چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۲
پس از امام شهید انقلاب اسلامی، «زبان مقاومت» از همیشه رساتر شد

حوزه / نویسنده ترکیه ای در یادداشتی ، با الهام از تشییع میلیونی آیت‌الله العظمی امام شهید سید علی خامنه‌ای، از «زبان مقاومت» به‌عنوان راز ایستادگی ایران و افق‌ساز تمدنی نوین سخن می‌گوید.

به گزارش سرویس بین‌الملل خبرگزاری حوزه به نقل از اسلامی آنالیز، مجاهد گلتکین (Mücahit Gültekin) در یادداشتی با عنوان «ایران پس از آیت‌الله العظمی شهید سید علی خامنه‌ای؛ فراتر از سیاهی، رنگی نیست» به بررسی جایگاه گفتمان مقاومت، تحولات ایران پس از شهادت آیت‌الله العظمی امام شهید سید علی خامنه‌ای و تحلیل مبانی فکری و فرهنگی ایستادگی ملت ایران پرداخته است.

این یادداشت ، با نگاهی تحلیلی، مفاهیمی همچون مقاومت، عدالت، عزت، شهادت و نسبت آن‌ها با ادبیات رایج در روابط بین‌الملل را واکاوی می‌کند.

در ادامه، متن کامل این یادداشت تقدیم خوانندگان ارجمند می‌شود.

ایران پس از آیت‌الله شهید سید علی خامنه‌ای؛ «فراتر از سیاهی، رنگی وجود ندارد»

مراسم اقامه نماز بر پیکر و آیین‌های شهادت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، با حضور میلیون‌ها نفر برگزار شد.

هنگامی که پیکرهای رهبر انقلاب اسلامی و اعضای خانواده ایشان، روز دوشنبه ۶ ژوئیه (۱۵ تیرماه) به میدان آزادی تهران منتقل شد و من در کنار میلیون‌ها نفر در مسیر حرکت می‌کردم، نخستین چیزی که متوجه شدم این بود: خیابان‌ها در دل خود، نوید یک تحول جهانی را می‌پرورانند.

این تحول، از معنای مادیِ از دست دادن و به دست آوردن فراتر می‌رود و نمونه‌ای عینی از شیوه‌ای جدید برای اندیشیدن و تمدنی نوین را به بشریت ارائه می‌کند. این الگو نشان می‌دهد که اخلاقی امکان‌پذیر است که ماشین امپریالیسم قادر به درک و هضم آن نیست.

این اخلاق، بر معادله‌ای استوار است که پیروزی را تضمین می‌کند: عدالت در برابر ظلم، صداقت در برابر دروغ، وفاداری در برابر خیانت، عقلانیت در برابر طمع قدرت، مقاومت در برابر تسلیم، استواری روانی در برابر قدرت مادی و حق در برابر باطل.

آنچه ایران را پابرجا نگه داشته، موشک‌های بالستیک یا هایپرسونیک نیست. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یا نظام حکومتی نیز نیست. آنچه ایران را استوار نگه داشته، اراده‌ای است که در برابر مستکبران و زورگویان سر فرود نمی‌آورد.

در حقیقت، همین اراده است که آن موشک‌ها را نیز تولید کرده است. هر تحلیلی که بدون درک این اراده انجام شود، تحلیلی زائد و بی‌فایده خواهد بود.

ایران در جهانی که همه با یک زبان سخن می‌گویند، با زبانی متفاوت سخن می‌گوید؛ زبانی که شاید برای دیگران قابل فهم نباشد، اما در اعماق فطرت انسان با آن آشناست؛ زبانی که در گذر زمان پوشیده شده و از یادها رفته است.

این زبان به ما می‌گوید زندگی با ذلت، ارزشمندتر از مرگی با عزت نیست؛ بلکه باید مرگ با عزت را بر زندگی با خواری ترجیح داد. این زبان همچنین یادآور می‌شود که در نهایت، خون بر شمشیر پیروز خواهد شد.

در واژگان روابط بین‌الملل و علم سیاست، معادلی برای این زبان وجود ندارد. دلیل اینکه ترامپ ایران را به «دیوانگی» متهم می‌کند، همین است.

لودویگ ویتگنشتاین می‌گوید: «مرزهای زبان من، مرزهای جهان من است.» از نگاه او، زبان ساختاری منطقی است که واقعیت‌ها را بازنمایی می‌کند. اگر چیزی برای ما بی‌معنا به نظر برسد، به این دلیل است که آن چیز خارج از جهانی قرار دارد که ما قادر به توصیف آن هستیم.

بدون تردید، زبان سیاستی که با عنوان «رئالیسم» شناخته می‌شود، توسط قدرت‌های مسلط شکل گرفته است. این زبان، نظامی مفهومی را که منافع قدرت‌های حاکم را تضمین می‌کند، به‌عنوان امری «طبیعی» و «علمی» معرفی می‌کند.

از نگاه آنان، قدرت چیزی قابل اندازه‌گیری و محاسبه است. قدرت با شاخص‌های اقتصادی و نظامی نمایندگی می‌شود. این زبان با مفاهیم کلیدی مانند منافع، بازدارندگی، توازن و ظرفیت سخن می‌گوید.

پرسش اصلی این زبان چنین است: توان نظامی آن‌ها چقدر است؟ سطح قدرت اقتصادی آن‌ها چگونه است؟ اما زبان مقاومت متفاوت است. منطق و زبان قدرت‌های مسلط چنین پرسشی را مطرح می‌کند: "آن‌ها با وجود اینکه می‌دانند شکست خواهند خورد، چرا دست به جنگ می‌زنند؟ آیا پذیرفتن چنین خسارت‌های سنگینی منطقی است؟"

اما پرسش مقاومت این است: «آیا ما بر حق هستیم؟ آیا تسلیم شدنِ طرفی که حق با اوست، مشروع است؟»

مقاومت در برابر قدرت‌های سلطه‌گر، تنها به ابزارهای نظامی و اقتصادی یا شرایط جغرافیایی و سیاسی نیاز ندارد؛ بلکه به مفاهیم متفاوتی نیازمند است.

مفاهیمی همچون شهادت، عزت، عدالت، صبر، فداکاری و کرامت، تنها انگیزه مقاومت را تشکیل نمی‌دهند؛ بلکه زمینه را برای کشف، طراحی و استفاده از ابزارهای خلاقانه نیز فراهم می‌سازند که دشمن را شگفت‌زده می‌سازد.

در جایی که سامانه دفاع هوایی ناکافی است، هم زنجیره‌های انسانی که در اطراف پل‌ها و نیروگاه‌ها شکل می‌گیرد و هم خلاقیت فنی برای هدف قرار دادن جنگنده‌های F-35، از زبان مقاومت سرچشمه می‌گیرد.

مقاومت با اعتراض به شیوه تعریف جهان از سوی مستکبران آغاز می‌شود.

قدرت‌های مسلط، ابتدا به جوامعی که تحت سلطه خود قرار داده‌اند، می‌آموزند که «چه چیزی ممکن است و چه چیزی ممکن نیست». این آموزش، این باور را در ذهن‌ها تثبیت می‌کند که مقاومت به معنای «مرگ» است.

از نگاه این گفتمان، پایان مقاومت شکست است؛ در حالی که تسلیم شدن در برابر قواعد قدرت مسلط، به‌عنوان «پیروزی» تعریف می‌شود.

بدیهی است که این نگاه، برای کسانی که با زبان قدرت‌های مسلط سخن می‌گویند، معنا دارد.

قدرتی که در مدت ۱۳ روز، ۱۵ هزار هدف را در ایران مورد حمله قرار داده، رهبران و فرماندهان این کشور را کشته، بیمارستان‌ها، مدارس، پل‌ها، نیروگاه‌ها و منابع آب آشامیدنی را بمباران کرده، علاوه بر تحریم اقتصادی و محاصره نظامی، کشورهای اطراف ایران را به‌عنوان سکوهای پرتاب موشک و برج‌های دیده‌بانی به کار گرفته و خود را برخوردار از امتیاز نقض همه قواعد انسانی می‌داند؛ در برابر چنین قدرتی، از نگاه این منطق، ایران چاره‌ای جز تسلیم شدن ندارد.

این شرایط را در کنار مشکلات منطقه‌ای و اقتصادی ایران قرار دهید تا تصویر کامل‌تری از این وضعیت به دست آید.

در چنین شرایطی، مردمی را تصور کنید که شعار می‌دهند: «مذاکره نمی‌خواهیم، انتقام می‌خواهیم!»

آن‌ها در جهانی که اگر بمب هسته‌ای نیز بر سرشان فرود آید، کسی اعتراضی نخواهد کرد، برای خود جهانی دیگر ساخته‌اند که چنین شعاری از آن برمی‌خیزد.

جهانِ «می‌جنگیم، می‌میریم، اما تسلیم نمی‌شویم»؛ جهان کسانی که هرگز پیمان خود را نشکسته‌اند و در انتظار فرا رسیدن نوبت خود هستند. جهان کسانی که از نگاه دیگران «دیوانه» و «مجنون» خوانده می‌شوند؛ همان‌هایی که در برابر فشارها و توصیه‌های سازشکارانه سر فرود نمی‌آورند.

کابوس اصلی آمریکا نیز همین است: آن‌ها نمی‌خواهند این زبان آموخته شود.

آن‌ها می‌دانند تا زمانی که برده با زبان ارباب خود سخن می‌گوید، هرگز متوجه زنجیرهایش نخواهد شد.

دقیقاً مسأله ایران نیز همین است: ایران نشان می‌دهد سخن گفتن با زبانی دیگر امکان‌پذیر است.

همراه میلیون‌ها نفر که حرکت می‌کردم، به انسان‌های این جهان نگاه کردم: زنانی که با نوزاد یک‌ماهه خود در مسیر حرکت بودند؛ سالمندانی که با ویلچر آمده بودند؛ کودکانی که شعار می‌دادند؛ جوانانی که آب و نان توزیع می‌کردند...

از یک شهروند ایرانی پرسیدیم اگر آمریکا بار دیگر به جنگ بازگردد، چه خواهید کرد؟ او چنین پاسخ داد:

«ما سنگین‌ترین خسارتی را که می‌توانستیم، متحمل شدیم؛ رهبرمان را از دست دادیم. در اینجا ضرب‌المثلی داریم که می‌گویند: فراتر از سیاهی، رنگی نیست!»

همان فرد، پس از آنکه گفت روزهای سختی را پشت سر گذاشته‌اند و روزهای دشوارتری نیز در انتظار ایران است، ادامه داد:

«در نهایت، این ما هستیم که در این منطقه قواعد را تعیین خواهیم کرد؛ نه آمریکا و نه چین. ایران، همراه با دیگر کشورهای منطقه، این کار را انجام خواهد داد.

حتی با کشورهایی که موشک‌ها از آنجا به سوی ما شلیک شده است، دشمن نیستیم. ما با آن‌ها در ارتباط هستیم. حتی با امارات متحده عربی نیز ارتباط داریم.»

ایران فقط یک جنگ نظامی را تجربه نمی‌کند؛ بلکه به جهان درسی ارائه می‌دهد و انسان‌ها را به مکتبی دعوت می‌کند که هزینه آن پرداخت شده و اعتبار آن به اثبات رسیده است.

ایران نشان می‌دهد که مقاومت، هر اندازه دشمن قدرتمند باشد، امکان‌پذیر است.

ایران تنها نشان نمی‌دهد که چگونه می‌توان ایستاد؛ بلکه با بنرهایی که در سراسر تهران نصب شده‌اند، پیامی را به تمام جهان ارسال می‌کند: «باید برخاست!»

برای دیدن آنچه مقاومت می‌بیند و برای درک اینکه جهانی دیگر امکان‌پذیر است، باید برخاست.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha