دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۹
جواز لعن یزید از دیدگاه قرآن و سنت نبوی

حوزه/ بر اساس آیات قرآن، روایات نبوی و اتفاق‌نظر علمای اهل سنت، لعن یزید جایز است؛ چراکه او با قتل امام حسین(ع)، مصداق اذیت رسول خدا، قتل مومن و فساد فی‌الارض بوده و لعن الهی از آیات قرآن بر او ثابت می‌شود.

خبرگزاری حوزه | هر سال ایام عزاداری امام حسین علیه‌السلام، شبکه‌های معاند و وهابیت موضوع عدم جواز لعن یزید را عنوان می‌کنند. سلسله کثیف بنی امیه در طول تاریخ مرتکب جنایات فراوانی علیه اهل بیت پاک پیامبر اکرم شدند. به شهادت رساندن امام حسین علیه‌السلام یکی از آن جنایات است.

لعن در لغت

ابن منظور افریقی متوفی ۷۱۱ در واژه لعن می‌نویسد: «واللعن الإبعاد والطرد من الخیر و قیل الطرد والإبعاد من الله و لعنه یلعنه لعنا: طرده و أبعده ... و اللعنة فی القرآن: العذاب، ولعنه الله یلعنه: لعنا: عذّبه (لسان اللسان، جلد ۲ صفحه ۵۰۹)یعنی لعن به معنای دوری و طرد از خیر است و گفته شده به معنای طرد و دوری از خدا است. و او را لعن کرد یعنی او را دور کرد ... و لعنت در قرآن به معنی عذاب است و خدا او را لعن کرد یعنی او را عذاب کرد.

لعن یزید به این معنی است که همواره از خدا درخواست می‌کنیم که یزید از خداوند دور باشد و مشمول عذاب الهی باشد.

بررسی آیات قرآن

آیه اول: «إن الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الآخرة و أعد لهم عذابا مهینا» (سوره احزاب آیه ۵۷) آن کسانی که خدا و رسولش را آزار می‌دهند پروردگار در دنیا و آخرت آنها را لعن می‌کند و برای آنها عذابی دردناک در نظر می‌گیرد. بی تردید اذیت کردن فرزند رسول خدا، اذیت کردن رسول خداست؛ چه رسد به کشتن فرزند رسول خدا. در روایات از امام حسین به فرزند رسول خدا تعبیر شده است. بنابراین آزار دادن امام حسین و یا به قتل رساندن ایشان مساوی با اذیت و آزار رسول خدا است؛ و مرتکب چنین جنایاتی مشمول لعن خدا و رسول او می‌شود. چنین لعنی هم در دنیاست و هم در آخرت. یزید با ارتکاب چنین قتلی موجب آزار رسول خدا و لعن همیشگی برای خود شد.

آیه دوم: «و من یقتل مؤمنا متعمدا فجزاءه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه و أعد له عذابا عظیما» (سوره نسا آیه ۹۳) یعنی کسی که عمداً مومنی را به قتل برساند جزای او جهنم است و به صورت همیشگی در آن خواهد بود و خداوند بر او غضب و لعن خواهد کرد و عذاب عظیمی به دنبال خواهد داشت.

این آیه درباره قتل یک مومن است. حال اگر مقتول، سید مومنان و سرور جوانان اهل بهشت باشد آیا مشمول لعن نمی‌شود؟

آیه سوم: «فهل عسیتم إن تولیتم أن تفسدوا فی الارض و تقطعوا أرحامکم اولئک الذین لعنهم الله فأصمّهم و أعمی أبصارهم» (سوره محمد آیه ۲۲ و 23) یعنی پس اگر [از خدا و پیامبر] روی گردان شوید آیا از شما جز این انتظار می‌رود که در زمین فساد کنید و قطع رحم نمایید؟ آنان [که روی گردانند] کسانی هستند که خدا لعنتشان کرده و گوش آنها را کر و چشم آنها را کور کرده است.

بی تردید یزید بن معاویه از بزرگترین مفسدان فی الارض است و این فساد به وسیله قتل سیدالشهدا علیه‌السلام تحقق پیدا کرد. پس لعن الهی مورد اشاره در این آیه، قطعاً شامل حال او می‌شود. احمد بن حنبل که رئیس حنابله است، یزید را از مصادیق مفسد فی الارض دانسته و برای اثبات آن به همین آیه تمسک کرده است. (مع الرکب الحسین جلد ۶ صفحه ۴۴)

لعن در سنت نبوی

جواز لعن از عموم روایات وارده از نبی مکرم اسلام کاملاً قابل استفاده است.

روایت اول: امیرالمومنین از رسول خدا نقل کرده که خداوند و انبیا چند دسته را مورد لعن قرار می‌دهند: تحریف کننده کتاب خدا، تکذیب کننده قدر الهی، تغییر دهنده سنت رسول خدا، کسی که آنچه خداوند در مورد عترت رسول الله حرام کرده است را حلال بشمارد، کسی که حرام الهی را حلال بشمارد، کسی که به سبب عبادات، تکبر پیدا کند. (سفینة البحار جلد ۲ صفحه ۵۱۲)

بی تردید یزید مصداق این روایت است چون سنت رسول خدا را تغییر داد و حرام خداوند را حلال شمرد پس لعن او جایز است.

روایت دوم: احمد بن حنبل در کتاب مسند جلد ۴ صفحه ۵۵ روایتی را از رسول خدا نقل کرده که هر کسی اهل مدینه را بترساند خداوند او را می‌ترساند و لعنت خدا شامل حالش می‌شود. پس از شهادت امام حسین علیه‌السلام، یزید واقعه حره را به وجود آورد و در آن، تعداد بسیاری را به قتل رساند و وحشت در دل اهل مدینه انداخت. بنابراین لعن خدا و رسول خدا و تمام ملائکه شامل او می‌شود.

تصریحات برخی از اهل سنت درباره جواز لعن یزید

۱. سیوطی شافعی مذهب متوفی ۹۱۱ می‌گوید: «لعن الله قاتله (ای قاتل الحسین) و ابن زیاد معه و یزید ایضا» (تاریخ الخلفا صفحه ۱۶۵)

۲. سمهودی در جواهر العقدین صفحه ۶۳ می‌گوید: «اتفق العلماء علی جواز لعن من قتل الحسین او أمر بقتله أو أجازه أو رضی به»

۳. تفتازانی در کتاب شرح العقائد النفسیه می‌گوید: «اتفقوا علی جواز اللعن علی من قتل الحسین او أمر به أو أجازه أو رضی به قال: و الحق أن رضا یزید بقتل الحسین و استبشاره بذلک واهانته اهل بیت رسول الله مما تواتر معناه و إن کان تفصیله آحادا، قال: فنحن لا نتوقف فی شأنه بل فی کفره و إیمانه لعنة الله علیه و علی أنصاره و أعوانه. یعنی «علما بر جواز لعن کردن کسی که حسین را کشته، یا به آن دستور داده، یا آن را جایز دانسته، یا به آن راضی بوده است، اتفاق ‌نظر دارند. و حقیقت آن است که رضایت یزید به قتل حسین، و شادمانی او از این واقعه، و بی‌احترامی او به اهل بیت رسول خدا، از اموری است که «متواتر» است، هرچند جزئیات آن از نوع «خبر واحد» (گزارش‌های فردی) باشد. سپس می‌گوید: پس ما در مورد لعن او بلکه درباره کفر و عدم ایمان او تردیدی نداریم، لعنت خدا بر او و یاران و مددکارانش باد.» (شذرات الذهب جلد ۱ صفحه ۶۸، مع الرکب الحسین جلد ۶ صفحه ۴۹)

نتیجه بحث

از مجموع آیات و روایات و اقوال اهل سنت استفاده می‌شود که اگر قائل به لزوم لعن یزید نشویم، در جواز لعن یزید جنایتکار و قاتل سیدالشهدا علیه‌السلام هیچ تردیدی نداریم.

شیخ محمدجعفر طبسی؛ حوزه علمیه قم

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha