دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۶
ابعاد و احکام «اسراف» از منظر قرآن و روایات؛ از تضییع حقوق تا محرومیت از هدایت

امروزه در جوامع گوناگون، فرهنگ الگوی مصرف بهینه بسیار ترویج شده و با اسراف در زمینه‌های مختلف برخورد می‌شود. در دین مبین اسلام هم اسراف در منابع و معارف مسلمانان بسیار مذمت شده است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، رعایت اعتدال و میانه‌روی در هر کاری لازم و ضروری است. زمانی که انسان از حد اعتدال تجاوز کند دچار اسراف می‌شود. اسراف در واقع یک خطای فردی و اجتماعی است که پیامدهای بیشماری در زندگی فردی و اجتماعی افراد می‌گذارد.

امروزه در جوامع گوناگون، فرهنگ الگوی مصرف بهینه بسیار ترویج شده و با اسراف در زمینه‌های مختلف برخورد می‌شود. در دین مبین اسلام هم اسراف در منابع و معارف مسلمانان بسیار مذمت شده است.

در قرآن و احادیث به زوایای مختلف اسراف پرداخته شده است و با بیان حرمت این کار و عواقب آن سعی در ایجاد جو اعتدال و میانه‌روی در میان افراد و جامعه اسلامی دارد. در این خصوص با حجت‌الاسلام سیدعلی موسوی از اساتید حوزه علمیه به گفت‌وگو نشستیم.

اسراف چیست و چه معنایی دارد؟

این کلمه از واژه «س ر ف» گرفته شده و به معنای تجاوز کردن و از حد گذشتن در هر کاری که انسان انجام می‌دهد، است. کتاب مفردات، جلد۲ صفحه۲۱۱. اسراف علاوه بر سوء مصرف در موارد مثبت مانند انفاق کردن نیز استعمال می‌شود، چنانکه در سوره فرقان آیه۶۷ چنین آمده است: «و الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا» کسانی که به گاه انفاق و بخشش زیاده‌روی و تنگ نظری نکردند. ولی در معنای اصطلاحی اسراف صرفا در موارد سوء مصرف و تجاوز بیش از حد در هر چیزی استعمال می‌شود.

تفاوت اسراف و تبذیر

تبذیر به معنای تفریق و پخش کردن چیزی است و در مورد کسی که بیهوده مال خود را هدر دهد به کار می‌رود. کتاب مفردات، جلد۱، صفحه۲۵۱. تبذیر در کلام عامیانه همان «ریخت و پاش» است که از لحاظ معنایی به معنای اسراف نزدیک است.

در اسراف زیاده روی در تمام امور اطلاق می‌شود اعم از خوردن، پوشیدن، ثروت و… ولی در تبذیر فقط منظور هدر دادن مال و ثروت است. با این وجود در روایات گاهی اسراف و تبذیر در یک معنا نیز به کار می‌روند. امام علی(علیه‌السلام) می‌فرمایند: «أَلَا وَ إِنَّ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِی غَیْرِ حَقِّهِ تَبْذِیرٌ وَ إِسْرَافٌ وَ هُوَ یَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِی الدُّنْیَا وَ یَضَعُهُ فِی الْآخِرَهِ» بخشش مال در مورد نابجا اسراف و تبذیر است که صاحبش را در دنیا بالا می‌برد ولی در آخرت پایین می‌آورد. کتاب نهج‌البلاغه خطبه۱۲۶

حکم اسراف

این گناه در معنای اصطلاحی آن حرام است چرا که تضییع حقوق الهی و حق الناس پیش می‌آید. حق الله از آن جهت که نعمت‌های خدا را هدر می‌دهد و حق الناس از آن جهت که بنده‌ای دیگر محتاج است ولی اسراف‌کار در آن چیزی که دارد اسراف می‌کند و از بین می‌برد.

موضوع اسراف در قرآن کریم

در قرآن‌کریم این واژه و مشتقات آن ۲۳ مرتبه تکرار شده است که هم به معنای عام و هم معنای اصطلاحی آن به کار رفته است.

«وَ لا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِین‌» امر مسرفان را اطاعت نکنید. سوره شعراء آیه۱۵۱

«وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِین‌» بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید به درستی که خداوند اسراف‌کاران را دوست ندارد. سوره اعراف آیه۳۱

«إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّاب‌» خداوند اسراف‌کار دروغگو را هدایت نمی‌کند. سوره غافر آیه۲۸

اسراف در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام

در منابع روایی نیز به وفور احادیثی دیده می‌شود که در بحث اسراف و تبذیر بیان شده‌اند. امام صادق(علیه‌السلام) در حدیثی می فرمایند: «ادنی الاسراف هراقه فضل الاناء و ابتذال ثوب الصون و القاء النوی» پایین‌ترین مرتبه اسراف عبارت است از: دور ریختن آبی که از آشامیدن اضافه آمده است. اینکه لباس کار و لباس بیرونی، یکی باشد. به دور انداختن هسته خرما پس از خوردن خرما. کتاب وسائل الشیعه، حدیث۳ باب۲۸ صفحه۳۷۴. در این حدیث امام حد و مرز اسراف را در قالب مثال بیان نموده‌اند و می‌توان آن را در مسائل دیگر تعمیم داد.

امام علی(علیه‌السلام) علامت‌های اسراف‌کار را چنین می‌گوید: «لِلْمُسْرِفِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ یَأْکُلُ مَا لَیْسَ لَهُ وَ یَلْبَسُ مَا لَیْسَ لَهُ وَ یَشْتَرِی مَا لَیْسَ لَه‌» شخص اسراف‌کار چیزی می‌خورد که برای او نیست. لباسی را می‌پوشد که برای او نیست و چیزی را می‌خرد که برای او نیست. کتاب بحارالانوار، جلد۷۲ صفحه۳۰۴. البته منظور از این که برای او نیست این است که در شان او نیست و بیشتر از حدش باشد. در حدیثی دیگر امام علی(علیه‌السلام)، میانه‌روی را ثروت‌زا و اسراف را نابودکننده ثروت می‌داند. کتاب بحارالانوار، جلد۶۸ صفحه۳۴۷

انواع اسراف

اسراف به معنای از حد اعتدال خارج شدن، دارای مصادیق بسیاری است که عبارتند از:

عقیدتی: در آیات قرآن‌کریم گناه کردن نیز اسراف است چرا که انسان از حد میانه خارج شده است. «و کَذلِکَ نَجْزِی مَنْ أَسْرَفَ، وَ لَمْ یُؤْمِنْ بِآیاتِ رَبِّهِ، وَ لَعَذابُ الْآخِرَهِ أَشَدُّ وَ أَبْقی‌» سوره طه آیه۱۲۷

اخلاقی و رفتاری: در جایی که از مرزهای اخلاقی انسان فاصله بگیرد، اسراف واقع می‌شود. انحراف جنسی، سو رفتارها و هر گونه اخلاق نادرست شامل اسراف می‌شود. در قرآن کریم در رابطه با قوم لوط خداوند آنان را به خاطر عمل زشتشان مسرف خوانده است چرا که پا را از حدود شرع و عقل بیرون گذاشته‌اند. «إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَهً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُون‌» سوره اعراف آیه۸۲

اقتصادی: اسراف در موارد بسیاری که در زندگی روزمره رخ می‌دهد شامل این گروه است: از بین بردن چیزهای که قابل استفاده است. برآورده کردن چیزهایی که نیاز نیست. امام صادق(علیه‌السلام) می فرمایند: «رخت‌خوابی برای مرد و رخت‌خوابی برای خانواده‌اش و رخت‌خوابی برای میهمانش لازم است و رختخواب اضافه از آنِ شیطان است.» کتاب بحارالانوار، جلد۷۶،صفحه۳۲۱

مصرف چیزی که برای بدن ضرر داشته باشد یا کم یا زیاد. مانند مصرف شراب که حتی میزان کم آن هم برای بدن ضرر دارد٬ از جمله مصادیق این امر هستند. مصرف بیش از حد اندازه در هر چیزی مانند خوردن، آشامیدن و پوشاک. تهیه وسایلی که خارج از شان انسان باشد مثل خانه بسیار بزرگ، وسیله نقلیه و موارد دیگر.

ریشه‌های اسراف

از ریشه‌های این امر می‌توان به این عناوین اشاره کرد:

ریشه‌های اعتقادی: از جمله ریشه‌های اعتقادی که در قرآن کریم و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام از آن‌ها یاد شده است می‌توان به این موارد اشاره کرد:

جهل: یکی از عواملی که باعث می‌شود انسان در هر زمینه‌ای دچار خطا شود جهل و نادانی است. هنگامی که فرد در کسب مال حلال جهل داشته باشد دچار اسراف می‌شود. زمانی که ثروت به صورت ارث به فرد برسد و در به دست آوردن آن مال تلاشی انجام نشده باشد قطعا ارزشی قائل نیست و به اسراف منتهی می‌شود.

شهوت پرستی: در آیه ۸۱ سوره اعراف، شهوت رانی را عامل گرایش قوم لوط به اسراف دانسته است. «إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ ۚ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ» شما زنان را ترک کرده و با مردان شهوت می‌رانید، آری شما قومی اسراف‌کارید.

غفلت از یاد خدا: در آیه «لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کانَ أَمْرُهُ فُرُطا» کسانی که از یاد خدا غافل شده‌اند و پیرو هوای نفس شده باشند دچار افراطی‌گری هستند. سوره کهف آیه۲۸

ریشه‌های روانی:

تکبر: کسانی که دچار عقده تکبر و خود برتر بینی باشند دائم در صدد این هستند که برتری خود را از هر طریقی که شده به رخ دیگران بکشند. در این حالت است که از حد و حدود خارج می‌شود و اسراف به وجود می‌آورند.

خودنمایی: هر گاه برای ابراز وجود و سرپوش گذاشتن بر روی شکست‌ها و حقارت‌های که داشته است نیز منجر به مصرق گرایی می‌شود.

وسواس: یکی از عواملی که بسیار در این امر دخیل است، مشکل وسواس است. هنگامی که فرد دچار وسواس باشد، خرج‌های بیش از حد انجام می‌دهد و یا در میهمانی‌ها بسیار تدارک می‌بیند و اضافات را هم به خاطر روحیه وسواس گونه‌اش هدر می‌دهد.

ریشه‌های اجتماعی و فرهنگی:

تربیت خانوادگی: هنگامی که انسان در محیط خانواده میانه روی را یاد نگیرد و در عوض اسراف‌گرایی را ببیند، خود نیز در زندگی دچار اسراف می‌شود و این امر برای او عادی جلوه می‌کند.

تقلید کردن: در سطح اجتماع زمانی که الگوهای اجتماعی و سران و رهبران حکومتی به مصرف گرایی مبتلا هستند خواه نا خواه افراد آن جامعه نیز به تقلید از آنان دچار اسراف می‌شوند. آنچنان که قرآن کریم می‌فرماید: «وَ لا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِین‌» امر مسرفان را اطاعت نکنید. سوره شعراء آیه ۱۵۱

فقر فرهنگی و عدم آگاهی در جامعه: زمانی که در جامعه‌ای آموزش‌های صحیح و درست الگوی مصرف تبیین نشود آن جامعه به سمت مصرف‌گرایی می‌رود. این مسئله ناشی از فقر فرهنگ منجر به نابودی آن اجتماع می‌شود.

آثار اسراف

در سوء مصرف و اسراف‌گرایی، انسان متحمل زیان‌های بسیاری در امور مادی و معنوی خواهد شد از جمله:

امور مادی:

فقر و تنگدستی: در اثر زیاده خواهی و مصرف بی‌رویه انسان نهایتا به تنگدستی می‌رسد. عدم داشتن برنامه اقتصادی در زندگی با وجود این زیاده خواهی‌ها و مصرف‌ها، مشکلات زیادی همچون فقر را به همراه می‌آورد.

اسراف سبب بی‌برکتی در زندگی می‌شود: این امر باعث تضیع حقوق دیگران می‌گردد. اسراف موجب از بین رفتن سرمایه‌های ملی یک جامعه می‌شود که خسارت‌های جبران ناپذیری برای آن جامعه خواهد داشت. علاوه بر این باعث بروز چشم و هم چشمی و بسیاری پدیده‌های ناپسند در اجتماع می‌شود.

امور معنوی:

بنا به فرموده خداوند متعال در قرآن کریم، خدای منان، اسراف کار را دوست نمی‌دارد. «وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَ غَیْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُکُلُهُ وَ الزَّیْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَ غَیْرَ مُتَشَابِهٍ ۚ کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ ۖ وَ لَا تُسْرِفُوا ۚ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» و او آن خدایی است که برای شما بستان‌ها از درختان داربستی و درختان آزاد و درختان خرما و زراعت‌ها که میوه و دانه‌های گوناگون آرند و زیتون و انار و میوه‌های مشابه و نامشابه آفرید. شما هم از آن میوه‌ها هرگاه برسد تناول کنید و حق آن را (زکات فقیران را) در روز درو و جمع‌آوری آن بدهید و اسراف نکنید، که خدا مسرفان را دوست نمی‌دارد. سوره انعام آیه ۱۴۱

اسراف انسان را از هدایت الهی محرم می‌سازد. «وَ قَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللَّهُ وَ قَدْ جَاءَکُمْ بِالْبَیِّنَاتِ مِنْ رَبِّکُمْ وَ إِنْ یَکُ کَاذِبًا فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَ إِنْ یَکُ صَادِقًا یُصِبْکُمْ بَعْضُ الَّذِی یَعِدُکُمْ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ» و مرد با ایمانی از آل فرعون که ایمانش را پنهان می‌داشت (با فرعونیان) گفت: آیا مردی را به جرم اینکه می‌گوید: پروردگار من خداست می‌کشید، در صورتی که با معجزه و ادلّه روشن از جانب خدایتان برای هدایت شما آمده است؟! اگر او دروغگو است گناه دروغش بر خود اوست و لیکن اگر راستگو باشد از وعده‌های او بعضی به شما برسد و همه هلاک خواهید شد که خدا البته مردم مسرف و دروغگو را هرگز هدایت نخواهد کرد. سوره غافر آیه ۲۸

دعای فرد اسراف‌کار مستجاب نمی‌شود. «لَا یُسْتَجَابُ لَهُمْ أَحَدُهُمْ کَانَ لَهُ مَالٌ فَأَفْسَدَهُ» کتاب اصول کافی، جلد۴، صفحه۵۶

اسراف‌کار اهل جهنم است. «وَ أَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحابُ النَّار» سوره غافر آیه ۴۳

عذاب‌های سختی که برای مسرفین وعده داده شده است. «مُسَوَّمَهً عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُسْرِفِین‌» سنگ‌هایی که از ناحیه پروردگارت برای مسرفان نشان گذاشته شده است. سوره دخان آیه۳۴

«وَ کَذلِکَ نَجْزِی مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ یُؤْمِنْ بِآیاتِ رَبه وَ لَعَذابُ الْآخِرَهِ أَشَدُّ وَ أَبْقی‌» سوره طه آیه۱۲۷.

راه‌های جلوگیری از اسراف

راه های جلوگیری از اسراف می تواند به دو دسته عمده تقسیم کرد:

عوامل درونی:

تقویت ایمان به مبدا و معاد: یکی از رهکارهای مقابله با آسیب‌های اخلاقی و اقتصادی و نهادینه کردن ارزش‌های اسلامی، تقویت ایمان به مبدا و معاد است. زمانی که روح و روان انسان به معارف الهی و ارزش‌های اسلامی گره خورده باشد دیگر انسان به دنبال مفاسدی همچون اسراف نمی‌رود.

مراجعه به آیات و روایات: انسان با رجوع به آیات قرآن کریم و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام که در آن‌ها بسیار در مورد ابعاد و گناه و عذاب‌های اسراف بیان شده است، خود را با گناه اسراف آلوده نمی‌کند.

تقویت ارزش‌های دینی: تقویت ارزش‌های همچون زهد، قناعت، شاکر بودن انسان یکی دیگر از عوامل درونی مبارزه با اسراف می‌باشد.

عوامل بیرونی:

بالا بردن سطح آگاهی: از طرفی یکی از عوامل مهم در ایجاد اسراف جهل و نادانی است که می‌توان با ایجاد آگاهی در بین مردم و بازگو کردن پیامدهای سخت آن باعث کم رنگ شدن مسئله اسراف در جامعه شد.

امر به معروف و نهی از منکر: یکی از حرکت‌هایی که سبب حفظ شعائر و برچیدن گناهانی همچون اسراف در جامعه می‌شود، امر به معروف و نهی از منکر است.

ارائه الگوی صحیح مصرف و ایجاد تبلیغات: برای آموزش‌های همگانی در جهت رعایت الگوی مصرف و حفظ منابع و ارزش‌ها برخورد قانونی و عملی با اسراف‌کاران و تبلیغات رسانه‌ای بسیار موثر است.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha