به گزارش خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام امین اسدپور، استاد حوزه علمیه و محقق و پژوهشگر علوم اسلامی به پرسش و پاسخی در موضوع «ضرورت بازتاسیس حوزه علمیه قم از منظر حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی» پرداخت که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

* دلایل ضرورت بازتأسیس حوزه علمیه قم از منظر حاج شیخ چه بود؟
در خصوص ضرورت بازتأسیس حوزه علمیه قم از منظر شخص مرحوم آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، باید توجه داشت که فراتر از انگیزههای دعوتکنندگان، خود ایشان نیز انگیزه و درکی عمیق از شرایط فرهنگی و فکری آن زمان داشتند.
ایشان بهروشنی احساس میکردند که با ورود جریانهای فکری و فرهنگی مهاجم که در بستر مدرنیزاسیون در حال نفوذ به کشور بودند، نیاز مبرمی به یک حوزه علمیه نیرومند برای مواجههای فعال و حکیمانه با این جریانها وجود دارد.
حاج شیخ در طول حدود چهارده سال زعامت خود بر حوزه علمیه قم، بارها و بهصورت مکرر بر این نکته تأکید میکردند که کشور در مواجهه با تحولات بنیادین اجتماعی، فکری و فرهنگی نیازمند یک پایگاه معرفتی قدرتمند است.
* دعوت حاج شیخ از بزرگان و علمای حوزه
در دوران حکومت رضاخان که مدرنیزاسیون بهصورت تحمیلی و جبری به جامعه ایران تزریق میشد، تلاش حاج شیخ بر آن بود که حوزه علمیه قم را بهعنوان یک پایگاه فکری، حکمی و سنتی از معارف اسلامی تقویت کند تا در برابر آن موج مهاجم، توان ایستادگی و تعامل عقلانی داشته باشد.
بر همین اساس، یکی از مهمترین ابتکارات ایشان، ایجاد فضایی باز برای تبادل آرا و گسترش حوزههای متنوع علمی و معرفتی در ساختار حوزه بود.
از همان آغاز بازتأسیس حوزه علمیه قم، حاج شیخ با رویکردی جامعنگر و آیندهنگر، از طیفی وسیع از اساتید با گرایشهای مختلف دعوت به همکاری کرد؛ اساتیدی با تخصص در «فقه، اصول، حدیث، فلسفه، عرفان، اخلاق، و سلوک»، و حتی حوزههایی که به علوم قدیمه شناخته میشدند، مانند «ریاضیات، هندسه، کیمیا و دیگر شاخههای علوم طبیعی».
تدریس برخی از این علوم در آن زمان در حوزه علمیه قم کاملاً متداول و پذیرفته شده بود.
این رویکرد، برخاسته از اندیشه و دغدغه شخصی حاج شیخ بود. ایشان معتقد بودند که باید تمامی سنتهای علمی و دانشی تمدن اسلامی را احیا و فعال کرد تا در برابر جریانهای رقیب فکری که از سوی جریانهای منورالفکر، دیوانسالاری استبدادی حکومت رضاخان، و نیز روشنفکران متأثر از فرهنگ غربی وارد کشور میشدند، توان مقابله و تعامل فرهنگی وجود داشته باشد.
در آن دوران، حتی در خود جوامع غربی، زمزمههایی از ادبیات انتقادی نسبت به مدرنیته و تمدن غربی آغاز شده بود و این مباحث از طریق احزاب و گرایشهای چپگرا، نظیر سوسیالیستها، به کشورهای دیگر نیز سرایت میکرد.
در ایران نیز، در پی نهضت مشروطه، زمینههای پیدایش حزب توده، ادبیات چپ و گرایشهای سوسیالیستی بهتدریج فراهم میشد.
در چنین شرایطی، حاج شیخ با تکیه بر ظرفیتهای درونی سنت علمی و فکری شیعه، به دنبال ایجاد نوعی توسعه حداکثری در ساختار دانشهای حوزوی بود.
هدف ایشان این بود که حوزه بتواند در برابر فرهنگ مهاجم و رقیب، یک هماوردی علمی و فکری مؤثر و هوشمندانه ارائه دهد.
این رویکرد، تصویری روشن از کلیت فضای فکری حاکم بر حوزه علمیه قم در آن دوره و نیز از افق دید مرحوم حاج شیخ در مقام مؤسس و مدیر آن حوزه ارائه میدهد.
* چه ویژگیهایی در شخصیت علمی و اخلاقی حاج شیخ وجود داشت که او را شایسته پایهگذاری یک حوزه مرجع در سطح جهان تشیع کرد؟
در بررسی شخصیت مرحوم آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، شاید آنچه در وهله نخست بیش از همه به چشم میآید، سابقه علمی برجسته ایشان باشد.
ایشان سالها در محضر استادانی چون «مرحوم فاضل اردکانی، مرحوم فشارکی و مرحوم میرزای شیرازی» بزرگ تلمذ کرده و از نظر تحصیلات حوزوی، از سابقهای درخشان در حوزههای علمیه عتبات برخوردار بود.
علاوه بر این، ایشان سابقهای مهم در مدیریت و زعامت حوزههای علمیه نیز داشتند؛ هم در نخستین دورهای که در اراک اقامت داشتند، و هم در دوران بازگشت به مدرسه علمیه کربلا.
در آن دوره، مرحوم حاج شیخ بهعنوان بزرگترین زعیم مدرسه علمیه کربلا شناخته میشدند.
در واقع، طی آن شانزده سالی که ایشان در کربلا به تدریس مشغول بودند، درس خارج ایشان به یکی از اصلیترین و معتبرترین دروس حوزه علمیه کربلا تبدیل شده بود، بهویژه در شرایطی که بسیاری از بزرگان عتبات به نجف اشرف منتقل شده بودند و مدرسه کربلا نیازمند مرجعیت علمی قدرتمند بود.
* مدیریت علمی و درایت فقهی حاج شیخ
در ادامه، پس از بازگشت دوباره به حوزه علمیه اراک و اقامت حدود هشت ساله ایشان در آنجا، آوازه درس و حوزه مدیریتی مرحوم حاج شیخ بهسرعت در سراسر ایران منتشر شد و طلاب از مناطق مختلف به اراک عزیمت میکردند تا در محضر درس ایشان حاضر شوند. این سابقه علمی و مدیریتی حوزوی، بخش بسیار مهمی از هویت علمی حاج شیخ را تشکیل میدهد.
با این حال، در کنار این ابعاد علمی و مدیریتی، ابعاد اخلاقی، تربیتی و شخصیتی ایشان نیز نقش قابل توجهی در شکلگیری جایگاه رهبری ایشان ایفا میکرد.
یکی از ویژگیهای بارز مرحوم حاج شیخ، روحیه باز و آزاداندیشانه ایشان بود. هرچند ممکن است ایشان نسبت به برخی علوم یا گرایشهای فکری موضع انتقادی یا شخصی داشتهاند، اما هرگز این دیدگاههای فردی را در عرصه مدیریت علمی و تربیتی حوزه تحمیل نمیکردند.
نگاه ایشان آن بود که حتی برخی از این سنتهای دانشی، در موقعیتهایی میتوانند ظرفیتهایی را فعال سازند که در راستای تقویت حوزه و مواجهه با مسائل روز، سودمند واقع شوند.
این روحیه آزاداندیشی، حتی در مواجهه با جریانهای اجتماعی و سیاسی نیز نمایان بود. برای نمونه، یکی از جریانهایی که در دوره زعامت حاج شیخ در فضای فکری ایران رواج یافت، جریان قرآنگرایی یا «قرآنیون» بود.
برخی از افراد وابسته به این جریان، به نوعی افراط در بسندگی به قرآن رسیده بودند. از جمله شاخصترین چهرههای این جریان، «مرحوم محمد حسن شریعت سنگلجی» بود.
ایشان دیدگاههایی داشت که بهزعم برخی از علما با اصول مذهب تشیع همساز نبود. برای مثال، اعتقادی به مسائلی نظیر رجعت نداشت یا برخی از شعائر اعتقادی شیعه را با تعابیری شرکآلود توصیف میکرد که این دیدگاهها متأثر از آموزههای وهابیگری به شمار میرفت.
در واکنش به این دیدگاهها، برخی از علمای تهران اقدام به صدور حکم تکفیر و ارتداد ایشان کردند و حتی در صدد بودند که محدودیتهایی فقهی و اجتماعی برای او ایجاد کنند، اما زمانی که از مرحوم حاج شیخ درباره این مسئله استفتا شد، ایشان پاسخ دادند که «گرچه رجعت از جمله اعتقادات مهم شیعه است و شخصاً به آن باور دارند، اما نفی رجعت را معادل مخالفت با ضروریات دین نمیدانند.»
بر اساس این استفتا، اقدامات تکفیری علیه مرحوم شریعت سنگلجی متوقف شد و ایشان توانست همچنان در محله خود نماز جماعت برگزار کند و فعالیتهایش را ادامه دهد، بیآنکه با ممانعتهای فقهی یا اجتماعی جدی مواجه شود.
* نگاه تربیتی، توجه به نخبهپروری و دعوت از همه طیفهای حوزه
در کنار مدیریت علمی و درایت فقهی، مرحوم حاج شیخ واجد بصیرتی عمیق و نگاهی تربیتی بود که حوزه را با همه تنوعات و جریانهای درونی آن به رسمیت میشناخت. این نگاه، یکی از مؤلفههای اساسی در مدیریت و رهبری ایشان به شمار میرفت.
نکته مهم دیگری که در خصوص شخصیت مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی باید به آن توجه کرد، نگاه خاص ایشان به نخبهها و «مسئله نخبهپروری» است.
این رویکرد، برخاسته از همان «مکتب علمی سامرا» بود که ایشان آن را از میرزای شیرازی فراگرفته بودند.
بر اساس این سنت، در کنار برگزاری درسهای عمومی و آزاد، حاج شیخ به برگزاری درسهای خصوصی و تشکیل حلقههای خاص علمی نیز اهتمام میورزیدند؛ حلقههایی که در آنها به رفع اشکالات، پاسخ به انتقادات علمی و ارتقای سطح اجتهادی طلاب میپرداختند.
این بخش خصوصی از برنامههای علمی ایشان، در حاشیه درسهای عمومی برقرار بود و اتفاقاً همین ساختار، نخبهپرور و مجتهدپرور بهشمار میرفت.
به همین دلیل است که در میان شاگردان مرحوم حاج شیخ، چهرههای برجسته و شاخص بسیاری دیده میشوند.
تنوع و تعدد این شاگردان که هرکدام در سطوح بالای علمی، فقهی و تحلیلی رشد کردهاند، نشاندهنده وجود یک سبک آموزشی منسجم و شیوه مدیریتی دقیق و هدفمند از سوی حاج شیخ است.
همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، دعوت از طیف متنوعی از اساتید در حوزه علمیه قم، یکی از سیاستهای محوری حاج شیخ بود.
در کنار آن، نکته قابل توجه دیگری نیز وجود دارد: پس از رحلت میرزای شیرازی دوم، بسیاری از بزرگان حوزه و مراجع عتبات، بهویژه از میان نخبگان مطلع و فعال، بهطور جدی از حاج شیخ دعوت کردند که به نجف بازگردد و مرجعیت آن حوزه یا دستکم مرجعیت حوزه سامرا را برعهده بگیرد.
اما پاسخ حاج شیخ به این دعوت، نکتهای بسیار کلیدی را دربرداشت؛ ایشان در پاسخ به آن نامهها نوشتند: «شما برخیزید و به قم بیایید؛ امروز قم به حضور شما نیاز دارد. من برای چه به قم آمدهام؟»
مرحوم حاج شیخ، تقویت حوزه علمیه قم و تربیت نیروهای علمی، فعال و کارآمد را یک «پروژه عمری» برای خود تلقی میکردند. ایشان این مأموریت را نهتنها یک وظیفه شخصی، بلکه تکلیفی اجتماعی و حتی سیاسی در آن دوره حساس تاریخی میدانستند.
برای مطالعه متن کامل سخنان حجتالاسلام امین اسدپور، استاد حوزه علمیه و محقق و پژوهشگر علوم اسلامی اینجا را کلیک نمایید.










نظر شما