بسیاری از ما شهادت را با نگاه آرمانی مینگریم، اما در این دلنوشته تجربه شهادت را از نگاه کسی میخوانیم که خود را فرزند هدایتگر قائد امت، رهبر شهید میدانست. خانم رقیه اکبری طلبه مدرسه علمیه با قلمی آغشته به اشک، از روزهایی میگوید که در اوج دلهره جنگ و بحرانهای سیاسی، کلمات رهبر شید مانند دریایی از معرفت، دلهای لرزان را محکم میکرد. این گزارش، توصیفی است از یک فراق بزرگ؛ فراقی که در آن، جای خالی پدر امت مسلمانان جهان، در قلبهای مؤمنان به صراحت حس میشود.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از اراک، خانم رقیه اکبری طلبه مدرسه علمیه هاجر خمین در دلنوشته با بغضی سنگین از دوریِ پدری که برای اسلام و امت، جان سپرد، آورده است:
خدا را شکر که توفیقی بود برای حضور در بدرقه آقای شهیدمان.
آقا جان گریه کردیم ناله کردیم، از فغان تو برسرزدیم. واقعا مجاهدی بودی برای قرآن و اسلام؛ و شهید شدی برای اسلام.
چقدر اشکها بر چشمانمان حلقه بست! چقدر سینهها تنگ شد! چقدر بغضها شکست از دوری شما.
یکصدو چهلو سه روز از شهادتتان، میگذرد؛ آقاجان پس بر ما سخت نگیر که آه و ناله کنیم بر سر زنیم؛ واه حسرتا سردهیم که آقایمان کشته شده برای امت اسلامی ،برای سیاست اسلامی ایکاش جهان اسلام می دانست که ما پدری را از دست دادهایم که موحد ومبلغ ومجاهد و زاهد بود .
آه آقا جان دوری تورا چگونه تحمل کنیم ،خودم را بگویم وقتی که حکم جهاد فرزند آوری را دادی بر خودم عهد بستم که اجرا کنم که اگر فردای قیامت از من پرسیدند اطاعت کردی بگویم سمعنا واطعنا شنیدم و اطاعت کردم نه اینکه بگویم سمعنا وغیر مسمع شنیدم انگار نه انگار.
خدایا تو بر نیت من آگاهی میدانی که جز بر اطاعت تو نشتافتم جز بر اطاعت ولی تو شتاب نکردم خدا یا شکرت که در مسیر درست تاریخ قرارم دادی که وقتی صحبت آقا را هنگام سخنرانی بهخصوص جنگ دروازهروزه که تمام سران کشورمان را شهید کردند دلهره بر تمام وجود همه رخنه کرده بود آقا جانم با چه صلابتی حاضر شدند و دلها را محکم و استوار ساختند هر کلمه ای که صحبت می کردند دریایی از معرفت و آگاهی بود.
آه خدای من چه گذشت بر ما پس خوب صبری به ما دادی ،بر مایی که هر لحظه منتظر دیدار آقای شهیدمان بودیم منتظر سخنانش که دلهایمان را با آیاتی از قرآن روشن کند به خصوص زمانی که عرصه بر مومنان تنگ می شد میفرمودند:((ولا تهنوا ولا تحزنوا وانتم الا علون ان کنتم مومنین ،سست نشوید و غمگین نباشید که شما برتردید اگر مومن باشید )) ،خدا می داند که چقدر دل مومنان و اهل عالم که صدای اقا را که بر خواسته از صدای سرور و مولایمان امام حسین (ع) است همان جا که فرمودند: ((مثلی لا یبایع مثل یزید، شخص مثل من با کسی مثل یزیدبیعت نمی کنند)) همه عالم و آزادگان جهان را تحت تاثیر حرف هایشان قرار داد و جوشیدن خونشان جان تازه ای به اسلام و مقاومت بخشید.
اما چه کنم از دوری اش ،هر لحظه که بر ذهنم خطور می کنند نبودنش بغضم می شکند بی اختیار اشک بر چشمانم جاری می شود چرا چرا آقا جان قرار بود ما جان فدای تو شویم چه شد تو جان فدای ما شدی.












نظر شما