خبرگزاری حوزه | معصومه عبدالهی، نویسنده کتاب «خامجی» در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با اشاره به اینکه ورود او به عرصه تاریخ شفاهی و ثبت خاطرات شخصیتهای اثرگذار، حاصل تجربهای بود که پیش از این در نگارش زندگی یکی از شهدای مدافع حرم به دست آورده بود، اظهار کرد: نخستین تجربه جدی من در این حوزه، تدوین و نگارش زندگی یکی از همدانشگاهیهایم بود که در نبرد با گروههای تروریستی داعش در سوریه به شهادت رسید. همان تجربه باعث شد بیش از گذشته به ظرفیتهای تاریخ شفاهی و ضرورت ثبت روایتهای اصیل انقلاب اسلامی و دفاع از ارزشها علاقهمند شوم. پس از آن در دورههای آموزشی روایتنگاری که از سوی حسینیه هنر برگزار میشد شرکت کردم و از همان زمان تصمیم گرفتم فعالیت خود را به صورت تخصصی در این عرصه ادامه دهم.
وی افزود: در خلال این دورهها به مسئولان مجموعه اعلام کردم که آمادگی دارم در پروژههای مرتبط با ثبت خاطرات و تاریخ شفاهی همکاری کنم. اعتقاد داشتم بسیاری از شخصیتهایی که در متن حوادث انقلاب اسلامی حضور داشتهاند، هنوز آنگونه که شایسته است به جامعه معرفی نشدهاند و اگر امروز خاطرات آنان ثبت نشود، بخش مهمی از حافظه تاریخی کشور از میان خواهد رفت. همین دغدغه سبب شد با انگیزه فراوان وارد این مسیر شوم.
عبدالهی درباره چگونگی پذیرش مسئولیت نگارش کتاب «خامجی» بیان کرد: در آغاز، متن مصاحبهای که پیشتر با خانم بهادربیگی انجام شده بود در اختیارم قرار گرفت تا آن را مطالعه کرده و دیدگاه کارشناسی خود را ارائه دهم. پس از مطالعه همان گفتوگوی اولیه، به این نتیجه رسیدم که با شخصیتی مواجه هستیم که زندگی او ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یک اثر ماندگار دارد. حضور فعال ایشان در مقاطع مختلف انقلاب اسلامی، نقشآفرینی در عرصههای اجتماعی و فرهنگی و همچنین تقدیم چهار برادر شهید، مجموعهای از ویژگیهایی بود که این سوژه را برای من بسیار ارزشمند و متفاوت میکرد.
وی ادامه داد: از همان روزهای نخست احساس میکردم اگر فرصت نگارش این اثر در اختیارم قرار گیرد، میتوان روایتی خلق کرد که افزون بر ارزش تاریخی، از جذابیت روایی نیز برخوردار باشد. پس از ارائه نظر کارشناسی، به دلیل آنکه نویسنده اولیه امکان ادامه همکاری نداشت، مسئولیت پروژه به من واگذار شد. این اتفاق برایم بسیار خوشحالکننده بود، زیرا پیش از آن نیز نسبت به این سوژه احساس تعلق پیدا کرده بودم و باور داشتم روایت زندگی چنین بانویی میتواند برای نسل امروز الهامبخش باشد.
نویسنده کتاب «خامجی» با تأکید بر اینکه مهمترین عامل پذیرش این مسئولیت، شخصیت استوار راوی بود، اظهار کرد: خانم بهادربیگی با وجود تحمل چهار داغ بزرگ، هیچگاه از مسئولیتهای اجتماعی، فرهنگی و انقلابی خود فاصله نگرفت. ایشان نمونهای از زن مسلمان و انقلابی است که سختترین مصائب نیز نتوانست اراده و روحیه خدمت را در وجودش تضعیف کند. همین ویژگی سبب شد احساس کنم ثبت زندگی چنین شخصیتی، تنها روایت خاطرات یک فرد نیست، بلکه بازتاب بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی انقلاب اسلامی است.
عبدالهی در ادامه درباره روند شکلگیری کتاب «خامجی» اظهار کرد: در پروژههای تاریخ شفاهی، پیش از آغاز گفتوگوهای اصلی، مرحلهای با عنوان پیشمصاحبه انجام میشود که نقش بسیار مهمی در شناخت ظرفیتهای سوژه دارد. در این مرحله تلاش میشود مشخص شود آیا خاطرات و تجربههای راوی از نظر تاریخی، اجتماعی و روایی توانایی تبدیل شدن به یک اثر ماندگار را دارند یا خیر. بخشی از این مرحله پیش از حضور من انجام شده بود، اما پس از واگذاری مسئولیت نگارش، چند جلسه دیگر نیز برگزار کردیم تا شناخت دقیقتری از ابعاد مختلف زندگی خانم بهادربیگی به دست آوریم. هرچه جلوتر میرفتیم، بیش از گذشته روشن میشد که ایشان نهتنها شاهد بخشی از مهمترین رخدادهای انقلاب اسلامی بودهاند، بلکه حضور مستقیم و اثرگذاری نیز در بسیاری از این وقایع داشتهاند و همین مسئله ارزش مستندنگاری این خاطرات را دوچندان میکرد.
وی افزود: پس از پایان این مرحله، وارد گفتوگوهای اصلی شدیم و تلاش کردم ساختار مصاحبهها بر اساس یک نظم زمانی مشخص طراحی شود. اعتقاد داشتم اگر مخاطب بتواند سیر زندگی راوی را از کودکی تا مقاطع مختلف انقلاب اسلامی به صورت پیوسته دنبال کند، ارتباط عمیقتری با روایت برقرار خواهد کرد. به همین دلیل، پرسشها از سالهای پیش از انقلاب آغاز شد و سپس به دوران مبارزات مردمی، پیروزی انقلاب، سالهای دفاع مقدس و رویدادهای پس از آن رسید. در کنار این موضوع، درباره برخی
وقایع سالهای متأخر نیز گفتوگوهای مفصلی انجام شد. اگرچه همه این مطالب در متن نهایی کتاب قرار نگرفت، اما همین گفتوگوها در شناخت دقیقتر شخصیت راوی و تکمیل تحقیقات، نقش تعیینکنندهای داشت و کمک کرد تصویر جامعتری از زندگی ایشان شکل بگیرد.
نویسنده کتاب «خامجی» با اشاره به حجم گسترده اطلاعات گردآوریشده گفت: حاصل این جلسات تنها مجموعهای از خاطرات نبود، بلکه حجم قابل توجهی از اسناد، اطلاعات تاریخی، روایتهای خانوادگی و نکات پژوهشی نیز جمعآوری شد که در مرحله تدوین بسیار راهگشا بود. در واقع، کتاب بر پایه همین سرمایه پژوهشی شکل گرفت و تلاش شد از میان انبوه مطالب، روایتهایی انتخاب شود که ضمن حفظ انسجام تاریخی، بتواند مخاطب را نیز تا پایان همراه خود نگه دارد.
وی درباره مراحل تدوین اثر نیز بیان کرد: پس از پایان مصاحبهها، بخش اصلی و شاید دشوارترین مرحله پروژه آغاز شد؛ مرحلهای که شامل نگارش، بازنویسی، تطبیق روایتها و اصلاح ساختار متن بود. متن اولیه بارها میان من و مسئولان پروژه دست به دست شد و در هر مرحله، پیشنهادهایی برای تکمیل روایت، اصلاح چینش مطالب، حذف بخشهای تکراری یا افزودن برخی توضیحات مطرح میشد. شاید این رفتوبرگشتهای مکرر در نگاه نخست زمانبر به نظر برسد، اما واقعیت این است که کیفیت یک اثر تاریخ شفاهی تا حد زیادی به همین دقتها وابسته است. هر بار که متن بازخوانی میشد، انسجام آن بیشتر میشد و روایت نیز به شکل روانتر و منسجمتری در برابر مخاطب قرار میگرفت.
عبدالهی ادامه داد: پس از پایان همه مراحل نگارش و بازبینی، کتاب نزدیک به یک سال در فرآیند آمادهسازی و انتشار قرار داشت تا در نهایت به چاپ رسید. این فاصله زمانی اگرچه طولانی بود، اما فرصت مناسبی فراهم کرد تا آخرین اصلاحات نیز انجام شود و اثر با اطمینان بیشتری در اختیار مخاطبان قرار گیرد.
وی درباره مهمترین دشواریهای این پروژه اظهار کرد: یکی از چالشهای اصلی، فاصله زمانی زیاد میان وقوع حوادث و زمان ثبت خاطرات بود. بسیاری از اتفاقاتی که درباره آنها گفتوگو میکردیم، مربوط به بیش از چهار دهه قبل بود و طبیعی است که در چنین شرایطی ممکن است برخی تاریخها، نامها یا جزئیات با گذشت زمان دچار فراموشی یا ابهام شده باشد. از همین رو خود را موظف میدانستم هر مطلب مهمی را با منابع معتبر تطبیق دهم تا از صحت آن اطمینان حاصل شود.
این نویسنده افزود: برای این منظور، علاوه بر فایلهای صوتی مصاحبهها، به اسناد موجود، کتابهای تاریخی، زندگینامه شهدا و منابع پژوهشی مرتبط مراجعه میکردم. گاهی برای اطمینان از یک تاریخ یا یک نام، ساعتها زمان صرف بررسی منابع مختلف میشد، زیرا معتقدم نویسنده تاریخ شفاهی نباید تنها به حافظه راوی اکتفا کند. خاطرات ارزشمند هستند، اما زمانی میتوانند به یک سند تاریخی معتبر تبدیل شوند که با بررسیهای پژوهشی و مستند همراه باشند.
عبدالهی در پایان تصریح کرد: تاریخ شفاهی صرفاً ثبت خاطرات نیست، بلکه تلاشی برای حفظ حافظه جمعی یک ملت است. اگر نویسنده در این مسیر نسبت به صحت اطلاعات حساسیت نداشته باشد، ممکن است ناخواسته بخشی از تاریخ را با خطا به نسلهای آینده منتقل کند. به همین دلیل، از آغاز تا پایان این پروژه تلاش کردم روایتها ضمن حفظ صمیمیت و اصالت، از استحکام تاریخی و اعتبار پژوهشی نیز برخوردار باشند تا مخاطب با اثری مواجه شود که هم خواندنی باشد و هم بتوان به عنوان یک سند قابل استناد به آن اعتماد کرد.
انتهای پیام











نظر شما