خبرگزاری حوزه | ناصر باکیده تهیهکننده و مدیر سینما در گفتگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه وضعیت فعلی سینمای ایران با خطر تکژانری شدن مواجه است، اظهار کرد: متأسفانه امروز شاهد آن هستیم که سینمای طنز تا حد زیادی به سینمای غالب و تقریباً یگانه عرصه نمایش تبدیل شده و سایر ژانرها به حاشیه رانده شدهاند. این پدیده که حاصل یک جریانسازی ناخواسته یا حتی گاه هدفمند است، زنگ خطری برای آینده این هنر-صنعت به شمار میرود. اگر بخواهیم وضعیت سینما را در افق پیشرو با این تکژانر شدن ارزیابی کنیم، باید اذعان داشت که این مسیر نه تنها به رشد کیفی کمک نمیکند، بلکه سینما را از رسالت اصلی خود که همانا تنوعبخشی به ذائقه مخاطب و تولید محتوای متفکرانه است، دور میسازد. من شخصاً برای همه فرمهای کمدی احترام قائل هستم، اما به شرطی که این کمدی به یک تکخطی و شوخیهای سطحی تقلیل پیدا نکند. کمدی به دلیل ذات جذاب و عامهپسند خود، همواره روی لبه باریکی حرکت میکند و اگر از محتوای فرهنگی و اخلاقی تهی شود، به سرعت کارکرد نشاطآور و امیدبخش خود را از دست میدهد. متأسفانه این خطری است که امروز سینمای ما را تهدید میکند و اگر چارهای برای آن اندیشیده نشود، در آیندهای نه چندان دور با سینمایی روبرو خواهیم شد که تنها به خندههای زودگذر و مبتذل اکتفا کرده و از پرداختن به لایههای عمیق تر زندگی اجتماعی و انسانی بازمانده است.
وی افزود: دامنه فیلمهای کمدی در سینمای ایران بسیار متنوع تر از آن چیزی است که امروز شاهد آن هستیم. برای روشن تر شدن این موضوع، میخواهم شما و خوانندگان محترم را به نخستین جشنواره فیلمهای کمدی سینمای ایران که سال گذشته در استان زنجان و شهر زنجان برگزار شد، ارجاع بدهم. آن رویداد نشان داد که ظرفیت های فراوانی برای تولید کمدی های جدی، اجتماعی و حتی فلسفی در کشور وجود دارد، اما متأسفانه این ظرفیت ها یا نادیده گرفته میشوند یا به حاشیه رانده میشوند. در آن جشنواره، بستری فراهم شده بود تا نگاهی کارشناسی و دقیق به مجموعه تولیدات کمدی کشور انداخته شود و نقاط قوت و ضعف آن بررسی گردد. هدف من از بیان این مثال، این نیست که صرفاً به یک رویداد اشاره کنم، بلکه میخواهم بگویم که متولیان امر و کسانی که هدایت و حمایت از جریان سینمای کمدی را بر عهده دارند، باید فراتر از چارچوبهای ذهنی خود به این مقوله نگاه کنند و اجازه دهند که فضاهای متنوعی برای خلق آثار شاد و امیدبخش ایجاد شود. به نظر من، با توجه به شرایط فعلی جامعه، ضرورت تولید آثاری که بتوانند نشاط و امید را به مخاطب منتقل کنند، بیش از پیش احساس میشود، اما این مهم تنها زمانی محقق میشود که دستگاههای حاکمیتی، از دولت گرفته تا نهادهای فرهنگی مرتبط، حمایتهای خود را در ژانرهای مختلف سینمایی توزیع کنند و اجازه ندهند که تمام توان و بودجه به سمت تولید یک ژانر خاص سوق داده شود.
این تهیهکننده سینما با اشاره به غفلت از سینمای کودک و نوجوان، تصریح کرد: ما از سینمای کودک و نوجوان به شدت غافل شدهایم و این یک واقعیت تلخ است. هر چند وقت یک بار، بحث برگزاری جشنواره فیلمهای کودک و نوجوان در اصفهان مطرح میشود، اما وقتی به آمار تولیدات در این حوزه نگاه میکنیم، میبینیم که تعداد فیلمهای تولید شده در طول سال به حدی اندک است که نمیتواند پاسخگوی نیاز نسل جوان و نوجوان ما باشد. فیلمهایی که با محوریت خانواده ساخته میشوند، میتوانند نقشی بسیار حیاتی در شکلدهی به سبک زندگی و ارزشهای اخلاقی مخاطبان ایفا کنند و آنها را با گونههای مختلف سینما آشنا سازند. وقتی مخاطب ناچار باشد از میان انبوهی از فیلمهای کمدی سطحی، یکی را برای تماشا انتخاب کند، در واقع حق انتخاب واقعی از او سلب شده است. سینما باید بستری باشد که هر سلیقه و هر گروه سنی بتواند اثر مورد پسند خود را پیدا کند و این امر جز با تولید متوازن در ژانرهای مختلف میسر نمیشود. متأسفانه امروزه شاهد هستیم که حتی بسیاری از فیلمهای کمدی تولید شده، به دلیل عدم رعایت شئونات اخلاقی و خانوادگی، نه تنها برای خانوادهها قابل تماشا نیست، بلکه گاه محتوایی مبتذل و غیرقابل قبول دارند که به شدت با فرهنگ و ارزشهای جامعه ما در تعارض است.
باکیده در ادامه با یادآوری خاطراتی از سینمای گذشته ایران، بیان کرد: اگر نگاهی به دهه شصت و هفتاد سینمای ایران بیندازیم، میبینیم که در آن دوران کمدیهای ماندگاری ساخته شدند که هنوز هم پس از سالها، در خاطره مردم باقی ماندهاند. آثاری مانند «زرد قناری»، «اجارهنشینها» و «مأموریت دو نفر روسی» نمونههایی از کمدیهایی بودند که در عین حال که مخاطب را میخنداندند، کارکرد اجتماعی و اخلاقی نیز داشتند. این فیلمها نشان دادند که میتوان همزمان با طنز، به مسائل عمیق انسانی و اجتماعی پرداخت و پیامهای ارزشمندی را به جامعه منتقل کرد. اما متأسفانه امروزه کمدیهای ما به دو دسته کلی تقسیم شدهاند؛ یا به شوخیهای کلامی بیمحتوا و سطحی خلاصه شدهاند، یا اینکه شامل دیالوگها و صحنههایی هستند که نه تنها مناسب خانوادهها نیست، بلکه به نوعی ابتذال دامن میزنند که شأن سینمای ایران را خدشهدار میکند. من نمیخواهم از واژه ابتذال به سادگی استفاده کنم، اما واقعیت این است که بسیاری از آثار امروزی با تکیه بر جذابیتهای کاذب و شوخیهای مبتذل، سعی در جذب مخاطب دارند که این رویکرد، خطری جدی برای آینده سینمای ما محسوب میشود و باید نسبت به آن هشدار داد.
وی با تأکید بر جایگاه رفیع سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی، گفت: ما نباید فراموش کنیم که سینمای ایران، چه در مجامع داخلی و چه در عرصههای بینالمللی، یکی از افتخارات فرهنگی و هنری کشورمان محسوب میشود. پس از انقلاب اسلامی، سینمای ایران توانست با تکیه بر ارزشهای بومی و دینی، جریانهای تأثیرگذاری را در سطح جهانی ایجاد کند و فیلمسازان ما بارها موفق به کسب جوایز معتبر از جشنوارههای مختلف شدند. این موفقیتها مرهون تنوع موضوعی و ژانری در سینما بود، جایی که هر فیلمسازی میتوانست بر اساس علاقه و تخصص خود، به تولید آثاری در حوزههای مختلف از جمله دفاع مقدس، اجتماعی، تاریخی، کودک و نوجوان و حتی کمدیهای عمیق بپردازد. اما امروزه این تنوع به شدت کاهش یافته و سینما به سمت تکخطی شدن پیش میرود. به اعتقاد من، نه این تکخطی بودن به شأن سینمای ایران میآید و نه به شأن مخاطبان فهیم و فرهنگدوست این سرزمین. مخاطب ایرانی ثابت کرده است که توانایی درک و پذیرش آثار عمیق و چندلایه را دارد و تنها به خندههای زودگذر و سطحی اکتفا نمیکند. بنابراین، ضروری است که برنامهریزان و سیاستگذاران فرهنگی، با درک این واقعیت، زمینه را برای احیای ژانرهای مختلف فراهم کنند و اجازه ندهند که سینما به یک محصول یکبعدی و تکراری تبدیل شود.
باکیده در بخش دیگری از گفتگوی خود به وضعیت سینمای دفاع مقدس اشاره کرد و اظهار داشت: سینمای دفاع مقدس در دهههای گذشته، یکی از گونههای پرمخاطب و تأثیرگذار سینمای ایران بود. یادم میآید در آن دوران، این فیلمها به دلیل پرداختن به مفاهیم والایی چون ایثار، شهادت و مقاومت، همواره با استقبال گسترده مردم روبرو میشدند و توانسته بودند جایگاه ویژهای در دل مخاطبان پیدا کنند. البته من درک میکنم که در آن زمان، به واسطه هیجانات و شرایط خاص پس از جنگ، مردم علاقه بیشتری به تماشای این نوع آثار داشتند و سلیقه عمومی با امروز تفاوت کرده است. اما این تغییر سلیقه، هرگز نباید به معنای کنار گذاشتن کامل این ژانر مهم و ارزشمند باشد. متأسفانه امروز باید اذعان کنیم که سینمای دفاع مقدس نسبت به آن هشت سال دفاع مقدس که محوریت تولیدات سینمایی را بر عهده داشت، به شدت ضعیف شده و به ندرت شاهد تولید آثاری در این حوزه هستیم. در حالی که در سالهای اخیر، کشور ما با حوادث و رویدادهای جدیدی در حوزه مقاومت روبرو بوده که میتواند منبع الهام و سوژههای بکر برای فیلمسازان باشد. جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر، درگیر دو جنگ و دفاع جدید شده است و بحث حوزه مقاومت همچنان یک موضوع زنده و روز است که نیازمند پردازش هنری و سینمایی میباشد.
وی با تأکید بر ضرورت حمایتهای مالی و معنوی از سینمای دفاع مقدس، افزود: تولید آثار در حوزه دفاع مقدس، قطعاً نیازمند حمایتهای جدی مالی، معنوی و پشتوانه قوی دولتی است. این حمایتها تنها به مرحله ساخت و تولید محدود نمیشود، بلکه شامل تمام بخشهای مرتبط با این نوع سینما میشود. موضوعاتی که امروز با آنها روبرو هستیم، اعم از جنگ دوازده روزه، جنگ رمضان یا هر عنوان دیگری که بر اساس رویدادهای اخیر نامگذاری شدهاند، به دلیل ابعاد گسترده و پیچیدگیهای خاص خود، نیازمند حمایت همهجانبه هستند. این حمایتها باید هم از لحاظ پشتیبانی و تدارکات مالی باشد و هم از طریق ایجاد بسترهای مناسب و دسترسی دادن به هنرمندان برای آشنایی بیشتر با این مقولات صورت گیرد. برای مثال، ما نمیتوانیم چشم خود را بر روی رزمندگان و سربازانی که در خطوط مقدم و پای لانچرها ایستادهاند، ببندیم و انتظار داشته باشیم که فیلمسازان بدون درک درست از فضای آن دوران، بتوانند اثری ماندگار خلق کنند. این مهم نیازمند این است که امکان دیدار، مطالعه و فراهم کردن امکانات تدارکاتی برای فیلمسازان فراهم شود تا آنها بتوانند با شناخت کامل، به تولید آثاری فاخر و تأثیرگذار بپردازند. این امکانات و بسترها در اختیار نهادها و ارگانهای مسئول است که وظیفه دارند این جریان را شکل دهند و از آن پشتیبانی کنند.
این مدیر سینمایی در پاسخ به این سوال که آیا حمایتهای دولتی تنها باید در مرحله ساخت باشد یا بخشهای دیگر را نیز در بر میگیرد، تشریح کرد: حمایت از سینمای دفاع مقدس و به طور کلی سینمای ارزشی، یک زنجیره کامل است که از مرحله تحقیق و پژوهش آغاز میشود و تا مراحل پخش و نمایش بینالمللی ادامه مییابد. متأسفانه گاهی اوقات نگاه ما به حمایت، تنها معطوف به تأمین بودجه تولید است و از سایر ابعاد غافل میشویم. فیلمساز برای ساخت یک اثر در حوزه دفاع مقدس، به دسترسی به اسناد تاریخی، مصاحبه با فرماندهان و رزمندگان، بازدید از مناطق عملیاتی و حتی مشاوره با کارشناسان نظامی و تاریخی نیاز دارد. تمام این موارد، هزینههای جانبی و زمانبری هستند که اگر حمایت نشوند، کیفیت اثر نهایی به شدت کاهش مییابد. همچنین پس از تولید، این فیلمها نیازمند بازاریابی مناسب و توزیع گسترده در سطح کشور و حتی خارج از مرزها هستند تا بتوانند پیام مقاومت و ایثار را به گوش جهانیان برسانند. خاطرات تلخ و شیرین دوران دفاع مقدس، سرمایه عظیمی برای سینمای ماست که متأسفانه از آن غفلت شده است. باید یادمان باشد که در همان هشت سال دفاع مقدس، به دلیل وجود این پشتیبانی همهجانبه بود که فیلمسازان توانستند آثار متناسب و فاخری را خلق کنند که امروز جزو گنجینههای سینمای ایران محسوب میشوند. این تجربه تاریخی نشان میدهد که هر گاه حمایت جدی و همهجانبه وجود داشته، خروجی آثار نیز درخشان بوده است و هر گاه این حمایتها قطع یا کاهش یافته، سینمای دفاع مقدس رو به افول رفته است.
باکیده با اشاره به نقش سینما در ایجاد امید و نشاط اجتماعی، اظهار کرد: یکی از کارکردهای اصلی سینما، فراهم کردن فضایی برای نشاط و شادی در جامعه است. با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی امروز، مردم بیش از هر زمان دیگری نیازمند آثاری هستند که بتواند لحظاتی از دغدغههای روزمره آنها بکاهد و امیدی تازه به آنها هدیه دهد. اما این به معنای تولید فیلمهایی نیست که صرفاً به شوخیهای بیمحتوا و یا موقعیتهای کاذب خندهآور اکتفا کنند. یک اثر شاد و امیدبخش، میتواند همزمان عمیق و تفکربرانگیز باشد و مخاطب را به چالش بکشد. متأسفانه امروزه شاهد هستیم که بسیاری از فیلمهای به اصطلاح طنز، نه تنها به ایجاد نشاط واقعی کمک نمیکنند، بلکه با ترویج فرهنگ سطحی نگری و مصرفگرایی، به نوعی به انفعال و سرخوردگی مخاطب دامن میزنند. این یک تناقض آشکار است که سینمایی که قرار بود مایه امید و شادی باشد، به ابزاری برای ترویج ابتذال و تهیشدگی تبدیل شده است. از این رو، من تأکید میکنم که تولید فیلمهای شاد و مفرح، باید در چارچوب ارزشهای فرهنگی و اخلاقی صورت گیرد و با تکیه بر قصههای خوب و شخصیتپردازیهای عمیق، مخاطب را به فکر وادارد و او را با خود همراه سازد. این رویکرد نه تنها به سلامت روانی جامعه کمک میکند، بلکه به رشد و تعالی سینمای ایران نیز خواهد انجامید.
وی در ادامه با بیان اینکه سینمای ایران نیازمند یک نگاه جامع و راهبردی است، گفت: آنچه امروز بیش از هر چیز در سینمای ایران به چشم میخورد، فقدان یک برنامه راهبردی بلندمدت است. متأسفانه تصمیمگیریها در حوزه سینما، اغلب مقطعی و بر اساس سلیقههای شخصی یا فشارهای اقتصادی اتخاذ میشود و کمتر به آیندهنگری و نیازسنجی واقعی توجه میشود. برای مثال، وقتی تولید یک ژانر خاص به دلیل بازگشت سرمایه سریع، برای تهیهکنندگان جذاب میشود، ناگهان شاهد هجوم گسترده به سمت آن ژانر هستیم و سایر گونههای سینمایی به فراموشی سپرده میشوند. این نگاه سوداگرانه به سینما، آسیبهای جبرانناپذیری به هویت و اصالت این هنر وارد کرده است. سینما نه یک بازار سرمایهگذاری صرف، بلکه یک رسانه تأثیرگذار فرهنگی است که وظیفه دارد به نیازهای فکری و روحی جامعه پاسخ دهد. بنابراین، لازم است که نهادهای متولی، با تدوین یک سند جامع سینمایی، سهم هر ژانر را مشخص کنند و با مشوقهای مالی و غیرمالی، تولیدات متنوع را تشویق نمایند. همچنین باید زمینه برای ورود فیلمسازان جوان و صاحبایده به عرصه سینما فراهم شود تا بتوانند با ایدههای نو و رویکردهای تازه، به غنای سینمای ایران بیفزایند. این تنوعبخشی، نه تنها به رونق اقتصادی سینما کمک میکند، بلکه باعث ارتقای سطح کیفی آثار و افزایش رضایت مخاطبان نیز خواهد شد.
باکیده در خصوص نقش دستگاههای حاکمیتی در حمایت از سینمای ایران، خاطرنشان کرد: دستگاههای حاکمیتی، از دولت گرفته تا نهادهای فرهنگی و هنری، نقش بیبدیلی در جهتدهی به جریان سینمای کشور دارند. این نهادها باید با درک صحیح از ظرفیتهای سینما، حمایتهای خود را به گونهای توزیع کنند که تمام ژانرهای سینمایی بتوانند به حیات خود ادامه دهند و رشد کنند. متأسفانه در سالهای اخیر، شاهد نوعی تمرکزگرایی در حمایتها بودهایم که به حاشیهرانی بسیاری از گونههای ارزشمند انجامیده است. برای مثال، سینمای مستند، سینمای تجربی و حتی سینمای اجتماعی، کمتر از آنچه شایسته آنهاست، مورد توجه قرار گرفتهاند و این به دلیل نبود برنامههای حمایتی مشخص و پایدار است. من اعتقاد دارم که نهادهای حاکمیتی باید با تشکیل کارگروههای تخصصی، نیازهای هر ژانر را شناسایی کنند و بر اساس آن، بستههای حمایتی متنوعی را تدوین نمایند. همچنین این نهادها باید زمینه را برای گفتگو و تعامل میان فیلمسازان، منتقدان و مخاطبان فراهم کنند تا یک فضای پویا و نقدپذیر در سینما حاکم شود. سینمای پویا، سینمایی است که در آن، همه صداها شنیده شوند و همه سلیقهها امکان بروز داشته باشند. این امر جز با حمایت هوشمندانه و همهجانبه دستگاههای حاکمیتی محقق نمیشود و انتظار میرود که این نهادها با نگاهی فرابخشی و آیندهنگر، به حمایت از سینمای ایران ادامه دهند تا شاهد شکوفایی دوباره این هنر اصیل در همه عرصهها باشیم.
وی در پایان با تشکر از فرصت گفتگو، تأکید کرد: سینمای ایران دارای پیشینهای درخشان و سرمایههای عظیمی در زمینه هنرمندان، داستانهای بکر و موضوعات غنی است که میتواند آن را به یکی از قطبهای مهم سینمای جهان تبدیل کند. اما این مهم تنها با اتکا به تولیدات تکراری و یکبعدی میسر نمیشود. ما نیازمند آن هستیم که با شجاعت و خلاقیت، به سراغ موضوعات جدید برویم و از تجربیات گذشته برای ساختن آیندهای بهتر استفاده کنیم. سینما باید بتواند آیینه تمامنمای جامعه باشد و با زبان هنر، پیامهای اخلاقی، انسانی و امیدبخش را به مخاطبان خود منتقل کند. من به عنوان یک تهیهکننده و مدیر سینمایی که سالها در این عرصه فعالیت داشتهام، همواره بر این باور بودهام که سینما نه یک کالای مصرفی، بلکه یک سرمایه فرهنگی ارزشمند است که باید به بهترین شکل ممکن از آن مراقبت شود. امیدوارم که با همت مسئولان و همکاری همه دستاندرکاران، شاهد روزی باشیم که سینمای ایران مجدداً در مسیر تنوع و تعالی قرار گیرد و بتواند به تمامی سلیقهها و نیازهای جامعه پاسخ دهد. از اینکه فرصت بیان این نکات را در اختیار اینجانب قرار دادید، سپاسگزارم و آرزو میکنم که همگی در راه اعتلای فرهنگ و هنر این سرزمین کهن، موفق و موید باشید.
انتهای پیام











نظر شما