به گزارش خبرگزاری حوزه، همزمان با فرارسیدن ماه محرمالحرام، این خبرگزاری با انتشار پرونده ویژه «زیارت عاشورا» و با حضور حجتالاسلام والمسلمین جواد محدثی، گامی در شرح زیارت عاشورا برمیدارد تا دریچهای نو به سوی معارف اهلبیت (ع) گشوده شود؛ این پرونده ویژه به حضور مخاطبان ارجمند و عزاداران وفادار سیدالشهدا (ع) تقدیم میگردد.
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباعبدالله، سلام و درود بر شما عزیزان همراه که شنوندهٔ این برنامه هستید. در ادامهٔ شرح فرازهایی از زیارت عاشورا، در خدمت شما هستیم؛ پس از بحث دربارهٔ بخشهای پیشین، اکنون به این جمله میرسیم که میگوییم:
«السَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ، وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ»
در این فراز، از اباعبدالله الحسین علیهالسلام به عنوان «ثارالله» (خونِ خدا) و «ابن ثاره» (پسر خون خدا) یاد میکنیم.
نکتهای که در اینجا قابل تأمل است، این که همهٔ ائمهٔ معصومین علیهمالسلام به درجهٔ شهادت نائل آمدهاند و همگی در راه خدا، به دست ستمگران و جباران زمان، به شهادت رسیدهاند؛ اما نوع شهادت آن بزرگواران متفاوت بوده است.
گاه شخصی با زهر و مسمومیت از دنیا میرود و گاه با تیغ و شمشیر و جراحتهای جسمانی، جان خود را فدا میکند.
در میان ائمه، تنها دو تن با ریختن خون و ضربات شمشیر به شهادت رسیدند:
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام که با ضربت شمشیر ابنملجم، در خون خود غلتید و به دیدار حق شتافت؛
و سیدالشهدا اباعبدالله الحسین علیهالسلام و یاران باوفایش که در روز عاشورا با خون خویش، حماسهای جاودان آفریدند.
اما دیگر ائمهٔ ما علیهمالسلام، هرچند همه شهید بودند، شهادتشان بیشتر از طریق زهر و مسمومیت توسط دشمنان رقم خورد.
در روایت از معصومین علیهمالسلام آمده است:
«ما مِنَّا الا مَقْتُولٌ شهید اَو مَسْمُومٌ»؛
بر این اساس، از میان ائمهٔ معصومین علیهمالسلام، آن دسته که با ریختن خون به شهادت رسیدهاند، با عنوان «ثارالله» یاد میشوند.
اما پرسش اساسی اینجاست که «ثارالله» یعنی «خون خدا»؛ مگر خداوند خون دارد؟ این تعبیر چه معنایی دارد و چرا امام حسین علیهالسلام «ثارالله» و «ابن ثاره» نامیده شده است، و چرا این عنوان شامل امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز میشود؟
۱. «دَم»
این واژه به همان مایع سرخرنگی اشاره دارد که در رگها و قلب انسان جریان دارد و با جراحت یا بریدگی از بدن خارج میشود؛ یعنی همان خون مادی و طبیعی.
۲. «ثار»
این واژه معنایی فراتر از خون مادی دارد و به حقِّ انتقام و قصاص اطلاق میشود. وقتی کسی مظلومانه کشته میشود، از او تعبیر به «صاحبِ ثار» میشود؛ یعنی خونی که پایمال نشده و هنوز حقِّ پیگیری و تقاص دارد.
پرسش میشود «خونخواه او کیست؟» به این معنا نیست که مقدار مشخصی خون از قاتل بگیریم، بلکه به این معناست که ولیِّ خون مشخص شود؛ کسی که صاحبِ حقِّ قصاص است و باید پیگیر شود تا خونِ مظلوم بیپاسخ نماند و ظالم به سزای جنایت خود برسد.
حال، وقتی امام حسین علیهالسلام را «ثارالله» مینامیم، یعنی خداوند خود، ولیِّ خون اوست و طلبِ قصاصِ این خون، از آنِ ذاتِ مقدسِ الهی است. نه اینکه خداوند دارای خونِ مادی باشد، بلکه بدین معناست که این خون، چنان ارزش و جایگاهی دارد که خودِ خداوند، متولیِ پیگیریِ آن است و ستمِ وارده بر او را نمیپذیرد.
همچنین تعبیر «ابن ثاره» اشاره به این دارد که امام حسین علیهالسلام، فرزند کسی است که خونش نیز چنین جایگاهی دارد؛ یعنی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام که پیشتر با شمشیر به شهادت رسید و خون او نیز «ثارالله» محسوب میشود.
از این رو، حسین بن علی علیهالسلام هم خود صاحبِ خون الهی است، هم فرزندِ صاحبخون الهی.
خلاصه آنکه «خونخواهی» در اینجا به معنایِ عدالتخواهی و قصاصِ الهی است، نه خونخواهیِ مادی؛ یعنی باید خونِ مظلوم پایمال نشود و ظالم، کیفرِ ستمِ خود را ببیند.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و اباعبدالله الحسین علیهالسلام، هر دو مظلومانه به شهادت رسیدند؛ اما خون این دو بزرگوار چنان والا و گرانقدر است که گویی خونِ خداست.
نویسندگان سالها پیش، این تعبیر را چنین معنا کردهاند که وقتی امام حسین علیهالسلام «ثارالله» است، یعنی گویا از قبیلهٔ خدا کسی کشته شده است و ما برای خونخواهیِ این خونِ به ناحق ریختهشده، قیام میکنیم.
پس خون اباعبدالله علیهالسلام آنقدر ارزشمند است که از آن به «خون خدا» تعبیر شده است.
درود بر آن خونِ الهی و بر فرزندِ آن خون، و درود بر «وَتْرِ مَوْتُور».
اما «وَتْر» چیست؟
«وتر» به معنای «تک» و «یگانه» است؛ مانند همان شفع و وتر در نماز شب که دو رکعت و یک رکعت است.
امام حسین علیهالسلام نیز «وتر» است، چون در میان ائمهٔ معصومین علیهمالسلام، از نظر نوعِ شهادت و چگونگیِ مظلومیت، یگانه و بینظیر است.
و «مَوتور» یعنی کسی که خونِ او به ناحق ریخته شده و هنوز انتقامِ آن گرفته نشده است.
پس «وَتْرِ مَوْتُور» یعنی آن خونِ به ناحق ریختهشدهای که هنوز قصاصِ آن انجام نشده است.

در دعای ندبه میخوانیم:
«أَیْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلَاءَ»
یعنی کجاست آن که خونِ کشتهشده در کربلا را میطلبد؟
اگرچه مختار قیام کرد و قاتلانِ آن حضرت را به کیفر رساند، اما حقیقت این است که تاوانِ کاملِ این خون، تا قیامت باقی میماند و همچنان خونِ امام حسین علیهالسلام «تقاصنشده» است؛ از این رو «وَتْرِ مَوْتُور» نامیده شده است.
این خونخواهی در فرازهای دیگر زیارت عاشورا نیز مطرح است، آنجا که میگوییم:
«السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ»
سلام بر تو و بر آن جانها و روحهایی که در آستانِ تو فرود آمدند؛ کسانی که جان خود را فدا کردند، جانشان را در کفِ اخلاص نهادند و عاشقانه در راهِ امام حسین که راهِ خداست، به شهادت رسیدند.
و در پایان، با قلبی سرشار از ارادت، این سلامِ جاودانه را نثار میکنیم:
«عَلَیْکُمْ مِنِّی جَمِیعًا سَلَامُ اللَّهِ أَبَدًا مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ»
تا وقتی زندهام و تا وقتی شب و روز برقرار است، سلامِ خدا بر شما باد، یا اباعبدالله.
در اینجا نکتهای دقیق و ظریف وجود دارد که شایستهی توجه است؛ آن اینکه وقتی ما میگوییم «سلام بر حسین»، این سلامی است از سوی ما، اما هنگامی که میگوییم «سلامُ اللهِ عَلَیکَ»، در حقیقت درخواست میکنیم که سلامِ خداوند بر او نازل شود. این دو، از نظر مرتبه تفاوتی آشکار دارند؛ سلامِ ما، هرچند ارزشمند است، اما درخواستِ سلامِ الهی، رتبهای بس بالاتر و والاتر دارد.
همین معنا دربارهٔ پیامبر اکرم و ائمهٔ معصومین علیهمالسلام نیز جاری است؛ وقتی میگوییم «صلواتُ اللهِ عَلَیکَ»، یعنی از خداوند میخواهیم که درود و رحمت ویژهٔ خود را بر آن بزرگواران نازل فرماید، که این خود نشاندهندهٔ بالاترین درجهٔ احترام و تکریم است.
«عَلَیْکُمْ مِنِّی جَمِیعًا سَلَامُ اللَّهِ أَبَدًا»
در اینجا، ما به عنوانِ زائر و عاشق، از درگاهِ الهی درخواست میکنیم که سلامِ پروردگار، بر همهٔ آنان امام حسین، یارانش و همهٔ شهیدانِ کربلا فرو فرستاده شود. و این سلام، نه یک بار، نه یک لحظه و نه در یک روز، بلکه تا ابد ادامه دارد؛ تا وقتی که ما زندهایم و تا وقتی که شب و روز برقرار است؛ یعنی سلامی دائمی، پیوسته و بیانقطاع از جانبِ خداوند نثارِ آن بزرگواران باد.
«یا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِیبَةُ بِکَ عَلَیْنَا وَ عَلَی جَمِیعِ أَهْلِ الْإِسْلَامِ»
یعنی: ای اباعبدالله! به راستی که مصیبت تو بزرگ است، اندوه تو سترگ است و این فاجعه، بر ما و بر همهٔ مسلمانان، بسیار عظیم و گرانبار است.
پاسخ به این پرسش که چرا مصیبتِ امام حسین علیهالسلام اینچنان بزرگ و سنگین است؟
در عمقِ فرازهای زیارت عاشورا و کلامِ معصومین علیهمالسلام نهفته است. این مصیبت، تنها به خاطرِ جراحتهای جسمی و پیکرِ قطعهقطعهٔ آن حضرت نیست، هرچند که خودِ آن نیز فاجعهای بس عظیم است؛ بلکه رنجِ بزرگتر آن است که ضربه بر پیکرهٔ اسلام وارد شد.
هدفِ امویان، نابودیِ اصلِ اسلام بود. در کربلا، نه تنها پیکرِ امام حسین بر خاک افتاد، بلکه مکتب، مرام و پیامِ حسینی نیز مورد هتک قرار گرفت. از اینرو، این مصیبت، دو بُعد دارد:
بُعدِ جسمانی که روضهخوانانِ جسمِ امام بر آن میگریند؛
و بُعدِ فکری و اعتقادی که روضهخوانانِ فکر و مرامِ ایشان، مانند حضرت زینب کبری و امام سجاد علیهالسلام، در خطبههای آتشینِ خود، آن را به تصویر کشیدند و افشا کردند.
چرا این مصیبت انقدر سنگین و بزرگ است؟
برای درکِ عمیقتر این موضوع، به زیارتِ امام حسین علیهالسلام که از زبانِ امام زمان علیهالسلام نقل شده، توجه کنید. در بخشی از آن میفرمایند: در بحار الانوار جلد 98
«فَوَیْلٌ لِلْعُصَاةِ الطُّغَاةِ»
وای بر آن عصیانگرانِ سرکش!
«لَقَدْ قَتَلُوا بِقَتْلِکَ الْإِسْلَامَ، وَ أَقْتَلُوا الصَّلَاةَ وَ الصِّیَامَ»
با کشتنِ تو، اسلام را کشتند و نماز و روزه را از پا درآوردند.
«وَ نَقَضُوا السُّنَنَ الْأَحْکَامَ»
و سنتها و احکامِ الهی را نقض کردند.
«وَ قَدْ فُقِدَ التَّکْبِیرُ وَ التَّحْلِیلُ»
با از بین رفتنِ تو، تکبیر و تحلیل (حلال و حرامِ الهی) نیز از میان رفت.
«وَ ظَهَرَتِ التَّبْدِیلُ وَ التَّحْرِیفُ»
و پس از شهادتِ تو، راه برای تغییر، تبدیل و تحریفِ اهداف و آیینِ اسلام، توسط امویان گشوده شد.
پس، مصیبتِ عاشورا نه فقط فقدانِ یک انسانِ بزرگ، بلکه فقدانِ ستونِ دین، فروپاشیِ احکام، و هجومِ تحریفگران به کیانِ اسلام بود. به همین دلیل، این رزیت (مصیبت) بر همهٔ مسلمانان، تا قیامت، سنگین و گرانبار باقی خواهد ماند.
در این فراز از زیارت عاشورا، به حقیقتی عمیق اشاره میشود: «أَسْبَحَ کِتابَ اللهِ بِقَصْدٍ، بِفَقْدٍ، الَّذی مُهْجُورٌ»؛ یعنی با فقدان تو، کتاب خدا به مهجوریت افتاد.
ازاینرو، شهادت امام حسین(ع) را «عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَجَلَّتِ وَعَظُمَتِ الْمُصِیبَةُ» میخوانیم؛ نه فقط به خاطر اندوهی بزرگ، بلکه از آن رو که در این واقعه، دین خدا هدف هتک قرار گرفت و خون پاکترین بندگان، بهانه ای شد برای تحریف و تضعیف وحی. این مصیبت، تنها بر زمینیان سنگینی نکرد، بلکه بر اهل آسمانها نیز گران آمد؛ چنانکه در ادامه زیارت بر آن تأکید میشود: «وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصِیبَتُهُ فِی السَّمَاوَاتِ عَلَی جَمِیعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ».
پیام این فراز آن است که عظمت این مصیبت، فراتر از یک حادثۀ تاریخی است؛ بلکه ضایعهای است که افقهای زمین و آسمان را پُر کرده و همچنان، درس بیداری و مقاومت برای همۀ مسلمانان به همراه دارد.
در گفتار آینده، به ادامهٔ فرازهای پرمعنای زیارت عاشورا خواهیم پرداخت.
السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکَاتُهُ










نظر شما