به گزارش خبرگزاری حوزه، فرمان «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ» ناظر به مقابله با رهبران پیمانشکن و متجاوز است، تا از ادامه فساد و دشمنی جلوگیری شود. این آیه در ادامه آیات آغازین سوره توبه نازل شده است؛ آیاتی که درباره مشرکانی سخن میگوید که با مسلمانان پیمان بسته بودند، اما پس از آن پیمان خود را شکستند و به دشمنی و تحریک علیه اسلام پرداختند.
جهت تبیین و تفسیر این آیات با حجتالاسلام والمسلمین علی خلیلپور از اساتید حوزه علمیه قم به گفتوگو نشستیم.
مشروح گفت وگو را در ذیل می خوانیم؛
با توجه به اینکه اسلام دین صلح و رحمت است و آیات متعددی بر صلح و مدارا تأکید دارند، چگونه حکم « «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ»» در آیه ۱۲ سوره توبه قابل تبیین است؟ آیا این آیه با جواز صلح در اسلام منافات ندارد؟
پاسخ این است که این آیه، یک حکم مطلق و بدون قید و شرط نیست، بلکه حکمی مقیّد و مشروط است که در یک بستر تاریخی و با شرایط خاصی نازل شده است. برای پاسخ، باید به شأن نزول و قیود ذکر شده در خود آیه توجه کنیم.
قرآن کریم در این آیه میفرماید: «وَ إِن نَّکَثُوا أَیْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ» . یعنی اگر پیمانهای خود را پس از عهد خویش شکستند و در دین شما طعن زدند، در این صورت با پیشوایان کفر پیکار کنید. پس شرط اقدام، دو چیز است: نقض پیمان و طعن در دین.
این دو شرط، نشان میدهد که حکم جهاد، یک حکم تدافعی و عکسالعملی در برابر خیانت و دشمنیِ فعال دشمن است. تا زمانی که دشمن به پیمان خود وفادار است و دست به دشمنی و طعنه نمیزند، اساساً زمینه برای این حکم فراهم نیست. بلکه در چنین شرایطی، قرآن کریم صریحاً به صلح و مدارا فرمان میدهد. به آیه ۶۱ سوره انفال توجه کنید که میفرماید: «وَ إِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا»؛ اگر دشمن به صلح تمایل نشان داد، تو نیز از در صلح درآی.
همچنین در سوره ممتحنه، آیه ۸، یک اصل کلی را بیان میکند: «لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ»؛ خداوند شما را از نیکی و عدالت با کسانی که با شما نجنگیدهاند، نهی نمیکند. این یعنی عدالت و نیکی با همه انسانها، یک اصل بنیادین در اسلام است.
امام شهید حضرت آیتاللهالعظمی امامخامنهای(اعلیاللهمقامه) در تفسیر خود بر این نکته تأکید فراوانی دارند که «نظام اسلامی موظف است با دولتی که بنای مخاصمه ندارد، با مسالمت رفتار کند و صلح را بپذیرد.» اما ایشان در ادامه هشدار میدهند که «اگر دشمن دروغگو و حیلهگر است و در ظاهر دست صلح میدهد، اما در باطن خنجر زهرآلود را پشت سر پنهان کرده است (مانند آمریکای جنایتکار)، قرآن میفرماید: «فَلَا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَی السَّلْمِ»؛ سست نشوید و از موضع ضعف دعوت به صلح نکنید.» پس صلحی ارزشمند است که از موضع عزت و قدرت باشد، نه صلح ذلتبار.
در این آیه، بهجای «فقاتلوهم» یا «فقاتلوا الکفر»، عبارت «فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْر» به کار رفته است. مقصود از «ائمه کفر» چه کسانی هستند و این تفاوت در تعبیر، چه نکته مهمی را برای ما روشن میکند؟
این دقیقاً نقطهی ثقل و ظرافت این آیه است. انتخاب واژه «ائمه» که جمع «امام» است، یک پیام راهبردی بسیار مهم دارد. قرآن به ما یاد میدهد که در تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی، نباید سطحی نگاه کنیم. نباید با تمام افراد یک جامعه یا یک جبهه دشمن، به یک چشم نگاه کنیم. بلکه باید سرچشمهها و ریشههای فتنه را شناسایی کنیم.
«ائمه کفر» به معنای پیشوایان، زمامداران، سردمداران، ایدئولوگها، تئوریسینها و هادیانِ کفر هستند. اینها کسانی هستند که با سلطه فکری و قدرت سیاسی خود، جامعه را به مسیر کفر و دشمنی با حق هدایت میکنند. امام شهید حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای(رحمةاللهعلیه) در این زمینه میفرمایند: «قرآن نمیخواهد بگوید با هر کافری که نقض عهد کرد، بجنگید، بلکه مطلب اجتماعی بسیار مهم و دقیقی را بیان میکند؛ حکمی در مقیاس جهانی.»
ایشان این پیشوایان کفر را «غدههای چرکین اجتماع» مینامند که مانع اصلی مسلمان شدن و هدایت مردم هستند. مردم عادی معمولاً تحت تأثیر این سران، تصمیمگیری میکنند و اگر این غدههای چرکین از سر راه برداشته شوند، مسیر برای تفکر و انتخاب صحیح مردم هموار میشود. این تفاوت، نشاندهنده نگاه هوشمندانه و عقلانی اسلام است که جنگ را با سران استکبار و طاغوت تعریف میکند، نه با مردم عادی که اغلب قربانی آن نظامهای سلطهگر هستند.
جنگ با این پیشوایان، چه اهداف و فلسفهای را دنبال میکند و هدف نهایی از این درگیری چیست؟
هدف نهایی در خود آیه، در عبارت پایانی آن یعنی «لَعَلَّهُمْ یَنتَهُونَ» بیان شده است؛ باشد که دست بردارند و از کفر و دشمنی بازگردند. این نشان میدهد که هدف، نابودی و کشتار نیست، بلکه بازدارندگی و پایان دادن به دشمنی است. جنگ، یک ابزار است، نه هدف. هدف غایی، برقراری صلح و عدالت است. این یک حکم دفاعی و عکسالعملی در برابر متجاوزان پیمانشکن است تا از ادامه ظلم و فتنهگری آنها جلوگیری کند.
علاوه بر این، در آیه ۴۱ سوره قصص، این گروه به عنوان «أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَی النَّارِ» معرفی شدهاند؛ پیشوایانی که مردم را به آتش دعوت میکنند. بنابراین، مبارزه با آنان، در واقع مبارزه با جریان طاغوت و استکباری است که بشریت را به ورطه نابودی میکشانند.
نگاه اسلام به این مبارزه، یک نگاه اصلاحی و انسانی است. همانطور که یک پزشک برای نجات بدن، به برداشتن غدههای سرطانی میپردازد، جامعه اسلامی نیز برای نجات بشریت از سلطه فکری و سیاسی طاغوتها، ناچار به مبارزه با آن سرچشمههای فساد است. امام شهید حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای(اعلیاللهمقامه) این حکم را یک «حکم در مقیاس جهانی» میدانند که برای همه زمانها و مکانها، یک اصل راهبردی را ترسیم میکند.
تطبیق این آیه با جهان معاصر چگونه است و چه پیامی برای امروز و روابط بینالملل دارد؟
کاربرد آیات در شرایط روز، از مهمترین ظرفیتهای قرآن است که باید مورد توجه قرار گیرد. امروز مصداق بارز «ائمه کفر» و «ائمهای که به آتش دعوت میکنند» ، استکبار جهانی بهویژه رژیم صهیونیستی، آمریکای بدعهد و قدرتهای سلطهگری هستند که با نقض پیمانهای بینالمللی و طعن در مقدسات الهی، به جنگ با اسلام و بشریت برخاستهاند.
اما تأکید بنده بر این است که این نگاه، هرگز به معنای دشمنی با همه مردم جهان نیست. تمایز قائل شدن میان رهبران سلطهگر و مردم، یک اصل اساسی در اندیشه سیاسی اسلام است که توسط امام شهید نیز بارها مورد تأکید قرار گرفته است.
پیام این آیه برای امروز، «مبارزه هوشمندانه با نظامهای سلطه» ، «ایستادگی در برابر زورگویان متجاوز» و در عین حال، «گشودن باب صلح و عدالت» برای همه ملتهایی است که زیر بار ظلم این نظامها هستند. این، همان اسلام ناب محمدی است که با ظلم مبارزه میکند، اما هرگز به دنبال جنگ با ملتها نیست و برای همه انسانها، فارغ از هر دین و آیینی، کرامت و عدالت قائل است.
در نهایت، این آیه، فراخوانی است به بیداری و مسئولیت در برابر «ظلم و فتنهگری»؛ جنگی حسابشده با «سرمداران فتنه» ، برای احیای «عدالت» و «کرامت انسانی.»
اسلام ناب محمدی، با تکیه بر این آموزهها، نه تنها دین رحمت است، بلکه دین عزت، تدبیر و مبارزهی هوشمندانه با هر آن چیزی است که سعادت بشر را به مخاطره میاندازد. و در انتها باید با صبر و استقامت و مهیا کردن تمام قدرتها در مقابل زورگویان و ظالمان ایستادگی کرد تا فتح و نصرت و پیروزی شامل حال ما شود، انشاءالله.












نظر شما