به گزارش خبرگزاری حوزه، حضرت آیتالله خامنهای رهبرِ شهید انقلاب اسلامی در تاریخ ۱۳۷۲/۰۹/۰۸ در دیدار جمعی از بانوان متخصص جراحی زنان و مامایی با تقدیر از پیشرفت علمی بانوان کشور، نقش آنان را در حوزه سلامت، تربیت و رشد جامعه بسیار مهم توصیف کردند.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
خیلی خوشحالم که شما خواهران عزیز و دانشمند و متخصّص را اینجا زیارت می کنم. خیلی خوش آمدید و انشاءالله که همیشه موفّق باشید. و من هم همواره در جستجوی این فرصت بودهام و هستم که خرسندی خودم را از اینکه بحمدالله امروز جمع معتنابه ای از خواهران ما، از دختران مؤمن این جامعه در کسوت تخصّص و استادی و دانش های مورد نیاز مردم قرار گرفتهاند، ابراز بکنم و این را من یکی از افتخارات نظام جمهوری اسلامی می دانم.
امروز هم از این فرصت استفاده می کنم برای بیان دو نکته؛ یک نکته این است که زنان جامعهی اسلامی در سایهی تربیت اسلامی، می توانند به بالاترین درجات کمال علمی و معنوی نائل بشوند. اینکه می گوییم در سایهی تربیت اسلامی، برای خاطر این است که در نظام های غیر اسلامی و در نظام طاغوتی این نظامهایی که امروز متمثّل در تقلید کورکورانه از فرهنگ غرب است کسانی از زنان، مثل همهجا و مثل همهی قشرها، به مقاماتی از لحاظ معنوی می رسند؛
بلاشک اینجور است لکن روند عمومی حرکت زنان این نیست؛ علّت چیست؟ علّت این است که یکی از مشخّصههای فرهنگ غربی، مشغول کردن و سرگرم کردن زن و مرد است به خصوصیّات مربوط به زنان؛ این از خصوصیّات فرهنگ غربی است. از کجا آمده این فرهنگ؟ آیا ناشی از تعالیم مسیحیّت انحرافی است؟ آیا ناشی است از عادتها و روشهای اروپایی که انسان در تاریخ و در داستانها و در جریانات غرب آن را مشاهده میکند؟ آیا ناشی است از یک دست هدایتکنندهی بدخواهی که اصلاً فرهنگ غرب را به این سمت پیش برده؟ همهی اینها قابل تحلیل است. من در آن مقام و در آن صدد نیستم که این را تحلیل بکنم.
واقعیّت این است که امروز شما ملاحظه بفرمایید فرهنگ غربی را، مجموعاً بخش عمدهای از وقت زنان و وقت مردان، برای جلب توجّه همگان به مسائل مربوط به زنان می گذرد؛ مسئلهی زیبایی، مسئلهی آرایش، مسئلهی مد، مسئلهی جلوهگریهای زنانه، مسائل شهوتانگیز بین زن و مرد؛ این یک وقت عمدهای از مردم را دارد می گذراند و این عمدی است، این حسابشده است.
بدیهی است که یک زنی در نظامی که آنجور هدایت غلط و خباثتآمیز و خطرناکی را دارد، نمی تواند همهی استعدادهای خودش را بُروز بدهد؛ اوّلاً محیط عمومی جامعه محیطی خواهد بود که یک عدّه از زنها را به انزوا می کشاند؛ کمااینکه آنهایی از شما که سنّشان اجازه بدهد، یادشان هست که در زمان طاغوت بسیاری از خانوادهها، بسیاری از دخترها، بسیاری از زنهای خوب و بااستعداد، ماندند در گوشهی خانهها و از ترقّیات محروم ماندند به خاطر اینکه فضای جامعه، فضای ناامنی برایشان بود؛ اگر دانشگاه می خواستند بروند، حاضر نبودند؛ اگر در محیطهای هنری می خواستند بروند، نمی توانستند بروند و احساس ناامنی می کردند؛ در محیطهای علمی غیر دانشگاهی می خواستند بروند، مثل مجامع علمی، مثل کنفرانسهای علمی همینجور؛ محیط جامعه یک محیط ناامنی بود؛ محیطهای تربیتی و ورزشی و تربیت بدنی می خواستند بروند، همینجور؛ یعنی بخش مهمّی از زنان جامعهی ما در زمان طاغوت پرهیز می کردند.
شما ببینید چقدر در بین این دخترهایی که بیسواد مُردند، خانم هایی که مُسن شدند، سالیان را گذراندند و بدون سواد کافی یا بدون معلومات کافی یا بدون برجستگیهای گوناگون علمی و هنری از دنیا رفتند، کسانی بودند که استعدادهای علمی داشتند، استعدادهای هنری داشتند، استعداد نویسندگی داشتند، استعداد سخنوری داشتند، استعداد تحقیقات داشتند، استعدادهای گوناگون پزشکی داشتند؛ اینها می دیدند محیط جامعه، محیط ناامنی است؛ این یک دسته.
یک دستهی دیگری نه، جرئت می کردند و وارد دانشگاه می شدند؛ حالا یا برایشان اهمّیّت نداشت آن فضای فاسد، یا نه، یک گستاخیای داشتند، می گفتند که محیط فاسد است، باشد؛ ما وارد می شویم و نمی گذاریم که فساد به ما سرایت بکند که البتّه تعداد معدودی داشتیم؛ خیلی معدود دخترهایی داشتیم در آن زمان که با چادر و با حجاب و غیره، در دانشگاهها مشغول آموزش گوناگون آموزشهای علمی، پزشکی و غیره بودند که آن عدّهی مؤمنین عدّهی کمی بودند امّا غالب آن کسانی که وارد محیطهای علمی می شدند و این جرئت را می کردند که وارد بشوند، وقت زیادی از آنها صَرف می شد برای اینطور چیزها؛ برای رسیدگی به مُد، برای مسائل مربوط به چیزهایی که در یک محیط غیر اسلامی برای زنها حتماً وجود دارد؛ ارتباطات نامشروع، ارتباطات خطرناک، گفتگوها و مذاکرات در آن زمینههایی که بین خود زنها و دخترها هست؛
ببینید، اینها یک چیزهایی است که وقت را می گیرد که البتّه وقت، مهمترین سرمایه انسان است و هیچ سرمایهای در دنیا عزیزتر از وقت نیست امّا بیش از وقت هم، همّت آنها را می گیرد. یک دختری که همّتش به مسئلهی لباس و مُد و رفیق پسر و مذاکرات اینجوری و چه جوری در فلان مهمانی ظاهر شدن و چه جوری به فلان مجمع راه پیدا کردن و چه جوری راه رفتن که دیگران از او خوششان بیاید [باشد]، کسی که اینجور به این چیزها فکر می کند، چقدر میتواند خودش را در تحقیق صَرف کند؟ چقدر می تواند غرق کند خودش را در معلومات؟ یک عدّهی معدودی میتوانستند به آن جاها برسند.
ببینید در نظام غیر اسلامی، محیط رشد لااقل برای زنها نیست. مردها هم همینجور هستند؛ منتها در مورد مردها، وضع جوامع بشری امروز اینجوری است البتّه مخصوص جامعهی ما نیست که مردها یک امکانات بیشتری دارند، یک آسایش ها و آسودگیهای بیشتری دارند که اینها هم البتّه جزو تربیتهای دهها قرنیای است که متأسّفانه وجود داشته که آثار فرهنگیاش را روی زن و مرد دارد، [لذا] نسبت به مرد یک نظر دیگری است تا نسبت به زن؛ زن آسیبپذیرتر است از لحاظ اخلاقی، از لحاظ آبرویی و از این چیزها.
در محیط اسلامی و نظام اسلامی، خوشبختانه اینها نیست. من نمی گویم در محیط اسلامی، فساد ریشهکن شده؛ متأسّفانه نشده؛ نمی گویم مُد ریشهکن شده؛ نه، متأسّفانه نشده؛ نمی گویم خودنمایی و خودآرایی و جلوهگریهای غلط و احیاناً مضر ریشهکن شده؛ نه نشده امّا بسیار کم شده؛ این را نمی شود منکر شد؛ بسیار کم شده. به همان میزانی که کم شده، به همان میزانی که به استعدادهای زنان بها داده شده و میدان داده شده، و بالاتر از همه، به همان میزانی که محیط دانشگاه، محیط امنی شده، بیشتر در امکان استعدادها هست که وارد میدان بشوند و رشد کنند و به جاهای بالای علمی برسند.
امروز محیط دانشگاه، محیطی نیست که یک دختر مسلمان جوان از آن بترسد؛ [همچنین] محیط جامعه یا حتّی محیطهای هنری. امروز در محیطهای هنری زنهایی مسلمان، متدیّن، متّقی هستند و هنرپیشگی می کنند، کارهای هنری می کنند، مسائل مربوط به هنر را پیگیری می کنند؛ و ما بعضیها را هم میشناسیم که افراد بسیار مؤمن، بسیار باتقوا [هستند]؛ البتّه جور دیگرشان هم هست امّا اینجور هم خوشبختانه داریم؛ یعنی محیط، تا حدود زیادی یک محیط امن و امانی شده برای زنها و دخترانی که می خواهند در محیطهای علمی حرکت کنند. پس میدان، میدان رشد و ترقّی است.
البتّه این را یک عدّهای باور نمی کنند؛ بعضیها منفیبافند، بعضیها همواره عادت دارند به اینکه بگویند نه، نمی شود؛ یا روی یک نقطهی ضعفی انگشت بگذارند، نقاط قوّت را نبینند امّا وجود شماها، خوشبختانه یک حجّت الهی است؛ شماها واقعاً حجّت خدا هستید، حجّت اسلام هستید. اینکه میبینید علما را می گویند حجّتالاسلام، به خاطر این است که وجودشان، بیانشان، روششان، حجّتی است برای اسلام، استدلال محکمی است برای اسلام؛ به این معنا، شماها حجّت خدا و حجّت اسلام و حجّت دین هستید برای اینکه به زنهای جامعهی خودمان و زن های دیگر و صاحبنظران، آنهایی که مدام همهچیز را می گویند نمی شود، نشان بدهید که ببینند نخیر، می شود.
ما امروز بهترین متخصّصها را در زمینهی جرّاحی زنان، در زمینهی بیماریهای زنان داریم و من می دانم و این را در گزارش خانم ها خواندم. من سالهای متمادی همواره این را شنیدهام که دکترهای مرد می گفتند که یک کارهایی هست در جرّاحی که زن نمی تواند آن کارها را انجام بدهد. من هفت هشت ده سال پیش از این که نسبت به این مسئلهی جرّاحی زنان و بهاصطلاح دانش بیماریهای زنان حسّاس شده بودم و یک کمی دنبال می کردم، از بعضی از دکترهای متدیّن پرسیدم چقدر این حرف راست است که می گویند یک کارهایی در جرّاحی هست که زنها قادر نیستند؛ گفتند نه، هیچ اصلی ندارد، حرف بیخودی است، حرف بیربطی است؛ همهی کارهایی که یک مرد می تواند در باب دانش جرّاحی و عمل جرّاحی انجام بدهد، زنها هم می توانند عین همان را، گاهی بهتر از آن را انجام بدهند؛ این در زمینهی یک کار عملی است که جرّاحی [هم] یک کار عملی مغزی است. آن کارهایی که صرفاً فکری یا صرفاً مغزی است که جای خود دارد و کاملاً روشن است.
شما بحمدالله این سد را شکستهاید، این میدان را فتح کردهاید و جلو رفتهاید و شماها حقیقتاً حجّت هستید. و من اصرار دارم، بارها هم من گفتهام به مسئولین مان، مسئولین تبلیغاتی و صداوسیما که با امثال شماها مصاحبه کنند، شما حرف بزنید، حضور خودتان را اعلام بکنید که یک مقداری از این مربوط میشود به آن نکتهی دوّمی که می خواهم عرض بکنم و خلاصه، این حرکت بحمدالله انجام گرفته. من فکر می کنم در همهی رشتههای علمی در جامعهی ما، یک تحوّلی باید انجام بگیرد و زنهای بااستعداد ما، در هر رشتهای که استعداد دارند وارد بشوند.
البتّه یک رشتههایی است که با ساختمان زن متناسب نیست. همانطور که ما به مردها می گوییم که شما چه کار دارید با زایمان زنان؛ این مربوط به شما نیست، مربوط به خود خانم ها است. شما در طول تاریخ در همهجای دنیا نگاه کنید، هیچ وقت ما مامای مرد دیده بودیم؟ ماماهای تجربیِ قدیمی همیشه زن بودند.
خب این یک کار زنانه و یک کاری است که مربوط به زنها است و زن باید این کار را انجام بدهد؛ [این] یک چیز طبیعی است؛ مردها بروند کنار، مردها می خواهند اینجا چه بکنند؟ بیایند چه بکنند؟ چه لزومی دارد بودن آنها؟ یک حضور در یک میدانی است که کوچکترین نیازی به آنها نیست، بعلاوه ضررهایی هم دارد. عین همین قضیّه در مورد خانم ها هست؛ یک میدانهایی هست که به زن ارتباطی ندارد. یک کارهایی هست مِن باب مثال عرض می کنم، نمی خواهم بخصوص روی یک کار خاصّی [تکیه کنم] فرض کنید مهندس معدن؛ یک خانم فرضاً مهندس معدن شد، چه حُسنی دارد؟ یا مثلاً مهندس راه و ساختمان شد چه اهمّیّتی دارد؟ چه حُسنی دارد؟
نمی گوییم نمی تواند؛ چرا، آن هم مثل بقیّه میتواند امّا خب این میدانی نیست که زن به خاطر استعدادهای خودش، به خاطر آن عشقها و شوقها و عواطف و خواسته ای خودش، به آن تمایلی داشته باشد. یک میدان هایی هست که نباید زن وارد بشود که عرض کردیم. البتّه این مواردی را که اسم آوردم، نمی خواهم بخصوص روی موارد خاصّی تکیه بکنم لکن به هر حال یک کارهایی هست امّا در آن میدانهایی که این محدودیّت طبیعی و فطری برای زن و مرد وجود ندارد و همه می توانند وارد بشوند، زنها باید وارد بشوند، تحقیقات را گسترده کنند، میدان را پُر کنند؛ نیمی از استعداد یک کشور مربوط به زنها است.
ببینید خلق فاطمهی زهرا (سلام الله علیها) و نشان دادن فاطمهی زهرا (سلام الله علیها) که در حدّ پیغمبر و علی است یعنی آثار و روایات ما نشان می دهد که فاطمهی زهرا (سلام الله علیها) فقط مسئولیّت نبوّت و امامت نداشته، وَالّا از لحاظ معنوی تفاوتی با پیغمبر و امیرالمؤمنین ندارد نشاندهندهی چیست؟ نشاندهندهی جهانبینی اسلام است در مورد زن. یک زن، آن هم در سنین جوانی، می تواند به این حد برسد.
اینجور نیست که حتماً یک خانمی باید شصت سالش بشود تا اینکه بتواند به مقامات برسد؛ نه، نخیر؛ یک خانم هجدهساله در سنین فاطمهی زهرا (سلام الله علیها) که حدّاکثر سنّ ایشان و آخر سنّ ایشان بوده همهی آن مقامات عالی معنوی و عرفانی و آن حکمت و آن گویندگی و آن تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی و آن آیندهنگری و آن قدرت برخورد با عظیمترین مسائل زمان خود را دارد.
این نشاندهندهی آن است که اینکه نسبت داده بشود به اسلام یا به هر مکتبی که زن را اساساً به طور طبیعی دارای یک نقصی میبینند، نه؛ این غلط است؛ خود وجود فاطمهی زهرا این را نشان میدهد. آنچه تصوّر می شود نقص است، نقص نیست. اینکه جسم زن از لحاظ قواره، متوسّط از جسم مرد، ظریفتر و کوچکتر است، نقص نیست؛ بزرگ بودن و هیکلمند بودن که کمال و کوچک بودن که نقص نیست؛ برای فطرت او و طبیعت او، این ساختمان لازم است، همچنان که برای فطرت دیگری، آن ساختمان لازم است؛ و از این قبیل مسائل. یا آنکه گفته بشود که وجود زن برای کارِ خانه لازم است که البتّه طبیعی هم هست و به طور طبیعی، طبیعیترین و فطریترین و مطلوبترین کار برای زنها، کار در خانه است؛ یعنی مسئلهی اداره کردن همسر، اداره کردن بچّهها و فرزندان که من خیال نمی کنم زنی طبیعی باشد و به این کار عشق و علاقه نداشته باشد؛ به طور قهری همهی زنها [به این کار] عشق و علاقه دارند معنایش این نیست که زن در میدانهای علمی و عملی و فعّالیّت ها توانایی ندارد یا از لحاظ معنویّت که بالاتر از همهی اینها است؛ در مورد فاطمهی زهرا (سلام الله علیها) همهی اینها را مشاهده می کنیم؛ این، آن نکتهی اوّل که این میدان بحمدالله باز است.
نکتهی دوّم که کوتاه عبور کنم، این است که همه وظیفه داریم این میدان را گستردهتر بکنیم؛ یعنی اگر چنانچه امروز باز یک عدّهای گوشهکنار پیدا بشوند که موذیانه بخواهند بگویند خیلی خب، تا حالا که خانمها آمدند به دانشگاهها و رشتهی زنان را انحصاری خودشان کردند گذشت امّا نگذاریم اینها در هیچ یک از میدانهای تصمیمگیری ورود داشته باشند، به نظر من این یک فکر بسیار منفی، بسیار بد و درست عکس مصلحت است. و من تا قبل از [اینکه] این گزارش را بخوانم، نمیدانستم که خانمها در این گروههای تخصّصی زنان که می توانند دستیار بگیرند، می توانند انتخابِ افراد بکنند برای دورههای بالا حضور ندارند یا حضور مؤثّر ندارند؛ بنده این را اطّلاعی نداشتم و این چیز تعجّبآوری است؛ نخیر، خانمها بایستی در این رشتهها، گروههای تخصّصی را پُر کنند بلکه باید اصلاً صرفاً با وجود خانمهای متخصّص و استاد در این رشته تشکیل بشود.
وزارت بهداشت و درمان باید تمام تلاش خودش را مصروف کند که حالا که ما بحمدالله یک جمع قابل توجّهی از خانمها را داریم که متخصّصند و می توانند در صحنهی علمی خودشان را نشان بدهند و می شود از پیشرفتهای علمی اینها استفاده کرد، این میدان را بازتر و گستردهتر بکنند؛ همچنین بقیّهی رشتههای دانشگاهی.
البتّه برای ما فوریتر و ضروریتر همین رشتهی پزشکی است. بنده بارها گفتهام که در رشتهی پزشکی همان تعدادی که مردِ دکتر داریم، همین تعداد زنِ دکتر لازم داریم؛ فقط مسئله، مسئلهی زایمان و بیماریهای زنان که نیست. انواع و اقسام بیمارهایی را که مردان می گیرند، زنان هم می گیرند.
یک بیماریهایی ویژهی زنان، یک بیماریهایی ویژه مردان است امّا اینجور نیست که اگر چنانچه زن بیماری قلب گرفت، بیماری ریه گرفت، بیماری چشم گرفت، دندانش درد گرفت، ما مجبور باشیم که این زن حتماً مراجعه کند به دکتر مرد؛ خب چه لزومی دارد؟ ما بایستی به قدری طبیب زن در جامعه داشته باشیم که هر زنی که اراده بکند برای مراجعهی به طبیب اجباری نیست البتّه؛ یک زنی که دلش می خواهد برود پیش دکتر مرد، ما مانع او نمی شویم هیچ اجباری [برای رفتن پیش دکتر مرد] شرعاً و عرفاً وجود نداشته باشد.
وقتی الزام شرعی نبود، آن وقت البتّه به دکتر [مرد] مراجعه کردن خانمها اشکال شرعی هم پیدا میکند؛ [یعنی] آن وقتی زنها میتوانند به دکتر مرد مراجعه کنند که امکان این نباشد که به دکتر زن مراجعه کنند؛ وقتی امکان هست به دکتر زن مراجعه کنند، در آن جاهایی که معاینات وسیع لازم دارد یا تماسهای یدی نیاز دارد، دیگر آن وقت مشروع هم نخواهد بود برایشان که به دکتر مرد مراجعه بکنند. ما باید تا این حد، طبیب زن در جامعه داشته باشیم؛ یعنی پُر کنیم سطح جامعه را از پزشکان زن به هر تعدادی؛ فرض بفرمایید اگر مثلاً سی هزار پزشک مرد داریم، سی هزار پزشک زن داشته باشیم؛ ما تا این حد بایستی پیش برویم؛ و این [محقّق] نمی شود مگر آن وقتی که برای این اطبّائی که امروز داریم و پزشکان زنی که امروز هستند، نظام پزشکی و نظام بهداشت و درمان، وزارت و جامعه، یک ارزشی قائل بشود؛ به اینها امکان بدهند، در مراکز تصمیمگیری حضور داشته باشند؛ و این حتماً بایستی توجّه بشود.
البتّه باید دوستان ما در اینجا بگویند به مسئولین که این کار را بکنند و در مجامع تصمیمگیرنده، در هیئتهای تصمیمگیرنده برای انتخاب دانشجو و برای رشتههای بهاصطلاح درجات بالاتر و تخصّصی و دستیاران و مانند اینها، باید حتماً خانمها حضور داشته باشند تا این خودش یک پیشرفتی برای کار پزشکی در میان خانمها باشد.
خود شما هم این کار را به نظر من یک حسنهی غیر قابل مقایسهی با هیچ حسنهی دیگر به حساب باید بیاورید. اینکه شما بتوانید به بیماران زن برسید و آنها را بینیاز کنید از اینکه به طبیب مرد مراجعه کنند، به نظر من حسنهی بزرگی است. امیدواریم که انشاءالله خدای متعال به شماها اجر بدهد و توفیق بدهد. و خود این هم که خانمهای دانشمند و فاضل ما به اسلام و به حجاب و به موازین اسلامی پایبند هستند، یک ارزش دیگری است که می تواند درس باشد و تعلیم عملیای باشد برای زنها و دختران جامعهی ما. انشاءالله که موفّق و مؤیّد باشید.
والسّلام علیکم و رحمةالله










نظر شما