به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه» در قم، در سالهای اخیر «جنگ روایتها» به یکی از مهمترین عرصههای تقابل ملتها و دولتها تبدیل شده است؛ عرصهای که در آن، تصویر یک کشور در افکار عمومی جهان، گاه بیش از واقعیتهای میدانی بر قضاوت مخاطبان اثر میگذارد. یحیی جهانگیری سهروردی در این یادداشت، با تکیه بر مشاهدات میدانی خود در خارج از کشور، تشییع باشکوه رهبر شهید را رخدادی فراتر از یک مراسم ملی ارزیابی کرده و معتقد است این رویداد توانست تصویر تازهای از ایران در ذهن افکار عمومی جهان خلق کند؛ تصویری که از مقاومت، ایستادگی و انسجام مردم ایران حکایت دارد و در عرصه بینالمللی به تقویت جایگاه ایران در جنگ روایتها انجامیده است.
تشییع رهبر شهید؛ بازآفرینی تصویر ایران در عرصه بینالملل
رخدادهای بزرگ تاریخی، تنها در محدوده زمان وقوع خود باقی نمیمانند، بلکه آثار آنها گاه سالها در ذهن ملتها و افکار عمومی جهان تداوم مییابد. برخی حوادث، علاوه بر پیامدهای سیاسی و اجتماعی، تصویری تازه از یک کشور و یک ملت در عرصه بینالملل میسازند و حتی معادلات ذهنی افکار عمومی را تغییر میدهند. تشییع باشکوه رهبر شهید نیز از جمله همین رخدادهاست؛ رویدادی که به باور نویسنده، فراتر از یک مراسم ملی، به نقطه عطفی در بازآفرینی تصویر ایران و تقویت جایگاه آن در «جنگ روایتها» تبدیل شد.
ملتها پیش از آنکه با واقعیت شناخته شوند، با تصویری شناخته میشوند که رسانهها، روایتها و رخدادهای تاریخی از آنان ساختهاند. بسیاری از مردم جهان هرگز کشوری را از نزدیک ندیدهاند و شناخت آنان از آن کشور، محصول همین تصویر ذهنی است. حتی کسانی که تجربه حضور در آن جامعه را دارند نیز در مواجهه با حوادث بزرگ، گاه برداشتها و پیشفرضهای خود را مورد بازنگری قرار میدهند.
گاهی یک پیروزی، گاهی یک شکست و گاهی یک حادثه تاریخی، تصویری کاملاً جدید از یک ملت میآفریند. از همین منظر، تشییع باشکوه رهبر شهید انقلاب را باید یکی از مهمترین رخدادهای تصویرساز سالهای اخیر دانست؛ رویدادی که تصویری ممتاز و متفاوت از ایران را در عرصه بینالملل بازآفرینی کرد.
مردم؛ خالقان تصویری که با تبلیغات ساخته نمیشد
خلق چنین تصویری شاید حتی با صرف هزاران میلیارد تومان بودجه تبلیغاتی نیز امکانپذیر نبود، زیرا این تصویر را مردم آفریدند. حضور گسترده مردم، احساسات جمعی، شکوه مراسم و بازتاب گسترده آن، خود به یک روایت جهانی تبدیل شد.
در کنار مردم، نقش کنشگران رسانهای، فعالان فرهنگی و هنری، تولیدکنندگان محتوا و همه کسانی که این تصویر را به جهان مخابره کردند نیز بسیار تعیینکننده بود. آنان سهم مهمی در تثبیت این روایت در حافظه افکار عمومی جهان ایفا کردند.
تشییع رهبر شهید؛ نقطه عطف ایران در جنگ روایتها
به عنوان کسی که از دیماه در خارج از ایران حضور داشتهام، فضای آن روزهای ایران را سرشار از پرسش و ابهام میدیدم، اما وقوع جنگ تحمیلی سوم و جنگ رمضان، فضای افکار عمومی را بهطور اساسی تغییر داد. پس از شهادت رهبر و تلاشهای گستردهای که برای روایت این جنگ صورت گرفت، به گمان من، ایران در عرصه «جنگ روایتها» دست برتر را به دست آورد.
اکنون تنها مدت کوتاهی از تشییع باشکوه رهبر شهید گذشته است، اما نه صرفاً به عنوان یک تحلیلگر، بلکه به عنوان یک شاهد میدانی، میتوانم از واقعیتهایی سخن بگویم که نشاندهنده دگردیسی مهم نگاه افکار عمومی جهان نسبت به ایران است.
تغییر نگاه افکار عمومی؛ ایران به یک «برند» تبدیل شده است
امروز هرگاه وارد بازار، فروشگاه یا جمع مردم عادی میشوم، به محض آنکه متوجه میشوند ایرانی هستم، دستکم با علامت «پسند» و ابراز احترام مواجه میشوم. شاید این رفتار در ظاهر ساده باشد، اما از منظر اجتماعی معنای عمیقی دارد؛ ایران به یک «برند» تبدیل شده است.
نشانههای این تحول فراوان است. خانوادههایی هستند که نام فرزندان خود را به نام رهبر ایران انتخاب میکنند. در پیادهرویهای یکشنبه، افراد بسیاری با افتخار لباسهایی با نام یا پرچم ایران بر تن دارند.
یکی از خوانندگان مشهور اندونزی هنگامی که پرچم ایران را دید، خم شد، پایین پرچم را بوسید و گفت: «من به این پرچم افتخار میکنم.»
اینها دیگر تحلیل نیست، بلکه مشاهدات میدانی است.
شواهد میدانی از دگرگونی تصویر ایران در جهان
نمونههای دیگری نیز وجود دارد که این تغییر نگرش را تأیید میکند.
فردی در اینستاگرام برای من نوشت: «سالها علیه ایران سخن گفته بودم، زیرا رسانهها ذهن مرا نسبت به ایران شکل داده بودند؛ اما پس از شهادت رهبر و مشاهده این تشییع عظیم، نگاه من کاملاً تغییر کرد. امروز تصمیم گرفتهام فرزندم را برای ادامه تحصیل به ایران بفرستم تا حقیقت را از نزدیک ببیند و خودش صدای ایران باشد و شاید بتواند خطاهای گذشته مرا جبران کند.»
شخص دیگری نیز در ایمیلی نوشت: «برای تولد پسرم میخواهم هدیهای متفاوت تهیه کنم؛ یک پرچم ایران، تصویری از رهبر ایران یا هر نمادی که به ایران مربوط باشد. همه هزینه آن را نیز میپردازم، زیرا میخواهم امسال این هدیه را به او بدهم.»
امروز تصاویر رهبر شهید ایران به بخشی از فضای عمومی در برخی کشورها تبدیل شده است. تصویر ایشان بر پشت کامیونها و خودروهای باری نقاشی میشود، روی تیشرتها چاپ میشود و مردم آنها را خریداری میکنند. در یکی از دانشگاهها نیز مجموعهای از لباسهای مزین به تصویر رهبر ایران در حال فروش بود.
این شواهد نشان میدهد که در عرصه روایت، اتفاقی مهم رخ داده است.
آنچه جهان امروز در ایران میبیند؛ مقاومت، ایستادگی و شجاعت
چند روز پیش رئیس یکی از دانشگاههای کاتولیک برای من پیام فرستاد و ضمن ابراز همدردی، تشییع باشکوه رهبر را مایه افتخار دانست. او نوشت: «این مراسم، نه فقط برای مسلمانان، بلکه برای پیروان همه ادیان، صحنهای الهامبخش و افتخارآفرین بود.»
امام یکی از مساجد آمریکا نیز از من خواست پیام تسلیت آنان را به مردم ایران منتقل کنم.
در دیداری با رئیس یکی از بزرگترین مجموعههای گردشگری اندونزی، گفتوگو به آینده گردشگری ایران کشیده شد. او معتقد بود اکنون زمان آن رسیده است که درباره گردشگری ایران جدیتر اندیشیده شود، زیرا پس از این حوادث، افراد بیشتری علاقهمند خواهند بود به ایران سفر کنند.
به او گفتم کشور ما تازه از جنگ خارج شده و حتی برخی آثار تاریخی نیز آسیب دیدهاند؛ چرا باید اکنون گردشگران به ایران بیایند؟
پاسخ او برای من بسیار تأملبرانگیز بود. گفت: «این بار مردم برای دیدن بناهای تاریخی نمیآیند؛ آنها میآیند مردم ایران را ببینند. مردم ایران امروز ویژگیای پیدا کردهاند که برای افکار عمومی جهان جذاب شده است؛ روحیه مقاومت، ایستادگی و نترسیدن.»
روایتی که در حافظه افکار عمومی جهان ماندگار شد
این مشاهدات نشان میدهد فارغ از تحلیلهای نظامی و سیاسی جنگ تحمیلی سوم، در عرصه فرامرزی و بینالمللی اتفاق مهمی رخ داده است. ایران امروز به برندی جدی در حوزه مقاومت، ایستادگی و شجاعت تبدیل شده است.
بیتردید این دستاورد، مرهون تلاش همه کسانی است که در میدان رسانه، روایتسازی و دیپلماسی عمومی نقشآفرینی کردند؛ از نهادها و سازمانها گرفته تا فعالان فرهنگی، رسانهای و همه دوستداران ایران و انقلاب اسلامی که در کشورهای مختلف کوشیدند روایت ایران بهدرستی شنیده شود و این تصویر باشکوه در حافظه افکار عمومی جهان ماندگار بماند.
یحیی جهانگیری سهروردی











نظر شما