش ها و آرمان های دینی و سیاسی .
یک جوان مسلمان آن گاه می تواند در جریان منسجم امت اسلامی نقش تعیین کننده ای داشته باشد که دو بال علم و عمل در همه عرصه های مورد نیاز را به دست آورده باشد.
این که دشمنان اسلام و مسلمانان به آسانی از طریق رسانه های ماهواره ای به جذب جوانان مسلمان می پردازند دلیلی جز فقدان بینش و تلاش اسلامی جوانان ندارد. استعمار در طول تاریخ شبیخون خود را آشکار ساخته است که موفقیت مهاجمان در سرزمین های اسلامی مشروط به مبارز نبودن جوانان اسلام در صحنه های علم و عمل است .
به منظور سلامت و مصونیت نسل نو در برابر تهاجم فرهنگی غرب و آمریکا و صهیونیست های جهانی که اکنون سخت شتاب گرفته است می باید دریچه های ارزش ها و معنویت اسلام و قرآن کریم را به روی آنان گشود.
شکی نیست که مسئولیت هدایت گری جوانان به سمت مسئولیت ها و بهره گیری آنان از قابلیت های جوانی بر عهده روحانیت و علمای متعهد اسلام است . امروزه همه اندیشه ورزان جهان اسلام از ایران گرفته تا دوردست ترین سرزمین قبله توحید می باید بیشترین همت و مجاهدت خود را نسبت به دختران و پسران مسلمان آشکار سازند. هرگونه بی توجهی و غفلت ورزی و فرصت سوزی در برابر نجات جوانان مسلمان در عین حال که گناهی نابخشودنی است انسجام ملت اسلام را ناممکن می سازند و طبعا سلطه دشمنان قرآن بر جوامع اسلامی را مستحکم می کند.
چه راهکارهای عملیاتی را از سوی حوزههای علمیه و روحانیت، برای حفظ وحدت جامعه و هدایت آن در مسیر پیش رو، پس از فقدان رهبری معظم، پیشنهاد میدهید؟
در روایتی از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) مؤمنان را به مانند یک بنا تشبیه فرمودهاند که استحکام آن منوط به هماهنگی و همبستگی اجزای آن است. همانگونه که در یک بنا، آجرها باید یکی پس از دیگری و بهصورت منسجم کنار هم قرار گیرند، مؤمنان نیز باید در کنار یکدیگر بایستند تا از فروپاشی و تفرقه جلوگیری شود. بنابراین، جریانها و گروههای مختلف اسلامی باید در کنار هم قرار گیرند تا وحدت حفظ شود.
تاریخ، گواهی بر میزان مخرب بودن تفرقه است
هرگاه به تاریخ نگاه کنیم، خواهیم دید که تفرقه چقدر مخرب بوده است. پس از رحلت پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، با کنار گذاشتن امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، اختلافات عمیقی پدید آمد که باعث تضعیف مسلمانان و تقویت دشمنان گردید. یا در حادثه عاشورا، اگر کسانی که نامههایی به امام حسین (علیهالسلام) نوشته بودند، در عمل متحد میشدند، هرگز چنین فاجعهای رقم نمیخورد.
در دنیای امروز نیز، هنگامی که به مسئله غزه و فلسطین میپردازیم، اگر تمام کشورهای اسلامی در دفاع از مردم مظلوم غزه متحد میشدند، شاید دیگر رژیم اشغالگر اسرائیل هیچ شانسی برای بقا نداشت.
از اینرو، از دیدگاه قرآنی، تاریخی و سنتی، اهمیت «اتحاد مقدس» روشن است. هنگامی که به آیات قرآن مراجعه میکنیم، در آیهای میفرماید: «إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ»؛ یعنی امت شما یک امت واحد است و من پروردگار شما هستم، پس مرا عبادت کنید. این آیه نشان میدهد که برای حفظ و تثبیت اتحاد مقدس، محور باید «توحید» باشد. در غیر اینصورت، عبادت و اطاعت ضعیف خواهد شد و با ضعف اطاعت، هویت جمعی و اتحاد نیز از بین خواهد رفت. این، راهکاری است که قرآن در سطح اعتقادی ارائه میدهد.
در سطح اخلاقی نیز قرآن راهکارهایی دارد. در آیه چهل و شش سوره انفال میفرماید: «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ»؛ یعنی با یکدیگر نزاع و اختلاف مکنید که سست و بد دل می شوید و قدرت و شوکتتان از میان می رود. نزاع، عزت انسانها را از بین میبرد و روابط همافزایی و وحدت را تضعیف مینماید. این، یک توصیه اخلاقی برای حفظ اتحاد مقدس است.
در سطح اجتماعی نیز قرآن راهنمایی میکند. در آیهای میفرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَی وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا»؛ یعنی ما شما را به قومها و قبیلههای گوناگون تقسیم کردیم تا یکدیگر را بشناسید. هدف از این شناخت، ایجاد همافزایی و وحدت تمدنی است. بنابراین، در سطح اجتماعی نیز قرآن راهکاری برای تقویت اتحاد مقدس ارائه میدهد.
رهبر معظم انقلاب در سالهای گذشته بر مقوله «جهاد کبیر» تأکید فرمودند، بهویژه در زمینه دشمنشناسی و خنثیسازی توطئهها و اهداف دشمن؛ در این راستا در ارتباط با نسل جدید، چه شیوهها و راهکارهایی باید بهکار گرفت تا گفتار ما اقناعکننده و مؤثر باشد؟
همیشه نخبگان و اساتید حوزه در مقولههای فرهنگی و در مسیر انقلاب، پیشگام بودهاند. این پیشگامی باید حفظ شود و وضعیتی منفعلانه پذیرفته نگردد. در بحث اتحاد مقدس، نخستین وظیفه نخبگان و اساتید، تبیین مؤلفههای این اتحاد است. یکی از این مؤلفهها، پذیرش «دین کامل» توسط مردم است؛ یعنی دین باید بهطور کامل پذیرفته شود، نه اینکه گفته شود: «ما مسلمان هستیم، نماز میخوانیم و امام حسین (علیهالسلام) را میپذیریم، اما حجاب را نمیپذیریم.» این وظیفه از حیث «جهاد تبیین» بر عهده نخبگان و اساتید است که دارای علم هدایتگری هستند. بنابراین، باید مؤلفههای اتحاد -چه اعتقادی و چه اخلاقی- را برای جامعه بیان نمایند.نکته دیگر این است که نخبگان و اساتید در جایگاه «خواص» قرار دارند. تاریخ نشان میدهد که خواص همواره راهبری جامعه را بر عهده داشتهاند. مردم در بحرانها، به سوی خواص، نخبگان و اساتید نگاه میکنند تا راهنمایی شوند. از اینرو، نقش هدایتگری این عده بسیار مهم است. در تاریخ، نخبگان و خواص تأثیر بسزایی در جهتگیری جامعه اسلامی داشتهاند.











نظر شما