چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۶
جوهره مردان در جنگ نمایان می شود

حوزه/ این سخن که جوهره ی مردان در جنگ نمایان می شود را جز در جنگ به خوبی نمی توان دریافت. وحقیقت این است که نشستن پای گوشی همراه و خواندن اخبار جنگ و تأثر مستمر روحی و روانی، هنرِ جنگیدن نیست و این بخشی از ضعف مردانی است که آماده جنگ نیستند و میدان را به حریف واگذار می کنند و عرصه را می بازند.

خبرگزاری حوزه | این سخن که جوهره ی مردان در جنگ نمایان می شود را جز در جنگ به خوبی نمی توان دریافت. وحقیقت این است که نشستن پای گوشی همراه و خواندن اخبار جنگ و تأثر مستمر روحی و روانی، هنرِ جنگیدن نیست و این بخشی از ضعف مردانی است که آماده جنگ نیستند و میدان را به حریف واگذار می کنند و عرصه را می بازند.

بله در جنگ معین می شود چه کسی را می شود با اخبار به بازی گرفت و چه کسی را نه!
چه کسی را می توان با اخبار به وحشت انداخت و چه کسی را نه!
چه کسی را می توان با اخبار به دوست بی اعتماد کرد و چه کسی را نه!
چه کسی را می توان با اخبار به صداقت دشمن، معتقد کرد و چه کسی را نه!
چه کسی را می توان با اخبار، از حضور در میدان و خیابان ناامید کرد و چه کسی را نه!

بعضی ها چنان اند که اگر در کوفه خبر صلح اباعبدالله الحسین علیه السلام را از زبان ابن زیاد بشنوند، فوراً مضطرب می شوند و به جای تکذیبِ حرام زاده ای همچون ابن زیاد، اشکال می کنند که اگر حسین بن علی چنین کرده باشد چنان می کنیم.
همین کار را با امام مجتبی علیه السلام کردند و البته دشمن پیروز شد. امامی که هیچ گاه در مدائن با معاویه صلح نکرده بود، متهم به سازشکاری شد تا اینکه شیرازه ی سپاهش از هم پاشید، و آنگاه بود که مجبور شد تن به صلح دهد تا جان شیعیان را حفظ کند و فرصتی برای فرونشاندن غبار فتنه از جهان اسلام فراهم نماید.
(البته ذکر این مثال ها جهت توضیح مفهوم بحث است نه تشبیه زمان و مکان ائمه علیهم السلام به این روزگار)

خیلی بد است که مردانِ تهمتن با قامتی استوار و ایمانی سرشار در نوک پیکار با دشمن، بایستند و مبارزه کنند و جان شیرین را فدای ایران و اسلام نمایند و آنگاه عده ای پشت جبهه های رزم به جای اینکه مراقب خدعه دشمن باشند و به نصرت انصار دین خدا بپردازند و در تلاش برای تشکیل بنیان مرصوص باشند به جان هم بیفتند و از صدر تا ذیل جبهه ی داخلی را بشورند و بسابند و بی هیچ تخصص و دانشِ لازم و اطلاعاتِ دقیق، این و آن را متهم کنند و سرمست از خیال و رؤیای انجام تکلیف باشند.

و آنگاه که تذکرِ خطراتِ قضاوتِ نادرست را می شنوند فریاد بر می آورند که چرا ما را خفه می کنید چرا نمی گذارید مردم حرفشان را بزنند چرا... !!!
صدای اعتراض چنان بلند است که حتی نویسنده را شوکه می کند و چند دقیقه طول می کشد تا بیندیشد که مرز بین سکوت و سخن کجاست؟

مرزش بصیرت است و حلم
مرزش تقوا است و خداترسی
مرزش حقیقت است و روشنایی
مرزش صداقت است و خویشتنداری
مرزش انصاف است و مردانگی

صد البته، مرزش فرونشاندن فریاد انتقام خواهی نیست. مرزش تعطیلیِ مطالبه ی جنگ با آمریکای خبیث نیست. مرزش فرونشاندن بغض و نفرت از دشمن نیست. مرزش نگفتنِ شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» نیست. مرزش مخالفت با سخنان ناصواب هر چند از مسئولین، نیست. صد البته حتی اگر مسئول مملکتی، سخن غلطی بگوید باید مخالفت خویش را ابراز کنیم و حق را مطالبه نماییم و لیکن بدیهی است که نباید از مرز تقوا بگذریم. مرزش آیه قرآن است:

«وَ لا تَقْفُ‌ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً (اسراء36)

از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسئولند

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ‌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلی‌ ما فَعَلْتُمْ نادِمینَ(حجرات 6)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید.

مرزش فرمایش امیرمؤمنان علی علیه السلام است:

وَ لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ وَ إِنْ قَلَّ مَا تَعْلَم‌

آنچه نمی‌دانی نگو، گر چه آنچه را می‌دانی اندک است.

علی دنیائی

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha