به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، عبدالله معتمدی، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی امروز چهارشنبه نهم اردیبهشت ماه در مراسم رونمایی از پوستر همایش ملی «اخلاق و روانشناسی» که در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، با بیان اینکه موضوع «اخلاق و روانشناسی» از جهات مختلف دارای اهمیت است، گفت: پیشینه روانشناسی اخلاق، پیشینهای شناختهشده در ادبیات علمی دارد و تقریباً در همه مکاتب فلسفی و تربیتی، رشد اخلاقی بهعنوان یک هدف اساسی تربیت مورد توجه بوده است، مگر در موارد معدودی که کمتوجهی صورت گرفته است.
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: در جمهوری اسلامی ایران نیز توجه به اخلاق و رشد اخلاقی در اسناد بالادستی نظام تعلیم و تربیت، چه در آموزشوپرورش و چه در دانشگاهها و سایر نهادهای مرتبط، مورد تأکید قرار گرفته است؛ هرچند تحقق کامل اهداف اخلاقی در جامعه و نظام تربیتی همچنان نیازمند سازوکارهای مؤثرتر است.
وی با اشاره به جایگاه محوری اخلاق در دین اسلام تصریح کرد: اخلاق در منظومه اسلامی مبتنی بر قرآن و سنت است و برای انسان تربیتیافته اسلامی، یک مؤلفه اصلی و محوری بهشمار میرود. حدیث شریف «إنما بُعثتُ لأتمم مکارم الأخلاق» نیز بهروشنی جایگاه والای اخلاق را در رسالت پیامبر اکرم(ص) نشان میدهد.
معتمدی خاطرنشان کرد: شاخههای مختلف روانشناسی از گذشته تاکنون به موضوع اخلاق توجه داشتهاند. امروز نیز رشتهای مستقل تحت عنوان «روانشناسی اخلاق» شکل گرفته که به بررسی چگونگی شکلگیری قضاوتهای اخلاقی، رفتارهای اخلاقی و عواطف مرتبط میپردازد.
وی افزود: در روانشناسی تحولی، مسئله تحول اخلاقی همواره مورد توجه صاحبنظران بوده است. در روانشناسی بالینی نیز به علل رفتارهای غیراخلاقی پرداخته میشود و برای پیشگیری یا اصلاح این رفتارها برنامهریزی صورت میگیرد. همچنین در حوزه کار بالینی، موضوع اخلاق حرفهای، از جمله رازداری و نحوه ارتباط با مراجع، جایگاه ویژهای دارد.
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: در روانشناسی اجتماعی، مفاهیمی مانند فشار گروهی و تأثیر موقعیت بر رفتار انسانها بررسی شده و مطالعات نشان داده است که افراد عادی ممکن است در شرایط خاص، رفتارهای شدیداً غیراخلاقی از خود بروز دهند. در روانشناسی فرگشتی نیز نقش رفتار اخلاقی در بقای انسان مورد مطالعه قرار میگیرد.
وی بیان کرد: حتی در عصبشناسی، پژوهشها به این موضوع میپردازند که کدام بخشهای مغز هنگام تصمیمگیریهای اخلاقی یا مواجهه با تعارضهای اخلاقی فعال میشوند. در روانشناسی شخصیت و تربیتی نیز مباحث اخلاقی به اشکال مختلف مورد توجه قرار گرفته است.
معتمدی با جمعبندی رویکردهای روانشناسی نسبت به اخلاق گفت: بهطور کلی میتوان گفت روانشناسی با دو رویکرد به اخلاق وارد شده است؛ نخست رویکرد توصیفی یا هنجاری در چارچوب روانشناسی علمی که بیشتر به توصیف وضعیتها و شرایط اخلاقی میپردازد و کمتر جنبه تجویزی دارد.
وی افزود: در مقابل، در روانشناسی حرفهای با رویکردی آرمانگرایانه مواجه هستیم که برای دستیابی به ارزشهای والای اخلاقی تلاش میکند؛ هرچند بسیاری از مفاهیم اخلاق حرفهای، ریشه در مباحث فلسفی دارند و از دل خود روانشناسی بهصورت مستقیم استخراج نشدهاند.
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تأکید کرد: به نظر میرسد جریان روانشناسی در سده اخیر از افراط و تفریطهای گذشته و نظریههای بسته و خشک فاصله گرفته و به سمت رویکردی متعادلتر حرکت کرده است؛ رویکردی که دیگر بر ارزشزدودگی یا اخلاقزدودگی تأکید ندارد و نگاه منعطفتری به مفاهیم انسانی و اخلاقی دارد.
قضاوت اخلاقی ریشه در شهود دارد نه استدلال شناختی / ضرورت توجه به رویکرد بومی و اسلامی در روانشناسی
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، با تأکید بر تحول نگاه روانشناسان در حوزه قضاوتهای اخلاقی، اظهار داشت: در گذشته پژوهشهای روانشناسی اخلاق بیشتر بر ارتباط میان قضاوتهای اخلاقی و تحول شناختی متمرکز بود و صاحبنظرانی چون پیاژه و کلبرگ قضاوت اخلاقی را ناشی از رشد و استدلال شناختی انسان میدانستند.
وی افزود: با این حال، از ابتدای دهه ۲۰۰۰ میلادی و با طرح نظریه «شهود اجتماعی» توسط جاناتان هایت، پارادایم جدیدی در حوزه قضاوتهای اخلاقی شکل گرفت که بر پایه شهود و واکنشهای غیرشناختی بنا شده است.
بر اساس این نظریه، قضاوت اخلاقی ریشه در استدلالهای عقلانی ندارد، بلکه واکنشی شهودی است که پس از وقوع آن، انسان با عقلانیسازی، تلاش میکند رفتار یا قضاوت خود را توجیه کند.
معتمدی ادامه داد: هایت و همکارانش در ادامه مطالعات خود بنیادهای شهودی اخلاق را معرفی کردند؛ او معتقد است این بنیادها منشأی زیستی و تکاملی دارند و در همه انسانها بهصورت مشترک وجود دارند. این بنیادها شامل مفاهیمی چون انصاف، وفاداری، احترام به قدرت، تقدس و طهارت، آزادی، مراقبت و دیگر ارزشهای انسانی هستند که ریشهای عمیق در زیست بشر دارند و موجب شکلگیری قضاوتهای اخلاقی در جوامع مختلف میشوند.
وی با اشاره به اهمیت این دیدگاه در روانشناسی بومی و اسلامی گفت: در روانشناسی امروز، توجه به چنین رویکردهایی میتواند زمینهساز بازآفرینی مفاهیم اخلاقی در چارچوب فرهنگی و دینی جامعه ما باشد. بخشی از روانشناسی اسلامیسازی، از رهگذر بومیسازی مفاهیمی چون اخلاق، عقلانیت و خردمندی قابل تحقق است.
معتمدی تأکید کرد: در فلسفه اسلامی بحثهای گستردهای درباره عقل و جایگاه آن وجود دارد، در حالیکه روانشناسی معاصر کمتر به این موضوع پرداخته است. ورود چنین مفاهیمی به فضای روانشناسی اسلامی میتواند زایندگی علمی و نظری ایجاد کند و حتی مورد استقبال جامعه علمی جهانی قرار گیرد.
وی با اشاره به برگزاری این رویداد علمی، خاطرنشان کرد: یکی از مأموریتهای چنین همایشهایی برجستهسازی مفاهیم ریشهدار در متون اسلامی و فراهمسازی زمینهای برای پژوهشهای نوین است. اگر بتوانیم با نگاهی فلسفی و تحلیلی به این مباحث ورود کنیم، روانشناسی اسلامی ما ظرفیت آن را دارد که در عرصه جهانی نیز مورد توجه قرار گیرد.











نظر شما