جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۷
روایتِ زن تمدن‌ساز؛ رسالت بانوان طلبه در زمانه فعلی

حوزه/ مدرس حوزه و دانشگاه و فعال فرهنگی گفت: امروزه از جمله مهم‌ترین رسالت های بانوان طلبه، تلاش در مسیر روایتِ زن تمدن‌ساز بر اساس الگوی ایرانی- اسلامی است.

خبرگزاری حوزه| نقش زن در منظومه فکری اسلام، به خانواده محدود نمی‌شود؛ بلکه زن مسلمان می‌تواند هم‌زمان در عرصه تربیت، فرهنگ، اجتماع و تمدن‌سازی نقش‌آفرین باشد. سیره حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) نمونه‌ای روشن از این حقیقت است؛ بانویی که پس از واقعه عاشورا، با حفظ کرامت و استقامت، رسالت تبیین و روایتگری را بر عهده گرفت و اجازه نداد حقیقت نهضت حسینی در هیاهوی تبلیغات دشمن فراموش شود.

امروز نیز زنان جامعه اسلامی در عرصه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و دینی، جلوه‌هایی از همان روحیه زینبی را به نمایش می‌گذارند. حضور گسترده بانوان در پیاده‌روی اربعین، خدمت‌رسانی به زائران، تربیت فرزندان و همراهی خانواده در این مسیر، تنها یک حضور فردی یا عبادی نیست؛ بلکه می‌تواند تمرینی برای شکل‌گیری جامعه‌ای مبتنی بر ایثار، همدلی، مقاومت و مسئولیت‌پذیری باشد.

در این میان، بانوان طلبه رسالتی مهم‌تر بر عهده دارند. آنان باید از سطح حضور و مشارکت فراتر رفته و به تبیین این الگو بپردازند. روایت درست از زن مسلمان، زن فعال، مؤثر و تمدن‌ساز می‌تواند در برابر روایت‌های رقیب از هویت زن ایستادگی کند.

دکتر سیده فاطمه مدلل‌کار، مدرس حوزه و دانشگاه، پژوهشگر و فعال فرهنگی و اجتماعی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حوزه، ضمن تشریح این موضوعات، به بررسی نقش زنان در تحولات اجتماعی و جریان های دینی و انقلابی پرداخت که مشروح آن تقدیم حضورتان می گردد:

برای شروع بحث می خواستم بدانم از نگاه شما، زنان و دختران در تبیین پدیده عظیم اربعین که در کلام و رهنمودهای امام و رهبر شهیدمان، اهمیت و جایگاه خاصی داشته است، چه نقشی برعهده دارند؛ به‌ویژه با توجه به رسالت تاریخی حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) و آن نگاه تمدنی که ما به اربعین حسینی داریم. همچنین اشاره‌ای هم در طلیعه کلام داشته باشید که مشخصاً رسالت ویژه بانوان طلبه در این باره چیست؟

ما برای اینکه بخواهیم اربعین را بررسی کنیم و جایگاه زن را در آن مورد بحث و بررسی قرار دهیم، باید به حافظه تاریخی خودمان برگردیم؛ به هزار و چهارصد سال قبل. ما باید رسالت زن را در هزار و چهارصد سال قبل، در سیره حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) جست‌وجو کنیم. پیامی که حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) دارند، بررسی ابعاد شخصیتی و اجتماعی حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها)، راهکار ما برای تمدن‌سازی و ورود به اربعین است و این امر به آن معناست که ما جایگاه خودمان و آن نقش تاریخی خودمان را به‌عنوان زن مسلمان، درست انتخاب کنیم و در جای درست بایستیم.

ابعاد شخصیتی حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد؛ یک بُعد شخصی و یک بُعد اجتماعی. بُعد شخصی ایشان، از جهت صبر، استقامت و شکیبایی است که در واقعه عاشورا داشتند و بُعد اجتماعی ایشان نیز آن بخشی است که اگر بخواهیم نوعی همزادپنداری با شرایط امروز داشته باشیم، می‌توانیم به آن توجه کنیم.

در این صد و اندی روزی که از شهادت رهبر شهید و جنگ رمضان می‌گذرد، من بارها این موضوع را در ذهن خودم مرور کرده‌ام که ما در حماسه عاشورا، یک سوگ همراه با حماسه داریم. در جنگ رمضان، که شاید پیش‌زمینه آن جنگ دوازده‌روزه بوده باشد، اما بعد از شهادت رهبر شهیدمان، ما این سوگ و حماسه را در کف خیابان‌های خودمان، در میان زنان و در بطن جامعه خودمان به‌وضوح می‌بینیم.

ما اگر بخواهیم به‌صورت عادی با یک پدیده سوگ مواجه شویم، معمولاً گوشه‌گیری و کناره‌گیری و کنش و واکنش خاصی وجود ندارد؛ اما ما امروز یک پدیده جدید را در اجتماع تجربه می‌کنیم. این تجربه اختصاص به زنان یا مردان ندارد؛ بلکه در کف جامعه در حال تجربه است. ما یک سوگ همراه با حماسه را تجربه می‌کنیم. یعنی شما سوگواری صرف نمی‌بینید؛ بلکه حماسه می‌بینید، اقتدار می‌بینید. همان چیزی که هزار و چهارصد سال قبل، ما در مجلس بزم یزید از حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) دیدیم، از زنان عاشورا دیدیم و از حضرت رباب(سلام‌الله‌علیها) مشاهده کردیم.

این سوگ همراه با حماسه، تداوم پیدا می‌کند، راهکار می‌دهد، اندیشه می‌دهد، تفکر ایجاد می‌کند و به زن ما می‌رسد؛ به خیابان‌های امروز ما می‌رسد.

اگر ما این پیش‌زمینه تاریخی را نداشتیم و به حافظه تاریخی خودمان رجوع نمی‌کردیم، شما امروز مردان و زنان ما را در کف خیابان‌ها برانگیخته نمی‌دیدید. من شاید کوچک‌تر از آن باشم که بخواهم اظهار نظر کنم، اما رهبر شهید همین را دیدند که می‌گفتند مردم ما مبعوث می‌شوند؛ چون مردم ما یک حافظه تاریخی هزار و چهارصد ساله دارند. عاشورا را شنیده‌اند، با آن زندگی کرده‌اند، از آن یاد گرفته‌اند و امروز مبعوث شده‌اند و در آن مسیر قرار گرفته‌اند و درست عمل می‌کنند، در جای درست ایستاده‌اند و آن مسیر تمدن‌سازی و رسیدن به قله را تجربه می‌کنند.

وقتی حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) در جمعی که دشمنان ایشان را یعنی جسم ایشان، در بزم خصم قرار گرفته و در معرض تجاوز دشمن قرار می‌گیرد، اما روح ایشان به تعالی می‌رسد، هنگامی که می‌فرمایند: «ما رأیتُ إلا جمیلاً»؛ یعنی «من جز زیبایی چیزی ندیدم»، این نگاه را در چه شرایطی بیان می‌کنند؟

همین چیزی است که شما امروز در کف خیابان از زنان ما می‌شنوید. من امروز مصاحبه‌ای را گوش می‌کردم از همسران رزمندگان ما در میدان. همسر یک رزمنده می‌گفت: «من با تمام قدرت ایستاده‌ام و هم فرزندم و هم خودم را در راه نظام جمهوری اسلامی و رسیدن به تمدن نوین اسلامی فدا می‌کنم تا در مقابل این خطر بایستم.»

این موضوع برمی‌گردد به همان اندیشه و تفکری که از قبل پرورش پیدا کرده و اکنون در بطن و متن جامعه در حال بروز و ظهور است.

نکته‌ای که حالا درباره امام و رهبر شهیدمان ذکر شد، این است که به هر حال سال‌ها پیش ایشان در دیدارها و سخنرانی‌هایی که داشتند، از «الگوی سوم زن» صحبت کردند. درباره این موضوع بسیار صحبت شده است؛ جلسات، مصاحبه‌ها و مجلات و همایش‌هایی برگزار شده است؛ اما به نظر می‌رسد، ناظر به بحث اربعین عرض می‌کنم، که ما هنوز نیاز داریم این جایگاه زن و آن افق و نگاه تمدنی را در ابعاد مختلف تبیین کنیم. من مقداری می‌خواهم بر موضوع «امت‌سازی» و «جامعه‌پردازی» که حضرت آقا فرمودند تمرکز کنم. به نظر شما، اکنون زنان ما با تأثیرپذیری از فرهنگ اربعین، نگاه اربعینی و مکتب حسینی و زینبی، چگونه می‌توانند در این زمینه نقش‌آفرین باشند؟

زنان ما وقتی یک هسته کوچک از جامعه، یعنی خانواده، را تشکیل می‌دهند، اگر در مسیر اربعین قرار بگیرند، در واقع یک کار تربیتی انجام می‌دهند. به نظر من، اگر تعداد زنان ما حتی در واقعه اربعین و در این رویداد عظیم و پیاده‌روی اربعین بیشتر از مردان شود، اتفاق خوبی است؛ چون یک خانم در این مسیر در حال پرورش دادن و انجام یک کار تربیتی است. او در این مسیر، صبر، شکیبایی، مقاومت، استقامت و ازخودگذشتگی را آموزش می‌دهد.

شما همین رفتارها را در این حدود یکصد و شصت روز، در کف خیابان می‌بینید. این گذشت و فداکاری در حال انجام یک کار تربیتی است. درباره حضور زنان ما می‌توانم با جرئت بگویم که در کف خیابان، تعداد زنان ما از مردان بیشتر است.

اگر مردان ما در کف خیابان هستند، اگر مردان ما در مسیر اربعین هستند و اگر مردان ما در میدان حماسه می‌آفرینند، بخش مهمی از این حضور به زنان بازمی‌گردد. زن جامعه است که دارد این افراد را به میدان می‌آورد.

اگر مادر خانواده لباس می‌پوشد، زمانی از شبانه‌روز را اختصاص می‌دهد، بچه‌ها را آماده می‌کند تا به کف خیابان بروند، همسرش را راهی میدان می‌کند و خودش نیز کف خیابان را در دست می‌گیرد، این موضوع بسیار مهم است.

شاید گرداندن پرچم در کف خیابان کار راحتی به نظر برسد، اما برای یک خانم واقعاً کار سختی است. با این حال، اکنون شما می‌بینید که پرچم مانند یک پر فرشته بر آسمان قرار گرفته و در دست خانم‌هاست. حضور زنان واقعاً پررنگ، بسیار پررنگ است.

من با بسیاری از افراد در جاهای مختلف مصاحبه کرده‌ام و مقداری نیز در جمع‌ها و محافل مختلف کنکاش کرده‌ام. بسیاری از آقایان بودند که می‌گفتند: خانم‌ها ما را راهی کردند؛ خانم‌ها ما را راهی کردند. ما اصلاً در این فضا نبودیم، اما خانم خانواده، زن خانواده و مادر خانواده، فرزند و همسر را همراه کرده است.

یعنی زن، بزنگاه را فهمیده، راه را فهمیده، خطر را نیز فهمیده و آن را تشخیص داده و اکنون در این مسیر قرار گرفته است. در مسیر اربعین نیز همین‌گونه است.

ببینید، من می‌گویم «مکروا و مکرالله»؛ به نظر من، حمله‌ای که رژیم صهیونیستی و آمریکایی‌ها به مرز شلمچه انجام دادند، شاید از این جهت قابل توجه باشد که بسیاری می‌گفتند امسال باید در کف خیابان بمانیم و در اربعین حضور پیدا نکنیم.

از نگاه شما، چگونه می‌توان این دو موضوع را با یکدیگر جمع کرد؛ زیرا برخی می‌گویند حضور در کف خیابان و میدان، مهم‌تر است و از سوی دیگر، اربعین نیز به هر حال یک حرکت تمدنی است.

درست می‌فرمایید. من دقیقاً به همین نتیجه رسیده‌ام که اگر تا دیروز در این زمینه مردد بودیم که در راهپیمایی اربعین قرار بگیریم و حضور پیدا کنیم، امروز مصمم هستیم که در این راهپیمایی حضور داشته باشیم؛ حتی اگر به اندازه یک یا دو روز باشد.

حضرت امام می‌فرمایند هر جا را که دشمن می‌زند، متوجه شوید که آنجا جبهه حق است و برای دشمن اهمیت دارد که آن نقطه را هدف قرار می‌دهد. یعنی برای دشمن مهم است که مردم ما بترسند و در مسیر اربعین قرار نگیرند؛ زیرا مسیر اربعین، مسیر تمدنی و اسلامی است.

همان امتی که شما می‌فرمایید، همان امتی است که باید در آنجا جمع شود و در کنار یکدیگر قرار بگیرد و امت اسلامی را تشکیل دهد. الحمدلله اکنون در تمام جهان، این امت اسلامی در حال شکل‌گیری است. شاید همه آنها مسلمان نباشند، اما آن امت واحده و آن تفکر واحد در حال شکل‌گیری است؛ عدالت‌خواهی و حق‌خواهی در حال تحقق است.

اکنون حتی اگر به اندازه یک یا دو روز هم شده، من به همه توصیه می‌کنم که حتماً در مسیر اربعین قرار بگیرند. در عین حال، کف خیابان را نیز خالی نکنیم؛ یعنی مدت حضور در اربعین آن‌قدر طولانی نباشد که حضورمان در کف خیابان تحت تأثیر قرار بگیرد. باید به یکدیگر فرصت بدهیم. نیازی نیست که همه اعضای خانواده با هم به اربعین بروند. می‌توانیم چند نفر از اعضای خانواده بروند و برگردند و سایر اعضای خانواده در این مدت در میدان حضور داشته باشند و سپس جای خود را با یکدیگر عوض کنند.

به نظر من، این می‌تواند پدیده بسیار زیبایی باشد؛ اینکه عده‌ای سنگر را حفظ کنند، عده‌ای به اربعین بروند و بازگردند و سپس گروه دیگری راهی شوند و بقیه سنگر را حفظ کنند. به این ترتیب، هر دو سنگر امروز مهم است؛ به‌ویژه با توجه به اقدامی که آمریکا در این چند روز اخیر در مورد شلمچه انجام داد.

نکته دیگری هم در بحث «اقتصاد اربعینی» وجود دارد. من با برخی از استادان و کارشناسان اقتصادی صحبت می‌کردم. اساساً جنس این حرکت، همان جوشش مردم، ایثار و گذشت آنان است. ما در شرایط اقتصادی سختی قرار داریم؛ هم مردم ایران و هم مردم عراق با مشکلات اقتصادی مواجه هستند، اما با این حال می‌بینید که مردم برای سیدالشهدا(ع) نذر می‌کنند و چه میزان هزینه می‌کنند. حتی بسیاری از عراقی‌ها بخش مهمی از درآمد سالانه خود را کنار می‌گذارند تا بتوانند به زائران امام حسین(ع) خدمت کنند. این روحیه از کجا می‌آید؟ به‌ویژه نقش و تربیت زنانی که در مکتب ما پرورش یافته‌اند در شکل‌گیری این فرهنگ چیست؟ واقعاً چگونه با وجود همین شرایط سخت اقتصادی، «اقتصاد اربعینی» شکل گرفته است؛ اقتصادی که مبتنی بر ایثار و ازخودگذشتگی است و برخلاف دنیای غرب که همه‌چیز در آن مبتنی بر اصالت سود و منافع شخصی است، بر بخشش و خدمت استوار است؟ این فرهنگ از کجا می‌آید و نقش زنان در آن چیست؟ من می‌خواهم بیشتر نقش زنان را با نگاه به همان حافظه تاریخی اسلامی و شیعی بیان کنم.

اگر باز هم بخواهم بگویم، باید به حافظه تاریخی خودمان رجوع کنیم. نخستین سفره‌دار اربعین ما و نخستین سفره‌دار ائمه ما پس از واقعه عاشورا، ام‌البنین(سلام‌الله‌علیها) و حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) هستند.

زنان ما نیز از این دو الگوی بزرگوار تأثیر می‌گیرند. زنان ما از آنان یاد گرفته‌اند که برای رسیدن به هر نقطه نورانی، باید به آن نور الهی متوسل شد؛ به آن نقطه اوجی که انسان‌ها را به ملکوت می‌رساند و موجب تعالی انسان می‌شود.بانوان ما از حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) تأثیر می‌گیرند و به همین دلیل است که امروز در مسیر اربعین این‌گونه فداکاری می‌کنند. از حضرت ام‌البنین(سلام‌الله‌علیها) می‌آموزند که چگونه در این مسیر قرار بگیرند و فرزندان خود را در این راه بفرستند.

از این به بعد، مسیر اربعین نیز با توجه به اتفاقاتی که در حال رخ دادن است، مسیر خطرناکی خواهد بود. یعنی من در چند روز اخیر مشاهده می‌کنم که بسیاری از افراد با خانواده‌های خود خداحافظی می‌کنند و راهی می‌شوند؛ زیرا دشمن، دشمنی است که دشمنی می‌کند و ما نمی‌دانیم چه اتفاقی قرار است رخ دهد.

در مورد اقتصاد اربعین که شما می‌فرمایید، این افراد، تربیت‌شدگان مادرانی هستند که به آنان خوراک فکری و اعتقادی داده‌اند؛ مادرانی که به فرزندان خود آموخته‌اند چگونه سرمایه و دارایی خود را در راه اباعبدالله(ع) بیاورند و در طبق اخلاص قرار دهند و میان همه تقسیم کنند.

اگر می‌خواهیم نگاه تمدنی داشته باشیم، اگر می‌خواهیم به تمدن نوین اسلامی برسیم و اگر می‌خواهیم به ظهور برسیم، باید این‌گونه زندگی کنیم. باید روزی فرا برسد که به تعبیر حجت‌الاسلام پناهیان، هیچ‌کس از دیگری نپرسد که این مال برای توست یا برای من؛ بلکه بتواند از مال دیگری بردارد تا نیاز خود را برطرف کند و به اندازه رفع نیاز خود از آن استفاده کند.

یعنی اکنون همین اتفاق در اربعین نیز رخ می‌دهد. فردی که به اربعین می‌رود، می‌گوید فقط هزینه مسیر رفت‌وآمد خودم را دارم و بقیه هزینه‌ها را دیگران تأمین می‌کنند؛ زیرا می‌داند که در این مسیر جایی برای خودنمایی و منفعت شخصی نیست و همه به فکر یکدیگر هستند و به هم کمک می‌کنند.

شما یک پدیده واقعاً عجیب و قابل تأمل را در مسیر اربعین مشاهده می‌کنید. در مسیر اربعین، همه به یکدیگر کمک می‌کنند. هیچ‌کس از دیگری پیشی نمی‌گیرد تا بخواهد خودش را نشان دهد. منیت و هوای نفس به حداقل می‌رسد و تقریباً وجود ندارد.

شما می‌بینید که افراد در حال ماساژ دادن پای زائران هستند. در جای دیگری می‌بینید که فردی با عنوان دکتر، مهندس یا پروفسور مشغول خدمت‌رسانی است. من خودم گاهی با این افراد برخورد کرده‌ام و وقتی درباره جایگاه اجتماعی‌شان سؤال می‌کنم، متوجه می‌شوم چه مسئولیت‌ها و موقعیت‌هایی در جامعه دارند. این موضوع بسیار جالب است؛ اینکه یک نفر خودش را تا این اندازه از جایگاه اجتماعی معمول خود پایین می‌آورد و خدمت به دیگری را انتخاب می‌کند، به این دلیل است که می‌داند این امور دنیوی در اینجا محاسبه نمی‌شود. در اینجا شخص دیگری در حال مشاهده این رفتار است؛ یک نقطه نور دیگری وجود دارد که انسان به آن مبدأ و منشأ متصل است و اعتقادات فرد آن‌قدر محکم است که چنین عملی را انجام می‌دهد.

این موضوع نیز با تربیت مادر خانواده ارتباط دارد. اگر نگاه تربیتی داشته باشیم، می‌بینیم که اگر خانواده‌ای پدر نداشته باشد، مادر خانواده می‌تواند خانواده را مدیریت کند؛ اما شاید پدر به‌تنهایی نتواند هم نقش مادری و هم نقش پدری را ایفا کند و در بسیاری از موقعیت‌ها توان او کافی نباشد. البته نمی‌خواهم با بیان این مطلب به آقایان توهین کنم؛ بلکه این توانی است که خداوند در وجود یک خانم قرار داده است.

بنابراین، ما می‌توانیم به این نتیجه برسیم که اگر این مسیر پرشور و شعف وجود دارد، اگر این گذشت و ایثار در مسیر اربعین وجود دارد و اگر این نگاه در مسیر اربعین شکل گرفته است، بخش مهمی از آن حاصل تربیت زنانه این جامعه است. زنان عراقی و زنان جامعه اسلامی ما هستند که این افراد را تربیت کرده‌اند و اکنون آنان در این مسیر قرار گرفته‌اند و این شور عظیم را پرورش می‌دهند.

یکی از جلوه‌های زیبای خود اربعین، همان‌طور که اشاره فرمودید، حضور خانوادگی است. در سال‌های اخیر، هم کسانی که زائر هستند و هم کسانی که خادم هستند، به‌صورت خانوادگی در این حرکت حضور پیدا می‌کنند. نکته جالب این است که در مواکب، از دختر بچه سه یا چهار ساله که در حد توان خود کمک می‌کند تا پیرمرد هفتاد یا هشتاد ساله را می‌بینیم. این تجلی حضور اربعینی، تا چه اندازه در تربیت انسان تراز تمدن نوین اسلامی و برای تحقق ظهور مؤثر بوده است؟

ببینید، شما وقتی در مسیر اربعین قرار می‌گیرید و به‌صورت خانوادگی نیز در این مسیر حضور پیدا می‌کنید، در واقع در حال انجام یک کار تربیتی هستید. در این مسیر، به فرزند خود گذشت را یاد می‌دهید، تحمل را آموزش می‌دهید، ایثار را یاد می‌دهید، مقاومت را آموزش می‌دهید و خستگی‌ناپذیری را به او می‌آموزید.

من می‌گویم بچه‌های دهه نودی که اکنون در کف خیابان‌های ما طی چهار ماه اخیر حضور دارند، کودکانی هستند که در مسیر اربعین نیز حضور داشته‌اند. مطمئن باشید که آنها همراه خانواده خود مسیر اربعین را تجربه کرده‌اند. مگر می‌شود شما یکصد و بیست شب یا یکصد و شصت شب در کف خیابان حضور داشته باشید و خسته نشوید؟ مگر می‌شود کودک خسته نشود و مادر خسته نشود؟ این کودک، مقاومت را در آنجا یاد گرفته است؛ خستگی‌ناپذیری را در آن مسیر آموخته و اکنون در اینجا در حال تجربه دوباره همان آموزه‌هاست و مجدداً آنها را به عرصه بروز و ظهور می‌رساند.

برای مبلغان، به‌ویژه حوزویان اعم از برادران و خواهران، چه نکاتی به ذهن شما می‌رسد؟ چه توصیه‌ای، بر اساس تجربه زیسته خودتان در سال‌های گذشته، دارید که این مبلغان بیشتر بر چه موضوعاتی، چه در بحث‌های گفتاری و ارتباط چهره‌به‌چهره و چه در فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی و همچنین در عرصه رسانه، تأکید کنند؟

البته بنده کوچک‌تر از آن هستم که بخواهم توصیه‌ای داشته باشم. توصیه را ابتدا به خودم می‌کنم. این مطلب را به‌عنوان یک طلبه با افتخار عرض می‌کنم که رسالت طلاب ما بسیار پررنگ‌تر و سخت‌تر از دفعات قبل شده است.

ما در این یکصد و شصت شب اخیر، یک بروز و ظهور عجیب از زن را مشاهده می‌کنیم. من خودم در کف جامعه قرار می‌گیرم و اگر بخواهم همین استان خودمان را مدنظر قرار دهم، می‌بینم زنان یکصد و شصت روز قبل استان قم با زنان امروز بسیار متفاوت هستند. اکنون شما کاملاً یک زن اجتماعی، یک زن تأثیرگذار و یک زن اثرگذار را در کف اجتماع می‌بینید.

این موضوعی است که حتماً باید توسط طلاب ما تبیین شود. اگر خانواده‌هایی هنوز در این زمینه توجیه نشده‌اند و این موضوع برایشان تبیین نشده است، طلاب باید در مدارس، دانشگاه‌ها، کف جامعه، محلات و جمع‌های کوچک خانوادگی حضور پیدا کنند و این مسئله را برای مردم تبیین کنند که این حضور تا چه اندازه تأثیرگذار بوده است.

در بحث همین پیاده‌روی اربعین، من خودم با چند نفر از دوستان عراقی‌مان صحبت می‌کردم؛ اصلاً باید این واقعه جنگ رمضان را در آن سوی مرز برای زنان عراقی تبیین کرد. زنان عراقی ما تا چه اندازه می‌توانند تحت تأثیر قرار بگیرند. درباره شهدای ما چقدر صحبت می‌کنیم؟ وقتی درباره شهدای ما صحبت می‌شود، آنان تحت تأثیر قرار می‌گیرند و می‌گویند زنان ما این‌گونه عمل کردند، زنان ما این‌گونه ایستادگی کردند، مادر شهید ما می‌آید و با این اقتدار صحبت می‌کند.

شما در بحث شهدای میناب، یک پدیده واقعاً عجیب را مشاهده می‌کنید. مادری که دو فرزند خود را تقدیم کرده است، به‌جای اینکه برای خودش سوگواری کند، می‌آید و دعای «الهی عظم البلاء» را می‌خواند و برای ظهور کسی دعا می‌کند که باید بیاید و همه را نجات دهد. یعنی اصلاً به فکر خودش نیست.

این موارد باید تبیین شود و درباره آنها سخن گفته شود. شاید لازم باشد سال‌ها درباره موضوع مدرسه میناب صحبت شود. شما می‌شنوید که می‌گویند پدیده‌های عجیبی در بحث میناب در حال اتفاق افتادن است. هر کدام از این موارد مدت‌ها جای بحث و گفت‌وگو دارد و باید برای مردم کف جامعه تبیین شود.

به نظر من، این تبیین فقط می‌تواند از طریق طلاب و فضلای ما اتفاق بیفتد؛ زیرا آنان کسانی هستند که مردم به آنها رجوع می‌کنند و محل رجوع مردم هستند. شاید مردم کمتر به افراد نظامی رجوع کنند و شاید به اقشار مختلف نیز کمتر مراجعه کنند، اما طلاب و روحانیون ما جزو افراد محل رجوع مردم هستند و حتماً سخن آنان تأثیرگذار است.

در این میان، نقش طلاب خواهر بسیار پررنگ است؛ زیرا زنان کف جامعه ما می‌توانند این مطالب را به افراد داخل خانواده خود تسری دهند. بنابراین، وظیفه بسیار خطیری بر عهده دارند و باید نقش خود را در مسیر تمدنی جامعه و در تحقق جامعه نوین اسلامی بسیار مهم و تأثیرگذار بدانند.

من معتقدم از تمام این وقایع می‌توان درس گرفت؛ زیرا این اتفاقات، یک خط فکری مشخص و سوژه‌های مشخصی در اختیار ما قرار داده‌اند. به نظرم همه‌چیز آماده است تا بتوانیم در این مسیر قرار بگیریم و تبیین درست و مؤثری داشته باشیم.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha