دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
سینمای متعالی باید مخاطب را با حقیقت مواجه کند

یک تهیه‌کننده سینما و تلویزیون گفت: تفاوت سینمای ترویجی با سینمای متعالی در این است که سینمای ترویجی پیام را مستقیماً به مخاطب منتقل می‌کند، اما سینمای متعالی با استفاده از روایت، تصویر، شخصیت به این خواسته می‌رسد.

خبرگزاری حوزه | ناصر شفق، تهیه‌کننده سینما و تلویزیون، در گفت‌وگو با خبرگزاری حوزه با اشاره به جایگاه سینما در عرصه فرهنگ و هنر، بیان کرد: سینما به دلیل ماهیت ترکیبی خود، یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین هنرهای جهان معاصر به شمار می‌رود؛ چراکه مجموعه‌ای از هنرهای مختلف از جمله ادبیات، موسیقی، تصویر، بازیگری، معماری، نور و روایت را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد و از این طریق می‌تواند تأثیر عمیقی بر افکار عمومی و نظام فرهنگی و اجتماعی یک جامعه داشته باشد. وی افزود: وقتی از سینما به عنوان «هنر برتر» سخن گفته می‌شود، منظور صرفاً برتری یک هنر بر هنرهای دیگر نیست، بلکه باید به این نکته توجه کرد که سینما می‌تواند ظرفیت‌های سایر هنرها را در یک ساختار واحد جمع کند و از این جهت قدرت بی‌نظیری در تولید و انتقال معنا دارد. شفق تصریح کرد: کشورهای مختلف جهان نیز به خوبی به این ظرفیت واقف هستند و سینما را یکی از ارکان مهم قدرت فرهنگی خود می‌دانند، زیرا از طریق سینما می‌توان تصویر یک ملت، فرهنگ، تاریخ و حتی ارزش‌های یک جامعه را در سطح ملی و جهانی بازنمایی کرد.

وی با تأکید بر ضرورت توجه جدی‌تر به سینمای ایران، بیان کرد: ما در ایران از یک پیشینه تمدنی و فرهنگی بسیار غنی برخوردار هستیم و هنر در فرهنگ ایرانی همواره جایگاه ویژه‌ای داشته است؛ به گونه‌ای که میراث تاریخی، ادبی، عرفانی و حماسی ایران، گنجینه‌ای عظیم برای تولید آثار هنری به‌ویژه آثار سینمایی محسوب می‌شود. این تهیه‌کننده ادامه داد: ورود سینما به ایران نیز با فاصله چندانی از تولد این هنر در جهان اتفاق افتاد و بنابراین نمی‌توان گفت ایران از نظر تاریخی با سینما بیگانه بوده است. از سوی دیگر، ایران فرهنگی دارای حوزه‌ای گسترده است که اشتراکات تاریخی و فرهنگی فراوانی میان ملت‌های منطقه ایجاد کرده و سینما می‌تواند در معرفی این میراث مشترک و ایجاد ارتباط فرهنگی میان کشورهای منطقه نقش مهمی ایفا کند. شفق افزود: ما قصه، ادبیات، اسطوره، تاریخ، فرهنگ، حماسه و شخصیت‌های فراوانی داریم که می‌توانند دستمایه تولید آثار بزرگ سینمایی قرار گیرند، اما متأسفانه آن‌گونه که باید از این ظرفیت عظیم استفاده نکرده‌ایم.

شفق با اشاره به اهمیت چرخه اقتصادی و زیرساختی سینما، اظهار کرد: سینما فقط فیلم ساختن نیست؛ فیلم جوهر اصلی سینماست اما اگر فیلم دیده نشود، چرخه سینما کامل نمی‌شود. سینما نیازمند تولید، توزیع، نمایش و مخاطب است و اگر یکی از این حلقه‌ها دچار مشکل شود، کل این صنعت با مشکل مواجه خواهد شد. وی ادامه داد: یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های سینما، مخاطب است و برای اینکه سینما بتواند روی پای خود بایستد، باید امکان فیلم دیدن برای مردم فراهم شود. سالن سینما، اقتصاد سینما، بازگشت سرمایه و دسترسی مناسب مخاطب، همه بخشی از این چرخه هستند. این تهیه‌کننده سینما و تلویزیون تصریح کرد: اگر به اندازه کافی زیرساخت‌های نمایشی نداشته باشیم، حتی بهترین فیلم‌ها نیز نمی‌توانند مخاطب خود را پیدا کنند و در چنین شرایطی اقتصاد سینما نیز آسیب می‌بیند. بنابراین حمایت از سینما نباید فقط به مرحله تولید فیلم محدود شود، بلکه باید تمام زنجیره سینما مورد توجه قرار گیرد.

وی در پاسخ به این پرسش که چرا در تربیت نسل جدید هنرمندان متعهد و دین‌باور میان تخصص سینمایی و سواد دینی شکاف مشاهده می‌شود، بیان کرد: این مسئله یکی از پرسش‌های بسیار مهم و عمیق در حوزه سینمای دینی است. سینما یک هنر فردی نیست، بلکه یک هنر کاملاً گروهی است و برای شکل‌گیری آن مجموعه‌ای از عوامل انسانی، اقتصادی و فنی باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند. شفق افزود: وقتی چرخ‌دنده‌های اقتصادی و حرفه‌ای سینما به درستی کار نکند، هنرمند نیز در این چرخه دچار مشکل می‌شود و نمی‌تواند تمام ظرفیت خلاقانه خود را به کار بگیرد. وی ادامه داد: برای تربیت هنرمند دینی نمی‌توان تنها به آموزش مفاهیم مذهبی اکتفا کرد؛ هنرمند باید هم زبان سینما را بشناسد و هم از درک عمیق دینی برخوردار باشد. اگر تخصص سینمایی وجود نداشته باشد، اثر دینی ممکن است به یک کار شعاری تبدیل شود و اگر شناخت عمیق دینی وجود نداشته باشد، مفاهیم دینی نیز ممکن است صرفاً به شکل ظاهری و تزئینی در فیلم مورد استفاده قرار گیرند.

شفق با تفکیک سینمای ترویجی از سینمای متعالی، تصریح کرد: سینمای دینی نباید فقط یک ابزار برای انتقال مستقیم پیام باشد. اگر دین را تنها در قالب شعار و دیالوگ‌های مستقیم وارد فیلم کنیم، ممکن است اثر از ماهیت هنری خود فاصله بگیرد. هنر متعالی باید بتواند مخاطب را با حقیقت مواجه کند و این مواجهه را از طریق داستان، شخصیت، تصویر، موسیقی، سکوت، میزانسن و سایر عناصر سینمایی شکل دهد. وی افزود: در سینمای متعالی، دین الزاماً در قالب نشانه‌های آشکار مذهبی ظاهر نمی‌شود، بلکه می‌تواند در جهان‌بینی اثر حضور داشته باشد. برای مثال، مفهوم ایثار می‌تواند از طریق رفتار یک شخصیت، مفهوم عدالت از طریق یک انتخاب اخلاقی و مفهوم ایمان از طریق نوع مواجهه انسان با رنج و مرگ به مخاطب منتقل شود. شفق خاطرنشان کرد: بنابراین سینمای دینی زمانی به هنر متعالی نزدیک می‌شود که به جای اینکه صرفاً به مخاطب بگوید چه چیزی را باور کند، شرایطی ایجاد کند که مخاطب خودش با یک حقیقت اخلاقی و معنوی مواجه شود.

وی با اشاره به اهمیت نشانه‌شناسی در سینمای دینی بیان کرد: نشانه‌های دینی فقط مسجد، قرآن، نماز، روحانی و مناسک مذهبی نیستند؛ اینها نشانه‌های آشکار دینی هستند، اما سینما ظرفیت بسیار گسترده‌تری دارد. یک نگاه، یک سکوت، یک انتخاب، یک رابطه انسانی یا حتی نحوه مواجهه شخصیت با مرگ می‌تواند حامل مفهومی عمیق و دینی باشد. این تهیه‌کننده افزود: اگر بخواهیم سینمای دینی را صرفاً با تعداد نشانه‌های مذهبی موجود در قاب تعریف کنیم، در حقیقت ظرفیت سینما را محدود کرده‌ایم. امر دینی می‌تواند در ساختار روایت، شخصیت‌پردازی، روابط انسانی و حتی زبان بصری اثر حضور داشته باشد. شفق ادامه داد: هنر متعالی هنری است که مخاطب را به تأمل وامی‌دارد و همه معنا را به صورت مستقیم در اختیار او نمی‌گذارد؛ بلکه بخشی از معنا را به مخاطب واگذار می‌کند تا او در فرآیند تماشای اثر، معنا را کشف و تجربه کند.

شفق در ادامه با اشاره به وضعیت سینمای ایران در دهه‌های گذشته، گفت: در دهه‌های شصت و هفتاد توجه مناسبی به سینما صورت گرفت و با حمایت‌هایی که از این عرصه انجام شد، زمینه تولید آثار ارزشمند فراهم شد، اما در ادامه سینمای ایران تحت تأثیر مسائل مختلف فرهنگی، اقتصادی و سیاسی قرار گرفت و بخشی از ظرفیت انسانی و هنری خود را از دست داد. وی افزود: هنرمند برای خلق اثر به آرامش، امنیت شغلی، معیشت مناسب و امکان بیان اندیشه نیاز دارد و اگر این شرایط فراهم نباشد، طبیعی است که بخشی از توان خلاقانه جامعه هنری از بین برود. این تهیه‌کننده تصریح کرد: نمی‌توان از هنرمند انتظار داشت که در شرایط دشوار اقتصادی و حرفه‌ای، به تولید آثار بزرگ و ماندگار بپردازد. توجه به معیشت هنرمندان در حقیقت توجه به فرهنگ و روح جامعه است و اگر حال جامعه هنری خوب باشد، آثار هنری نیز می‌توانند تأثیر بیشتری بر جامعه بگذارند.

وی با انتقاد از نگاه ابزاری به فرهنگ و هنر، اظهار کرد: هنر را نباید صرفاً وسیله‌ای برای تحقق اهداف کوتاه‌مدت سیاسی یا تبلیغاتی دانست. اگر سینما فقط زمانی مورد توجه قرار گیرد که بخواهیم از آن برای انتقال یک پیام خاص استفاده کنیم، ظرفیت واقعی این هنر نادیده گرفته شده است. شفق ادامه داد: هنر نیازمند خلاقیت، اندیشه و آزادی است و هنرمند باید بتواند با زبان خودش درباره مسائل جامعه، انسان، دین و فرهنگ سخن بگوید. وی افزود: جامعه هنری اگرچه از نظر تعداد بخش کوچکی از جامعه را تشکیل می‌دهد، اما از نظر تأثیرگذاری فرهنگی جایگاهی بسیار بزرگ دارد. هنرمندان تولیدکننده فکر، احساس و معنا هستند و به همین دلیل وضعیت آنان می‌تواند بر وضعیت فرهنگی و حتی روحی یک جامعه تأثیرگذار باشد. این تهیه‌کننده تأکید کرد: حمایت صحیح از هنر به معنای سفارش دادن اثر و تحمیل پیام نیست، بلکه به معنای ایجاد شرایطی است که هنرمند بتواند بهترین اثر خود را خلق کند.

شفق با اشاره به ظرفیت سینما برای مقابله با تهاجم فرهنگی، بیان کرد: اگر فرهنگ و هنر را جدی بگیریم، سینما می‌تواند یکی از مهم‌ترین ابزارهای دفاع فرهنگی کشور باشد. فرهنگ ایرانی در طول تاریخ توانسته است در برابر بسیاری از جریان‌های فرهنگی دوام بیاورد و بخش مهمی از این ماندگاری به ادبیات، هنر، زبان و میراث تمدنی ما بازمی‌گردد. وی افزود: امروز نیز اگر بخواهیم از هویت فرهنگی خود دفاع کنیم، نمی‌توانیم سینما را نادیده بگیریم. سینما می‌تواند قصه ایرانی، فرهنگ ایرانی و نگاه ایرانی به انسان و جهان را به زبان قابل فهم برای مخاطب جهانی عرضه کند. شفق ادامه داد: ما نباید صرفاً مصرف‌کننده روایت‌های دیگران باشیم؛ باید بتوانیم خودمان روایتگر تاریخ، فرهنگ، دین و تمدن خود باشیم. سینمای قدرتمند می‌تواند در کنار اقتصاد و سیاست، به یکی از پایه‌های قدرت فرهنگی کشور تبدیل شود و تصویری واقعی و عمیق از جامعه ایران به جهان ارائه دهد.

این تهیه‌کننده سینما و تلویزیون در پایان با تأکید بر ضرورت بازگشت سینمای ایران به جایگاه واقعی خود، خاطرنشان کرد: مسئله امروز ما کمبود موضوع و قصه نیست؛ بلکه باید بتوانیم ظرفیت‌های فرهنگی خود را به زبان سینما تبدیل کنیم. اگر هنرمند متخصص، متفکر و دارای جهان‌بینی در کنار زیرساخت مناسب، اقتصاد سالم و سیاست‌گذاری فرهنگی درست قرار گیرد، سینمای ایران می‌تواند دوباره آثار فاخر و ماندگار تولید کند. شفق افزود: سینمای دینی نیز زمانی می‌تواند در جامعه اثرگذار باشد که از سطح ترویج مستقیم عبور کند و به هنر متعالی برسد؛ یعنی به جای اینکه صرفاً درباره دین سخن بگوید، حقیقت دینی را در تار و پود داستان و تجربه انسانی اثر جاری کند. وی تصریح کرد: اگر به هنر، هنرمند، معلم و جامعه دانشگاهی توجه کنیم، در حقیقت به روح جامعه توجه کرده‌ایم و می‌توانیم جامعه‌ای شاد، آگاه و مقاوم داشته باشیم. شفق در پایان گفت: سینمای ایران ظرفیت آن را دارد که هم در داخل کشور و هم در عرصه بین‌المللی به یک جریان فرهنگی اثرگذار تبدیل شود، مشروط بر اینکه نگاه ما به سینما از یک ابزار صرفاً تبلیغاتی فراتر رود و آن را به عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان فرهنگ، هویت و قدرت نرم کشور به رسمیت بشناسیم.

انتهای پیام

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha