خبرگزاری حوزه | همه انسانها کرامت ذاتی دارند. این کرامت دارای دو مرتبه است؛ کرامت جسمانی که به ویژگیهای طبیعی و ساختار وجودی انسان مربوط میشود و به همین دلیل خداوند انسان را از حیث وجود از سایر موجودات متمایز ساختهاست و کرامت روحانی انسان که به حقیقت و هویت او باز میگردد و ریشه در برخورداری انسان از عقل، اراده و قدرت انتخاب دارد. همین تواناییها، زمینه تعالی و برتری آدمی را فراهم میسازد و او را شایسته جایگاهی ممتاز در نظام آفرینش میکند.
از آنجا که کرامت روحانی ریشه در فطرت انسان دارد، زن و مرد در اصل برخورداری از آن برابرند. هر دو دارای عقل، اراده، اختیار و استعدادهای معنویاند وجنسیت معیار برتری یا فرودستی آنها نیست؛ بلکه ملاک تعالی، میزان بهرهگیری انسان از این تواناییها در مسیر کمالات انسانی است.
از دیدگاه اسلام زن و مرد از نظر ارزش انسانی برابرند؛ اما به دلیل تفاوتهای جسمی و روحی، حقوق و تکالیف متفاوتی دارند. هردو از حقوق مساوی برخوردارند؛ اما این برابری به معنای تشابه و یکنواختی در حقوق نیست. وظایف زن و مرد متناسب با توانایی آنها تنظیم شده است.
در مقابل دیدگاه اسلام؛ رویکرد غرب است که ارزش زن را با ابراز جذابیت های ظاهری در جامعه گره زدهاست و به زن همچون تابلویی هنری مینگرد که ارزشش در جذابیت و چشمنوازی بیشتر است. پس از رنسانس و با آغاز انقلاب صنعتی، استفاده ابزاری از زنان در عرصه تولید و فروش در غرب رواج یافت و زنان علاوه بر بهرهگیری بهعنوان نیروی کار ارزان، بهتدریج به وسیلهای برای جلب مشتری و رونق اقتصادی تبدیل شدند. سپس با طرح شعارهای فمینیستی و تشابه حقوق زن و مرد، این روند گسترش یافت و رفتهرفته نقش اصیل مادری و همسری در زن کمرنگ شد.
متأسفانه در سال های اخیر و تحتتأثیر فرهنگ غرب، در کشور ما نیز حضور زن در خارج از منزل و اشتغال بهعنوان یک ارزش مستقل و گاه معیار موفقیت اجتماعی تلقی شده و زنان برای حضور بیشتر در عرصههای شغلی با یکدیگر رقابت میکنند.
اسلام با فعالیت اجتماعی زن در خارج از منزل مخالف نیست؛ اما نباید کار بیرون از منزل با کرامت انسانی او منافات داشته باشد. بهرهبرداری از جذابیت ظاهری زنان در محیطهای تجاری با هدف جلب مشتری، زن را از جایگاه انسانی و شخصیت مستقل خود تنزل داده و به ابزاری برای تبلیغ و سودآوری تبدیل میکند.
امروزه زنان و دختران کم سن وسال زیادی برای پذیرفتهشدن در محیط کار ناچارند چهره خود را مطابق انتظار کارفرما بیارایند؛ گویی هرچه ظاهری جذابتر و آراستهتر داشته باشند، شایستگی بیشتری برای حضور در محیط کار پیدا میکنند. این فشار بهویژه در محیطهای کاری مردانه، آنان را وادار میکند برای ترغیب مشتری برای خرید، ساعتها آرایش خود را حفظ کنند و حتی در طول روز چندین بار آن را تجدید و تثبیت نمایند و مجبور شوند از خود واقعیشان فاصله بگیرند.
اگرچه نیازهای اقتصادی درانتخاب چنین شغلهایی بیتاثیر نیست؛ اما گاهی هزینهای که زن برای حفظ این ظاهر متحمل میشود، از درآمدی که در برابر کار خود دریافت میکند، بیشتر است. در چنین شرایطی، آنچه به نام «جذابیت ظاهری» بهعنوان امتیازی برای زن معرفی میشود، در عمل میتواند به ابزاری برای فشار، بهرهکشی و تحمیل هزینههای بیشتر بر او تبدیل شود.
بهراستی قیمت و ارزش حقیقی انسان در چیست؟ قیمت ما بستگی به تعریف ما از خودمان دارد. هرچه ارزش بیشتری برای زندگی قائل باشیم، برای آن بیشتر هزینه میکنیم. اگر خود را تنها در حد ویژگیهای جسمانی تعریف کنیم و قد، وزن، چهره، زیبایی ظاهری و توانمندیهای بدنی را معیار ارزش خود بدانیم، از سطح کمالات ظاهری و مادی فراتر نرفتهایم.
نوع نگاه دیگران به ما در اختیار ما نیست؛ اما مهم این است که ما خودمان را چگونه ارزیابی می کنیم. شادی و آرامش حقیقی در گرو قضاوت دیگران نیست. زن، گوهری گرانبهاست و جلوهگری او برای جلب نگاه دیگران، چیزی جز ارزانفروشی این درّ ارزشمند نیست. انسانی که ارزش خود را در نگاه دیگران جستجو میکند، کمکم از خود واقعی خویش فاصله میگیرد و به عروسک خیمهشببازی نگاههای دیگران تبدیل میشود.
مقام و جایگاه زن را بازار و مشتری تعیین نمیکند. زن نباید برای کسب مقبولیت، خود را به ابزاری برای جلب نگاه دیگران تبدیل کند. منزلت حقیقی انسان با بهدستآوردن یا از دستدادن زیباییهای ظاهری افزایش یا کاهش نمییابد؛ زیرا ارزش او ریشه در حقیقت و کرامت انسانی او دارد، نه در میزان جذابیتی که دیگران برایش قائلاند.
اکرم السادات قرشی، طلبه سطح چهار










نظر شما