جمعه ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۸
نقد سلبریتیسم افراطی انقلابی و کژکارکرد آن در آشوبناکی ذهنی اجتماعی مومنان در جبهه مقاومت (نقد حمله خلاف اخلاق و منطق به تصمیم جمهوری اسلامی در پذیرش مذاکرۀ دو هفته ای؛ و ارائه تحلیلی بر فرصتهای مثبت این دو هفته)

حوزه/ همانطور که در امور شخصی عوامل انحرافی به نام نفس و امیال و خودخواهی و شیطان وجود دارد، در روزگار سنتی و مدرن، در ارتباطات اجتماعی و بین الملل نیز عامل مهمی به نام افراد ذی نفوذ که در روزگار ما سلبریتی ها و اینفلوئنسرها نام دارند وجود داشته و دارد. همان بزرگان قوم که افرادی به جهت زور و قدرت و موقعیت آنان، چشم و گوش بسته تابع آنان بودند و در قیامت می گویند: خدایا ما از بزرگان خود تبعیت کردیم و گمراهمان کردند (احزاب: ۶۷) امروزه سلبریتی ها بدون پول و اقتدار اجتماعی بلکه با ابزارهای هیجانی نفوذ، همان نقش را دارند.

خبرگزاری حوزه | سلبریتیسم افراطی انقلابی، مانند سلبریتیسم تفریطی محافظه کار، هر دو نقش منفی در فرایند گفتگوی خردمندانه جمعی و پرورش و رشد افکار در جامعه اسلامی دارند. این یادداشت در سه بخش به شرح زیر این کژکارکرد را با تاکید بر نقش این جریان در گفتگوی دو هفتگی آتش بس اخیر میان ایران و مهاجم آمریکایی - صهیونی بررسی می کند است:

اول: راه اعتدال از منظر قرآن و حدیث و نقش سلبریتیسم سنتی و مدرن در کرانه های افراط و تفریط

طبق نصوص دینی و تحلیل عقلی، راه درست و صراط مستقیم از مو باریکتر است (کافی، ج ۸، ص ۳۱۲) و چپ و راست هر دو گمراهی و راه میانه و وسط و وسطی، راه مستقیم است (نهج البلاغه، خطبه ۱۶) که متاسفانه طبق آموزه های قرآنی، شیطان دقیقاً بر سر این راه وسط نشسته (اعراف: ۱۶) و همۀ روندگان را به چپ و راست رهنمون می شود!!انسان، یا باید خود آنقدر رشد معنوی و عقلانی یافته باشد که با عقل و درک فوق العاده و رها از هوای نفس بتواند حقیقت را در مدیریت زندگی شخصی و خانوادگی و اجتماعی بفهمد و یا تا تابع رشد یافتگان باشد که در عرف دینی، «ولایت» نام دارد تا کم کم رشد پیدا کند و خود صاحب درک شود. ولایت معصومان تا عالمان دین تا ولایت فقیه همه شعبه همین است. جهنمیان حسرت می خورند که: ما نه خود اهل درک و فهم بودیم نه تابع اهل درک و فهم و یقین شدیم (ملک: ۱۰).

همانطور که در امور شخصی عوامل انحرافی به نام نفس و امیال و خودخواهی و شیطان وجود دارد، در روزگار سنتی و مدرن، در ارتباطات اجتماعی و بین الملل نیز عامل مهمی به نام افراد ذی نفوذ که در روزگار ما سلبریتی ها و اینفلوئنسرها نام دارند وجود داشته و دارد. همان بزرگان قوم که افرادی به جهت زور و قدرت و موقعیت آنان، چشم و گوش بسته تابع آنان بودند و در قیامت می گویند: خدایا ما از بزرگان خود تبعیت کردیم و گمراهمان کردند (احزاب: ۶۷) امروزه سلبریتی ها بدون پول و اقتدار اجتماعی بلکه با ابزارهای هیجانی نفوذ، همان نقش را دارند.

دوم: چهار دلیلِ موجه بودن پذیرش مذاکره اخیر:

۱. اصرار طبقه خاصی از درون جامعه ایران (سلبریتیسم تفریطی مخالف و پیروان او) بر صلح به این دلیل که شما در موضع قدرتید و دشمن رو به ضعف رفته و خواهان صلح است و جنگ باعث تخریب زیرساختها می شود. اینان همان افرادی هستند که در چند سال اخیر با بارش رگباری پستهای زرد و بازخوانی غلط و جهت دار پرونده دفاع مقدس هشت ساله، بسیاری از افراد بی خبر از جمله بخشی از همین جوانانی که الان تابع سلبریتیسم انقلابی افراطی هستند را فریب داده و مدعی شدند امام خمینی فرصت صلح در حالی که در اوج بود را از دست داد و قدری از اواخر جنگ را بیهوده برگزار کرد. باید فرصت و زمینه تحریف را از این جریان گرفت و بهانه دست آنان نداد تا هم افزایی مردم و اتحاد جبهه مقاومت روز به روز بیشتر شود.
۲. درخواست جامعه بین الملل بر آتش بس است و اگر ایران به جنگ ادامه می داد، از نظر عرف بین الملل او را متجاوز می شناختند و در واقع بسیاری منتظر این بهانه برای فشار از طریق اهرمهای سازمان ملل و ... بودند. همان هراسی که ائمه اطهار علیهم السلام نیز از دشمن مکار خود داشتند و لذا هرگز آغازگر جنگهای جمل و صفین و ... نبودند. اما اینکه امریکا و اسرائیل متجاوز هستند پس چرا عرف بین الملل آنان را تنبیه نمی کند، به دلیل قلدری و نفوذ آنان در ساختار قدرت در سازمانهای بین المللی است که خود آن را طراحی کرده اند.
۳. این دوهفته، را نمی توان فرصت بازسازی مجدد دشمن دانست که با بخواهد با تجدیدقوا حمله کند. هر چند این فرصت، تنفسی برای جبهه های جنگ طرفین خواهد بود و لذا دو هفته تنفس دادن به قوای مسلح خود برای رفع خستگی و نیز برگزاری برنامه تشییع رهبر شهید برای کشور ما هم امتیاز بدی نیست. باید از فرصتها بهره برد و بلکه در ارتباط با دشمن، به نفع جبهه مقاومت، فرصت سازی کرد.

۴. ده شرط ایران بسیار ایده آل هستند و با تحقق آنها (که احتمال آن تقریبا صفر است) ایران به پیروزی بسیار چشمگیری دست خواهد یافت و بدون تحقق آنها نیز با عقبه مردمی و بدون مزاحمت نق زنان داخلی و بین الملل، با استفاده از ظرفیت نرم حاصل از گفتگومداری، صلح طلبی و مقاومت مقتدرانه خود، جنگ را با قدرت و توانمندی و اتحاد و انسجام بیشتر درونی، ادامه خواهد داد.

حجت الاسلام مصطفی همدانی، استاد حوزه و دانشگاه

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha