حوزه/ بانوی سلماسی می گوید: «سالها بود که در حسرت زیارت کربلا مانده بودم. در سفری که به مشهد مقدس داشتیم، کنار پنجره فولاد، با تمام وجودم از امام رضا (ع) خواستم که راهم را به سوی کربلا باز کند. هنوز از سفر بازنگشته بودیم که اسمم در قرعهکشی سفر کربلا که در محل کار همسرم برگزار شده بود، درآمد! اما این تازه آغاز کرم ایشان بود. امسال دوباره به مشهد مشرف شدیم و دلتنگی کربلا دوباره مرا گرفت. در همان صحن و سرای نورانی، دوباره از آقا خواستم: “آقا جان، یک کربلای دیگر میخواهم…” و این بار، آقا با عطای جایزه بازنشستگی همسرم و یک سفر خانوادگی به کربلا، مرا غرق در شگفتی و سپاس کرد.











نظر شما