خبرگزاری حوزه| دفاع مقدس را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک رویداد تاریخی در قاب خاطرات گذشته دید؛ این دوران گنجینهای عظیم از معرفت، ایثار، جهاد، مقاومت و تربیت انسانهایی است که هنوز بخش مهمی از ظرفیت آن برای نسل امروز استخراج نشده است.
یکی از مهمترین درسهای این مکتب، هنر پیوند دادن مردم با ولی و امام جامعه است؛ هنری که در سیره حاج قاسم سلیمانی و فرماندهان شهید بهروشنی دیده میشود. آنان خود را حلقهای برای اتصال جامعه با آرمانها و رهنمودهای رهبری میدانستند و توانستند این پیوند را در میدان عمل به سرمایهای اجتماعی تبدیل کنند.
در این میان، رسالت روحانیت صرفاً روایت تاریخ شهدا نیست؛ بلکه باید الگوهای تربیتی نهفته در زندگی و مجاهدت آنان را استخراج، تبیین و متناسب با زبان و نیازهای نسل جوان ارائه کند. اگر این گنجینه بهدرستی بازخوانی شود، دفاع مقدس همچنان میتواند مدرسهای زنده برای تربیت نسل آینده باشد.
حجتالاسلام والمسلمین مهدی جوشقانیان مسئول سازمان بسیج طلاب و روحانیون استان قم در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حوزه، به تبیین ظرفیت دفاع مقدس و نقش حوزه های علمیه و مبلغان دینی در عصر حاضر را پرداخت که مشروح آن تقدیم حضورتان می گردد:

در هنگامه دفاع مقدس سوم هستیم و یاد و خاطره شهدای عزیز و گرامی را گرامی میداریم، بخصوص شهدای جنگ تحمیلی دوم و سوم و در رأس همه آنها، امام و قائد و رهبر شهیدمان. ابتدا میخواستم به عنوان مسئول سازمان بسیج طلاب و روحانیون بفرمایید رویکرد کلی برنامههای بسیج طلاب ناظر به هفته دفاع مقدس چیست؟ در صورت امکان گزارشی بهصورت کوتاه بفرمایید.
بسمالله الرحمن الرحیم.
سلام عرض میکنم خدمت دوستان عزیزمان در مجموعه فخیم و مغتنم خبرگزاری حوزه که بحمدالله موفق هستند و در انعکاس فعالیتها و در این جنگ رسانهای و شناختی، خوب میدرخشند.
آقای شهید فرمودند که دفاع مقدس یک گنج است و گنج را باید استخراج کرد و هنوز مانده تا این گنج عظیم استخراج شود. رویکرد ما در هفته دفاع مقدس با موضوعیت دفاع مقدس، نه فقط همان جنگ هشتساله، بلکه با الگوبرداری از جنگ هشتساله و الگودهی دفاع از حرم، دفاع از آب و خاک و جنگ اخیر، جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان است.
برنامهای را تحت عنوان «روایت مقاومت» ترتیب دادهایم. کاری که بچههای بسیج و بچههای سپاه انجام میدهند، این است که مانع از آن اتفاقی شدند که دشمن میخواست در اصفهان بیفتد و اینجا در شهر مقدس قم نیز رقم بخورد.
حضور گسترده مردم در عرصه مقاومت
به شعاع عظیمی، بچهها دارند پست میدهند. نیروهای داوطلب بسیجی، دانشجو، دانشآموز، طلبه، غیرطلبه، عموم مردم، کارگران، بقالها و اقشار مختلف، شبانهروز در حال پست دادن و فعالیت هستند و در محورهای مختلفی که تعریف شده، حضور دارند.
ما طلبهها را در قالب گروههای مختلف دستهبندی کردیم؛ اساتید، طلاب سطوح مختلف و سطوح عالی. انشاءالله برنامهای را به زیبایی برای آنها ترسیم کردهایم تا در محور مقاومت حضور پیدا کنند و همین جاهایی که در شهر خودمان مانع از هلیبرن دشمن شد، تفکر مقاومت و جبهه مقاومت را دنبال کنند.
یاد دورههای شهدا، برگزاری جلسات تبیینی دفاع مقدس، جنگ اخیرمان و دفاع مقدس اخیر، یعنی جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان، از دیگر برنامههاست؛ بهخصوص با توجه به نگاه، باور و رویکرد سید و قائد و مجاهد کبیر و نستوه انقلاب اسلامی، ذبح عظیم انقلاب، امام شهیدمان نسبت به جهاد، دفاع مقدس و فتح قلههای جهانی که امروز با سرعت در حال پیشروی به سوی آن هستیم.
این تفکر به دست نمیآید مگر با تفکر مقاومت. در چهارمین مطالبه حضرت آقا از حجت الاسلام والمسلمین طائب، ریاست سازمان بسیج، این موضوع مطرح بود که نشر و اشاعه تفکر و فرهنگ مقاومت و بسیج در عرصه بینالملل و دنیا دنبال شود.
طلاب غیرایرانی؛ بستری برای ترویج فرهنگ مقاومت
این بستر را ما داریم. در عرصه بینالملل، طلاب خارجی ما و عزیزانی که امروز اینجا مشغول به تحصیل هستند، از ایالات متحده آمریکا، کشورهای مختلف آفریقای جنوبی، آفریقای شمالی و کشورهای مختلف دیگر، همه اینجا مشغول تحصیل هستند.
نشر و اشاعه تفکر مقاومت، بسیج، دفاع مقدس و این فرهنگ غنی و مغتنم و گنج دفاع مقدس، بهترین بسترش همینجاست. این، مطالبه و دستور جدی امام حاضرمان و امام رشیدمان است.
بعد از مبناسازی و گفتمانسازی امام شهیدمان، حضرت آقا وارد فاز عملیاتی تمدن عظیم اسلامی شدند و اکنون کار را شروع کردهاند؛ آن هم با محوریت قرار دادن تفکر مقاومت، تفکر دفاع مقدسی، جهاد و شهادت.
این رویکرد در انتصابات اخیر آقا معلوم است و در رویه رهبری حضرت آقا نیز بهخوبی مشاهده میشود و انشاءالله به فضل الهی میسور و ممکن خواهد شد.
ضرورت باور مسئولان به دفاع مقدس و مقاومت
این موضوع مهم، یعنی اعتقاد و باور به دفاع مقدس، در میان مسئولان ما نیز مطرح است. مسئولان ما اکنون دو گونه هستند؛ برخی جانانه به دفاع مقدس، دفاع از این مکتب، آرمان و مقاومت اعتقاد و باور دارند.
برخی نیز، البته درصدشان کم است، این نگاه را دارند که باید برویم، بنشینیم و با آنها توافق کنیم و آنها برای ما تعیین کنند. اما گفتمان غالب، گفتمان اول است؛ گفتمان پیروز، گفتمان اول، یعنی گفتمان مقاومت است.
امام و رهبر شهیدمان در فرمایشاتشان بخصوص در دیدارهایی که دستاندرکاران مباحث محتوای دفاع مقدس با ایشان داشتند، نکتهای فرمودند که این نرمافزار بهرهبرداری از گنجینه دفاع مقدس را باید استخراج کرد. به نظر میرسد این کار روحانیت است؛ طلبههایی که هم دغدغه دارند، هم باور عمیقی به بحث مقاومت دارند و هم اینکه خودشان کنشگر هستند. در هفت ماه اخیر انصافاً در بحث جهاد و روایت درباره این موضوع کار کردهاند. راجع به این موضوع، بسیج طلاب چه برنامههایی دارد که این طلبهها شناسایی و بهکارگیری شوند؛ هم در بحث جهاد تبیین و هم در بحث همین نرمافزاری که عرض کردم، یعنی استخراج گنجینههای دفاع مقدس و این دو جنگ تحمیلی اخیر، تا این گنجینهها به یکدیگر انضمام پیدا کنند و کاربردشان برای کلیت جامعه باشد؟ به هر حال، هنوز هم برخی از نسل جدید تحت تأثیر باورهای غلط رسانهای و پمپاژ مسموم رسانههای مغرض دشمن هستند و برای اینها باید چه کار کرد؟
استخراج گنجینه دفاع مقدس؛ ضرورتی که نباید به تأخیر بیفتد
فرمایش شما کاملاً درست است. اینکه در این جنگ شناختی و جنگ هیبریدی ما هنوز نتوانستهایم گنجینه عظیم دفاع مقدس را استخراج کنیم، درست است. اولاً استخراج کردن گنج هم به این راحتی نیست. جایی که گنجی قرار است استخراج شود، زمان میبرد و دقیقاً زمان میبرد تا ما بتوانیم تمام آن فضائل و معارف جنگ و دفاع مقدس را انتقال بدهیم؛ ولی ما نباید معطل کنیم و باید سرعتمان را بیشتر از اینها کنیم.
هرچند گنجینه دفاع مقدس آنقدر عظیم است که تا دنیا دنیاست، حرف برای گفتن دارد؛ چه رسد به دفاع از حرم، چه رسد به جنگ دوازدهروزه و چه رسد به جنگ رمضان که هر کدام از اینها خودشان یک دفاع مقدس با مقاطع و زمانهای مختلف هستند. آن هشت سال بود، دفاع از حرم چهار پنج سال بود، دفاع و جنگ دوازدهروزه ما بازه زمانیاش دوازده روز بود و جنگ چهلروزه رمضان نیز بازه زمانی خودش را داشت؛ ولی اثرات، تبعات، آثار و برکاتش به اندازه جنگ هشتساله دفاع مقدس ما برکت دارد.
شهدا؛ الگوهای ماندگار برای نسلهای مختلف
یک شهید سلامی برای ما کافی است که دهها سال روی تفکر سلامی و قهرمان بودن او کار کنیم. یک سعید سامانلو در دفاع از حرم برای ما کافی است که نسل و الگویی برای بچههای ما باشد. یک مرحمت بالازاده برای دانشآموزان ما و بچههایی که در دبیرستان، متوسطه اول و متوسطه دوم درس میخوانند، کفایت میکند؛ قشنگترین، زیباترین و برترین الگو.
اما ما چه میکنیم؟ به لحاظ مبانی، باید اینها را استخراج کنند، با آیات، روایات و مصادیق تطبیق بدهند. این کار با ما طلاب است، با ما طلبههاست. وقتی میگوییم حسن باقری، مدیریتش جهادی و مبنایی بود، حسن باقری بیستساله در دفاع مقدس ما غوغا کرد؛ این را با تفکر جهادی، مبنایی و دفاع مقدسی با هم تطبیق میدهیم. این کار، پژوهش حوزه و کار بچههای طلبه است.
وقتی میگوییم مثل مصطفی کاظمزاده شانزدهساله در جنگ و در دفاع مقدس توفیق پیدا کرد امام زمان را دید، این موضوع را بر اساس آیات و روایات تطبیق میدهیم و ارائه الگو میکنیم به نسلی که اکنون دویست و ده شب است در بعثت مردمی و خیابان، این تنگه احد را حفظ میکند؛ با الگوی مصطفی کاظمزاده، با الگودهی محسن حججی و با الگوی ابراهیم عشریه که با سه دختر رفت و شهید دفاع از حرم شد.
پیوند الگوهای دفاع مقدس با آیات و روایات
با الگودهی شهدای اخیرمان، مانند مائده و معین صفرینوا، شهدایی که جزو شهدای جنگ رمضان بودند؛ دو دختر و پسری که با یکدیگر خواهر و برادر بودند. با استفاده از آیات و روایات و عشق و علاقهای که اینها به قرآن داشتند، طبق گفته پدر مائده خانم و همایون صفرینوا، از شهدای جنگ رمضان اخیر، باید اینها را استخراج کنیم.
بچههایی که در این حیطه هستند، باید این مفاهیم را از دل آیات و روایات استخراج کنند، با این مصادیق تطبیق دهند و الگوی زیبایی به نسل جوان ما ارائه کنند؛ به نسلی که امروز به تعبیر آنها «نسل ضد» است، ولی به تعبیر ما، نسل ضد استکبار است؛ نسلی که امروز ضد شیطان، ضد رژیم صهیونیستی و ضد آمریکاییهاست.
نسل جوان؛ نسلی که در میدان مقاومت حضور دارد
نگاه ما این است که مگر سلامی، قهرمان ما، نگفت؟ مگر حاجیزاده، قهرمان ما، نگفت؟ مگر سلیمانی نگفت؟ گفتند با همین بچههایی که در کوران فتنهها به خیابان آمدند، با همینها به سراغ شما میآیند.
الان هم همین است. خیابان کشوردوست، امروز در و دیوارش حاصل دستنوشتههایی است که دختران و پسرانی که آمدهاند و صحبتهایی را با امام شهید ما میکنند؛ صحبتهایی که در زمان حیات آقا این صحبتها را نمیکردند. یعنی با خون امام شهید ما، این اتفاق رقم خورده است.
این کار چه کسی است؟ این کار بچههای طلبه است.
حضور طلاب در کنار رزمندگان؛ از مأموریت رزمی تا مأموریت تبلیغی
همین الان بچههایی که اعزام شدهاند به میناب، به بندرعباس، به هرمزگان، به سیریک و جاهایی که رزمندگان ما در نیروی دریایی در حال جنگ هستند، در کنار آنها حضور دارند.
این حضور با دو مأموریت است: یک مأموریت رزمی و دو، مأموریت تبلیغی و روحیهدهی به رزمندگان.
همین موضوع در دفاع مقدس هم بود. در دفاع رزمی حضور داشتیم، اما با این نگاه که منی که به اینجا آمدهام، یک رویکرد رزمی خودم دارم و یک رویکرد تبلیغی برای آن رزمنده پای لانچر یا رزمنده داخل کشتی دارم.
توجه به خانواده رزمندگان؛ اهمیت عقبه میدان نبرد
دوم، خانواده اوست که در آن روستا یا در آن شهر ساکن است. باید آنها را هم به لحاظ محتوایی، تغذیه فکری و ذهنی و انسجامبخشی، تقویت کنیم؛ چون عقبه این میدان خیلی مهمتر است.
امروز کسانی که در وسط میدان میجنگند، در لبه جلویی منطقه نبرد هستند. خود آن رزمنده و خانواده او که دارد او را به لحاظ امیددهی و روحیهدهی تأمین میکند، بسیار مهم هستند.
خود آن خانواده هم امروز گاهی اوقات اسیر جنگ شناختی است. لذا این رسالت منِ طلبه است؛ رسالت بسیج طلاب و بسیج به عنوان امام اقشار در جامعه، در تمام اقشاری که در جامعه حضور دارند.
رسالت بسیج طلاب در هدایت ظرفیت «جانفداها»
ما امروز خودمان را به عنوان کسانی میدانیم که باید جمعیت بالای سی میلیون نفری را که در «جانفدا» ثبتنام کردهاند، سمتوسو بدهیم.
رسالت عظیم مجموعه بسیج طلاب این است که اینها به بیراهه نروند. اینها آمدهاند و بالاترین عنوان را برای خودشان نامگذاری کردهاند؛ روی پیشانیهای اینها نوشته شده است. جانفدای این نظام، انقلاب و ولایت، جانفدای این خاک هستند. هنر ما این است که چگونه بتوانیم از این ظرفیت عظیمی که اعلام آمادگی کردهاند، در این مسیر نورانی استفاده کنیم. این امر نیز میسور نمیشود، مگر با برنامه، برنامهریزی قوی، محتوادهی قوی، عملیات و بهکارگیری این ظرفیت جانفدا؛ تا انشاءالله اتفاقی بیفتد و این ظرفیت عظیم انشاءالله به بیراهه نرود.
در ایام دومین سالگرد شهادت مظلومانه ولی پرافتخار سید مقاومت، سید حسن نصرالله، هستیم؛ دو سال پیش در چنین روزهایی بود که ایشان را به لحاظ دنیوی از دست دادیم؛ البته روح و اندیشه ایشان همچنان ادامه دارد. نکتهای که به هر حال درباره سید مقاومت وجود دارد، این است که محصول مکتب امامین انقلاب است؛ یعنی هم بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم شاگرد امام بوده و هم منویات و رهنمودهای حضرت آقا را در جبهه مقاومت به هر حال عملیاتی کرده است. چه نکتهای میشود از سیره، سبک زندگی، مجاهدت و اندیشه سید حسن نصرالله برای طلاب امروز، طلابی که تازه وارد حوزه میشوند و در آن فضا قرار دارند، بیشتر مورد تأکید قرار داد؟ بسیاری از آنها واقعاً نگاههای دقیق و آرمانی دارند، اما شاید نیاز باشد یک الگوی ملموس از جنس سید حسن به آنها معرفی شود.
بالاترین ویژگی سید حسن نصرالله؛ باور عمیق به ولایت
بالاترین ویژگی شهید سید حسن نصرالله که خودم شیفته آن هستم و سعی میکنم همیشه از آن الگوگیری کنم، باور عمیق ایشان به ولایت و تفکر ولایی بود. یک موقعی فرمانده حشدالشعبی عراق در جمعی از طلاب و دانشجویان سخنرانی میکرد. ایشان برای ما گفت: «دوازده سال است که سید حسن نصرالله به من مأموریتی داده که به کشور ایران، دانشگاههای ایران و مجامع آموزشی این کشور بیایم و تبیین گفتمانی بکنم، تبیین شخصیت و گفتمان حضرت آقا، شهیدمان، سید و قائد شهیدمان را انجام بدهم.»
بالاترین ویژگی شهید سید حسن نصرالله و بالاترین ویژگی کسانی که مثل ایشان در این عرصه ساخته و پرداخته شدند، مانند حاج قاسم، سردار سلامی، حاجیزاده، شهدای مقاومت، اسماعیل هنیه و کسانی که در این مسیر نور بودند، باور عمیق آنها به ولایت و تفکر ولایی آنهاست. در این مسیر، وقتی کسی به ولایت باور پیدا کرد، از هیچ تلاش و کوششی دریغ نمیکند و آنجاست که خدای متعال به او عنایت میکند.
تفکر ولایی؛ زمینهساز روحیه جهادی
حقیقتاً وقتی نگاه میکنیم در عرصه مدیران جامعه، در میان کسانی که دارند فعالیت میکنند، چه مسئولان دولتی ما، چه مدیران میانی ما و چه همه کسانی که به هر حال در جامعه ایفای نقش میکنند، آنهایی که نگاه و باور عمیقی به ولایت دارند، تفکرشان جهادی است؛ تفکرشان ولایی است و روز و شب نمیشناسند.
اما آن کسانی که باور عمیق به ولایت پیدا نکردهاند، نه اینکه ندارند، بلکه هنوز آن باور عمیق را پیدا نکردهاند. اینجا باز رسالت ماست؛ ما نتوانستیم ولی، امام و مولا را به آنها بشناسانیم. ما نتوانستیم این ظرفیت عظیم را بشناسانیم.
ولی آن کسی که اعتقاد و باور پیدا میکند، چگونه است؟ امروز شیعیان پاکستان وقتی خبر شهادت آقا را میشنوند، بیش از یکصد شهید میدهند. در پی خبر شهادت آقا، بیش از یکصد شهید دادند و به مکانهایی که منوط به استکبار و مستکبران عالم بود، حمله کردند؛ حالا دفتر آنها یا ساختمان آنها.
بازتاب جهانی معرفت به ولایت
چرا امروز در دانشگاه هاروارد، دانشگاهی با رتبهبندی جهانی، عکس آقای شهید توسط دانشجویان آنجا بلند میشود؟ چرا امروز عراق قیام میکند؟ قیام مردم عراق را میبینیم در تشییع آقا. چه اتفاقی افتاده است؟ این به برکت معرفت به ولایت و شناخت به ولایت است.
در نگاه مبنایی ما میگوید: «کما نودی بالولایة». علامه مصباح یزدی(ره) در تفسیر این روایت و این آیات که مربوط به ولایت است، میفرمودند ولایت فقیه شاخهای از شاخههای ولایت و امامت در اصول دین ماست، نه در فروع دین ما.
اصل ولایت به اصل باور و اعتقاد ما به دین و اصول دین ما برمیگردد، نه اینکه فرعی از فروع دین ما باشد. لذا باور بین ماها هم همین است. اعتقاد ما هرچه راسختر و هرچه محکمتر باشد، تبعیت ما، ولایتمداری ما و کار ما در این طرف قصه، محکمتر و راسختر خواهد بود.
دشمن نیز به اهمیت ولایت پی برده است
ولی آن طرف، در نهایت دشمنان هم همینطور هستند. آنها نیز این موضوع را فهمیدهاند. همین الان ببینید جمله مکنزی را درباره ولایت بخوانید؛ جمله روبیو، وزیر خارجه آمریکا، وزیر ایالت اتحاد آمریکا، وزیر، این سگ زرد، دارد میگوید بالاترین مشکل ما ولی این جامعه است؛ ولایت.
آن را بزنید؛ اعتقاد اینها به امامت، به ولایت و بعد از آن ولایت فقیه که اینگونه ما را مجبور کرده با آنها بجنگیم و خودشان هم اقرار کردهاند.
رابرت کیک، مشاور نظامی ترامپ، هم دارد میگوید: اینها در این اعتقادشان محکم و راسخ هستند.
تا الان برنده این میدان و عرصه، مردمی هستند که در دل جنگ، این قدرت مردمی به وجود آمد. هیچکجای دنیا چنین چیزی وجود نداشته است و همه اینها به عقبه این جریان، مبنا و نگاه ما به علمدار این جریان، این قصه و این محور بازمیگردد؛ یعنی ولی، امام و مولا. فرقی نمیکند؛ در زمان نبی، ولی جامعه نبی است؛ در زمان امام، ولی جامعه امام است و در زمان غیبت و عصر فقاهت، ولی جامعه «فقیه» است.
امامین انقلاب و پس از امامین انقلاب، امروز به زیبایی حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای در این عرصه و این جریان، سکانداری و رهبری میکنند که بینظیر است. ما کجا سراغ داریم که این تفکر اینگونه پیش برود؟ یعنی ما نه آقا را دیدهایم، نه آقا را شنیدهایم و نه تا به حال سخنی از ایشان شنیدهایم؛ اما بیش از ۲۱۰ شب است که به امر امام در خیابان هستیم. فقط با پیام ولی، امام و مولا پیش میرویم. این خودش اعجاز است، این خودش قدرت ولایت است.
قدرت ولایت در پیوند جامعه با ولی
عظمت ولایت را همینجا میتوان فهمید. هفت ماه است که با پیام ولی جامعه داریم پیش میرویم. لذا ولی جامعه چه عظمتی دارد. در روایت میگوید: «کما نودی بالولایة» برخی، این ولایت را از ولی معصوم جدا میکنند، اما نگاه ما، نگاه امام و امامین انقلاب است؛ ولایت فقیه همان ولایت رسول و همان امتداد آن ولایت است.
لذا رسالت ما این است که اگر منِ دانشآموز، دانشجو و عموم جامعه را با کلام ولی جامعه گره بزنم، منِ حلقه میانی، خودم که چیزی ندارم، او را با کلام ولی جامعه گره بزنم، هنر کردهام.
هنر حاج قاسم این بود، هنر حاجیزاده این بود، هنر سلامی این بود، هنر فرماندهان شهید ما این بود و هنر فخریزاده، احمدیروشن، شهریاری و رضایی این بود. اینها زیرمجموعه خودشان را با ولی، با امام و مولا پیوند میزدند؛ یعنی خودشان حلقه واسط و حلقه میانی این وسط میشدند و فدایی میشدند تا جامعه، مردم، دانشجو و طلبه را با ولی، امام و مولای جامعه گره بزنند.
این پیوند، پیوند عمیقی میشود؛ بهگونهای که مادر شهید میآید پیش امام که از شهدای دفاع مقدس، چهار شهید داده است. عکس بچههایش را از ساکش بیرون میآورد. امام گریه میکند، عکس بچهها را جمع میکند و میگوید: «من این بچهها را دادم تا اشک را در چشمان شما نبینم».
امروز هم همین است. امروز هم شهدای اخیر جنگ رمضان همین وضعیت را دارند؛ مادران و پدرانشان و خودشان وقتی این پیوند عمیق میان جامعه و ولی جامعه برقرار میشود، چنین ارتباطی شکل میگیرد.
پیوند مردم و ولایت؛ عامل هراس دشمن
وقتی این پیوند عمیق میان جامعه و ولی جامعه شکل گرفت، آنجاست که دشمن به هراس میآید.
فوکویاما در سال ۶۳ در اورشلیم، این نظریه را مطرح کرد. روبیو هم اکنون، بعد از این همه سال، همان جمله را تکرار کرد و گفت: «ما از اعتقاد و باور اینها به امام، ولی و مولا و اعتقادشان به ولایت فقیه میترسیم.»
سال ۶۳ ما درگیر جنگ و دفاع مقدس بودیم که فوکویاما این نظریه را مطرح کرد که اگر میخواهید شیعیان را بشناسید، اینها به ولی جامعه و امام اعتقاد دارند. روبیو نیز سال گذشته، در میانه جنگ ۱۲ روزه، همین نظریه را مطرح کرد. لذا معلوم است که این تفکر در دنیا اثرگذاری خود را داشته است که آنها به هراس افتادهاند.
رسالت بسیج طلاب و رسانه در ترویج تفکر ولایی
ما در عرصه بسیج طلاب و شما بهعنوان رسانه، بازوان حوزه در عرصه رسانه، این رسالت مهم را همه ما داریم که بتوانیم تفکر ولایی را در جامعه و این پیوند عمیق مردم با ولایت را بیش از پیش تقویت کنیم.
در گام دوم، آقا فرمودند که کار سختتر میشود. نقشه گام اول را داریم، اما داریم به سمت قله میرویم. کار سختتر میشود. در برخی جاها، هرچند با توجه به نقشه گام اول، کار بر ما سهل میشود، اما چون داریم به سمت قله میرویم، از روی نقشه داریم به سمت قله حرکت میکنیم و این حرکت به سمت بالا، سختتر می شویم.
انشاءالله بتوانیم باز هم در مناسبتهای دیگر و به بهانههای مختلف، توفیق برنامه داشته باشیم و همه ما بتوانیم در این عرصه، به زیبایی رسالت و تکلیف خودمان را ایفا کنیم.
«حوزه پیشرو»؛ الگوی عملی گام دوم انقلاب
ما باید در گام دوم و در بیانیهای که آقا به زیبایی برای ما ارائه کردند، «منشور حوزه پیشرو و سرآمد» را داشته باشیم. قطعاً نقشه گام دوم انقلاب، الگوی ما و مصداق عملی ما در این قصه، این جریان و این موضوع میشود.
حوزه پیشرو و سرآمد و حوزهای که بتواند این تفکر را پیادهسازی کند، حوزهای است که باور به ولی و امام جامعه دارد؛ باور به این مبنا دارد و باور به فکر و تفکر امامین انقلاب دارد.
آن کسی که عمیقاً به این جریان و این تفکر باور ندارد و نمیداند ما امروز در این پازل کجا قرار گرفتهایم، قطعاً ره به جایی نخواهد برد.
انشاءالله بهزودی شاهد اشاعه این تفکر عمیق در دنیا بهصورت گستردهتر باشیم. البته اکنون نیز بهصورت گستردهتر شاهد آن خواهیم بود.
انتهای پیام










نظر شما