به گزارش خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام سیدمهدی خضری در نشست «اربعین؛ فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی (هیأت، اربعین، مقاومت، خونخواهی)» که با حضور جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه روز شنبه در پژوهشکده باقرالعلوم(علیهالسلام) برگزار شد، به واکاوی مفهوم خونخواهی در کلام و سیره پایهگذاران اربعین پرداخت.
۱۰ محور اصلی این نشست:
- انتقام، جوهره اصلی کاروان زینب کبری
- منبر حضرت رقیه(سلامالله علیها) و پرسش راهبردی از تاریخ
- پرسش از دستگاه و نظام فاجعهآفرین
- حداقل دستاورد اربعین: نفرت از تمدن غرب
- پنجرهای که حضرت رقیه(سلامالله علیها) در مسئله انتقام گشود
- افق رسواسازی در حرکت زینب کبری
- پیامد ترک رسواسازی: تکرار فاجعه
- فناوری اهل بیت برای رسواسازی: روضه
- افق توحید در انتقام
- تأثیر روایت شکست بر دشمن امروز
بسم الله الرحمن الرحیم برخی از دوستان میگویند که شما یک فناوری دارید که فناوری ماست و قیمه و خلاصه و هر موضوعی که مسئله میشود، مثلاً در جمهوری اسلامی، این را سوار میکنید روی اربعین، سوار میکنید روی محرم. جهاد تبیین میشود، این را سوار میکنید. حالا انتقام مثلاً مد میشود، این را میخواهید روی اربعین سوار کنید، در حالی که اینها ارتباطی با هم ندارند.

آغاز خونخواهی از حرکت کاروان اسرا
بر خلاف آن تصوری که بسیار هم پررنگ است، مسئله انتقام و خونخواهی که عنوان این نشست نیز بخشی از آن است، از حرکت کاروان اسرا آغاز شده است. تصور شیعه و تصور غالب که امروز منعکس در اذهان است این است که مختاری خروج کرد و قیام کرد و انتقام از آنجا آغاز شد. هرچند ما مسئله انتقام را از سیستان داریم و قبل از آن در سال ۶۲ داریم، اما اصل خونخواهی و انتقام از فردای عاشورا آغاز شد. در همین امسال نیز شنیدم کاروانی به نام کاروان مختار وجود داشت؛ یعنی باز هم بار معنایی انتقام را از قیام مختار استفاده کردیم. میخواهیم در این چند دقیقه نمایه و صورتی از این موضوع را بحث کنیم.
انتقام، جوهره اصلی کاروان زینب کبری
انتقام، جوهره اصلی کاروان زینب کبری است. این یک محتوای انضمامی نیست، بلکه در ذات اربعین و حرکت زینب کبری که به کربلا رسید، مسئله خونخواهی وجود داشته است. در این کاروان، خونخواهی یک محور و اساس و پایه در حرکت زینب کبری و امام سجاد علیهما السلام بوده است.
واکاوی مفهوم انتقام در نگاه اهل بیت
وقتی واکاوی میکنیم اولین موضوعی که به نظر میرسد جای بحث دارد این است که انتقام در سیره شیعه و نگاه اهل بیت، انتقام آگاهانه است. یعنی پیش از آنکه دست به انتقام بزنیم، باید عامل جنایت را خوب بشناسیم. انتقام کور نیست، انتقام احساسی نیست، بلکه انتقام آگاهانه است.
منبر حضرت رقیه(سلامالله علیها) و پرسش راهبردی از تاریخ
هنگامی که سر مبارک سید و سالار شهدا را در برابر دختر ایشان، حضرت رقیه سلام الله علیها، قرار دادند، آن سهساله ابی عبدالله چند دقیقه فرصت داشت با تاریخ صحبت کند. منبر حضرت رقیه همین جاست؛ چند دقیقه بیشتر فرصت ندارد. این سوال که در روضهها بسیار گفته میشود، بسیار مهم بود. چگونه یک کودک در این چند دقیقه این سوال راهبردی را از تاریخ میپرسد و بازجویی از همانجا آغاز میشود: «مَنْ ذَا الَّذی خَضَبکَ بِدِمائکَ؟ یا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذی أَیتمنی علی صِغَر سِنّی؟» این سوالات را ببینید و دقت کنید. این سوالات بسیار مهم است. «با این من کار دارم، با این آدم کار دارم.» دارد سوال میکند: چه کسی رگ گردن سید جوانان اهل بیت را قطع کرد؟ این یک جمله عاطفی نیست که دختری به پدرش بگوید بابا چرا اینجوری شدی، کی زدت؟ نه، یک سوال مهم در مسئله انتقام است.
پرسش از دستگاه و نظام فاجعهآفرین
این «مَنْ ذَا الَّذی» صرفاً سوال از شخص نیست که کی بود، زید بود، عمر بود، بکر بود، یزید بود. نه، ببینید دارد سوال میکند از آن دستگاه، از آن نظامی که این فاجعه را به بار آورد. آن چه دستگاهی است؟ دارد سوال میکند از یک جهانبینی. آن کدام جهانبینی است که این فاجعه را به بار آورد؟ آن کدام نگاه است؟ آن کدام مکتب است؟ آن کدام فرایند است؟ یعنی من با این فرایند کار دارم، از اساس ظلم. یعنی من کار دارم. آن چه فرایندی است که میرسد به اینجا؟ ما یک سوال داریم که میگوییم «که کشت»، اما مهمتر از اینکه «که کشت»، «چه کشت» است. چه عاملی بود؟ چه نظامی بود؟ چه سبک زندگی بود؟ کدام تمدن بود که به اینجا رسید؟
آموزه امام شهید: ایستادن بر سر «چه کشت»
امروز در مسئله انتقام، آن چیزی که امام شهید ما به ما آموخت این بود که بر سر «چه کشت» بایستید. این چه عاملی است که به این جنایت میرسد؟ خاطرتان هست پس از طوفان الاقصی و جنایات غزه، مقام معظم رهبری چند سخنرانی داشتند. ایشان میفرمایند که تمدن غرب این است. فرهنگ غرب، تمدن غرب، این ظاهرهای اتوکشیده سیاستمداران غربی، باطنش این است. ظاهر، ظاهری با لبخند، باطن، سگ هار و گرگ خونخوار. این تمدن غرب است. این لیبرال دموکراسی غرب است. نه لیبرالند و نه دموکرات. دروغ میگویند و با نفاق کار خود را پیش میبرند. رهبر میفرمایند ماها میگفتیم، منتقدین غرب بارها تکرار میکردند که این تمدن بر پایه شرارت بنا شده، بر پایه جدایی و عناد با معنویت و فضایل بنا شده. ما اینها را میگفتیم. ایشان فرمودند امروز آشکار شد، امروز دست برملا شد.
حداقل دستاورد اربعین: نفرت از تمدن غرب
آن کسی که به اربعین میآید و شعار خونخواهی و پرچمها را میبیند، حداقل دستاوردی که از سفر اربعین باید پیدا کند، حداقل دستاوردی که در این تشکیلات پیدا میکرد، این بود که نسبت به تمدن غرب نفرت پیدا کند. اکنون احساس میکنم بخشی از انتقام ما بسیار شخصی شده است، یعنی بر ترامپ، بر نتانیاهو. یک آدم دیوانه. بعضی میگویند ما با یک آدم دیوانه کار داریم و میخواهیم از او انتقام بگیریم، اما نفرت از تمدن غرب ایجاد نشد.
پنجرهای که حضرت رقیه(سلامالله علیها) در مسئله انتقام گشود
یک سوال از یک سهساله از این خانواده، پنجرهای در مسئله انتقام باز میکند که ما با این «من» کار داریم. یعنی من یقه این را رها نمیکنم. حضرت رقیه سلام الله علیها با سوال خود نشان میدهد که من با این آدمها کار دارم، من با این نظام کار دارم، من با این تمدن کار دارم، من با این اندیشه کار دارم، من با این تفکر کار دارم.
افق رسواسازی در حرکت زینب کبری
افق بعدی که در حرکت حضرت زینب سلام الله علیها و کاروان اربعین باز میشود این است که زینب کبری سلام الله علیها تلاش کردند قاتلین و جنایتکاران را رسوا کنند. این خط رسوایی در کلمات زینب کبری سلامالله علیها و امام سجاد علیه السلام و حضرت رقیه سلامالله علیها و دیگران وجود دارد. حضرت در خطبهای که در کوفه دارند میفرمایند: «اتدرون ویلکم ای کبد لمحمد (صلی الله علیه وآله وسلم) فریتم؟» شما میدانید چه جگری از خاتم انبیا پاره کردید؟ رسوا میکند. شما میدانید چه زنان و دختران باعفت و باوقاری را از خاندان او به کوچه و بازار کشاندید و چه حرمتی را از او شکستید؟
اولویت رسواسازی بر مطالبه انتقام
در مسئله انتقام، مهمتر از مطالبه، مسئله رسواسازی است. ما اکنون در مسئله انتقام، مطالبهمان بسیار بیشتر از رسواسازیمان است. یعنی عمدتاً بر مسئله مطالبه انتقام ایستادهایم، اما بر مسئله لامرد و اینها نایستادهایم. بر بچههایی که هنوز دست و پایشان را در میناب پیدا میکنند، بر اینها نایستادهایم. همه در خیابان میگویند انتقام، انتقام. در تشییع میگوییم انتقام. حالا میخواهیم به اربعین هم برویم و بگوییم انتقام. اما چقدر رسوا کردی؟ وقتی رسوا نکنی، باطل را نقاب از چهرهاش کنار نزنی، اولاً دایره حامیان و منتقدانت کم میشود. شما میشوید یک عده، ما میشویم یک عده. حرکت جهانی و نهضت جهانی آغاز نمیشود.
زینب کبری، پایهگذار و بسترساز انتقام
زینب کبری سلام الله علیها پایهگذار و بسترساز مسئله انتقام است. یعنی اول باید رسوا کنی، چهره او را کنار بزنی، بعد طبیعتاً انسان منتقم زیاد پیدا میشود. رسواسازی، انتقام را ماندگار میکند. جملهای که امام عزیز و رشید ما فرمودند این است که عزم ما باید راسخ باشد در مسئله انتقام. ممکن است پس از چند وقت، چند ماه، چند سال، مسئله تضعیف شود. چرا؟ چون رسواسازی روی آن کار نشده است. اگر مسئله تثبیت ننگ بر چهره اینها را کار نکنیم، این حرارت و شوری که امروز در تشییع و وداع شاهد آن هستیم و امروز در اربعین میخواهیم ببینیم، طبیعتاً سرد میشود. عاقبت تاریخی این کوتاهی در رسواسازی این است که این فرصت را برای ایجاد بغض و نفرت نسبت به جبهه باطل از دست میدهیم. بالاترین فرصتی که خدا به ما پس از شهادت اماممان داده است.
پیامد ترک رسواسازی: تکرار فاجعه
اگر رسواسازی نکنیم، فاجعه تکرار میشود. اکنون حرفی در خیابانها بر روی پرچمها و پلاکارها آمده است که اگر شما انتقام نگیرید، امام جدیدمان را هم شهید میکنند. این بسیار گفته شد. اما مهمتر از این منطق، این منطق است که اگر شما رسوا نکنید، تکرار میکند. اگر انتقام نگیرید تکرار میکند، نه. این طرح ریشهایتر است.
فناوری اهل بیت برای رسواسازی: روضه
فناوری اهل بیت برای رسواسازی، روضه است. تأکید اهل بیت بر آن کسی که «بکی» یا «أبکی» یعنی کسی که بگریاند، همه به خاطر این است که اگر رسواسازی نداشته باشیم، انتقام هم نخواهیم داشت. انتقام خون سیدالشهدا «یا لثارات» با چه چیزی باقی ماند؟ با روضهخوانی. از همان روز اول شهادت آقا، عدهای آمدند و گفتند ما نیامدهایم روضه گوش کنیم یا روضه بخوانیم. نمیدانم این چه حرفی بود که در دهانها افتاد که امروز روز حماسه است و باید حماسه گفت. از مدار اهل بیت خارج میشویم. زینب کبری از روز اول روضه خواند. یعنی ما میان خودمان چیزی فکر میکنیم و بعد طراحی میکنیم. کسی که در خیابان میخواهد روضه آقا را بخواند، میگویند ما نیامدهایم روضه بخوانیم، ما آمدهایم اینجا حرف حماسی بزنیم و مطالبه انتقام کنیم. اهل بیت طراحی میکنند و میگویند: اول رسوا کن، کنارش هم انتقام.
پیوند روضه شهدا به روضه سیدالشهد
اگر موفق نشویم روضه آقای شهیدمان، روضه میناب، روضه لامرد و همه روضههایی که اتفاق افتاده را به روضه سیدالشهدا متصل کنیم، مسئله انتقام سرد خواهد بود. اکنون فرصتی است. باید روضه شهدا و امام شهیدمان را به اربعین اضافه و ضمیمه کنیم تا این باقی بماند. یعنی باید همه گریزها به این شهدا برگردد و از این شهدا به سیدالشهدا گریز بزنیم. این یک راهبرد در اربعین میشود. فناوری خود اهل بیت در مسئله اربعین و زیارت، همهجا غیر از روضه نیست. روضه محور است. اصل، روضه خواندن است. مسئله رسواسازی و اهمیت آن و راهکارش این است که روضه بخوانیم.
همافزایی روضه و حماسه
این حرف غلط که ما فقط حرف حماسه بزنیم و نباید روضه بخوانیم، حرف غلطی بود که در دهنها افتاد. هیچ منافاتی ندارد. ما روضه بخوانیم، مظلومیت بگوییم، کنارش حماسه بگوییم. «ما رایت الا جمیلا» بگوییم. این مشکلی نداشت.
افق توحید در انتقام
زینب کبری سلام الله علیها سطح انتقام را بالا میبرد. میگوید تو با بنیهاشم طرف نیستی. به یزید میگوید تو با خدا طرفی، منتقم اوست. این مسئله انتقام الهی را چند جا تکرار میکند. این یک راهبرد است. وقتی با دشمن مواجهی، با جمهوری اسلامی طرف نیستی. ترامپ، تو با خدا طرف شدی. تو حکومت خدا را زدی، تو ولی خدا را زدی. تو اصلاً با ما طرف نیستی. زینب کبری نه از روی ضعف که مثلاً پیرزنی میخواهد نفرین کند و بگوید خدا ذلیلت کند، از روی ضعفش میگوید. زینب از روی ضعف نمیگوید. میگوید تو را بسیار کوچک میبینم، تو بسیار ریزی، یزید. اما در تمام خطبهها این خط وجود دارد: «صبر کن». فکر کردی خدا به تو مهلت میدهد؟ این خیر نیست. اتفاقاً پرونده تو را سنگینتر میکند. صبر کن، صبر کن، منتظر. تهدید میکند، آن هم با خدا. خدا چه میکند با شما؟ تازه پرونده باز شد. تازه اصلاً تو با ما طرف نیستی، تو با منتقم مواجه هستی. پس این خط نیز بسیار مهم است: توحید در انتقام و اینکه ما به دشمن بفهمانیم که تو با خدا طرفی.
راهبرد تفهیم شکست به دشمن
افق بعدی یا راهبرد بعدی که از این کاروان یعنی اولین کاروان اربعین آموختیم، راهبرد تفهیم شکست است. زینب کبری در خطبههایشان و امام سجاد علیه السلام تلاششان این بود که به دشمن ثابت کنند که تو ضرر کردی، ما پیروز شدیم، تو ضرر کردی. تو فکر کردی پیروز میشوی و موفق میشوی. زینب کبری سلام الله علیها میگوید: «وَ لَئِنِ اتَّخَذْتَنا مَغْنَما لِتَجِدُنا وَشیکا مُغْرَما». میگوید تو ما را اسیر کردی و اینگونه به صحرا و بیابان کشاندی. تو فکر میکردی غنیمت به دست آوردی، در حالی که این غرامت بود، این ضرر بود. تو ضرر کردی، فکر نکن سود کردی.
تأثیر روایت شکست بر دشمن امروز
امروز ترامپ از این روایت وحشت میکند. در دنیا همه میگویند ترامپ، تو ضرر کردی، تو دستاوردی نداشتی. خشم ترامپ برمیگردد به این روایت. ما در این موفق بودیم و خون امام شهیدمان اثرگذار بوده است که روایت برگشته و این را تفهیم کردیم که تو ضرر کردی، ما ضرر نکردیم. در کنار تفهیم شکست به دشمن، میفرماید: «ما رایت الا جمیلا». ما جز زیبایی ندیدیم. ما پیروزیم. امام سجاد علیه السلام فرمود برو ببین کی اذان دارد، صدای کی را صدا میزنند. ما پیروز شدیم.
روایت فتح در کنار تفهیم شکست
مسئله روایت فتح در کنار تفهیم شکست به دشمن، خود بخشی از انتقام است. یعنی اینکه دشمن احساس کند که ضرر کرد. در پیام مقام معظم رهبری دقت کردید که ایشان فرمودند بخشی از انتقام اتفاق افتاده است. در حالی که تعداد آمریکاییهایی که آن روز کشته بودیم، تعداد بالا نبود. اکنون هم عددی در این چند روزه به درک واصل شدهاند. در هر صورت، رهبر در اوایل جنگ فرمودند بخشی از انتقام اتفاق افتاده است. این انتقام چه بود؟ این بود که او گفت من سه روزه کار را تمام میکنم، اما یکباره ضرر کرد و فهمید یک شکست تاریخی برای تمدن غرب رقم خورد و این را فهمید.
جمعبندی راهبردهای زینب کبری
ما در مقام انتقام فقط مطالبه نیستیم. روضهخوانی، رسواسازی، تفهیم اینکه تو شکست خوردی، اینها همه راهبردهایی است که زینب کبری به ما آموخت. وقت تمام شد. بخشی از آن راهکارها، روشها و راهبردهایی است که زینب کبری به ما آموخت. انشاءالله بتوانیم در اربعین این راهکارها را پیادهسازی کنیم و در رسواسازی دشمن تلاش کنیم.
برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید










نظر شما