خبرگزاری حوزه| بحرانها همواره بخشی از مسیر حرکت جوامع بودهاند؛ اما آنچه اهمیت دارد، نحوه مواجهه با این شرایط و میزان توانایی در تبدیل تهدیدها به فرصت است. حوزههای علمیه نیز در شرایطی قرار گرفتهاند که استمرار حرکت علمی و آموزشی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند برنامهریزی، ابتکار و روحیه جهادی است.
پژوهش، مطالعه، ارتباط مستمر استاد و طلبه و پرداختن به مسائل واقعی جامعه، ظرفیتهایی هستند که میتوانند در چنین شرایطی از کند شدن شتاب علمی جلوگیری کنند. از سوی دیگر، بحران میتواند فرصتی برای بازنگری در برنامههای آموزشی و پژوهشی و حرکت جدیتر به سمت تحول باشد.
امروز بیش از گذشته باید به مسائل جامعه، حکمرانی اسلامی و نیازهای فکری نسل جوان توجه کرد. تولید دانش دینیِ روزآمد، پاسخگو و اقناعکننده، از مهمترین رسالتهای حوزه در شرایط کنونی است.
همزمان با آغاز سال تحصیلی حوزه، گفت و گویی انجام داده ایم با حجتالاسلام والمسلمین حسین بنیادی استاد درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم و عضو مجمع عمومی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که آن را در ادامه می خوانید:
با توجه آغاز سال تحصیلی جدید حوزههای علمیه؛ یکی از مؤلفهها و بالهای مهم رشد و تعالی حوزه، قطعاً بُعد آموزش و تحصیل است، در ابتدای کلام میخواستم دیدگاه و نظر حضرتعالی را جویا شوم که با توجه به شرایط اخیر کشور، در این نیمسالی که تقریباً یکصد و هشتاد و چند روز از حماسه و بعثت مردم، پس از شهادت امام و قائد شهید گذشته و شرایط خاصی بر کشور حاکم بوده است، نه فقط حوزه و دانشگاهها، بلکه مدارس نیز با شرایط ویژهای مواجه بودند و امسال وضعیت خاصی حاکم بود که ممکن است آثار آن همچنان ادامه داشته باشد. در این شرایط، چه نکات و مؤلفههایی به ذهن حضرتعالی میرسد که طلاب در بُعد تحصیلی و آموزشی، انشاءالله بتوانند همچنان رشد و ارتقای همیشگی خود را داشته باشند و ناظر به نیازهای امروز کشور، انشاءالله منشأ اثر باشند؟
بسمالله الرحمن الرحیم
یاد شهدای عزیز این جنگهای اخیر، بهویژه قائد عظیمالشأن و رهبر عزیز ما، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای، قدس شریف، و همچنین جمیع انسانهایی را که در یک جهاد واقعاً ماندگار و تاریخی، این برهه را سپری میکنند و تا حدودی نیز سپری شده است، گرامی میداریم.
به هر حال، یقیناً هنگامی که بحرانی به جامعهای منتقل میشود، بسیاری از برنامهها را تحتالشعاع خود قرار میدهد و این امری طبیعی است. در بُعد آموزش اینگونه است، در بُعد اقتصاد، در بُعد فرهنگ، در بُعد نظامی و در بُعد اجتماعی نیز همینطور است و همه این موارد تحت تأثیر قرار میگیرند.
از آنجا که بحث ما حوزه و بهویژه آغاز سال تحصیلی حوزههای علمیه است حتماً باید توجه داشته باشیم که شتاب و جهش علمی که الحمدلله در چند سال اخیر رشد فزایندهای داشته است، چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کیفی، متوقف نشود.
در این سالها، رشتههای مختلف، موضوعات مختلف و عناوین مختلفی در فقههای جدید و فلسفههای مضاف مطرح شده و بسیاری از این مباحث، عناوینی بودهاند که وارد حوزه شدهاند. اگر در این روند فاصلهای ایجاد شود یا مقطعی پیش بیاید که این فعالیتها تعطیل شوند و این مسئله موجب از بین رفتن انگیزهها یا حتی ایجاد فراموشی نسبت به آن مباحث شود، میتواند خسارت و آسیبی برای حوزههای علمیه، طلاب و فضلا به همراه داشته باشد.
با این حال، به نظر میآید ظرفیت حوزههای علمیه بیش از این حرفهاست. الحمدلله حوزه در بُعد حضور در میدان، در خیابان و جهادهای خیابانی و همچنین در اقداماتی که روحانیت انجام داد، عملکردی بینظیر داشت. این موارد را تاریخ خواهد نوشت و این نیز جزو رسالتهای حوزههای علمیه است. الحمدلله حوزه و روحانیت در این مسئله پیروز شدند و سربلند از این امتحان بیرون آمدند. اما در بُعد آموزش، یقیناً باید حساسیت بیشتری داشته باشیم. فاصلهها موجب میشوند فرصتها از دست بروند و برخی آسیبها نیز به وجود بیاید.
ما عنوانی داریم به نام «جهاد علمی». جهاد علمی در مواقع خاص مورد استفاده قرار میگیرد. حوزههای علمیه میتوانند با برنامهریزی و با تلاش بیشتر و جهاد مضاعف، این جهاد علمی و خیزشی را که نسبتاً در چند سال اخیر خود را نشان داده است، حفظ کنند و بلکه آن را ارتقا دهند.
در این برنامهای که اکنون چند نکته را درباره آن عرض میکنم، هم مدیران مدارس مخاطب این بحث است، هم اساتید حوزههای علمیه و هم طلاب و فضلای حوزههای علمیه. این موارد در سه سطح مدیریت، اساتید و بدنه طلاب قابل طرح است.
البته برخی از این موارد نیز وجود دارد که دو گروه باید با یکدیگر هماهنگ شوند تا بتوانند کاری را انجام دهند. این موارد را به ترتیب و البته بهاختصار، محضر شریف شما و عزیزان عرض میکنم.
* پژوهش؛ پشتیبان آموزش در روزهای تعطیلی
اولین مطلب در بُعد جهاد علمی در یک برهه خاص این است که پژوهش را پشتیبان آموزش قرار دهیم. یعنی اگر در مقطعی کار به تعطیلی کشیده شد، شاید از لحاظ آموزش، بهویژه آموزش حضوری، نتوانیم فعالیتها را ادامه دهیم؛ یعنی شرایط اقتضا نکند که آموزش بهصورت حضوری برگزار شود، اما پژوهش اینگونه نیست.
ما میتوانیم پژوهش را در سطوح مختلف ارائه دهیم و در پایهها و سطوح مختلف، این فعالیتها را دنبال کنیم.
در درسهایی که اکنون طلاب و فضلای عزیز در حال فراگیری آنها هستند، میتوانیم در همان مقطع خاص، پژوهشهایی را نیز تعریف و ارائه کنیم تا خدای ناکرده، ایجاد فاصله موجب بیگانگی با مباحث نشود.
نکته دوم این است که در برهه کنونی، به نظر میآید فرصتهای تحول نیز بسیار زیاد است. یکی از مطالبات رهبر عزیز شهیدمان، تحول بوده است. چندین سال است که این موضوع مطرح میشود و اکنون نیز زمان اندیشیدن است. آن مباحث بزرگی که ایشان مطرح کردهاند و عناوین و واژههایی مانند «تمدن نوین اسلامی»، «حکمرانی اسلامی»، «دولت اسلامی» و «جامعه اسلامی»، موضوعاتی هستند که میتوانیم به آنها بپردازیم.
* فرصت طلایی حوزه برای تحقق تحول و حکمرانی اسلامی
ازاینرو، ما فرصت تحول را در اختیار داریم. خاطرم هست که رهبر عزیز شهیدمان برنامهای داشتند مبنی بر اینکه نرمافزار حکمرانی اسلامی باید توسط حوزههای علمیه تهیه و تدوین شود. ما میتوانیم لُجنههایی تشکیل دهیم، گروههایی تشکیل دهیم و در این بُعد، کارهای کلان و بزرگی را به انجام برسانیم.
سومین نکته، جنبههای مطالعاتی و مرور مطالب گذشته است. این نیز از سنتهای حوزههای علمیه است که مطالبی را که عزیزان در سالیان قبل، به لحاظ درسی و حضوری گذراندهاند، میتوانند بهصورت مطالعاتی مرور کنند.
مضاف بر این، برخی کتب وجود دارند که مورد نیاز امروز منِ طلبه هستند. به این موارد، «کتابهای مطالعاتی» یا «درسهای مطالعاتی» گفته میشود؛ یعنی ممکن است کلاس و درس مشخصی برای آنها وجود نداشته باشد، اما مطالعه آنها برای یک طلبه در جامعه امروز و با توجه به تحولات امروز، ضروری است.
* طلبه امروز به «مطالعات راهبردی» نیاز دارد
یک طلبه در تراز انقلاب اسلامی، با توجه به این حرکت عظیمی که ایجاد شده است، نیازمند چنین مطالعاتی است و به نظر میآید این مطالعات بسیار مؤثر و مفید خواهد بود.
شاید فرصت دیگری نیز پیش نیاید؛ یعنی اکنون فرصتی وجود دارد که انگیزههای علمی در آن حاضر و موجود است، اما ممکن است یکمرتبه جنگی رخ دهد و این مسئله باعث شود برخی امور مختل شوند.
چهارم، جبران تعطیلیهای گذشته با ارائه هوشمندانه و نه صرفاً مجازی است. برخی میگویند وقتی درس حضوری برگزار نمیشود، آموزش مجازی را جایگزین کنیم. در حالی که ما جایگزینهای مختلفی داریم که یکی از آنها را عرض کردم و آن، پژوهش است.
پنجم، توجه به آمارهایی است که جامعه به آنها نیاز دارد. امروز، نیازمند پژوهش و تحقیق در جامعه هستیم. بسیاری از عزیزان طلبه، فضلا و مبلغین به شهرستانها رفتهاند و واقعاً نیز در حال فعالیت جهادی هستند. این عزیزان میتوانند در همان مناطقی که حضور دارند، آسیبهای اجتماعی را شناسایی و استخراج کنند و حتی در زمینه شناسایی و بررسی وضعیت اقوام و جوامع محلی، به مدیران جامعه کمک کنند. سپس راهحلهایی برای آنها ارائه دهند؛ بهویژه با توجه به منطقه خاصی که در آن حضور دارند.
الحمدلله کشور ما به لحاظ قومیت، جغرافیا و مسائل مختلف، از تنوع بالایی برخوردار است. از نظر فرهنگ، مذهب و به هر صورت، اقلیمهای متفاوت، تنوع گستردهای در کشور وجود دارد.
* از حضور تبلیغی تا رصد آسیبهای اجتماعی
نکته ششم، نقش اساتید در برهه حساس کنونی است. همانطور که عرض کردم، بعضی از امور مربوط به اساتید میشود. این نیز جزو سنتهای حوزههای علمیه است. وقتی ما از سنتهای حوزه سخن میگوییم، یکی از آنها ارتباط استاد و شاگرد است.
این ارتباط ممکن است در تابستان برقرار باشد، یا حتی در شرایط معمولی که تعطیلات وجود دارد، اما ارتباط علمی همچنان برقرار است. این مسئله در گذشته نیز وجود داشته و امروز هم میتوان آن را در همین برهه جنگ و بحران ادامه داد.
بهویژه اینکه برای ما مشخص نیست جنگی که مستکبرین علیه کشور ما راه انداختهاند، تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. ازاینرو، اساتید محترم که واقعاً دلسوز هستند، زحمت میکشند و دغدغه دارند، اتفاقاً میتوانند در این زمینه و با همان عنوان اصلی «جهاد علمی»، در این جهاد علمی شرکت کنند و با طلاب ارتباط برقرار کنند.
* استاد و طلبه؛ پیوندی که نباید در بحران گسسته شود
امروز بهصورت مجازی، بسیاری از امور را میتوانند با یکدیگر در میان بگذارند؛ یک بحث، یک سؤال یا یک شبهه را مطرح کنند. این قالب طلبگی و قالب فعالیت حوزوی، نهتنها دچار آسیب و رکود نمیشود، بلکه رو به پیشرفت نیز خواهد بود. این ارتباطی که ایجاد میشود، میتواند موجب استمرار و تقویت فعالیت علمی حوزه شود.
هفتم، تدوین سند و برنامهریزی برای دوران بحران است. ما چند وقت قبل، دوران کرونا را داشتیم و مدت زیادی نگذشت که این جنگ نیز پیش آمد. الحمدلله زیرساختهای ما خوب است، اما باید در کنار این زیرساختها، هم برنامه داشته باشیم، هم نگاه و هم هدف.
* ضرورت تدوین «سند راهبردی» برای روزهای بحران
به هر صورت، به نظر میآید باید یک سند راهبردی و مؤثر در مسئله تعطیلات تدوین شود؛ چه تعطیلاتی که به دلیل کرونا ایجاد شود، چه به دلیل جنگ و چه به دلایل خاص و امور اجتنابناپذیری که به هر حال ممکن است بهصورت غیرمترقبه پیش بیاید.
این مسائل را باید با دقت بیشتری برنامهریزی کنیم. اگر این کار را انجام دهیم، یعنی متناسب با این شرایط برنامه داشته باشیم، حوزه در مورد مسائل اجتماعی نیز موفق خواهد بود؛ چراکه برنامهریزی لازم را در اختیار داریم. هنگامی که سندی را تنظیم میکنیم، این سند تنظیمشده به اشخاص، افراد جامعه و فعالان حوزههای علمیه، چه در حوزه آموزش، چه تبلیغ و چه سایر فعالیتها، مسیر و جهت فعالیت را نشان میدهد.
نکتهای که بسیار مهم است و به نظر میآید ما یک مطالبه جدی از مراکز علمی خود نداریم، این است که گاهی بازرسیها و نظارتهایی داریم، اما مطالبه جدی از نظر آماری نداریم که یک طلبه در طول چند سال حضور خود در یک مرکز یا مجموعه، به چه توفیقاتی دست پیدا کرده است. اگر ما در شرایط عادی یک برنامهریزی داشته باشیم و در کنار آن، برای شرایط بحرانی نیز برنامهریزی کنیم و برای شرایط خاصی که ممکن است پیش بیاید، سازوکار مشخصی داشته باشیم، میتوانیم این مسائل را به شکل مطلوب مدیریت کنیم.
برای برنامهریزی و تعیین اینکه در برهههای خاص چه اقداماتی باید انجام دهیم، بخشی از این موضوع مربوط به معاونتهای حوزههای علمیه است و بخشی نیز مربوط به اساتید حوزههای علمیه میشود.
ما با اساتید حوزه ارتباط داریم و با طلاب محترم نیز بهصورت چهرهبهچهره ارتباط داریم و از نزدیک صحبتهای آنان را میشنویم. واقعاً همه دلسوز هستند؛ نگران مسائل اجتماعی و مسائل کشور هستند. این نگرانیها باید با بهکارگیری فکر و اندیشه اساتید محترم، برگزاری جلسات مشترک میان حوزه و اساتید و افزایش شتاب و تعداد این جلسات، به یک اقدام عملی تبدیل شود.
ما اساتیدی داریم که همین امروز که با یکدیگر صحبت میکنیم، روزانه به دهها طلبه پاسخ میدهند و مشکلات آنان را حل میکنند. بهصورت حضوری اعلام کردهاند که درِ این خانه باز است و طلاب و فضلای محترمی که مشکلی دارند، میتوانند مراجعه کنند. این استاد عملاً مانند یک استاد راهنما، این ارتباط را برقرار کرده و به مسائل طلاب رسیدگی میکند.
* مطالبه جدی از اساتید؛ عبور از تعارف و رسیدن به اقدام
در برنامهریزیها، بهصورت جدی تر از ظرفیت اساتید استفاده کنیم و نظرات آنان را جلب کنیم. به هر صورت، به نظر میآید اگر در مقطعی، آموزش، آن هم بهصورت حضوری و مستمر، دچار اختلال شود، این اختلالات با استفاده از این موارد یا موارد مشابه میتواند جبران شود.
*شتاب و خیزش علمی که در حوزه علمیه اتفاق افتاده است
عرض بنده این است که شتاب و خیزش علمی که در حوزه علمیه اتفاق افتاده، یک امر مغتنم است و ما نباید این سرمایه را از دست بدهیم. اکنون با این واقعهای که اتفاق افتاده است، باید به سمت این جریان حرکت کنیم که این شتاب نهتنها کند نشود، بلکه با توجه به فرصتهایی که در اختیار داریم، بتوانیم آن را ارتقا ببخشیم.
یک آیه شریفه در رابطه با جنگ خندق وجود دارد که شاید بتوان ارتباطی میان این دو موضوع برقرار کرد. در جنگ خندق، جنگ بسیار حساسی اتفاق افتاد و احزاب مختلف برای جنگ آمده بودند. هنگامی که دشمنان از گروههای مختلف در مقابل پیامبر اکرم(ص) و مسلمانان ایستادند و میخواستند بجنگند، به هر صورت، وعده خداوند و وعده رسول خدا(ص) درباره اینکه آنان خواهند آمد و مسلمانان پیروز خواهند شد، مطرح بود و این وعده را از لسان مبارک پیامبر اکرم(ص) شنیدیم. تعبیر قرآن کریم این است که «وَما زادَهُم إِلّا إیمانًا وَتَسلیمًا»؛ یعنی در بحبوحه جنگ، ایمان انسان افزایش پیدا میکند، تسلیم در مقابل پروردگار متعال افزایش مییابد و عبودیت و بندگی نیز ارتقا پیدا میکند. یعنی میتوان جنگ را به فرصتی برای افزایش ایمان و ارتقای درجات ایمان تبدیل کرد. همانطور که گفته میشود، از دل تهدیدها فرصت ایجاد کنیم.
یعنی ما میتوانیم این جنگ را، با وجود آسیبهایی که به همراه دارد، به فرصتی برای جبران و پیشرفت تبدیل کنیم. همانطور که حضرتعالی فرمودید، میتوانیم این تهدیدها را به فرصت تبدیل کنیم.
اگر بخواهیم نمونههایی تاریخی برای چنین شرایطی داشته باشیم، میتوان به موارد مشابه اشاره کرد. حوزه علمیه نجف اشرف در مقطعی با چنین شرایطی مواجه بود، اما از شتاب علمی خود عقب نیفتاد. حوزه علمیه قم نیز در سال ۱۳۴۲ و بعدها در سال ۱۳۵۷ و همچنین در دوران جنگ تحمیلی، تقریباً شرایط مشابهی را تجربه کرد.
حدود چهار دهه است که امام و رهبر شهیدمان بر این موضوع تأکید داشتهاند که اصل تحول، اجتنابناپذیر است؛ ایشان بر لزوم تلفیق و توجه همزمان به اصالتهای حوزه و روزآمدی تأکید داشتند. شما نیز بخشی از سنتهای اصیل حوزه را در بُعد آموزش و مسائل مرتبط با آن اشاره کردید. از سوی دیگر، بحث روزآمدی نیز مجدداً در بیانیه «حوزه پیشرو و سرآمد» مطرح شد. میخواستم درباره این موضوع سؤال کنم که چگونه میتوان، این اصالتهای حوزوی را با روزآمدی تلفیق کرد؟
سؤالتان بهجا و مفیدی است و شاید بسیاری از افرادی که اندوختههایی دارند، باید به این سؤال مهم پاسخ دهند. منتها ما نیز در حد یک طلبه، مطالبی را در این زمینه عرض میکنیم.
یکی از نکات مهمی که در تاریخ حوزه وجود دارد، این است که اصلاً برخی افراد بهگونهای عمل کردهاند که اگر طلبهای یا شخص تحصیلکردهای در مقطع خاصی بخواهد امروز وارد حوزه شود، با سدی مواجه است و باید عدهای را راضی نگه دارد. آن عدهای که باید راضی شوند، گاهی به دلایل مختلف، مانع ورود افراد میشوند، در وجود این جوانان عزیز یأس و ناامیدی ایجاد میکنند و از ورود آنان به حوزه جلوگیری میکنند.
گاهی نیز ظواهر و مطالبی که در فضای مجازی منتشر میشود، از جمله شایعات، شبهات و تهمتها، باعث میشود جذب نیرو و جذب طلبه کاهش پیدا کند. گاهی نیز همین مسائل باعث میشود طلاب و فضلایی که در حوزه حضور دارند، ناامید و مأیوس شوند و از مسیر حوزوی خارج شده و وارد مسیر دیگری شوند که هویت طلبگی در آن وجود ندارد.
رهبر عزیز میفرمایند که باید با این مسئله مقابله کرد. مقابله با این مسئله نیز خود موضوع بسیار مهمی است. دقیقاً نکته بعدی، نگاه همراه با خوشبینی به نسل جوان و تعامل با آنان است.
نکته بعدی که ایشان میفرمایند، تدوین دروس حوزه بر مبنای فقه روشنبین، پاسخگو و بهروز، همراه با فلسفهای روشن و دارای امتداد اجتماعی و همچنین دانش کلام رسا و استوار و دارای قدرت اقناع است.
این شاید مهمترین بند باشد؛ انقلاب اجتماعی بسیار با مسئله اقناع پیوند دارد.
* حوزه باید برای نسل جوان «اقناع» تولید کند
کلیدواژههایی وجود دارد که واقعاً در شرایط کنونی بسیار تأثیرگذار هستند. اگر امروز میخواهیم متونی را برای حوزه آماده کنیم، الحمدلله مراکزی مانند فقه معاصر این کار را انجام دادهاند و بخشهای دیگر نیز در این زمینه فعالیتهایی داشتهاند، باید در برنامهریزیها و ارائه متون، به این مسئله توجه کنیم که اجتماع را بهخوبی ببینیم.
این تحولاتی که امروز در سطح جهان از آنها سخن میگوییم، همه تحولات اجتماعی هستند. اگر امروز یک جنگ را مشاهده میکنیم که بهصورت جنگ سخت در جریان است، پشت این جنگ سخت، جنگ نرم نیز وجود دارد.
* متون حوزوی باید پاسخگوی مسائل واقعی جامعه باشند
پس باید متون حوزه را به سمتی ببریم که ناظر بر مسائل جامعه، ناظر بر حکمرانی دین و ناظر بر معارف اسلامی باشد و بتوانیم این باور را در جامعه ایجاد کنیم و به این باور برسانیم که دین برای اداره جامعه چیزی کم ندارد و میتواند در عرصه اداره جامعه نقشآفرین باشد.
کمااینکه در همین مسئله جنگ، این موضوع خود را نشان داد. کشورهایی که به هر صورت، چه بهصورت مستقیم و چه غیرمستقیم، به کشور عزیز ما حمله کردند، نشان دادند که آنچه در این میدان پاسخ میدهد، خلاقیت و ذکاوت ایرانیهاست؛ اما سرآمد همه اینها، اعتقاد مردم بود.
* مقابله با یأس؛ مطالبهای جدی
این اعتقاد را مردم و ملت ایران دارند. حالا ما نباید در میانه این معرکه، خدای ناکرده کم بیاوریم یا در نیمه راه باقی بمانیم و بگوییم دیگر نمیشود. این سخنان مأیوسکننده و موجب ناامیدی جامعه، بهویژه قشر جوان، است. ما باید وارد مسائلی شویم که بیان آنها رسا و استوار باشد.
امام شهید در مباحث مختلف و در دیدارهای گوناگون، هنگامی که صحبت میکردند، یک آیه یا یک حدیث را در پشت سر خود قرار میدادند تا پیام دین را منتقل کنند. این مسئله بسیار مهم است.
* جهاد علمی بدون خودسازی به مقصد نمیرسد
نکته دیگر که عرض میکنم، تقویت روحیه زهد، تقوا، قناعت، استغنا از غیر خدا، توکل، پیشرفت و آمادگی برای مجاهدت است. یعنی اخلاق و عقیده. ما نمیتوانیم تمام ظرفیت وجودی خود را به این اختصاص دهیم که بگوییم همهچیز آموزش و علم است. ما به خودسازی نیاز داریم، به اخلاق نیاز داریم و باید متخلق به اخلاق اسلامی باشیم.
اینکه ما میبینیم در جامعه اسلامی و در کشور ایران، وقتی جنگی اتفاق میافتد، یکمرتبه یک گروه جهادی در یک شهر شکل میگیرد و در تهران و شهرهای مختلف نیز مشاهده میکنیم که این افراد وارد عمل شدهاند، بسیار مهم است.
این اقدامات، بسیار خودجوش و بدون هیچ ابلاغ و بخشنامهای انجام میشود و واقعاً بدون تحمیل هزینه صورت میگیرد. نخستین قشر نیز معمولاً حوزویان هستند. در همه شرایط؛ چه در دوران کرونا و چه در دوران جنگ، این حضور را مشاهده کردهایم.
هر حرکتی میتواند یک تبلیغ مبین و اقناعی باشد. تبلیغ مبین و بلاغ مبین، لزوماً به این معنا نیست که مثلاً ما بیاییم و سخنرانی کنیم. بخشی از آن همین است، اما بخش دیگر آن، عمل حوزه، رفتار حوزه، کنش حوزه و کنشگری حوزه است. این موارد باید در یک تراز مشخص و مطلوب قرار داشته باشند.
امیدواریم امسال، با توجه به این شرایط خاص، سالی باشد که نقطه عطفی در رشد و ارتقای حوزه، بهویژه در بُعد آموزش، ایجاد شود. اگر نکته پایانی خطاب به طلاب دارید، بفرمایید.
بر اساس تجربه عرض میکنم؛ رهبر عزیز امروز که در مسند ولایت کشور ما و برای مسلمین جهان قرار گرفتهاند، خودشان دانشآموخته حوزه و فعال حوزوی هستند. ایشان حوزه را میشناسند و بسیاری از افراد حوزه را نیز میشناسند؛ چراکه در این عرصه بودهاند و فعالیتها و امور مختلف را انجام دادهاند.
تأکید ایشان نیز همین است. اگر میخواهیم لبیک بگوییم، چنانکه به رهبر شهید عزیز لبیک گفتیم و در بسیاری از امور وارد شدیم و جانانه وارد شدیم، در این برهه نیز باید همان مسیر را ادامه دهیم.
ولی امر را به تلاش و کوشش امر میکنند؛ تلاش علمی نسبت به دانشجویان و گروههای علمی خارج از حوزه. ایشان امر و راهنمایی میکنند و ما نیز باید همان اقدامات را سرلوحه کار خود قرار دهیم.
یقیناً، همانطور که در بُعد جنگ عرض کردم، تاریخ از این بعثت و خیزش امت و ملت، مطالبی خواهد نوشت که امروز، در حالی که ما در بطن این کار هستیم، آنها را نمیبینیم و نمیدانیم.
من یقین دارم که انشاءالله با همت حوزویان، با همت مدیران حوزه و با برنامهریزیهایی که انجام میدهند، حتماً همانطور که حضرتعالی فرمودید، این اتفاق خواهد افتاد و حوزه شاهد یک تحول و تحرک اساسی، مؤثر و تأثیرگذار خواهد بود.
انتهای پیام










نظر شما