سه‌شنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۴
جنگ ایران و آمریکا و آغاز عصر «امنیت انرژی»

حوزه / بحران تنگه هرمز و جنگ ایران و آمریکا، آسیب‌پذیری ساختار انرژی جهان را آشکار کرده و نگاه دولت‌ها را از «اقتصاد نفت» به «اقتصاد امنیت انرژی» تغییر داده است؛ تحولی که به اعتقاد کارشناسان، می‌تواند تا سال ۲۰۴۰ نقشه بازارهای جهانی انرژی و موازنه قدرت اقتصادی را دگرگون کند.

به گزارش سرویس بین‌الملل خبرگزاری حوزه به نقل از ON4، بحران تنگه هرمز و جنگ ایران و آمریکا، آزمونی واقعی برای سنجش میزان آسیب‌پذیری نظام جهانی انرژی بود؛ بحرانی که نشان داد تنها یک گذرگاه دریایی می‌تواند بر اقتصاد جهان تأثیر بگذارد و پیامدهای آن، فراتر از نوسانات قیمت نفت، توانایی نظام بین‌الملل در حفظ امنیت عرضه انرژی در شرایط تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی را نیز زیر سؤال ببرد.

این تحولات نشان می‌دهد جهان به‌تدریج از مفهوم «اقتصاد نفت» وارد مرحله «اقتصاد مبتنی بر امنیت انرژی» شده است؛ مرحله‌ای که در آن حفاظت راهبردی از منابع انرژی و مسیرهای انتقال آن، به بخشی جدایی‌ناپذیر از تصمیمات اقتصادی دولت‌ها تبدیل شده است.

قیمت نفت؛ بیش از آنکه تابع عرضه و تقاضا باشد، تابع ریسک‌های ژئوپلیتیکی است

کارشناسان معتقدند بازار جهانی نفت وارد مرحله‌ای شده که در آن قیمت هر بشکه نفت، بیش از آنکه بر اساس توازن سنتی عرضه و تقاضا تعیین شود، تحت تأثیر ریسک‌های ژئوپلیتیکی قرار دارد. از این‌رو، هرگونه تنش در مسیرهای دریایی یا زیرساخت‌های انرژی، با افزودن «حق بیمه ریسک» به قیمت‌ها، بازار را بی‌ثبات‌تر کرده و هزینه انرژی را برای کشورهای واردکننده افزایش می‌دهد.

تغییر اولویت‌ها؛ از کارایی بازار به امنیت عرضه

در دهه‌های گذشته، دولت‌ها بر کاهش هزینه انرژی و افزایش کارایی بازار تمرکز داشتند، اما اکنون مهم‌ترین اولویت، تضمین تداوم عرضه انرژی، حتی با هزینه‌های بیشتر است.

بر همین اساس، کشورها در حال تنوع‌بخشی به منابع تأمین انرژی، تقویت ذخایر راهبردی و سرمایه‌گذاری در خطوط لوله و بنادر جایگزین هستند تا وابستگی خود را به گذرگاه‌های حساس دریایی کاهش دهند.

بازگشت نقش تعیین‌کننده جغرافیا

این بحران بار دیگر نشان داد جغرافیا همچنان یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده در اقتصاد جهانی است. مسیرهای دریایی دیگر صرفاً راه‌های حمل‌ونقل نیستند، بلکه به ابزارهای راهبردی نفوذ تبدیل شده‌اند و کنترل آنها می‌تواند بر قیمت انرژی، تجارت جهانی و تصمیمات سرمایه‌گذاری و تولید تأثیر مستقیم بگذارد.

برندگان و بازندگان نظم جدید انرژی

بر اساس این ارزیابی، کشورهایی که دارای ظرفیت مازاد تولید یا مسیرهای جایگزین برای صادرات انرژی هستند، از این تحولات سود خواهند برد. همچنین شرکت‌های فعال در حوزه لجستیک، انرژی و فناوری‌های مرتبط با امنیت عرضه نیز از افزایش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و حفاظت از آنها منتفع خواهند شد.

در مقابل، اقتصادهای وابسته به واردات انرژی با افزایش فشارهای تورمی، رشد هزینه‌های تولید و کاهش رقابت‌پذیری مواجه می‌شوند. صنایع انرژی‌بر و زنجیره‌های تأمین جهانی نیز از افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه آسیب خواهند دید.

آیا موازنه قدرت اقتصادی جهان در حال تغییر است؟

تحلیلگران بر این باورند که این تحولات، قدرت‌های بزرگ را به سمت افزایش سرمایه‌گذاری در منابع انرژی داخلی، گسترش همکاری با کشورهای تولیدکننده و تسریع پروژه‌های انرژی‌های تجدیدپذیر و هیدروژن سوق خواهد داد؛ روندی که می‌تواند به بازتوزیع نفوذ اقتصادی و انرژی در سطح جهان منجر شود.

سه سناریوی پیش‌روی بازار جهانی انرژی

سناریوی نخست؛ بازگشت ثبات

در صورت موفقیت تلاش‌های دیپلماتیک و عادی شدن تردد دریایی در تنگه هرمز، بازارها به‌تدریج به تعادل بازخواهند گشت، هرچند انتظار نمی‌رود شرایط به وضعیت پیشین بازگردد؛ زیرا کشورهای واردکننده همچنان به تقویت ذخایر راهبردی و تنوع‌بخشی به منابع انرژی ادامه خواهند داد.

سناریوی دوم؛ تداوم تنش‌ها

اگر منطقه همچنان با فشارهای ژئوپلیتیکی روبه‌رو باشد، بازار نفت وارد دوره‌ای از نوسانات مستمر خواهد شد و قیمت‌ها بیش از عوامل اقتصادی، تابع تحولات سیاسی و امنیتی خواهند بود. در چنین شرایطی، افزایش هزینه حمل‌ونقل دریایی و بیمه، رشد هزینه انرژی در اقتصادهای صنعتی، تشدید تورم جهانی، کند شدن رشد اقتصادی و شتاب گرفتن جست‌وجو برای مسیرها و منابع جایگزین، از مهم‌ترین پیامدها خواهد بود.

سناریوی سوم؛ ترسیم دوباره نقشه انرژی جهان

به باور کارشناسان، ماندگارترین پیامد این بحران، تسریع روند تحول در ساختار انرژی جهان خواهد بود. قدرت‌های بزرگ برای کاهش وابستگی به گلوگاه‌های جغرافیایی، منابع تأمین و مسیرهای انتقال انرژی را بازآرایی خواهند کرد.

موفقیت این سناریو به پنج عامل اصلی وابسته است:

افزایش تولید نفت و گاز در مناطق خارج از کانون‌های بحران؛

توسعه خطوط لوله و مسیرهای جایگزین انتقال انرژی؛

تسریع سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر؛

گسترش استفاده از گاز طبیعی و هیدروژن؛

بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و هوش مصنوعی در مدیریت سامانه‌های انرژی.

چشم‌انداز بازار نفت تا سال ۲۰۴۰

پیش‌بینی می‌شود در سال‌های آینده، تداوم نوسانات قیمت به دلیل ریسک‌های ژئوپلیتیکی، افزایش سرمایه‌گذاری در امنیت انرژی و زیرساخت‌ها، تنوع‌بخشی به مسیرهای انتقال نفت و گاز و نیز تداوم نقش نفت به‌عنوان مهم‌ترین منبع انرژی جهان در کنار رشد سرمایه‌گذاری در انرژی‌های پاک، از مهم‌ترین ویژگی‌های بازار جهانی باشد.

آغاز عصر جدید امنیت انرژی

این گزارش در پایان تأکید می‌کند جنگ ایران و آمریکا و بحران‌های ناشی از اختلال در گذرگاه‌های مهم دریایی، مفهوم امنیت انرژی را وارد مرحله‌ای تازه کرده است؛ مرحله‌ای که در آن، توانایی کشورها برای تضمین جریان پایدار و ایمن انرژی، به اندازه برخورداری از منابع انرژی اهمیت یافته است.

بر این اساس، نظام اقتصادی جهان در حال ورود به عصری است که امنیت انرژی، تداوم عرضه، تنوع‌بخشی به منابع و انعطاف‌پذیری شبکه‌های لجستیکی، به ارکان اصلی رشد و ثبات اقتصادی تبدیل خواهند شد و بازار نفت نیز بیش از گذشته، بازتاب‌دهنده تحولات سیاسی و ژئوپلیتیکی خواهد بود، نه صرفاً توازن سنتی عرضه و تقاضا.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha