پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۵
نهادینه‌سازی عرفان در فرهنگ جامعه دینی بررسی شد

حوزه/ نشست علمی «نهادینه‌سازی عرفان در فرهنگ جامعه دینی» به همت پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) در قم برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، در این نشست حجت‌الاسلام علی فضلی (عضو هیئت علمی و مدیر گروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی) و حجت‌الاسلام محمدباقر نادم (استاد حوزه و دانشگاه) به ارائه دیدگاه‌های خود درباره امکان‌ها، چالش‌ها و سازوکارهای نهادینه‌سازی عرفان در فرهنگ جامعه دینی پرداختند. دبیری علمی این نشست را حجت‌الاسلام محمدحسن علی‌جان‌زاده روشن بر عهده داشت.

حجت‌الاسلام فضلی عضو هیئت علمی و مدیر گروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ابتدای سخنان خود با اشاره به اهمیت مسئله فرهنگ در جامعه دینی اظهار کرد: نهادینه‌سازی معنویت در جامعه از موضوعات بسیار کاربردی و بنیادین بوده و برای تحقق آن ابزارها، شیوه‌ها و سازوکارهای متعددی وجود دارد که نیازمند بحث مستقل و دقیق است.

وی با اشاره به برخی آثار علمی خود در حوزه فرهنگ و معنویت افزود: در پژوهش‌های انجام‌شده تلاش شده است نسبت میان فرهنگ، علم و معنویت و همچنین آثار اجتماعی و معرفتی آن مورد بررسی قرار گیرد و این بحث‌ها در قالب مقاله علمی و در مسیر تکمیل یک اثر پژوهشی گسترده‌تر دنبال شده است.

حجت‌الاسلام فضلی ادامه داد: برای فهم جایگاه عرفان در فرهنگ، باید آن را از منظرهای مختلفی همچون آثار امنیتی، اقتصادی، جامعه‌شناختی، روان‌شناختی و حتی هنری بررسی کرد؛ زیرا این ابعاد می‌توانند در تحلیل دقیق‌تر نقش عرفان در حیات اجتماعی مؤثر باشند.

وی با تأکید بر ضرورت تحلیل ریشه‌ای فرهنگ اظهار کرد: جهان فرهنگی در امتداد جهان شخصی انسان شکل می‌گیرد و این دو در نسبت با یکدیگر قابل فهم هستند؛ همان‌گونه که جهان درون انسان می‌تواند بازتابی از حقیقت هستی باشد، فرهنگ نیز انعکاس لایه‌های درونی شخصیت انسان در سطح اجتماعی است.

این استاد حوزه افزود: فرهنگ در واقع برآمده از لایه‌های درونی وجود انسان است و از ساحت‌های روحی و نفسانی او شکل می‌گیرد و در قالب رفتار، کنش، منش و بینش در جامعه ظهور می‌یابد.

وی با اشاره به نقش عناصر درونی انسان در شکل‌گیری فرهنگ گفت: آنچه در ادبیات دینی از آن با عنوان «جنود عقل و جهل» یاد می‌شود، در نهایت خود را در لایه‌های مختلف فرهنگی از جمله بینش‌ها، منش‌ها، کشش‌ها و کنش‌های اجتماعی نشان می‌دهد.

حجت‌الاسلام فضلی در ادامه با اشاره به وضعیت فرهنگی جامعه اظهار کرد: مسئله حیا و عفت در جامعه نیازمند تحلیل فرهنگی است و باید بررسی شود که چه عواملی موجب تقویت یا تضعیف این مؤلفه‌های اخلاقی در سطح اجتماعی می‌شود.

لایه‌های فرهنگ و جایگاه منش در تربیت اجتماعی

وی با تأکید بر ضرورت رصد تحولات فرهنگی افزود: لازم است سازوکارهای دقیق رصد فرهنگی در جامعه ایجاد شود تا بتوان جهت‌گیری فرهنگ عمومی را شناسایی و برای آن برنامه‌ریزی کرد؛ چراکه عدم توجه به این روندها می‌تواند پیامدهای جدی برای آینده جامعه به‌ویژه نسل‌های بعدی داشته باشد.

این استاد حوزه در ادامه با تشریح لایه‌های فرهنگ تصریح کرد: فرهنگ دارای چهار لایه اصلی شامل بینش، منش، کشش و کنش است که در این میان، «منش» به‌عنوان خوی و خلق نهادینه‌شده انسانی، نقش محوری در شکل‌دهی به فرهنگ ایفا می‌کند.

مدیر گروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: منش انسان متأثر از بینش‌ها و کشش‌های اوست و در نهایت در سبک زندگی، انتخاب‌ها، رفتارها و آداب اجتماعی نمود پیدا می‌کند و به تدریج در جامعه نهادینه می‌شود.

حجت‌الاسلام فضلی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به جایگاه عرفان در فرهنگ گفت: برای بررسی تأثیر عرفان عملی بر فرهنگ باید روشن شود که آموزه‌های سلوکی و عرفانی در کدام‌یک از لایه‌های فرهنگی اثرگذار هستند و چگونه می‌توانند در ساختار اجتماعی نقش‌آفرینی کنند.

وی افزود: اگر هدف، معنوی‌سازی خلق‌وخو و اخلاق اجتماعی باشد، ناگزیر باید عرفان در بستر جامعه نهادینه شود و این امر نیازمند برنامه‌ریزی در سطوح مختلف فرهنگی، آموزشی و رسانه‌ای است.

این استاد حوزه با اشاره به نقش نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای اظهار کرد: رسانه، نظام آموزشی و حتی ابزارهای سرگرمی و هنر می‌توانند در شکل‌دهی به فرهنگ عمومی نقش تعیین‌کننده داشته باشند و باید برای این مسئله برنامه‌ریزی جدی صورت گیرد.

وی تأکید کرد: مسئله فرهنگ تنها یک موضوع معرفتی نیست، بلکه به امنیت فرهنگی جامعه نیز مرتبط است؛ زیرا تغییر در لایه‌های فرهنگی می‌تواند در بلندمدت به دگرگونی‌های عمیق اجتماعی منجر شود.

حجت‌الاسلام فضلی در پایان با اشاره به ضرورت پیوند عرفان و حکمرانی فرهنگی اظهار کرد: تحقق جامعه متعالی در گرو ارتقای ساحت فردی انسان‌ها و تبدیل آن به منش اجتماعی است و عرفان می‌تواند در این مسیر نقش بنیادین ایفا کند.

پیوند جهان شخصی و جهان فرهنگی در منظومه عرفان اجتماعی

در ادامه نشست، حجت‌الاسلام محمدباقر نادم استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به مباحث مطرح‌شده درباره نسبت فرهنگ و ساحت فردی انسان گفت: جهان فرهنگی در امتداد جهان شخصی انسان شکل می‌گیرد و اگر شخصیت فردی و ساحت اخلاقی انسان به کمال برسد، اثر آن به‌طور طبیعی در لایه‌های اجتماعی و فرهنگی نیز آشکار خواهد شد.

وی با اشاره به نقش حکمرانی در این نسبت افزود: اگر فردی که به تعالی اخلاقی رسیده است در جایگاه حکمرانی قرار گیرد، می‌تواند ساختارهای اجتماعی و فرهنگی را نیز متأثر کند؛ زیرا جامعه در امتداد همان جهان شخصی انسان‌ها شکل می‌گیرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین نادم در ادامه با تبیین رویکردهای تقابلی در عرصه فرهنگ گفت: در مواجهه‌های امروز، تلاش‌هایی برای نفوذ در لایه‌های فردی انسان‌ها، به‌ویژه از دوران کودکی و در فضای خصوصی و رسانه‌ای صورت می‌گیرد؛ چراکه تغییر در ساحت شخصی، به‌تدریج به تغییر در فرهنگ و در نهایت به تغییر در حکمرانی و تمدن منجر می‌شود.

عرفان و نسبت دوسویه فرد و جامعه در شکل‌گیری فرهنگ

وی با اشاره به چهار لایه فرهنگ شامل بینش، منش، کشش و کنش اظهار کرد: عرفان ناظر به هر چهار لایه فرهنگ است و حذف آن از فرهنگ، به معنای آسیب‌دیدن تمام این ساحت‌ها خواهد بود؛ همان‌گونه که حذف اخلاق از حکمرانی نیز کل ساختار اجتماعی را دچار اختلال می‌کند.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: رابطه میان فرد و جامعه، رابطه‌ای دوسویه است؛ همان‌گونه که تعالی فردی می‌تواند جامعه را متحول کند، فرهنگ اجتماعی نیز در تربیت فردی نقش تعیین‌کننده دارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین نادم با بیان این‌که تقویت فرهنگ عرفانی می‌تواند به ارتقای ساحت فردی انسان‌ها منجر شود، تصریح کرد: اگر جامعه یا حکمرانی بر اساس فرهنگ عرفانی شکل بگیرد، این امر به‌طور مستقیم در تربیت فردی، حتی در نسل‌های پایین‌تر جامعه اثرگذار خواهد بود.

انقلاب اسلامی و تجلی عرفان در حکمرانی دینی

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نسبت انقلاب اسلامی و عرفان گفت: در برخی تحلیل‌های معاصر، انقلاب اسلامی به‌مثابه تجلی حرکت از سلوک فردی به ساحت تمدنی و اجتماعی تفسیر می‌شود؛ به‌گونه‌ای که انسان کامل پس از طی مراتب سلوکی، در مرحله «بازگشت از حق به خلق» وارد عرصه هدایت اجتماعی و تأسیس نظام سیاسی می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین نادم افزود: در این نگاه، حاکم اسلامی صرفاً یک مدیر سیاسی نیست، بلکه انسانی است که سلوک عرفانی را طی کرده و در مقام هدایت جامعه، ارزش‌های معنوی و الهی را در ساختار حکمرانی متجلی می‌سازد.

وی تأکید کرد: در چنین منظومه‌ای، عرفان و اخلاق اسلامی در تمام لایه‌های حکمرانی و ساختار اجتماعی حضور دارد و همین امر می‌تواند زمینه‌ساز تحقق الگوی مطلوب تمدن نوین اسلامی باشد.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha