حدیث روز

جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۷
وداع با رهبر شهید به فرصتی برای بازسازی آرمان‌ها تبدیل می‌شود

رئیس پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعه الزهرا(س) ضمن برشمردن برخی از مهم ترین کارکردهای اجتماعی و روانشناختی مراسم وداع با پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب گفت: حقیقتاً وداع با رهبر شهید به فرصتی ناب جهت بازسازی آرمان‌ها در جامعه ایران اسلامی تبدیل می‌شود.

دکتر زهره شریعت ناصری در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه با بیان این که حضور گسترده آحاد ملت در مراسم وداع با پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب و همچنین مراسم باشکوه تشییع در شهرهای مختلف کشور، به منزله قدردانی از خدمات بزرگ و ماندگار رهبر حکیم و دوراندیش ماست، ابراز داشت: وقتی رهبری که نماد جهاد و مقاومت است شهید می شود، بی ثباتی هویتی، بر جامعه مستولی می گردد، با این حال باید توجه داشت که در روان‌شناسی اجتماعی، رهبر برای توده‌ها صرفاً یک مدیر نیست، بلکه او موضوع دلبستگی و نماد ثبات است. بر این اساس، وداع با ایشان، تجربه‌ای است که از مرزهای شخصی عبور کرده و به سوگ جمعی تبدیل می‌شود.

وداعی با کارکردهای متعدد اجتماعی و روانشناختی

وی همچنین با اشاره به این که طبعاً این وداع، حاوی کارکردهای متعدد روان‌شناختی و اجتماعی عمیقی است، گفت: شهادت بزرگمردی که نماد آرمان‌های یک ملت است، لایه‌های روانی جامعه را به شکلی متفاوت از سوگ‌های عادی درگیر می سازد. در روان‌شناسی تحلیلی، پیروان با رهبر مجاهد همانندسازی می‌کنند. شهادت رهبر، این فرآیند را به اوج می‌رساند. مردم احساس می‌کنند با شهادت رهبر عالی‌مقام، بخشی از وجود آن‌ها نیز شهید شده است و لذا این همانندسازی موجب می‌شود که ارزش‌های رهبر همچون ایثار، شجاعت و ساده‌زیستی به درونی‌سازی در نسل‌های بعدی منجر شود.

استاد جامعه الزهرا با بیان این که سوگ منفعلانه می‌تواند منجر به افسردگی جمعی شود، خاطرنشان کرد: با این حال در مورد رهبر مجاهد، جامعه از طریق آیین‌های وداع، اندوه را به خشم مقدس یا عزم راسخ تبدیل می‌کند. وداع، درمان روانی جامعه است، چرا که جامعه با حضور در میدان، به خود ثابت می‌کند که آرمان‌ها زنده‌اند. این امر مانع از فروپاشی روانی جامعه پس از فقدان رهبر می‌شود.

وی ادامه داد: قرآن مجید در این باره راهکاری پیشنهاد می‌کند: وَلا تَقولوا لِمَن یُقتَلُ فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتٌ بَل أَحیاءٌ ... (سوره بقره، آیه ۱۵۴). بر اساس این آموزه، خداوند در میانه جهاد از مؤمنان نفس‌هایشان را می‌خرد. معامله عملی دوطرفه و کاملاً آگاهانه است. شهید، جان خود را به عنوان کالا (در اینجا یعنی تمام وجود فیزیکی و توانمندی‌ها) در برابر رضایت الهی می‌گذارد. این آیه به صراحت می‌گوید این مرگ، نتیجه قرارداد هستی‌شناختی است؛ نه اتفاق ناگوار یا ناخواسته.

هستی‌شناختی شهید در مسیر آگاهی‌بخشی به جامعه

شریعت ناصری همچنین بیان داشت: آئین وداع باعث می‌شود معنای هستی‌شناختی شهید به‌گونه‌ای درونی شود. این همان حضورِ در غیاب است: شهید حضور فیزیکی‌اش را از دست داده، اما حقیقت او به بخشی جدایی‌ناپذیر از آگاهی بازماندگان تبدیل شده است. قرآن کریم برای این نوع حضور پس از فقدان، تعبیر شگرفی دارد: وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتلُوا فی سَبیل اللَّه أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عندَ رَبهمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ (آل‌عمران: ۱۶۹-۱۷۰) مقابله موت و حیّ(اموات و احیاء) و اضافه شدن رزق(یُرْزَقُونَ) به زنده بودن(أَحْیَاءٌ) مشعر به این نکته است که موت ازبین رفتن شعور و فعل است به همین خاطر در توضیح احیاء فرمود زنده اند و روزی می خورند و خوشحال و خشنودند زیرا روزی خوردن نشانه فعل و فرح و اثری از شعور است؛ چون خوشحال شدن فرع داشتن شعور است(طباطبایی، ۱۳۹۰: ج۴، ص۶۰). این آیه دقیقاً از فقدان فیزیکی (قُتِلُوا) به حضور حیاتی (أَحْیَاءٌ) پل می‌زند. در آئین وداع، مردم مؤمن از طریق ایمان، به این حیات پی می‌برند. در این صورت فقدان، دیگر عدم نیست، بلکه شکلی از حضور است.

وی افزود: اتفاق دیگری که در وداع رخ می‌نماید، پدیده تعالی‌بخشی است. به لحاظ روانشناختی، غریزه‌ی مرگ یا یأس ناشی از فقدان، در صورت برگزاری وداع به انرژی برای بازسازی آرمان‌ها تبدیل می‌شود. مردم با پیوند زدن نام رهبرشهید به هویت فردی‌شان، اضطراب مرگ را با جاودانگی آرمان مبادله و معامله می‌کنند. یک رخداد، وقتی در حافظه جمعی تثبیت شود از اتفاق گذشته به افق اکنون تبدیل می‌گردد. همچون عاشورا: لحظه‌ای که در ظهر عاشورا به اوج رسید، در حافظه دینی امت امتداد یافت. به همین سبب، عاشورا هم‌زمان یک لحظه بسیار کوتاه و یک حافظه بسیار بلند است. قرآن کریم این پیوند میان رخداد و حافظه را با مفهوم ذکر و تذکر توضیح می‌دهد: فَذَکّرْ إنَّمَا أَنتَ مُذَکّرٌ(غاشیه: ۲۱) یا وَذَکّرْهُم بأَیَّام اللَّه (ابراهیم: ۵)یعنی رخدادهای معنادار باید یادآوری شوند تا در آگاهی زنده بمانند. عاشورا نیز از طریق ذکر، مرثیه، زیارت و مناسک، از فراموشی گذر کرده و به حضور پایدار در تاریخ معنوی شیعه تبدیل شده است.

فرصتی ارزشمند برای بازتولید همبستگی

وی همچنین با اشاره به این که به لحاظ جامعه‌شناختی نیز وداع با رهبر شهید، آیین بازتولید همبستگی است، ابراز داشت: آیین‌ها باعث جوشش جمعی می‌شوند. وداع با رهبر شهید، بزرگترین آیین بازتولید هویت ملی و دینی است. در این آئین، تفاوت‌های طبقاتی، سیاسی و قومی به حاشیه می‌روند و وجدان جمعی حول محور میراث آن رهبر شکل می‌گیرد. وداع، نقطه آغاز اسطوره‌سازی نیست، بلکه نقطه تثبیت حافظه است.

شریعت ناصری افزود: جامعه با شرکت در این مراسم، روایت رسمی رهبرشهید را در حافظه تاریخی خود حک می‌کند. این مراسم، بستری است که در آن ارزش‌های جهادی از مفهوم انتزاعی به هنجار اجتماعی تبدیل می‌شوند. شبیه این اتفاق همان چیزی است که درباره عاشورا و شهادت حسین بن علی و اهل بیت و اصحاب او علیهم صلوات الله تجربه می کنیم. این واقعه فقط تجربه شخصی امام حسین(ع) و خانواده‌اش باقی نمانده، بلکه در سوگواری، زیارت، مرثیه، روایت، تعزیه، آیین و حافظه دینی، به یک جهان مشترک معنایی تبدیل شده است.

تبدیل یک سوگ به حماسه و مقاومت

وی یادآور شد: اینجا با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که می‌توان آن را بین‌الاذهانیت سوگ و مقاومت نامید. افراد، حتی اگر در واقعه حاضر نبوده‌اند، از خلال روایت و آیین، خود را در نسبت با آن می‌فهمند. این امر باعث می‌شود عاشورا صرفاً گزارش گذشته نباشد و به نوعی ساختار هویتی تبدیل شود. کربلا صرفا، چیزی نیست که اتفاق افتاده؛ حادثه ای است که پیوسته تجربه می‌شود. به همین خاطر در افق پدیدارشناسی اجتماعی، از یک حادثه در یک جغرافیا به یک پدیدار زنده در حافظه جمعی تمام عصرها بدل شده است. این همان معنای ذکر است. هر آیین سوگواری، یک تکرار هستی شناختی است که مؤمن را دوباره در همان موقعیت کربلا قرار می‌دهد تا او نیز نسبت خود را با حقیقت و باطل بازتعریف کند.

رئیس پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعه الزهرا(س) همچنین تصریح کرد: هر چند که فقدان رهبر کاریزماتیک می‌تواند جامعه را به سمت آنومی یا فروپاشی نظم اجتماعی سوق دهد، اما مراسم وداع، سد روانی و اجتماعی ایجاد می کند. این مراسم به جامعه این انعکاس را تولید می کند که اگرچه فرد رفته است، اما نظام ارزشی او و نظامی که به یادگار گذاشته همچنان برقرار است. این پیوستگی روانی، مهم‌ترین عامل ثبات اجتماعی در دوران پس از رهبر است. پرسش اساسی این است: چگونه جامعه‌ای که رهبر خود را در راه عقیده از دست داده، دچار ناامیدی ساختاری نمی‌شود؟ وقتی مرگ در قالب شهادت تعریف می‌شود، فقدان، معنای منفی خود (نیستی) را از دست داده و به فتح تبدیل می‌شود(رهبر همان مظلوم فاتح است). جامعه این فقدان را نه به مثابه شکست، بلکه به مثابه پیروزی اخلاقی تفسیر می‌کند. وداع با رهبر، بستری برای انتقال کاریزما به آرمان است. در این فرآیند، تمرکز از شخص رهبر به «گفتمان رهبر شهید» تغییر جهت می‌دهد. این بلوغ اجتماعی باعث می‌شود که جامعه، خود را وارث خون شهید بداند.

وی در خاتمه بیان داشت: وداع با رهبر مجاهد و شهید، گذار دردناکی است که جامعه را از وضعیت تکیه بر فرد، به وضعیت تکیه بر گفتمان منتقل می‌کند. از منظر روان‌شناختی، این مراسم، اضطراب را مدیریت می‌کند و از منظر جامعه‌شناختی، گسل‌های اجتماعی را با ارزش‌ها می‌پوشاند. جامعه در وداع، در حال ساختن جامعه جدیدی است که در آن، جای خالی رهبر، با تکثیر آرمان‌های او در ذهن و عمل تک‌تک افراد پر می‌شود.

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha