خانم اعظم علیعسکری مدیر مدرسه علمیه ریحانهالنبی(س) رفسنجان در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در کرمان، ضمن تسلیت شهادت رهبر فقید انقلاب اسلامی، به سوالاتی پاسخ داد، متن گفتگو به شرح زیر است:
شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای، چه تأثیری بر هویت دینی و ملی ما خواهد داشت؟
شهادت هر رهبری، به ویژه رهبری در نظام ولایت فقیه، یک نقطه عطف تاریخی و نیروی محرکه عمیق برای تحولات هویتی-اجتماعی است. در مورد شهادت مقام معظم رهبری، این واقعه در بُعد هویت دینی، به مثابه تجلی کامل مفهوم ایثار و فداکاری در راه آرمانهای اسلامی و ولایت فقیه تعبیر خواهد شد. این امر باعث تثبیت و تعمیق گفتمان جهاد و شهادت در جامعه میگردد و مرجعیت دینی و انقلابی ایشان را در قاموس قدسی و اسطورهای قرار میدهد. این فقدان، ایمان عمومی به مسیر حق و پایداری بر اصول دینی را تقویت کرده و شهادت را به عنوان بالاترین سطح تبعیت از اسلام سیاسی معرفی میکند.
از منظر هویت ملی، شهادت ایشان، همچون واقعه عاشورا برای شیعه، به یک نقطه وحدتبخش و انسجام ملی تبدیل میشود. این رویداد ملی-مذهبی به طور موقت تمامی اختلافات سیاسی یا اجتماعی را تحتالشعاع قرار داده و تمرکز ملت را بر میراث باقیمانده (نظام جمهوری اسلامی و آرمانهای انقلاب) متمرکز میسازد. تحلیل سیاسی نشان میدهد که در چنین شرایطی، موجی از همدلی فراگیر در میان اکثریت مردم شکل میگیرد که منجر به تقویت پیوند عاطفی آنها با ساختار حاکمیتی و تقویت مفهوم "ما" در برابر تهدیدات خارجی و داخلی میشود.
در نهایت، این واقعه موجب پاسداشت راه ایشان و تداوم مسیر خواهد شد. شهادت، مسیر رهبری را از حالت یک مدیریت سیاسی صرف خارج کرده و آن را به یک سرمایه معنوی و میراث مقدس تبدیل میکند. این امر، وظیفه نخبگان و بدنه اجتماعی را در قبال حفظ دستاوردهای فکری و عملی ایشان سنگینتر میسازد. مسیر، نه با فقدان رهبر، که با تعمیق وفاداری به مکتب و گفتمان او تداوم مییابد؛ این امر به عنوان یک تکلیف تاریخی برای نسلهای آینده، ضامن پایداری هویت دینی و ملی مبتنی بر گفتمان انقلاب اسلامی خواهد بود.
طلاب و روحانیون، به عنوان ادامهدهندگان راه انبیاء و مبلغان دین، چه وظیفهای در قبال تبیین و پاسداری از آرمانهای بلند رهبری، بهویژه در راستای حفظ دستاوردهای انقلاب و دفاع از ارزشهای دینی دارند؟
وظیفه اصلی روحانیت در قبال آرمانهای رهبری، تبدیل اندیشهها و منویات ایشان به زبان قابل فهم برای همه اقشار جامعه است. این تبیین باید فراتر از بیان صرف باشد و جنبه عملیاتی و کاربردی پیدا کند. روحانیون باید نشان دهند که چگونه آموزههای رهبری (مانند عدالتخواهی، سادهزیستی، استکبارستیزی و توجه به تولید داخلی) در زندگی روزمره و مسائل کلان کشور قابل اجرا هستند. این کار نیازمند بهروز بودن در مسائل روز و داشتن مهارت انتقال پیام مؤثر است تا جوانان و عامه مردم بتوانند ارتباط عمیقی با این آرمانها برقرار کنند.
در راستای حفظ دستاوردهای انقلاب، نقش روحانیت نقش سپر دفاعی و تقویتکننده ریشهها است. انقلاب اسلامی بر پایه ارزشهای دینی بنا شده است، و آرمانهای رهبری نیز تداوم همان ارزشهاست. روحانیون موظفاند هرگونه تلاش برای خدشهدار کردن اصول اساسی نظام (مانند اصل ولایت فقیه، استقلال ملی، و مردمسالاری دینی) را با استدلال قوی دینی و مستند به سیره رهبری پاسخ دهند. این وظیفه، به ویژه در برابر جنگهای نرم و تبلیغات مغرضانه دشمن، حیاتی است تا باور عمومی به صحت مسیر حفظ شود.
در نهایت، پاسداری از ارزشهای دینی به معنای جهاد تبیین در مواجهه با چالشهای جدید فرهنگی و اجتماعی است. روحانیت باید با هوشمندی، مرز میان دین اصیل و برداشتهای سست یا افراطی را مشخص سازد و آرمانهای رهبری را به عنوان نقشه راهی برای تعالی معنوی و مادی جامعه معرفی کند. این امر شامل تشویق به مشارکت فعال در عرصههای مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی با تکیه بر مبانی ایمانی است تا جامعه از یک سو متعهد به دین باشد و از سوی دیگر، فعال و پیشرو در مسیر توسعه ملی بر اساس مدل اسلامی-ایرانی.
در شرایطی که امنیت کشور و تمامیت ارضی آن، مرهون تلاشهای شبانهروزی نیروهای نظامی و انتظامی است، حمایت قاطع از این نیروها چه معنایی پیدا میکند؟
حمایت قاطع از نیروهای نظامی و انتظامی، فراتر از یک وظیفه عرفی، یک تعهد ایدئولوژیک و سیاسی نسبت به آرمانهای انقلاب است. در مکتب سیاسی ما، امنیت زیربنای اصلی هرگونه پیشرفت و حفظ ارزشهاست. این نیروها، به عنوان بازوان اجرایی نظم و اقتدار ملی، ضامن استمرار حیات مستقل کشور در برابر دشمنان خارجی و فتنهگران داخلی هستند. بنابراین، حمایت از آنها به معنای درک این اصل است که امنیت ملی، خط قرمز و میراث گرانبهای خون شهداست و هرگونه تضعیف این نیروها، مستقیماً تضعیف ارکان نظام و آرمانهای بلند امام و رهبری تلقی میشود.
ترویج این حمایت به عنوان نماد وفاداری نیازمند کار فرهنگی و اجتماعی است. لازم است به جامعه آموزش داده شود که این نیروها، نه صرفاً ساختارهای دولتی، بلکه تجسم عملیاتی شعار «ما میتوانیم» و «ما پای آرمانها ایستادهایم» هستند. با برجسته کردن فداکاریها و مظلومیتهای این عزیزان در مرزها و در صحنههای عملیاتی، میتوان حس همذاتپنداری و قدردانی را در مردم تقویت کرد. هر قدر این نیروها از پشتوانه مردمی قویتری برخوردار باشند، اقتدار ملی آنها در عرصه منطقهای و بینالمللی نیز افزایش مییابد.
در نهایت، تجلی وفاداری به آرمانها در این حمایت، در همراهی و بصیرت عمومی نهفته است. وفاداری به رهبری و شهدا به این معناست که مردم، درک کنند که حفظ نظم و امنیت، یک مسئولیت مشترک است. حمایت از نیروهای حافظ امنیت، یعنی عدم دامن زدن به شایعات، پرهیز از رفتارهای تفرقهانگیز، و اعتماد به تصمیمات کلان امنیتی کشور. این همراهی فعالانه مردم، قویترین پیام به دشمنان است که نشان میدهد مردم ایران، فارغ از هر اختلاف نظری، در دفاع از اصل وجودی کشور و ارزشهای دینی خود متحد و یکپارچه هستند.

با توجه به دغدغهی رهبر انقلاب در رابطه با حفظ انسجام ملی، وظیفه روحانیت در تبیین و ترویج این «اتحاد مقدس» در چنین شرایطی چیست؟
وظیفه اصلی روحانیت در حفظ انسجام ملی پس از رهبری، تبدیل دغدغهی رهبر انقلاب به یک فرهنگ نهادینه شده در جامعه است. این امر از طریق تبیین این حقیقت آغاز میشود که آرمانها و اهداف کلان نظام، فراتر از شخص رهبر هستند و یک خط سیری تاریخی را دنبال میکنند. روحانیون باید با استفاده از زبان ساده و مستند به منابع دینی و تاریخ انقلاب، به مردم آموزش دهند که انسجام ملی نه به معنای یکساناندیشی مطلق، بلکه به معنای وحدت بر سر اصول و منافع ملی است؛ اصلی که در آن احترام به تنوع فکری در چارچوب انقلاب حفظ میشود.
راهکار عملی دیگر روحانیت، ایفای نقش به عنوان پل ارتباطی و میانجی بین گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی است. در هر جامعهای پس از یک تغییر بزرگ، احتمال شکلگیری شکافهای جدید وجود دارد. روحانیت به دلیل جایگاه مرجعیت معنوی خود، میتواند با حضور فعال در میان اقشار مختلف (از کارگران و کشاورزان تا نخبگان دانشگاهی) و شنیدن دغدغههای آنها، به کاهش سوءتفاهمها کمک کند. آنها باید همزمان، نقش «تذکر دهنده» به مسئولین در قبال تبعیض یا بیعدالتی را ایفا کنند تا مردم احساس کنند صدایشان شنیده میشود و نظام، همواره در مسیر حقطلبی و عدالتخواهی قرار دارد.
در نهایت، روحانیت باید بر اهمیت روایتگری مستمر از تاریخ و مشترکات دینی تأکید کند. حفظ انسجام در گرو یادآوری مداوم دلایلی است که ملت را دور هم جمع کرده است؛ یعنی مشترکات دینی عمیق، میراث فرهنگی غنی و دشمن مشترکی که همواره در کمین است. با ترویج گفتمان «ما»ی قدرتمند، پرهیز از دامن زدن به اختلافات جناحی یا قومی در منابر و مجامع، و تبیین این نکته که هر نوع تفرقه، بزرگترین هدیه به دشمنان است، میتوانند به طور مستمر و پویا، پیوند ناگسستنی میان آحاد ملت را تقویت و تضمین کنند.
منظور از «اتحاد مقدس» در این زمینه، فراتر از یک ائتلاف سیاسی موقت است؛ این اتحاد یک همبستگی عمیق عقیدتی و وجودی است که ریشه در باورهای دینی و تاریخ مبارزاتی ملت ایران دارد.
این اتحاد بر سه رکن اصلی استوار است:
۱. وحدت بر سر آرمانهای اساسی: این یعنی تمام گروهها، فارغ از تفاوتهای سلیقهای یا سیاسی، بر اصول بنیادین جمهوری اسلامی (مانند استقلال، عدم وابستگی، مردمسالاری دینی و ولایت فقیه) توافق قلبی داشته باشند. این اصول، خطوط قرمزی هستند که عبور از آنها به معنای ضربه زدن به تمامیت نظام است.
۲. پیوند خونین شهدا: پیوند عاطفی با یاد و نام شهدا، به ویژه شهید آیت الله سید علی حسینی خامنهای(ره) ، یک عامل بسیار قدرتمند وحدتبخش است. شهادت به عنوان بالاترین نماد ایثار برای حفظ دین و میهن، در فرهنگ شیعی جایگاهی اسطورهای دارد و یادآوری مستمر این فداکاریها، هرگونه تلاشی برای تجزیه جامعه را ناممکن میسازد.
۳. درک تهدید مشترک: این اتحاد در بستر درک مشترک از دشمن خارجی و داخلی شکل میگیرد. وقتی عموم مردم باور داشته باشند که دشمنان به دنبال تضعیف هویت دینی و تجزیه ساختار ملی آنها هستند، غریزه بقای ملی فعال شده و اختلافات داخلی در برابر آن به حاشیه رانده میشوند.
به بیان سادهتر، اتحاد مقدس یعنی وحدت عمل و عزم ملی در دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی، که این وحدت، توسط مرجعیت معنوی و تبیین مستمر روحانیت حفظ و تقویت میشود.

چه راهکارهای عملیاتی را از سوی حوزههای علمیه و روحانیت، برای حفظ وحدت جامعه و هدایت آن در مسیر پیش رو، پس از فقدان رهبری معظم، پیشنهاد میدهید؟
راهکارهای عملیاتی برای حفظ وحدت و هدایت جامعه پس از شهادت قائد امت حضرت آیتالله سید علی حسینی خامنهای(ره)، آزمون بزرگی برای جامعه اسلامی ماست. حفظ وحدت و انسجام ملی در این مقطع حساس، وظیفهای خطیر بر دوش همه آحاد جامعه، به ویژه حوزههای علمیه و روحانیت است. با توجه به نقش تاریخی و معنوی این نهادها، پیشنهاداتی عملیاتی در راستای هدایت جامعه در مسیر پیش رو ارائه میشود.
۱. تقویت گفتمان وحدت و امتمحوری
روحانیت باید با تاکید بر آموزههای اسلامی و ارزشهای مشترک، گفتمان وحدت را در جامعه تقویت کند. این گفتمان باید بر محوریت امتمحوری، همدلی، و همبستگی ملی بنا شود و از هرگونه تفرقهافکنی و اختلافتراشی پرهیز شود. برگزاری جلسات گفتوگو با گروههای مختلف سیاسی و اجتماعی، انتشار مقالات و تحلیلهای وحدتبخش، و بهرهگیری از ظرفیت رسانهها در این راستا ضروری است.
۲. تبیین جایگاه و اهمیت جانشینی رهبری
یکی از مهمترین وظایف روحانیت، تبیین جایگاه و اهمیت جانشینی رهبری در نظام اسلامی است. باید به جامعه توضیح داد که تعیین جانشین رهبری، فرآیندی قانونی و مبتنی بر مصلحت است و هدف آن، حفظ ثبات و استمرار نظام است. همچنین، باید به شبهات و ابهامات پیرامون این فرآیند پاسخ داده شود و اعتماد عمومی به نظام تقویت گردد.
۳. تقویت نقش حوزههای علمیه در تربیت روحانیون دغدغهمند
حوزههای علمیه باید با بازنگری در برنامههای آموزشی و تربیتی خود، روحانیونی را تربیت کنند که به مسائل روز جامعه دغدغهمند باشند و بتوانند در عرصههای مختلف، از جمله گفتوگو با جوانان، پاسخگویی به سوالات دینی، و ارائه راهکارهای عملی برای حل مشکلات، نقش مؤثری ایفا کنند. تاکید بر مهارتهای ارتباطی، آشنایی با علوم نوین، و توانایی تحلیل مسائل، از جمله ضروریات این فرآیند است.
۴. بهرهگیری از ظرفیت روحانیون در مناطق محروم و حاشیهای
روحانیون میتوانند با حضور فعال در مناطق محروم و حاشیهای، به رفع مشکلات و دغدغههای مردم این مناطق کمک کنند. این حضور میتواند شامل ارائه خدمات مشاورهای، برگزاری کلاسهای آموزش قرآن و احکام، و حمایت از فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی باشد. همچنین، روحانیون میتوانند با ایجاد شبکههای ارتباطی با جوانان این مناطق، از بروز آسیبهای اجتماعی جلوگیری کنند
۵. تقویت ارتباط روحانیت با نخبگان و اقشار مختلف جامعه
روحانیت باید با ایجاد ارتباط سازنده با نخبگان و اقشار مختلف جامعه، از نظرات و دیدگاههای آنان بهرهمند شود. این ارتباط میتواند از طریق برگزاری جلسات هماندیشی، شرکت در همایشها و کنفرانسها، و استفاده از رسانههای اجتماعی صورت گیرد. همچنین، روحانیون باید با درک نیازها و خواستههای جامعه، در جهت رفع آنها گام بردارند.
۶. تاکید بر اخلاق و معنویت در جامعه
روحانیت باید با ترویج اخلاق و معنویت در جامعه، به تقویت ارزشهای انسانی و مذهبی کمک کند. این امر میتواند از طریق موعظه و نصیحت، برگزاری مراسمهای مذهبی، و ترویج فرهنگ عفاف و حجاب صورت گیرد. همچنین، روحانیون باید با الگوبرداری از اخلاق و رفتار پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع)و رهبر شهید خود را به عنوان الگوهای اخلاقی در جامعه معرفی کنند.











نظر شما