به گزارش خبرگزاری حوزه، واقعه عاشورا با شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام و یاران وفادار ایشان پایان نیافت؛ بلکه از همان لحظه، فصل دیگری از نهضت حسینی با نقشآفرینی آگاهانه و شجاعانه بانوان اهلبیت علیهمالسلام آغاز شد،ازاینرو، در مجموعه گفتوگوهای «مکتب زینبی» بر آنیم تا در گفتوگو با حجتالاسلام امیرحسن مظفریزاد، کارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام، ابعاد گوناگون و کمتر بازخوانیشده نقش بانوان اهلبیت علیهمالسلام را در زنده نگهداشتن نهضت عاشورا بررسی کنیم؛ در ادامه، شما را به مطالعه مشروح این گفتوگوی تاریخی ـ تحلیلی دعوت میکنیم.
*حضرت رباب (س)؛ نماد جهاد تبیین و رسانه عقیله بنیهاشم
بیتردید، حضرت رباب (سلاماللهعلیها)، همسر گرامی سیدالشهدا حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام)، از جمله مهمترین و تأثیرگذارترین زنان در واقعه عاشورا به شمار میآید. ایشان مادر حضرت سکینه (سلاماللهعلیها) و حضرت علیاصغر (علیهالسلام) هستند و از این جهت نیز جایگاهی ممتاز در تاریخ نهضت حسینی دارند.
از نکات قابل توجه درباره حضرت رباب (سلاماللهعلیها)، پیشینه خانوادگی ایشان است. بنابر نقل علامه سید محسن امین در کتاب «اعیان الشیعة» ، پدر ایشان، امرؤالقیس بن عدی بن اوس بن جابر بن کعب، در دوران خلافت خلیفه دوم اسلام آورد. وی پیش از آن مسیحی بود. همچنین مادر حضرت رباب، هند دختر ربیع بن مسعود، معرفی شده است
* حضور بر مزار سیدالشهدا (ع) در منابع تاریخی
بنابر نقل ابوالفرج اصفهانی در کتاب الأغانی، حضرت رباب (سلاماللهعلیها) تا یک سال پس از شهادت امام حسین (علیهالسلام) زنده بودند. در این میان، ابنکثیر که از عالمان برجسته و نامآور اهل سنت به شمار میرود، در کتاب البدایة و النهایة گزارش کرده است که ایشان یک سال تمام بر سر مزار مطهر اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) به سوگواری پرداخت و گریه میکردند نقل این گزارش از سوی مورخی با گرایشهای فکری ابنکثیر، نشاندهنده اصالت تاریخی و غیرقابل انکار بودن این واقعه است.
* گریه به مثابه رسانه افشاگر علیه بنیامیه
عزاداری و گریه مستمر بر سیدالشهدا (علیهالسلام)، در عمل به یکی از کارآمدترین و نافذترین ابزارها برای به چالش کشیدن مشروعیت بنیامیه و بیدار کردن افکار عمومی تبدیل شد. اقدام حضرت رباب (سلاماللهعلیها) در استمرار یکساله این سوگواری، فراتر از یک بیتابی شخصی، یک راهبرد تبلیغاتی و مبارزاتی آشکار برای رسواسازی جنایتکاران اموی بود.
ابوالفرج اصفهانی در کتاب «الأغانی » تأکید میکند که حضرت رباب (سلاماللهعلیها) در طول این یک سال، حتی زیر سایه نرفتند. هرگاه از ایشان درخواست میشد تا برای آسایش خود به سایهبان پناه ببرند، میفرمودند: «چگونه به زیر سایه روم در حالی که پیکر حسینم را زیر تابش آفتاب رها کردند؟»
این ایستادگی و رفتار نمادین، جنایات بنیامیه را همواره در برابر دیدگان جامعه زنده نگاه میداشت و به عنوان یک رسانه تأثیرگذار، مبارزه سیاسی جدی علیه حاکمیت وقت را هدایت میکرد.
* محبت ویژه سیدالشهدا (ع) به حضرت رباب (س)
مسئله دیگری که درباره این شخصیت بزرگوار شایان توجه است، محبت و علاقه ویژه سیدالشهدا حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) به ایشان است. بنابر نقلی که در برخی منابع آمده، آن حضرت درباره رباب (سلاماللهعلیها) اشعاری نیز سرودهاند؛ از جمله این ابیات مشهور:
لَعَمرُکَ إنَّنی لَأُحِبُّ داراً
تَکونُ بِها السَّکینَةُ وَالرَّبابُ
أُحِبُّهُما وَأَبذُلُ جُلَّ مالی
وَلَیسَ لِعاتِبٍ عِندی عِتابُ
به جان تو سوگند، من خانهای را دوست میدارم که سکینه و رباب در آن باشند. آن دو را دوست میدارم و بخش عمده دارایی خود را در راه آنان میبخشم، و سرزنش سرزنشگران نیز نزد من اعتباری ندارد.
* دلدادگی حضرت رباب (س) به امام حسین (ع)
در سوی دیگر، محبت و دلبستگی حضرت رباب (سلاماللهعلیها) به حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) نیز حقیقتی درخور تأمل است. نقل شده است هنگامی که در مجلس یزید ـ علیه اللعنة متوجه اهانت آن عنصر پلید به سر مطهر سیدالشهدا (علیهالسلام) در تشت شد، خود را به آن تشت رساند، سر مطهر آن حضرت را در آغوش گرفت، بوسید و با سوز و اندوه فریاد زد:
واحُسَیناه! فَلا نَسیتُ حُسَیناً
أَقْصَدَتْهُ أَسِنَّةُ الأعداءِ
لا سَقَی اللهُ جانِبَی کَربَلا
مضمون این عبارات آن است که: وای بر حسینم! هرگز حسین را فراموش نخواهم کرد؛ همان حسینی که اکنون در بیابان کربلا آماج نیزههای دشمنان قرار گرفت و تنها بر خاک افتاد. خداوند نیز پدیدآورندگان این مصیبت را هرگز سیراب نگرداند.
این مطلب را مرحوم محلاتی در «ریاحین الشریعة» آورده است. همچنین سبط ابن جوزی، از عالمان اهل سنت، نیز آن را در کتاب «تذکرة الخواص» نقل کرده است.

* خطابهای آکنده از شجاعت و حقطلبی
این سخنانِ بلیغ و شیوا در مجلس یزید، نشاندهنده شجاعت، شهامت، صلابت و فریاد حقطلبانهی ایشان علیه ظلم و استبدادِ یزید است. چنانکه برخی از بزرگان تصریح کردهاند، این بانوی بزرگوار از ادبا، سخنوران و شاعران برجستهی عرب بوده است؛ مطلبی که عمر رضا کحاله در جلد نخست کتاب أعلام النساء نیز به آن اشاره کرده است.
فصاحت، بلاغت و توانمندیِ ادبی حضرت رباب (س) هم در کلمات و سخنان ایشان در واقعه عاشورا و مسیرِ حرکتِ کاروان کربلا مشهود است و هم در اشعاری که از وی باقی مانده؛ از جمله ابیاتی که ابوالفرج اصفهانی در جلد شانزدهم کتاب الأغانی و جواد شُبّر در کتاب أدب الطف نقل کردهاند:
«إِنَّ الَّذِی کَانَ نُوراً یُسْتَضَاءُ بِهِ ... بِکَرْبَلَاءَ قَتِیلٌ غَیْرُ مَدْفُونِ»
(آن که نوری بود که به واسطهاش راه یافته میشد، در کربلا کشته شده و دفن نگردیده است.)
*حضرت رباب (س) و نقشآفرینی رسانهای پس از واقعه کربلا
این فصاحت، بلاغت و اشعارِ بلیغ، ظرفیتی راهبردی و در عین حال برای حکومت بنیامیه بسیار خطرناک بود. در فرهنگِ اعراب، شعر نه تنها یک هنر، بلکه «رسانهیِ نافذ و فراگیر» آن عصر محسوب میشد؛ ابزاری که ضریبِ نفوذِ آن بسیار بالا بود و به دلیلِ آهنگین بودن و ایجاز، به سادگی در حافظهها حک میشد و دهانبهدهان در اقصینقاط جهان اسلام میگشت.
در آن دوران، هر کس قصد داشت پیامی را ماندگار کند و بر افکار عمومی اثر بگذارد، آن را در قالب شعر بیان میکرد. به همین سبب، اهلبیت (علیهمالسلام) از رسول خدا (ص) تا امیرالمؤمنین (ع) و امامانِ بعدی (ع) همواره جایگاه ویژهای برای شعرا قائل بودند؛ آنان را تکریم میکردند و با اهدایِ پاداشهای نفیس، از این ظرفیتِ عظیم برای تبیینِ حقیقت و مبارزه با باطل بهره میجستند.
در همین راستا، حضرت رباب (س) با بهرهگیری از سلاحِ بیان و شعر، در قامتِ یک «رسانهیِ پویا و هوشمند» ظاهر شدند. ایشان با درکِ درست از ابزارهایِ جنگِ نرمِ آن زمان، با سرودن و ایرادِ این ابیاتِ کوبنده، عملاً مأموریتی چندگانه را پیش بردند:
نخست، رسواسازیِ چهرهیِ خبیثِ بنیامیه؛
دوم، تحریکِ عواطفِ عمومی علیه ظلمِ حاکم؛
و سوم، زنده نگه داشتنِ حقیقتِ کربلا.
این اقدام، در واقع گشودنِ جبههای تبلیغاتی بود که دستگاهِ ستمِ اموی را در اوجِ قدرتِ نظامی، در جبههیِ افکارِ عمومی با چالشی جدی و شکستِ راهبردی مواجه میساخت.
ابوالفرج اصفهانی در جلد شانزدهم کتاب ارزشمند الأغانی تأکید میکند که حضرت رباب (سلاماللهعلیها) از دانشمندان برجسته زمان خود و از راویان حدیث بوده است. علامه مامقانی (رحمهاللهعلیه) نیز ایشان را بانویی محدثه و ناقل حدیث معرفی کرده است. همچنین بر اساس پژوهشهای دکتر خانم نهلا غروی نائینی در کتاب محدثات شیعه که به شرححال بانوان راوی حدیث اختصاص دارد حضرت رباب از همسر گرامیشان، اباعبدالله الحسین (علیهالسلام)، احادیثی نقل نمودهاند؛ امری که به خوبی گویای جایگاه و عظمت علمی این بانوی بزرگوار است.

* نقش حضرت رباب (س) در حفظ و انتقال پیام کربلا
روایت تاریخی چنین است که پس از شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام)، همسر ایشان، حضرت رباب (دختر امرؤالقیس کلبی)، مجالس سوگواری متعددی برپا کرد. در این محافل، ایشان به همراه زنان و خدمتگزاران خویش چنان بر مصائب سیدالشهدا گریستند که اشک چشمانشان خشکید.
این رویداد، گویای آن است که حضرت رباب (س) به عنوانِ پیشگام و متولیِ جلسات عزاداری، نقشی محوری در حفظ حماسه حسینی ایفا کردهاند؛ چنانکه مشارکت نظاممند زنان و خدمتگزاران در این مجالس، افزون بر رسوا ساختن دشمن و افشای چهره پلید امویان، پیامی استراتژیک و تبلیغاتی در خود داشت.
با اینهمه، تقلیل این ماجرا به یک کنش صرفاً سیاسی یا تبلیغاتی، خطایی راهبردی است. آنچه در کانون این مجالس قرار داشت، جوششی عمیق از عاطفه، عشق و شوری وصفناپذیر بود که این سوگواری را به یکی از زیباترین و بدیعترین جلوههای کربلا بدل کرد؛ عرصهای معرفتی و عاطفی که متأسفانه در مطالعات مرسوم، کمتر بدان پرداخته شده است. در حقیقت، این پیوندِ میان «عقلانیت سیاسی» و «شور عاطفی»، همان نقطه عزیمتی است که میتواند الگویی جامع برای درک صحیحِ نهضت اباعبدالله (ع) ارائه دهد.











نظر شما