یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۱
رژیم صهیونیستی؛ از ایده تا اعلام موجودیت

حوزه/ پروژه کشورسازی و ملت‌سازی رژیم صهیونیستی در فلسطین، یک نمونه تاریخی بی‌سابقه و متناقض در منطقه به شمار می‌رود و به دلیل همین عدم سنخیت است که نمی‌توان این رژیم را با هیچ‌یک از کشورهای پیرامون آن مقایسه کرد. زمینه‌های شکل‌گیری رژیم اشغالگر قدس، نشان از تعارض و ناسازگاری کامل آن با بافت تاریخی و جغرافیایی منطقه دارد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، خاستگاه فکری و تئوریک تأسیس رژیم صهیونیستی بر اساس آنچه تئوریسین‌ها و نظریه‌پردازان صهیونی (یهودی و غیریهودی) و به‌خصوص رهبران و اندیشه‌مندان صهیونی در گذشته و اکنون تصریح کرده‌اند، متون و منابع کهن یهودی به‌ویژه اسطوره‌های توراتی و تلمودی است. البته نظریه‌پردازان و رهبران صهیونی، هریک مطابق برداشت‌ها و اغراض سیاسی و فکری خود در این باره اظهارنظر کرده‌اند. فصل مشترک همه این دیدگاه‌ها، نظریه ضرورت اسکان و استقرار یهودی‌ها در سرزمینی مشخص و برپایی دولت یهودی در آن سرزمین است که عمدتاً از آن به‌عنوان «سرزمین موعود قوم یهود» یاد کرده‌اند. این سرزمین موعود، همانا سرزمین فلسطین است. [۱]این فرضیه صهیونی ـ یهودی در ادوار مختلف تاریخی همواره از سوی برخی رهبران و مقامات بلندپایه و برجسته یهودی با ابعاد و اشکال مختلف مطرح و تکرار شده است، [۲]، اما طرح برپایی دولت یهودی در فلسطین در دوران معاصر، طی شرایط خاصی اتفاق افتاد که نیاز به بررسی و بازخوانی مجدد دارد.

عکس لید

* زمینه‌های تاریخی پیدایش صهیونیسم

در حالی که نیروی محرک جنبش حقوق مدنی در ایالات متحده آمریکا و آفریقا، مسئله برتری اروپاییِ سفیدپوست بر آفریقاییِ سیاه‌پوست بود، در سرزمینی دیگر یعنی در اروپا و آسیا یک منازعه نژادی متفاوت در جریان بود. یهودیان بدون سرزمین در اروپا و در قسمت‌هایی از آسیا، به کرّات تحت تعقیب و آزار و اذیت قرار می‌گرفتند و در گتوها [۳]جداسازی شده بودند. این تبعیض به حدی وسعت یافته بود که عنوانی ویژه داشت: یهودستیزی. یهودیان اروپا حق مالکیت زمین را نداشتند و، چون از اشتغال در برخی حرفه‌ها ممنوع شده بودند، اکثراً به کار دلالی، تجارت و نزول پول می‌پرداختند. در برخی کشورهای اروپایی، یهودیان مورد بی‌حرمتی و حتی اخراج از سرزمین قرار می‌گرفتند. [۴]

یهودیان در قسمت اعظم تاریخ خود باور داشتند که بازگشت سرزمین موعودشان، به دنبال ورود منجی رخ خواهد داد و فقط با مداخله الهی می‌تواند صورت پذیرد. ولی در قرن نوزدهم (سده سیزدهم شمسی) رشد آرمان‌های ناسیونالیستی در سراسر اروپا و مورد شکنجه قرار گرفتن مجدد یهودیان، در زایش صهیونیسم سیاسی لائیک (غیرمذهبی) نقش به‌سزایی داشت. یکی از بنیانگذاران این جنبش، فیزیکدان روسی به نام لئو پینسکر بود. وی در نشریه‌ای به نام «خود آزادسازی» در ۱۸۸۲ (۱۲۶۱ شمسی) مجادله می‌کرد که همسان‌سازی غیرممکن است و برعکس ضدیت با سامی‌ها تا زمانی که یهودیان قادر به تأسیس دولت خودی گردند و یک ملت عادی بشوند، وجود خواهد داشت. جالب این است که وی از فلسطین فقط به‌عنوان یکی از چند مکان احتمالی برای چنین دولتی نام برد. لیکن ایده‌های تئودور هرتسل که کتابش به نام «دولت یهود» (۱۸۹۵ م / ۱۲۷۴ ش) درواقع تکرار بسیاری از نکات پینسکر بود، به مراتب نفوذ بیشتری پیدا کرد. طبق نظر هرتسل، مسئله یهود پیش از اینکه یک مسئله مذهبی یا اجتماعی باشد، یک مسئله ملی است و یهودیان در کشورهای خود برای همیشه به‌عنوان بیگانه نگریسته می‌شوند. وی یهودیان را «ملت بدون دولت» و فلسطین را ـ هرچند نادرست ـ «سرزمین بدون ملت» می‌نامید. درواقع هرتسل بود که امکان تشکیل اولین کنگره جهانی صهیونیست را در ۱۸۹۷ (۱۲۷۶ شمسی) در سوئیس به‌وجود آورد و در قطعنامه پایانی این کنگره بود که تأکید شد: «هدف صهیونیسم [۶]استقرار دولت برای ملت یهود در فلسطین است.» [۵]

* زمینه‌های جغرافیایی ـ سیاسی تشکیل رژیم صهیونیستی

چنانچه ذکر شد، جنبش تلاش برای ایجاد حکومت یهود در فلسطین، ابتدا به وسیله تئودور هرتسل طراحی شد و در جریان برپایی اولین کنگره صهیونیست در شهر «بازل» سوئیس در ۱۸۹۷ نیز مفاد آن به تصویب رسید. ولی این برنامه پس از کوشش‌های فراوانی که برای به اجرا درآوردنش انجام گرفت، به مرحله عمل نرسید و برای مدتی به فراموشی سپرده شد. حدود ۱۷ سال پس از این ماجرا، جنگ جهانی اول درگرفت. در ماه نوامبر ۱۹۱۴ (آبان ۱۲۹۳) انگلیسی‌ها سه ماه بعد از اعلان جنگ به آلمان، با حکومت عثمانی نیز وارد جنگ شدند و یورش خود را برای اشغال متصرفات عثمانی و از هم پاشیدن یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌هایی که به نام اسلام بر قسمت وسیعی از غرب آسیا و شمال آفریقا حکمروایی داشت، آغاز کردند. در آن زمان فلسطین هم جزئی از قلمرو امپراتوری عثمانی به حساب می‌آمد و، چون این سرزمین بر اساس متون یهود به‌عنوان «ارض موعود» تلقی می‌شد، صهیونیست‌ها که از کوشش‌های خود در جلب رضایت سلطان عثمانی برای استقرار در فلسطین ثمری ندیده بودند، با اشتیاق فراوان به کمک انگلیسی‌ها شتافتند و با حمایت بی‌دریغ از هدف‌های جنگی آنها در خاک فلسطین، سرانجام ارتش انگلیس را در این سرزمین به پیروزی رساندند و به این امید نشستند که با نفوذ فراوان صهیونیست‌ها بر دولتمردان انگلیسی بتوانند سرانجام به آرزوی چند ساله خود یعنی استقرار حکومت یهود در فلسطین، نائل آیند. این در حالی بود که در زمان اشغال خاک فلسطین توسط انگلیسی‌ها (سال ۱۹۱۷ م / ۱۲۹۶ ش) جمعیت این سرزمین از ۵۰۰ هزار مسلمان، ۶۰ هزار یهودی و حدود ۶۰ هزار مسیحی تشکیل می‌شد [۷]و عمده ساکنین آن عرب‌تبار و غیریهودی بودند.

رژیم صهیونیستی؛ از ایده تا اعلام موجودیت

* وضعیت جمعیتی فلسطین در سال ۱۹۳۱ (۱۳۱۰ شمسی)

بعد از جنگ جهانی اول، متفقین پیروز در جنگ سعی کردند همان روش جنگ‌های سابق را ادامه داده و سرزمین‌های جدیدی از دست شکست‌خوردگان در جنگ بیرون آورند. نقش متفقین درواقع تقسیم سرزمین‌ها میان دولت‌های پیروز، تعریف و تعیین مرزها و مدت سرپرستی برای آنها بود. در اینجا، جامعه ملل متفق که در پایان جنگ موجودیت یافته بود، به‌ویژه کمیسیون دائمی سرپرستی، بر کل سیستم نظارت عالیه داشت. بسته به میزان پیشرفت و توسعه، مناطق به سه درجه A و B و C تقسیم شدند. در میان مناطق تحت سرپرستی درجه یک (A)، عراق و فلسطین به بریتانیا و سوریه به فرانسه داده شد. بریتانیا، فلسطین را به دو بخش تقسیم کرد: سرزمین‌های شرق رودخانه اردن را به امیرعبدالله به‌عنوان پاداشی در مقابل کمک‌های وی در جنگ داد و آن را ماوراء اردن نامید و بخش غرب رود اردن را به یهودی‌های صهیونیست واگذار کرد تا به اعلامیه بالفور عمل کرده باشد. [۸]

* اعلامیه بالفور

مهم‌ترین قرارداد زمان جنگ که به فلسطین مربوط می‌شد، اعلامیه بالفور (نوامبر ۱۹۱۷ / آبان ۱۲۹۶) بود. در این اعلامیه دولت بریتانیا با صراحت اعلام داشت که با تأسیس یک میهن برای ملت یهود در فلسطین موافق است و برای نیل به این هدف بیشترین سعی خود را خواهد کرد. سیاستمداران بریتانیایی بر این باور بودند که حضور یک دولت یهودی دوست در منطقه فلسطین نزدیک کانال سوئز که شاهرگ حیاتی امپراتوری است، فواید استراتژیکی فراوانی دربر خواهد داشت. [۹]

به این ترتیب، اولین قدمی که در راه اجرای خواسته صهیونیست‌ها برداشته شد، به شکل صدور اعلامیه‌ای از سوی دولت انگلیس بود که در تاریخ به «اعلامیه بالفور» شهرت دارد و طی آن: دولت انگلیس به‌عنوان سرپرست متصرفات سرزمین فلسطین، به یهودیان وعده داد که تأسیس وطن ملی برای یهودیان در فلسطین را با نظر موافق می‌نگرد و برای رسیدن به این هدف نیز مساعی حسنه خود را به کار خواهد برد. درحالی‌که همان زمان دولت انگلیس به فلسطینی‌ها نیز وعده استقلال داده بود و بنا داشت حکومت مردم فلسطین را که ۹۲ درصد از جمعیتش غیریهود بودند، به رسمیت بشناسد؛ لذا بذر توطئه در کشتزار فلسطین پاشیده شد و پس از آنکه در مرحله قیمومیت انگلیس بر این سرزمین، با دروغ و نفاق و نیرنگ آبیاریش کردند، سرانجام محصول خود را به شکل حکومت اسرائیل به بار نشاندند. [۱۰]

* اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی

پس از خاتمه جنگ جهانی اول و تشکیل کنفرانس پاریس، تحت‌الحمایگی دولت انگلیس بر فلسطین مورد قبول قرار گرفت و سپس در سال ۱۹۲۲ (۱۳۰۱ شمسی) مورد تأیید جامعه ملل واقع شد. تشکیلات مجهز یهودیان و توسعه نفوذ آنها در فلسطین و همچنین مهاجرت‌های یهودیان به‌ویژه در زمان جنگ جهانی دوم وحشتی بزرگ در میان اعراب ساکن فلسطین به‌وجود آورد که منجر به برخوردهای پراکنده در این منطقه گردید. در سال ۱۹۴۷ (۱۳۲۶ شمسی) دولت انگلیس مسئله فلسطین را به سازمان ملل متحد ارجاع کرد و اعلام نمود که در مه سال ۱۹۴۸ (اردیبهشت‌ماه ۱۳۲۷) فلسطین را ترک خواهد کرد. سازمان ملل به تقسیم فلسطین رأی داد و به دنبال خروج نیروهای انگلیس، یهودیان استقلال و موجودیت خود را در ۱۴ مه ۱۹۴۸ (۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۷) اعلام کردند. [۱۱]

در این هنگام، درگیری میان یهودیان و اعراب در شرف وقوع بود. به محض خروج نیروهای انگلیسی در سال ۱۹۴۸، اعراب (شامل مصر، اردن، عراق، سوریه و لبنان) به اسرائیل حمله کرده و بدین ترتیب، نخستین جنگ اعراب و یهودیان آغاز شد. این جنگ تا ژانویه ۱۹۴۹ (دی‌ماه ۱۳۲۷) به طول انجامید و درنهایت آتش‌بس موقتی اعلام شد که به یهودیان این فرصت را داد تا خود را تجهیز نمایند. درنهایت، رژیم اشغالگر صهیونیستی با اشغال اکثر سرزمین‌های فلسطین جز نوار غزه که مصری‌ها در دفاع از آن موفق بودند و کرانه باختری که سپاه اعراب آن را برای اردن حفظ نمود، شکل گرفت. [۱۲]

جمع‌بندی

شکل‌گیری رژیم صهیونیستی در فلسطین حاصل روندی چندمرحله‌ای بود که از شکل‌گیری اندیشه صهیونیسم در قرن نوزدهم آغاز شد و با حمایت قدرت‌های استعماری، به‌ویژه بریتانیا، به تدریج زمینه‌های سیاسی و مهاجرتی آن فراهم گردید. این روند سرانجام در سال ۱۹۴۸ میلادی (۱۳۲۷ شمسی) به اعلام موجودیت اسرائیل انجامید و به دنبال آن منازعات گوناگونی میان اعراب و اسرائیل شکل گرفت. بررسی این تحولات نشان می‌دهد که پیدایش این رژیم نه یک رخداد ناگهانی، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از تحولات سیاسی و بین‌المللی در چند دهه پیش از آن بوده است.

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی

پی‌نوشت‌ها

[۱]طبق روایت کتاب مقدس (عهد عتیق)، خداوند به حضرت ابراهیم و پیروانش فرمان داد که بین‌النهرین را ترک کنند و به سوی ارض کنعان (فلسطین) روانه شوند. طبق متون کتاب مقدس، خداوند این سرزمین را به ابراهیم و نسل او (که طبق این متون از حضرت اسحاق ادامه پیدا می‌کرد) عطا کرده است. در سِفر «پیدایش»، باب ۱۲ آیه ۷ آمده است: «خداوند به اَبرام [ابراهیم]ظاهر شد و به او فرمود: این سرزمینی است که من به نسل تو می‌دهم.» در نمونه‌ای دیگر در همان کتاب، باب ۱۵ آیات ۱۸ تا ۲۱ آمده است: «سپس خداوند در آنجا با اَبرام پیمانی بست. او فرمود: من قول می‌دهم که تمام این سرزمین از مصر تا رودخانه فرات را که شامل قینیان، قنزیان، قدمونیان، حِتّیان، فرزیان، رفائیان، اموریان، کنعانیان، جرجاشیان و یبوسیان است، به نسل تو بدهم.» ر. ک: کتاب مقدس (۲۰۲۲)، مژده برای عصر جدید، کره جنوبی: انجمن‌های متحد کتاب مقدس، صص ۱۲ و ۱۵.

[۲]تقی‌پور، محمدتقی (۱۳۹۰). ایران و اسرائیل در دوران سلطنت پهلوی، جلد اول، چاپ اول، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص ۱۹.

[۳]گتو یک واژه ایتالیایی است و اول‌بار در سال ۱۵۱۶ میلادی (۸۹۵ شمسی)، عنوان گتو در شهر ونیز به‌کار گرفته شد. گتو به منطقه یا محله‌ای از شهر گفته می‌شود که در آن، اقلیت‌های مذهبی، قومی و زبانی در نتیجه فشارهای اجتماعی ـ اقتصادی و قانونی، به‌صورت جدا از سایر گروه‌های شهری زندگی می‌کنند. گتو، بیانگر زندگی و محدودیت یک اقلیت در میان یک اکثریت بزرگ شهری است. گتو، نتیجه جدایی‌گزینی اکولوژیکی است که از روی اجبار و در جهت دوری از تجاوزات و مزاحمت‌ها در بخشی از شهر تشکیل می‌شود و جدایی مذهبی، نژادی و فقر را از سایر بخش‌های شهری نشان می‌دهد. برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به: شکویی، حسین (۱۳۶۵). جغرافیای اجتماعی شهرها؛ اکولوژی اجتماعی شهر، چاپ اول، تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی، صص ۶۳ ـ ۸۴.

[۴]ویکس، مارکس (۱۳۹۹). سیاست در چند دقیقه، چاپ اول، تهران: نشر شهر، ص ۳۰۶.

[۵]درایسدل، آلاسدایر و بلیک، جرالد اج. (۱۳۸۶). جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا، ترجمه دره میرحیدر، چاپ پنجم، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، ص ۳۶۳.

[۶]صهیون نام کوهی در جنوب غربی بیت‌المقدس است. کوه صهیون زادگاه و آرامگاه داوود پیامبر یهود و جایگاه سلیمان بود. گاه این واژه نزد یهودیان، به معنای شهر قدس، شهر برگزیده و شهر مقدس آسمانی به کار می‌رود؛ ولی در متون دینی یهود، صهیون به آرمان و آرزوی ملت یهود برای بازگشت به سرزمین داوود و سلیمان و تجدید دولت یهود اشاره دارد. ر. ک: پیشگاهی‌فرد، زهرا (۱۳۸۶). فرهنگ جغرافیای سیاسی، چاپ اول، تهران: نشر انتخاب، ص ۵۰۶.

[۷]ابوترابیان، حسین (۱۳۸۹). بذرهای توطئه، چاپ چهارم، تهران: انتشارات اطلاعات، ص ۲.

[۸]میرحیدر، دره؛ راستی، عمران و میراحمدی، فاطمه‌سادات (۱۳۹۴). مبانی جغرافیای سیاسی، چاپ بیستم، تهران: انتشارات سمت، ص ۸۰.

[۹]درایسدل و بلیک، همان، ص ۳۶۷.

[۱۰]ابوترابیان، همان، ص ۳.

[۱۱]جغرافیای سیاسی جهان (بی‌تا)، تهران: جهاد سازندگی استان تهران، ص ۲۰.

[۱۲]پیشگاهی‌فرد، همان، ص ۵۰۵.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha