به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، هفتمین نشست تخصصی همایش «امتداد اجتماعی عرفان در ساحت تمدنی و نسبت آن با حکمرانی جمهوری اسلامی ایران؛ چالشها و فرصتها» با موضوع «آسیبشناسی عرفانپژوهی معاصر» برگزار شد. دبیری علمی این نشست را حجتالاسلام احمد ملکی بر عهده داشت و حجتالاسلاموالمسلمین حمید پارسانیا و دکتر فنایی اشکوری بهعنوان سخنرانان این نشست حضور داشتند.
عرفان و پرسش از نسبت آن با اجتماع
احمد ملکی در آغاز نشست، ضمن خیرمقدم به استادان، حاضران و مخاطبان، به پیشینه طولانی عرفانپژوهی اشاره کرد و گفت: این حوزه، هرچند سابقهای دیرینه دارد، امروز با پرسشها و چالشهای تازهای روبهرو است؛ پرسشهایی که بخشی از آنها به نسبت عرفان با سیاست، جامعه و تمدن مربوط میشود و بخشی دیگر، به ارتباط عرفانپژوهی با دیگر حوزههای مطالعاتی اختصاص دارد.
وی افزود: برگزاری این پیشهمایش نیز از همین دغدغه برخاسته است؛ اینکه عرفان را تنها در ساحت فردی نبینیم، بلکه نسبت آن را با عرصههای اجتماعی و تمدنی نیز به بحث بگذاریم.
آیا «عرفان اجتماعی» یک تعبیر متناقض است؟
حجتالاسلام ملکی در ادامه، مهمترین پرسش نشست را مطرح کرد و گفت: تعبیر «عرفان اجتماعی» در نگاه نخست ممکن است متناقض به نظر برسد؛ زیرا آنچه از میراث عرفانی در ذهن بسیاری نقش بسته، بیش از هر چیز بر سلوک فردی، عزلت، گوشهنشینی و چلهنشینی استوار است.
وی افزود: وقتی از عرفان اجتماعی سخن گفته میشود، این پرسش به ذهن میآید که آیا اساساً میان عرفان و مسائل اجتماعی و سیاسی نسبتی وجود دارد؟ اگر عرفان در گذشته عمدتاً ناظر به ساحت فردی بوده، آیا امروز نیز باید همان مسیر را ادامه داد یا میتوان افق دیگری برای آن در نظر گرفت؟
دبیر علمی نشست تأکید کرد: پاسخ به این پرسش از پیش روشن نیست و فرضهای گوناگونی درباره آن قابل طرح است؛ از جمله اینکه آیا اساساً عرفان تاریخی را باید صرفاً فردگرایانه فهمید یا این برداشت نیازمند بازنگری است.
وی در ادامه، محور اصلی گفتوگو را این پرسش دانست که آیا فردگرایی، جزء ماهیت و هویت عرفان است یا آنچه امروز با عنوان «عرفان اجتماعی» مطرح میشود، میتواند ادامه ظرفیتهای موجود در سنت عرفانی باشد و نه صرفاً پدیدهای جدید و گسسته از گذشته.
حجتالاسلام ملکی با طرح این پرسشها از سخنرانان خواست دیدگاههای خود را درباره نسبت عرفان، اجتماع و مسائل تمدنی بیان کنند.
عرفان را نمیتوان مستقل از منظومه معارف اسلامی فهمید
دکتر فنایی اشکوری در آغاز سخنان خود، ریشه بخشی از آسیبهای عرفانپژوهی معاصر را در نقطه شروع پژوهش دانست و تأکید کرد: برای شناخت عرفان اسلامی، باید ابتدا اسلام را بهعنوان یک منظومه منسجم شناخت.
وی گفت: بسیاری از برداشتهای نادرست زمانی شکل میگیرد که عرفان اسلامی جدا از دیگر آموزههای اسلام مطالعه شود؛ در حالی که عرفان اسلامی، بخشی از پیکره اسلام است و فهم آن بدون شناخت ابعاد دیگر دین، تصویری ناقص از این سنت به دست میدهد.
استاد فلسفه و عرفان حوزه علمیه قم تصریح کرد: اگر نقطه آغاز پژوهش این باشد که میتوان عرفان اسلامی را بدون شناخت همهجانبه اسلام فهمید، از همان ابتدا مسیر پژوهش دچار خطا خواهد شد.
تقابل ساختگی میان فقه، کلام و عرفان
وی با اشاره به برخی برداشتهای رایج، قرار دادن «اسلام عرفانی» در برابر «اسلام فقهی» یا «اسلام کلامی» را ناشی از نگاهی نادرست به ماهیت دین دانست و اظهار داشت: اسلام مجموعهای از ابعاد بههمپیوسته است؛ آموزههای اعتقادی، احکام، اخلاق، مناسک و معنویت، هر یک بخشی از این منظومه را تشکیل میدهند و حذف هر کدام، تصویری ناقص از دین ارائه میکند.
فنایی اشکوری افزود: اگر فقه از مبانی اعتقادی جدا شود، بسیاری از احکام پشتوانه نظری خود را از دست میدهند و اگر عرفان نیز بدون توجه به اعتقادات، اخلاق و احکام مطالعه شود، نتیجه آن شناختی نادرست از عرفان اسلامی خواهد بود.
این استاد فلسفه و عرفان یادآور شد: فقه، کلام، اخلاق و عرفان، وجوه مختلف اسلام هستند؛ هیچکدام جای دیگری را پر نمیکند و تنها در کنار یکدیگر میتوانند تصویر کاملی از دین ارائه دهند.
عرفان؛ باطن دین، نه جریانی بیرون از آن
فنایی اشکوری با تأکید بر اینکه عرفان اسلامی «باطن دین» است، توضیح داد: عقاید، احکام و اعمال دینی، هنگامی که از منظر باطنی و معنوی نگریسته شوند، به ساحت عرفان راه مییابند. از همین رو، نسبت عرفان با اسلام، نسبت دو جریان مستقل نیست؛ بلکه عرفان، یکی از ساحتهای درونی دین به شمار میآید.
آیا عرفان فقط به فرد مربوط است؟
سخنران نشست در ادامه، به پرسش اصلی جلسه درباره نسبت عرفان و اجتماع پرداخت و گفت: پاسخ این پرسش را باید از خود اسلام جستوجو کرد. اگر اسلام تنها به زندگی فردی محدود نباشد و برای حیات اجتماعی نیز برنامه داشته باشد، عرفان اسلامی نیز نمیتواند از این چارچوب جدا باشد.
وی یادآور شد: اسلام هم به زندگی فردی انسان توجه دارد و هم به زندگی اجتماعی او؛ بنابراین عرفان اسلامی نیز نمیتواند مسیری متفاوت از مسیر اسلام داشته باشد.
استاد تمام گروه فلسفه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به سیره پیامبر اسلام(ص) و امیرالمؤمنین(ع)، عدالتخواهی، مدیریت جامعه و مبارزه با ظلم را بخشی از متن زندگی دینی دانست و افزود: معنویت در اسلام، در متن جامعه حضور دارد و از مسئولیتهای اجتماعی جدا نیست.
چرا با تعبیر «عرفان اجتماعی» موافق نیستم؟
وی در بخش دیگری از سخنان خود، درباره اصطلاح «عرفان اجتماعی» با بیان اینکه این تعبیر را دقیق نمیداند، گفت: افزودن قید «اجتماعی» این تصور را ایجاد میکند که گویی عرفان اصیل صرفاً فردی بوده و اکنون نوع تازهای از عرفان پدید آمده است؛ در حالی که عرفان اسلامی از ابتدا هم ساحت فردی داشته و هم ظرفیتهای اجتماعی.
فنایی اشکوری اظهار داشت: عرفان، عرفان است؛ هم به خودسازی انسان توجه دارد و هم به مسئولیتهای او در جامعه. انسان در متن جامعه به کمال میرسد و بسیاری از فضایل اخلاقی نیز تنها در زندگی اجتماعی مجال ظهور پیدا میکنند.
وی تأکید کرد: الگوی عرفان اسلامی، پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) هستند؛ شخصیتهایی که میان خلوت و حضور اجتماعی، خودسازی و جامعهپردازی، توازن برقرار کردهاند.
آسیب تاریخی؛ غلبه نگاه فردگرایانه
در ادامه نشست، دکتر احمد ملکی این پرسش را مطرح کرد که آیا آنچه درباره عرفان گفته شد، ناظر به «عرفان مطلوب» است یا میتوان آن را بر سنت تاریخی عرفان نیز منطبق دانست.
فنایی اشکوری در پاسخ، ضمن تفکیک میان حقیقت آموزههای اسلام و سیر تاریخی علوم اسلامی، گفت: بسیاری از شاخههای معرفت اسلامی در طول تاریخ، بیش از اندازه بر جنبههای فردی متمرکز شدهاند.
وی با اشاره به فلسفه، فقه و عرفان، اظهار داشت: برای نمونه، مباحث هستیشناسی در فلسفه اسلامی رشد چشمگیری یافت، اما مباحث مربوط به فلسفه اجتماعی کمتر توسعه پیدا کرد. همچنین در فقه نیز به دلیل شرایط تاریخی، بیشتر مسائل فردی مورد توجه قرار گرفت و دغدغههای تمدنی کمتر مجال بروز یافت.
سنت عرفانی، کاملاً بیتوجه به اجتماع نبود
استاد فلسفه و عرفان حوزه علمیه قم در پایان سخنان خود تأکید کرد: با وجود غلبه نگاه فردی، نمیتوان سنت عرفانی را کاملاً بیاعتنا به مسائل اجتماعی دانست.
وی با اشاره به آیین فتوت، آن را نمونهای از پیوند میان عرفان و خدمت اجتماعی معرفی کرد و گفت: جوانمردان، خدمت به مردم و مقابله با زورگویی را بخشی از سلوک خود میدانستند؛ هرچند بعدها، این سنت نیز بیش از پیش با تفسیرهای فردگرایانه همراه شد.
فنایی اشکور همچنین به وجود عارفان مبارز در تاریخ اسلام اشاره کرد و امام خمینی(ره) را نمونهای برجسته از پیوند معنویت و مسئولیت اجتماعی دانست و گفت: در شخصیت امام خمینی(ره)، نمیتوان بُعد معنوی را از مبارزه و فعالیت اجتماعی جدا کرد؛ این دو در کنار یکدیگر، یک حقیقت واحد را شکل دادهاند.
پاسخ به یک نقد رایج
آیا «عرفان اجتماعی» برداشتی تحمیلی از عرفان است؟
در ادامه نشست، حجتالاسلام احمد ملکی دبیر علمی نشست با اشاره به برخی نقدهای مطرحشده درباره عنوان همایش، این پرسش را پیش روی سخنران قرار داد که آیا سخن گفتن از «عرفان اجتماعی» ریشه در سنت اصیل اسلامی دارد یا برداشتی متأثر از نیازها و شرایط معاصر است.
وی گفت: برخی منتقدان معتقدند در دهههای اخیر تلاش شده است مفاهیمی مانند اخلاق، فلسفه و اکنون عرفان با قرائتی سیاسی و اجتماعی بازخوانی شوند؛ در حالی که به باور آنان، عرفان تاریخی بیش از هر چیز بر سلوک فردی تأکید داشته است. از همین رو، این پرسش مطرح میشود که آیا نسبت دادن بُعد اجتماعی به عرفان، برآمده از متن این سنت است یا حاصل قرائتی بیرونی از آن.
هیچ دانشی به نقطه پایان نمیرسد
فنایی اشکوری در پاسخ، تحول و بازاندیشی را لازمه حیات همه علوم دانست و با بیان اینکه هیچ دانشی را نمیتوان پایانیافته تلقی کرد، اظهار داشت: هر نسل، مسائل تازهای پیش روی خود میبیند و به همین دلیل، هم به بازخوانی میراث گذشته میپردازد و هم در مواردی به نقد، اصلاح و تکمیل آن دست میزند. به گفته او، این روند در فلسفه، فقه و دیگر علوم اسلامی جریان داشته و عرفان نیز از این قاعده مستثنا نیست.
وی افزود: علم عرفان نیز مانند دیگر علوم، مسیر رشد و تکامل خود را ادامه میدهد و طبیعی است که متناسب با نیازهای هر دوره، فهم ما از آن عمیقتر و کاملتر شود.
استاد حوزه و دانشگاه یکی از عرصههای مهم این تحول را بررسی نسبت عرفان با دیگر حوزههای معرفتی دانست و گفت: هرگاه بینش عرفانی در یک نظام معرفتی حضور داشته باشد، آثار آن در دیگر دانشها نیز آشکار میشود؛ از اخلاق و تفسیر قرآن گرفته تا نگاه انسان به جامعه و زندگی اجتماعی.
ظرفیتهای اجتماعی عرفان نیازمند تبیین بیشتر است
وی با اشاره به موضوع همایش، خاطرنشان کرد: در تاریخ عرفان، بیشتر بر جنبههای فردی سلوک تأکید شده و ابعاد اجتماعی آن کمتر به صورت مستقل مورد توجه قرار گرفته است.
استاد فلسفه و عرفان گفت: آموزههای سلوکی عرفان، ظرفیتهای اجتماعی نیز دارند، اما این ظرفیتها کمتر بهصورت روشن و نظاممند تبیین شدهاند.
وی خاطرنشان کرد: تربیت عرفانی تنها به ساختن یک انسان صالح محدود نمیشود، بلکه باید به پرورش انسانی بینجامد که بتواند در جامعه منشأ اثر، تحولآفرین و مسئولیتپذیر باشد.
فنایی اشکوری با اشاره به تجربه امام خمینی(ره) افزود: این رویکرد نشان داد میتوان میان معنویت، عدالتخواهی و حضور اجتماعی پیوند برقرار کرد؛ هرچند هنوز جای بازنگری و بازسازی در بیان این ظرفیتها در دانش عرفان وجود دارد.











نظر شما