پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۲
چرا برخی قیامت و معاد را قبول ندارند؟

حوزه/ ریشه انکار قیامت را باید در ذهن جست‌وجو کرد یا در دل؟ قرآن کریم با استدلالی عقلانی نشان می‌دهد که گاه یک شبهه فکری و گاه دلبستگی به هوس‌ها، انسان را از پذیرش حقیقت بازمی‌دارد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، در سلسله «شبهات معاد»، می‌کوشیم با نگاهی عقلانی و مبتنی بر آموزه‌های اسلامی، به پرسش‌های مطرح در این زمینه پاسخ دهیم.

اگر از قرآن کریم بپرسیم ریشه اصلی انکار قیامت چیست، پاسخ آن تنها یک دلیل نیست. قرآن نشان می‌دهد که انکار معاد معمولاً از دو منشأ سرچشمه می‌گیرد:

گاهی انسان با یک شبهه فکری روبه‌روست و گاهی خواسته‌های نفسانی مانع پذیرش حقیقت می‌شود. به تعبیر دیگر، گاهی مشکل در اندیشه است و گاهی در انگیزه.

وقتی قدرت خدا را با توان انسان می‌سنجیم

شاید برخی از کسانی که معاد را انکار می‌کنند، لزوماً از روی لجاجت این کار را نمی‌کنند؛ بلکه تصورشان این است که زنده شدن دوباره انسان، پس از آنکه بدنش به خاک و استخوان تبدیل شد، اساساً شدنی نیست.

در ذهن آنان این پرسش شکل می‌گیرد که چگونه ممکن است ذرات پراکنده یک انسان، بار دیگر کنار هم قرار بگیرد و همان شخص دوباره زنده شود؟ قرآن این سؤال را پنهان نمی‌کند، بلکه آن را صریح و شفاف نقل می‌کند:

«أَءِذَا مِتْنَا وَکُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ * أَوَ آبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ»

آیا هنگامی که مردیم و به خاک و استخوان تبدیل شدیم، دوباره برانگیخته خواهیم شد؟! و همچنین پدران نخستین ما؟! چه کسی این استخوان‌های پوسیده را زنده می‌کند؟ (صافات آیه ۱۶)

پاسخ قرآن بسیار تأمل‌برانگیز است. قرآن از انسان نمی‌خواهد بدون دلیل چیزی را بپذیرد، بلکه او را به یک مقایسه منطقی دعوت می‌کند: همان خدایی که نخستین بار انسان را از نیستی آفرید، آیا از آفرینش دوباره او ناتوان است؟

اگر ایجاد یک موجود از هیچ ممکن بوده است، بازآفرینی همان موجود از مواد موجود چگونه می‌تواند دشوارتر باشد؟

به همین دلیل قرآن می‌فرماید: همان کسی آن را زنده می‌کند که نخستین بار آن را آفرید، و او به همه آفریده‌های خود آگاه است.

سپس این پرسش را مطرح می‌کند: آیا خدایی که آسمان‌ها و زمین را با این عظمت آفریده، قدرت ندارد انسان را دوباره بیافریند؟ آری، او آفریدگار دانا و تواناست.

قرآن برای نزدیک‌تر کردن این حقیقت به ذهن انسان، نمونه‌ای را نشان می‌دهد که همه هر سال آن را با چشم خود می‌بینند. اگر در رستاخیز تردید دارید، به آغاز آفرینش خود بنگرید؛

خداوند شما را از نیستی آفرید، سپس از نطفه... از سوی دیگر، هر سال زمین خشک و مرده را مشاهده می‌کنید که با بارش باران، جان می‌گیرد، به حرکت درمی‌آید و از هر نوع گیاه زیبا می‌رویاند.

اگر خداوند هر سال حیات را به زمین مرده بازمی‌گرداند، زنده کردن انسان برای او چگونه ناممکن خواهد بود؟

از همین رو قرآن نتیجه می‌گیرد که خداوند بر هر کاری تواناست و رستاخیز حقیقتی قطعی است و همه انسان‌ها را دوباره زنده خواهد کرد: «وَذَٰلِکَ عَلَی اللَّهِ یَسِیرٌ»؛ و این برای خداوند آسان است.

وقتی مشکل، کمبود دلیل نیست؛ فرار از مسئولیت است

اما قرآن همه منکران معاد را افرادی نمی‌داند که صرفاً با یک شبهه علمی روبه‌رو شده‌اند. گاهی مسئله، نداشتن دلیل نیست؛ بلکه انسان از پیامدهای یک حقیقت خوشش نمی‌آید.

پذیرفتن قیامت یعنی پذیرفتن اینکه هیچ رفتار و انتخابی بی‌حساب نیست و روزی باید پاسخگوی همه اعمال خود باشیم. چنین باوری، انسان را به خویشتن‌داری، رعایت حدود الهی و احترام به حقوق دیگران فرا می‌خواند.

طبیعی است کسی که می‌خواهد هرچه می‌خواهد انجام دهد و هیچ مسئولیتی نپذیرد، با چنین باوری احساس ناسازگاری کند. ازاین‌رو گاهی برای رهایی از مسئولیت، اصل معاد را انکار می‌کند.

قرآن این واقعیت را با تعبیری بسیار دقیق بیان می‌کند:

«بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ»؛

انسان شک در معاد ندارد، بلکه می‌خواهد آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت، در تمام عمر گناه کند.

به بیان دیگر، مشکل او این نیست که هیچ دلیلی برای معاد وجود ندارد؛ بلکه نمی‌خواهد نتیجه پذیرش آن را بپذیرد. انکار قیامت، راهی برای فرار از مسئولیت اخلاقی و رهایی از احساس پاسخ‌گویی است.

از همین رو قرآن می‌فرماید:

«وَمَا یُکَذِّبُ بِهِ إِلَّا کُلُّ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ»؛

تنها کسی آن را انکار می‌کند که متجاوز و گنه‌کار است.(مطففین، آیه ۱۲)

قرآن در ادامه، به نکته‌ای ظریف‌تر نیز اشاره می‌کند. گناه، تنها یک رفتار نادرست نیست؛ بلکه اگر تکرار شود، به تدریج بر روح و دل انسان اثر می‌گذارد و قدرت تشخیص حقیقت را از او می‌گیرد.

انسانی که بارها برخلاف حقیقت عمل می‌کند، کم‌کم حقیقت را نیز انکار می‌کند. به همین دلیل می‌فرماید:

«إِذَا تُتْلَیٰ عَلَیْهِ آیَاتُنَا...»؛ هنگامی که آیات ما بر او خوانده می‌شود، می‌گوید: اینها افسانه‌های پیشینیان است.(مطففین، آیه ۱۳)

سپس علت این واکنش را چنین بیان می‌کند:

«کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَیٰ قُلُوبِهِمْ مَا کَانُوا یَکْسِبُونَ»؛ چنین نیست که آنان می‌پندارند، بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دل‌هایشان نشسته است.(مطففین، آیه ۱۴)

جالب آنکه قرآن در سوره «قیامت» هر دو منشأ انکار معاد را در کنار یکدیگر مطرح می‌کند.

در چهار آیه نخست، به شبهه فکری پاسخ می‌دهد و می‌فرماید: سوگند به روز قیامت و سوگند به نفس لوّامه، آیا انسان گمان می‌کند ما استخوان‌های پراکنده او را گرد نمی‌آوریم؟ آری، ما حتی بر این تواناییم که سرانگشتان او و شیارهای دقیق آن را همانند گذشته بازسازی کنیم.

سپس در آیات پنجم و ششم، پرده از انگیزه پنهان بسیاری از منکران برمی‌دارد و روشن می‌کند که مشکل آنان همیشه کمبود دلیل نیست؛ بلکه گاهی انسان می‌خواهد بدون دغدغه حسابرسی، آزادانه هرگونه که خواست زندگی کند.

از همین رو با لحنی انکارآمیز می‌پرسد: «قیامت چه وقت است؟»

بنابراین، از نگاه قرآن، انکار معاد همیشه از یک منشأ سرچشمه نمی‌گیرد؛ گاهی ریشه آن، ناتوانی در درک قدرت بی‌پایان خداوند است و گاهی دلبستگی به زندگی بی‌قید و گریز از مسئولیت.

قرآن هر دو مانع را با استدلال و گفت‌وگو برطرف می‌کند و راه را برای پذیرش آگاهانه حقیقت هموار می‌سازد.

منبع: کتاب پرسمان قرآنی معاد، مرکز فرهنگ و معارف قرآن

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha