شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۸
مکتب‌شناسیِ نوینِ اجتهادِ فقیه امامِ شهید

حوزه/ نویسنده در این یادداشت نقش رهبر معظم انقلاب در گشودنِ علوم قرآن و حدیث را نشان می‌دهد که چگونه اجتهاد در مکتب امام خامنه‌ای، از حاشیه‌ی خلوتِ کتابخانه‌ها به کانونِ درگیری‌های فکری و سیاسی امت اسلامی گسترش یافته است.

خبرگزاری حوزه | برخی عالمان را با کتاب‌های مرجعشان می‌شناسیم، برخی را با دروس معروف و حوزه‌های تأسیس‌شده و برخی دیگر را با چهره عرفان و معرفت. اما گاهی مردانی از جنس دیگر در تاریخ می‌درخشند؛ مردانی که مسیر اجتهادشان نه در حاشیه امنِ درس و بحث، که در دلِ مبارزه و تلاش بیادمان رقم خورده است.

رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله امام سید علی خامنه‌ای، درس خواندن را از همان سال‌های جوانی نه در خلوتِ مدرسه‌ها و کتابخانه‌ها، که در آتشِ مبارزه با طاغوت و جهالت آموختند. درجه اجتهادشان هدیه‌ای نبود که بر سفره آرامش نصیبشان شود؛ بلکه پله‌پله در مسیر زندان، تبعید، ترور و شب‌های بیداری در دلِ انقلاب طی گردید. علم در خونِ جهادِ خویش جست‌وجو شد و به بار نشست.

روش استثنایی در علوم قرآن و حدیث

آنچه این شخصیت عظیم را کم‌نظیر و بی‌بدیل می‌کند، روش منحصربه‌فردِ گشودنِ علوم اسلامی، به‌ویژه علوم قرآن و حدیث است. برخلاف روش مرسوم که در یک رشته مشخص، چند کتاب معین را منبع قرار داده و بحث را بر مدارِ آن‌ها پیش می‌برد، رهبر انقلاب از دریچه‌ای کاملاً متفاوت وارد شدند.

در حوزه قرآن، هرگز به قرائت و ترتیلِ صرف یا تفسیرِ سنتیِ جداشده از زمانه اکتفا نشد. بلکه با نگاهی جامع به «تدبر در قرآن» و «تفسیر موضوعی»، آیات در بسترِ حوادث روز و نیازهای امت اسلامی نشسته‌اند. تأکیدِ مکرر بر این نکته بوده است که قرآن کتابی «زنده و عینی و هدایت‌کننده مستمر» است، نه یک متن تاریخی. از این رو، آیات جهاد، استکبارستیزی، ولایت، بصیرت و استضعاف، اقتصاد، سیاست، حکومت، ملیت، آداب و رسوم و سبک زندگی؛ و اخلاق و معنویت، همواره با مصادیق عینیِ زمانه گره می‌خورند. به جرأت می‌توان گفت مکتبی تفسیری بنیان نهاده شده است که در آن، فقه‌القرآن، اخلاق قرآنی و سیاست قرآنی در یک شبکه به‌هم‌پیوسته معنا می‌یابند.

در حوزه حدیث نیز تسلط بر منابع روایی شیعه و سنی، از صحاحِ سته تا کتبِ اربعه، امری شناخته‌شده است. اما شیوه به‌کارگیری احادیث در سخنرانی‌ها، پیام‌ها و درس‌های خارجِ فقه، نشان‌دهنده یک «روش اجتهادی نوین در مواجهه با حدیث» است. توجه به سند و متنِ حدیث تنها آغاز ماجراست؛ پرداختن به «فقه‌الحدیثِ زمانه‌شناسانه» ادامه آن است. بدین معنا که یک روایت اخلاقی در برابر بحران‌های اجتماعی، یک حدیث سیاسی در برابر توطئه‌های استکبار، و یک روایت عبادی در بسترِ معیشت و مجاهدتِ مسلمانان تفسیر می‌شوند. کافی است نگاهی به مجموعه ارزشمندِ نرم‌افزار «حدیث ولایت» و یا مجموعه بیاناتِ درس خارج بیندازیم تا دیده شود چگونه احادیث نبوی و علوی از قفسِ تخصصی خارج شده و به چراغِ راهِ امتِ اسلامی و نسلِ جوان در ایران و جهان تبدیل می‌شوند.

جامعیت در اسلام‌شناسی، تاریخ، حکمت و بصیرتِ زمانه

رویکردِ همه علوم اسلامی چنین بود؛ نه تک‌رشته‌ای و نه تک‌کتابی و نه تک‌استادی. اسلام‌شناسی با تاریخِ پرماجرای صدر اسلام و سیره دویست و پنجاه‌ساله معصومین، با حکمت الهی و عرفانِ ناب، با ادبیات و شعر، و از همه مهم‌تر با بصیرتِ زمانه و درکِ دقیقِ تحولات روز پیوند خورده است. هر مسئله علمی در افقِ «تبیینِ به‌روزِ اجتهاد» بازخوانی و عرضه می‌شود؛ به گونه‌ای که یک مسئله فقهی با نیاز امروزِ جامعه، یک مضمون حدیثی با شبهه دشمن، یک آیه قرآنی با نبردِ روایت‌ها در جنگ نرم، و یک حکمتِ فلسفی با معضلِ سیاسی-اجتماعیِ جبه استکبار پیوند می‌خورد.

این روش، نه فقط یک سبکِ تدریس، که یک نظریه نوین در اجتهاد است؛ اجتهادی که نمی‌تواند از واقعیتِ مبارزه و مدیریتِ انقلاب و جمهوری اسلامی و امتِ اسلامی و جهان جدا باشد. در این نگاه، قرآن و حدیث «سلاحِ بصیرت‌افزایی» در برابر اهداف، راهبردها، مدیریت و فتنه‌ها هستند، نه فقط متنی‌هایی برای خواندن و فهمیدن و نوشتن و آموزش دادن و ثواب بردن.

نکته پایانی، شگفت‌انگیزتر از همه این است: این مردِ بزرگ، نه فقط صاحبِ علم، اندیشه، شعر، ادبیات، تاریخ، حدیث، قرآن و حکمت و عرفان و معرفت بود، که همه این گنجینه‌ها را با عملِ صالح و اطاعتِ بی‌چون‌وچرای امر الهی و ثقلین چنان پوشاند که سرانجام، شهادت جامه‌ای عمل بر قامتِ همیشه‌درتکاپویشان دوخت.

بله؛ کسی که در اوجِ قدرتِ علمی و سیاسی و حکومتی می‌نشست و فقاهت را با بیان و قلمی شیوا جاری می‌ساخت، همان کسی بود که در شبِ عملیات، در خطِ مقدم و زیر آتش، نماز شبش را می‌خواند.

آن که تفسیر قرآن می‌گفت و از حکمتِ الهی می‌سرود، در میدانِ عمل به دستورات خدا، از جانِ شیرینِ خویش گذشت تا شهادت را در آغوش کشید.

آن که احادیث نبوی و علوی را با اشتیاقِ یک عاشق بازمی‌گفت، در عمل، سنتِ رسول خدا (ص) در صبر، استقامت، قیام برای حق و نهراسیدن از دشمنان و سرزنشِ دشمنان را تمام و کمال تحقق بخشید.

مردی که شهادت را دوست دارد و به آن عشق می‌ورزد و نشان داد که علمِ بی‌عمل، حجت نیست؛ اما علمِ همراه با جهاد و شهادت، نوری است که هیچ تاریکی آن را خاموش نمی‌کند.

پیروان این مکتب (امامینِ انقلاب و علمدارِ سوم)، امروز بیش از هر زمان به بازخوانیِ روشِ علمی-عملیِ این شهیدِ فرزانه نیازمندند؛ روشی که تنها راهِ نجات از تحجّر و التقاط، و نسخه نجاتِ امتِ اسلامی در میدانِ نبردِ حق علیه باطل است. روحش شاد و راهش پررهرو باد.

اللهم ارزقنا شفاعته و احشرنا معه فی زمرة النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ

حجت الاسلام رسول ملکیان اصفهانی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha