حجتالاسلام محمد اسحاقی، از مبلغان شهرستان آمل، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به نزدیکی اربعین حسینی و جایگاه والای عبودیت، اظهار داشت: والاترین مرتبه معرفت و عبودیت زمانی حاصل میشود که انسان از سر فضل الهی، در زمره خواص خداوند قرار گیرد و در محضر حق، رتبهای مخصوص یابد.
کارشناس دینی با بیان این نکته که قلبهای اولیاء الهی، جایگاه اراده خداوند است، خاطرنشان کرد: در دعاها، بهویژه دعای عرفه، درخواست شده است که اراده و تدبیر الهی جایگزین اراده و تدبیر شخصی انسان شود تا فرد از هرگونه تعلقات مادی و جایگاههای دنیوی عبور کرده و تنها در مسیر اراده حق گام بردارد.
حجتالاسلام اسحاقی با بررسی ریشههای قرآنی شعارهای نهضت کربلا تأکید کرد: حضرت سیدالشهداء (ع) در مسیر دین حرکت کردند و هدف ایشان از قیام، ارائه تفسیری زنده و متکلم با خون از آیات قرآن کریم بود. ایشان هرگز حرف شخصی یا ندایی خارج از مسیر الهی نداشتند و تمام اقداماتشان در راستای آموزههای قرآن بود.
وی با اشاره به تلاشهای بنیامیه برای تخریب وجهه امام حسین (ع) افزود: دشمنان تلاش کردند تا قیام امام را به عنوان یک حرکت «خارجی» (خارج از دین) معرفی کنند تا بدین ترتیب خون ایشان را حلال شمرده و از حقوق شرعی ایشان مانند نماز و دفن در قبرستان مسلمانان بکاهند.
مبلّغ شهرستان آمل خاطرنشان کرد: سیدالشهداء (ع) با تأکید بر این نکته که «من بر روش جدّم و پدرم حرکت میکنم»، در حقیقت، بیان می کند که از جاده دین خارج نشده است، بلکه این بنیامیه بودند که اسلام را به صورت مقلوب (برعکس) پوشانده بودند و دین را در دست اشرار قرار داده بودند. اباعبدالله الحسین (ع) با خون خود ثابت کرد که هرگز از مسیر اصالت اسلام خارج نشده است.
وی با اشاره به تلاشهای تاریخی برای اسارت دین در دست اشرار، اظهار داشت: هرگاه دین به اسارت اشرار درآید، زبان قرآن بسته میشود و جایگزین آن، تحریف و بدعت است تا جان دین هدف قرار گیرد.
حجت الاسلام اسحاقی با اشاره به دوران خلافت امیرالمؤمنین علی (ع) خاطرنشان کرد: عدالت محورِ حکومت مولای متقیان (ع) برای کسانی که به مال حرام دل بسته بودند، نامأنوس بود؛ تا جایی که حتی در آن دوران، تلاش شد تا ایشان را «خارج از جاده حق» معرفی کنند. در حالی که حضرت (ع) در خطبههای خود با صلابت اعلام داشتند: «إنِّی عَلی جادَةِ الحَق» (من بر جاده حق هستم).
حجتالاسلام اسحاقی با تبیین جایگاه ادبی و معجزهگون خطبههای نهجالبلاغه افزود: خطبههای امام امیرالمؤمنین علی(ع)، بهویژه خطبه جهادیه، از چنان استعدادی برمیخیزد که در دنیای خطابه بینظیر است. این کلمات موزون و مسجع که در لحظاتی کوتاه و ارتجالی نوشته شدهاند، گویای اقیانوسی از علم است که در وجود ایشان جاری بوده است. این سطح از بیان، تنها در قرآن کریم (خطابه خدا) دیده میشود و به همین دلیل است که حضرت فرمودند: «نَحنُ اُمَراءُ البَیان» (ما پادشاهان سخن هستیم).
کارشناس دینی با اشاره به یکی از تکانآورترین جملات نهجالبلاغه در خصوص عصمت امام علی (ع) بیان کرد: حضرت در خطبههای خود تأکید میکنند که حافظانِ اصحاب پیامبر (ص) گواه هستند که ایشان حتی یک لحظه از اراده خداوند و سیره پیامبر خدا (ص) تخطی نکردند. این جملات، پاسخی قاطع به کسانی است که به ناحق ایشان را از مسیر حق خارج دانستند.
حجتالاسلام اسحاقی به تحلیل مفهوم «رافضی» پرداخت و اظهار داشت: مخالفان، شیعیان را به دلیل پیمودن مسیر ولایت، «رافضی» (ترککننده جاده) نامیدند؛ در حالی که مسیر واقعی، همان مسیر «المَوَدَّةِ ذِی القُربی» (دوستی با نزدیکان پیامبر) است که خداوند تعیین کرده است.
وی در پایان تأکید کرد: هرگونه عبادتی نظیر نماز، روزه و حج، اگر با محوریت ولایت نباشد، بیثمر است. همانطور که امام باقر (ع) در مورد برخی حجاج فرمودند که این لبیک گفتنها بدون ولایت، تنها تکرار عادتهای جاهلیت است. در واقع، «مودت ذی القربی» تنها راه رسیدن به خداست و بدون آن، انسان هرچقدر هم در ظاهر حرکت کند، در حقیقت راهی نرفته است.
مبلّغ شهرستان آمل اظهار داشت: تنها راه رسیدن به خدا، مسیر «المودّة ذی القربی» است و هرگونه عبادتی بدون پیوند با ولایت، بیثمر خواهد بود.
کارشناس دینی با بیان این نکته که بدون ولایت، حتی مناسک بزرگی چون حج نیز فاقد حقیقت است، خاطرنشان کرد: همانطور که امام باقر (ع) در مورد برخی حجاج فرمودند، لبیک گفتنهای بدون ولایت، تفاوتی با سنتهای جاهلیت ندارد. در حقیقت، بدون حضور امام و توحید، مکه و کعبه معنای حقیقی خود را نمیبخشند و امام حسین (ع) با قیام خود نشان دادند که مکه واقعی و رمی جمرات حقیقی، در حقیقت در کربلا و در مقابله با تفکر یزیدی است.
حجتالاسلام اسحاقی با تبیین ریشههای قرآنی نهضت کربلا، بیان داشت: امام حسین (ع) در مسیر جاده حق حرکت کردند و قیام ایشان بر سه رکن اساسی و برهانی استوار است: نخست، «حرام بودن بیعت با ظالم»؛ زیرا بیعت با باطل، تأیید ظلم و ذبح حق است. دوم، «وجوب قیام» در صورت حضور و آمادگی مردم در برابر حاکم جائر، تا حجت بر همگان تمام شود. و سوم، «حفظ عزت انسانی در برابر اجبار به بیعت»؛ حتی اگر انسان تنها باشد، نباید در برابر حاکم جائر ذلیل شود و تسلیم گردد.
مبلغ شهرستان آمل با اشاره به تأثیرات سیاسی اجتماعی این آموزهها افزود: شیعیان به دلیل پذیرش این سه رکن، به «عاصیترین گروه تاریخ» در برابر زمامداران خودسر تبدیل شدند. این ایستادگی ریشه در دو محور بنیادین دارد؛ نخست «غدیر» که لزوم رهبری صالح را تدبیر کرد و دوم «عاشورا» که انسانها را برای قیام علیه ظلم بیدار میکند.
وی تأکید کرد: نهضت کربلا هیچگونه استثنایی در سیره معصومین ندارد و تمامی امامان بر اساس همین اصول حرکت کردهاند. هدف اصلی از این قیام، تبیین این حقیقت است که رهبری صالح، اساس دین است و هر حرکت سیاسی یا اجتماعی بدون تکیه بر ولایت و توحید، گمراهی است.
کارشناس دینی آمل با اشاره به هزینههای سنگین ایمان به امامت افزود: در طول تاریخ، بیش از هر مفهومی بر سر «امامت» خون ریخته شد؛ چرا که شیعه بر اصلاح قدرت تأکید داشت و میدانست تا قدرت اصلاح نشود، تمام اصلاحات محکوم به شکست است. هزینه حقخواهی شیعیان در تاریخ بسیار سخت بود؛ بهگونهای که هر کس محب اهلبیت شناخته میشد، یا به زندان میرفت، یا اموالش مصادره میشد و یا خانهاش را بر سرش خراب میکردند.
حجتالاسلام اسحاقی خاطرنشان کرد: هرگز نباید فراموش کرد که این ایستادگی در برابر طاغوت و پذیرش معیارهای سخت رهبری الهی، ریشه در غدیر دارد. غدیر پاسخ به این پرسش بشریت بود که «ما را به چه کسی سپردی؟». لذا هرگاه غدیر کنار گذاشته شود و رهبری صالح تعطیل گردد، نوبت به قیامهای حسینی میرسد تا حقیقت ولایت و عدالت دوباره در جامعه بیدار شود.
وی با اشاره به پیوستگی نهضتهای الهی، اظهار داشت: غدیر و کربلا دو مکمل در تبیین رهبری صالح هستند؛ غدیر بر لزوم عدالت در حکومت تأکید کرد و امام حسین (ع) با قیام خود، راه مقابله با حاکمان جائر و طاغوت را ترسیم نمود.
کارشناس دینی با بیان این نکته که شیعه همواره بر اساس عدالتمحوری و تبعیضناپذیری حرکت کرده است، به نمونهای از ایستادگی شاگردان امیرالمؤمنین علی (ع) اشاره کرد و گفت: همانطور که «صعصعه» در برابر تکبر و زیادهخواهی معاویه ایستاد و در برابر تهدیدات او نترسید، شیعیان نیز در طول تاریخ به دلیل پیروی از سیره مبارک علی(ع) و تبعیت از عاشورا و غدیر، فزونخواهی را برنتافتند و به همین دلیل بهای سنگینی پرداختند.
حجتالاسلام اسحاقی با بررسی ریشههای قرآنی نهضت کربلا، خاطرنشان کرد: امام حسین(ع) در کربلا حرف شخصی نزد، بلکه سخن قرآن را جاری کرد. به همین دلیل است که تمام ادعاهای مخالفان، با استدلالات قرآنی رد میشود.
مبلّغ شهرستان آمل با اشاره به شبهات جریان وهابیت درباره خروج امام حسین (ع) از دین، افزود: برخی از مفتیهای عربستان ادعا میکنند که امام حسین (ع) با خروج بر حاکم، از دین خارج شده یا اگر فقیه بود، با یزید مدارا میکرد؛ اما این تحلیلها ناشی از عدم شناخت از مفاهیم توحید و ولایت است. حقیقت این است که هرگاه رهبری صالح تعطیل گردد و حاکمان به طاغوت تبدیل شوند، قیام برای بازگرداندن دین به مسیر اصلی، نه تنها مجاز، بلکه یک تکلیف الهی است.
وی تأکید کرد: قیام امام حسین (ع) تبیین دقیق «تعریف رهبر» بود؛ رهبری که بر اساس قرآن عمل کند (الآمِرُ بِالکِتاب)، در تمامی اقداماتش بر اساس عدل پیش برود (القائِمُ بِالقِسط)، حق رعیت و کرامت انسانی را پاس بدارد (الدائِنُ بِالحَقِ) و تماماً خود را وقف خدا نماید (الحابسُ نَفسَهُ فِی ذاتِ الله). این است که شیعه در طول تاریخ، با پذیرش این اصول، به گروهی تبدیل شد که هرگز در برابر قدرتهای خودسر سر خم نکرد.











نظر شما