به گزارش خبرگزاری حوزه، سلسله گفتمانهای «ظرفیتهای تأویلی پیادهروی اربعین» در نشست علمی «اربعین؛ فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی (هیأت، اربعین، مقاومت، خونخواهی)» با حضور جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه در پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) برگزار شد.
حجتالاسلام علیاصغر اسلامیتنها، عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در این نشست به موضوع «اربعین آیین تدبیری، نه فناوری اجتماعی» پرداختند، که مشروح این سخنان تقدیم شما فرهیختگان می شود.

۱۰ محور اصلی این نشست:
- نگاه متفاوت به موضوع و نقد رویکرد فناوریانگار
- انگیزههای ایجاد رویکرد فناوریانگار
- پیامدهای رویکرد فناوریانگار
- مفروض روششناختی: مفهوم منقول در برابر مفهوم خودی
- رویکرد درست: نگاه آیینی به پدیده اربعین
- نکته نظری: نظریههای فرهنگی ارتباطی و تفاوت نگاه به فناوری
- پیچیدگی پدیده اربعین
- شکست نگاه فناورانه در مواجهه با آیین
- اربعین؛ رسانه واسط بین عاشورا و ظهور
- پیشنهاد جایگزین: آیین تدبیری
نگاه متفاوت به موضوع و نقد رویکرد فناوریانگار
به نظر من اگر ما بخواهیم آیین را تبدیل به فناوری کنیم، این نوع نگاه، تقلیلگرایانه است و در واقع بیتوجهی به وجودی آیین و فناوری است. آیین به لحاظ وجودی بالاتر از فناوری است و وقتی با فناوریانگاری به آیین نگاه کنید، دچار تقلیل میشوید. با فناوریانگاری، معنا به کارکرد تقلیل پیدا میکند.
انگیزههای ایجاد رویکرد فناوریانگار
دلایل متعددی هست که این نوع نگاه ایجاد شده است؛ یعنی انگیزههایی به نظر من وجود دارد که رویکرد فناوریانگار را به آیین میخواهد داشته باشد.
نخستین انگیزه: نگاه مدیریتی
شاید اولین انگیزه، نگاه مدیریتی است. در وضعیت مدرن، معمولاً دولتها و نخبگان قدرت، دوست دارند همه چیز را تبدیل به ابزارهای کنترل کنند، به ویژه هنگامی که با حضور انبوهی از کنشگران و جمعیتها روبرو هستید. این نوع نگاه مدیریتی باعث میشود تلاش صورت گیرد که این جمعشدگی و جمعیتی که این اتفاق را رقم میزند، اصطلاحاً مدیریت شود و به عنوان یک فناوری نرم حکمرانی مورد استفاده قرار گیرد. همین انگیزه در حکمرانی، کنشگر را به این سمت سوق میدهد که به این پدیده که به نظر من فوقالعاده پیچیده است، به عنوان فناوری تلقی کند. لذا آن را تبدیل به ابزار مدیریت میکند. به محتوای درونی کار ندارد، بلکه آن را تبدیل به ابزاری برای اهداف حکمرانی خود میکند.
دومین انگیزه: انگیزههای اقتصادی
شاید دومین انگیزه، باز هم ذیل همان نگاه مدیریتی، انگیزههای اقتصادی است، حتی اقتصاد فرهنگی. یعنی هنگامی که نگاه فناوریانگار به آن دارید، از آن به عنوان یک فرصت بازاریابی سیاسی یا اقتصادی میتوانید استفاده کنید. در تجربه زیسته، برخی از عراقیها و شاید خود ما تجربه کردهایم که برخی رانندهها میگویند در این فرصت بیستروزه میتوانیم یک ماشین عوض کنیم. یعنی این حجم بالای حملونقل آنجا وجود دارد که میتوانند در این فرصت بیستروزه یک ماشین بخرند، استفاده کنند و سودش را ببرند. انگاره فناوریانگار با این رویکرد نیز هماهنگ است.
سومین انگیزه: نگاه تکنوکراتیک
انگیزه دیگری که ذکر میکنم این است که نوعی نگاه اصطلاحاً تکنوکراتیک نیز در آن هست. در نگاه فناوریانگار، همه چیز به عنوان مسئله دیده میشود که میخواهد آن مسئله را با راهحلهای علمی و فنی حل کند. یعنی مواجهه با این پدیده آیینی نیز مواجهه مسئلهمدار است. از ادبیات گابریل مارسل استفاده میکنم: دو جور میشود با یک پدیده مواجه شد: یکی مواجهه مسئلهمدار یا «پروبلماتیک» و دیگری نگاه رازآلود و رازورزانه. در نگاه مسئلهمدار، با واقعیت بیرونی دچار تضاد و مشکل هستید و میخواهید آن را حل کنید. اما در نگاه رازآلود، نگاه گشودهای به آن دارید، میخواهید آن را بفهمید و آشکار کنید. این نگاه نیز میتواند با انگیزههای رویکرد فناوریانگار همراه باشد.
پیامدهای رویکرد فناوریانگار
پیامد نخست: تهیسازی آیین از معنا
نگاه فناوریانگار اولین پیامد سنگینی که دارد این است که آیین را از معنا در درازمدت تهی خواهد کرد، زیرا حکمرانی انجام میدهد و بر آن مدیریت میکند. هسته مرکزی آیین، فرایند تولید و بازتولید معناست که به تعبیر بنده دوستان آشنا هستند، یک فرصت همشناسی فرهنگی است. این نگاه، آن فرصت معنایی را به کارایی و کنترل برمیگرداند. قرار است این یک کاری را انجام دهد و ما آن را مدیریت کنیم تا آن هدف در بالاترین شکل ممکن محقق شود. رویکرد آیینی دغدغهاش این است که فرایند تولید و بازتولید معنا در خلاقانهترین شکلش محقق شود. رویکرد فناوریانگار این است که این فناوری، آن هدفی که ما خیال میکنیم این برای تحقق آن ایجاد شده را محقق کند. دغدغه، دغدغه کارایی است.
پیامد دوم: انفعالی شدن مشارکت کنشگران
رویکرد فناوریانگار به نظر من باعث انفعالی شدن مشارکت کنشگران خواهد شد. آیین، فرضش بر وجود کنشگران و بازیگران خلاق است. مثلاً تفاوت تشکل در ایران با عراق، یک شکلش دقیقاً اینگونه بود. هنگامی که تصاویر را نگاه میکردیم، میگفتیم آنها چقدر مردمی و زیبا عمل میکنند، اما وضع ما اینگونه نبود. دغدغه مدیریت دائمی وجود داشت: کی بیاید، کی برود، چه زمانی باشد. مشارکت از حالت خلاقانه خارج میشود و به یک نوع مشارکت انفعالی تبدیل میشود، شبیه انتخابات که یک فرایند رأیدادن از پیش برنامهریزی شده است.
پیامد سوم: تبدیل هویت جمعی به برچسب
پیامد دیگر این است که آیین فرصتی است برای برساخت هویت جمعی، تولید هویت جمعی، بازتولید هویت جمعی و ایجاد حس تعلق. اما نگاه فناوریانگار هویت را تبدیل به برچسبهایی میکند که فناوری میتواند ایجاد کند. شما از طریق این فناوری میتوانید این برچسبها را در زمان و مکان خاص، متناسب با توجیههای سیاسی و سیاستی ایجاد کنید. تفاوت بنیادین بین امر نمادین و امر مکانیکی و امر فناورانه کاملاً در اینجا وجود دارد.
نگاه فناوریانگار به آیین یک آسیب جدی است
به نظر من نگاه فناوریانگار به آیین یک آسیب جدی است. پیش از این نیز صحبت میکردم. به اندازهای که توانستم در فرمایشات مقام معظم رهبری جستجو کنم، این تعبیر که نگاه فناوریانگار به اربعین داشته باشند، ندیدم. شاید جستجوی من ضعیف بود، اما به هر حال چنین تعبیری ندیدم. پرسیدم که شما بیش از بنده اطلاع دارید، آیا چنین چیزی وجود داشته است تا بازنگری کنیم؟
مفروض روششناختی: مفهوم منقول در برابر مفهوم خودی
من یک مفروض روششناختی دارم که دوستان میدانند: هر مفهومی که از آن سوی فرهنگ وارد شده، علامت سؤال دارد. یعنی هر مفهوم منقولی که از بیرون آمده، هنگام کاربرد باید یک علامت سؤال جدی روی آن بگذاریم و فکر کنیم که درست است یا غلط. برخلاف مفاهیم تراثی خودمان که مفاهیم مربوط به خود ماست. نسبت به مفهوم منقول یعنی آنچه بیرون از فرهنگ ما آمده، علامت سؤال داریم، ولی مفاهیم محصول خودمان که ریشه در اصالتهای خودمان دارد، اصل بر این است که درست است مگر خلافش ثابت شود. یعنی دو مواجهه کاملاً متفاوت.
رویکرد درست: نگاه آیینی به پدیده اربعین
از این منظر میگویم نگاه مناسکی و نگاه آیینی به پدیده اربعین درست است. یعنی همه آنچه که میخواهید از پدیده اربعین استفاده کنید، واژه «آیین» همه آن را میتواند برای شما تأمین کند.
نکته نظری: نظریههای فرهنگی ارتباطی و تفاوت نگاه به فناوری
این را داخل پرانتز بگویم چون رشته ما فرهنگ و ارتباطات است. در فضای نظریههای فرهنگی ارتباطی، یکی از مهمترین نظریهها که یک تغییر و تحول پارادایمی است، این است که در نظریهپردازیهای ارتباطی دو نگاه به فناوریهای ارتباطی وجود دارد: یک نگاه، نگاه آمریکایی است که به آن رویکرد انتقالی در ارتباطات میگوییم که یک نگاه فناورانه است. اتفاقاً منتقدان این نگاه به فناوری، نگاه آیینی دارند. یعنی دقیقاً برعکس آن کاری که ما انجام میدهیم. آنجا آیینانگاری فناوری است. میگوید فناوری فقط فناوری نیست، بلکه فناوری شبیه یک آیین عمل میکند. یعنی به لحاظ وجودی و جامعهشناختی، کاری که یک آیین انجام میدهد بسیار وسیعتر، بزرگتر و تأثیرگذارتر از خود فناوری است.
پیچیدگی پدیده اربعین
با این نوع نگاه، باید نسبت به پدیده اربعین که یک پدیده فوقالعاده پیچیده است، نظر دهیم. اساتید و دوستان میدانند که از سال ۲۰۰۳ به یک معنا این ماجرا شروع شد. طبق آماری که آن زمان بوده، سال ۲۰۰۳ حدود سه میلیون نفر که بیشترشان عراقیها بودند، پس از ماجرای صدام شروع به مشارکت در این پدیده کردند. سال ۲۰۰۴ حدود چهار میلیون، سال ۲۰۰۵ پنج میلیون، سال ۲۰۰۶ شش میلیون، سال ۲۰۰۷ نه میلیون، سال ۲۰۰۸ ده میلیون، تا برسیم به ۲۰۱۵ که حدود بیست میلیون میشود و اکنون حدود بیست و دو میلیون، با کمی افزایش و کاهش. این جمعیت در یک بازه زمانی بیستروزه در این آیین مشارکت میکنند. این یک آیین فوقالعاده پیچیده است.
جلوهای از پیچیدگی: زبان عراقی
فقط یک جلوه از پیچیدگی آن را عرض میکنم. مشارکت اصلی این آیین با خود عراقیهاست. درصد بالایی از این جمعیت، شاید هفتاد درصد یا کمتر و بیشتر، خود عراقیها هستند. از منظر ارتباطات میانفرهنگی، یکی از زوایای ورود به یک فرهنگ، زبان است. زبان عراقی و لهجه عراقی یکی از پیچیدهترین لهجههای عربی است. دلیل آن چیست؟ یک دلیلش این است که انسان عراقی به تعبیر جامعهشناس عراقی، علیالوردی، یک وضعیت و شخصیت فوقالعاده پیچیده دارد. این مردم معمولاً از طبقات متوسط به پایین جامعه محسوب میشوند و فشارهای سنگین فرهنگی و اقتصادی را در طول زندگیشان تجربه کردهاند. با همه اینها در این فرایند شرکت میکنند. زبان عراقیها به نظر بنده جلوهای از فرهنگ عراقیهاست که پیچیدگی زبانیشان گواهی و نشانهای بر پیچیدگی آنچه در فضای خود آیین رخ میدهد، است.
شکست نگاه فناورانه در مواجهه با آیین
شما با نگاه فناورانه میخواهید با این آیین و این جمعیت مواجهه فناورانه کنید. یک پدیده فوقالعاده پیچیده و فوقالعاده خلاق را میخواهد با نگاه فناورانه و نگاه حکمرانی مدیریت کنید. به نظر میرسد در همین برخورد، نگاه فناوری دچار شکست مفهومی و شکست ساختاری میشود، زیرا اساساً تفاوتهای بنیادین با یکدیگر دارند.
تفاوتهای هستیشناسانه آیین و فناوری
از منظر هستیشناسانه، آیین فرصتی است برای زیستن. یعنی انسانها در بازه آیینی و فرصت زمانی میآیند که زندگی کنند، زندگی متفاوت از روزهای دیگر. یکی از مهمترین کارکردها و آثار آیین این است که آیین زمان و مکان را نشانهگذاری میکند. آیین زمان و مکان را از زمانهای دیگر جدا میکند. تفاوت نگاه انتقالی با نگاه آیینی، دقیقاً تفاوت نگاه مکانمند با زمانمند است. انسان اربعینی چون در زمان مقدس قرار میگیرد، نوع کنشگریاش در آن متفاوت است.
تفاوت مفهوم زمان در دو نگاه
این برمیگردد به همان تفاوت نگاه فناورانه و آیینی. نگاه فناورانه زمان را خطی میبیند، رو به آینده. در فناوری، چیزی است که در آینده قرار است با بهکارگیری آن مشکل حل شود. اما نگاه آیینی، زمانش خطی نیست. زمان چرخهای است، زمانش دورانی است. به تعبیر میرچا الیاده، آیین فرصت این را فراهم میکند که شما بازگشت ازلی داشته باشید.
تفاوت بنیادین در منشأ و ماهیت
فناوری را ما انسانها ایجاد میکنیم. اربعین را ما ایجاد نکردیم. اربعین به دستور خود اهل بیت ایجاد شده است، یکی از آن پنج نشانه مؤمن. آیین را ما ایجاد نکردیم که از آن تعبیر فناوری کنیم. مگر حج فناوری است؟ مگر نماز جماعت فناوری است؟ نماز جماعت، حج و مناسک آن، آییناند.
آیین برای زیستن، فناوری برای بهکارگیری
آیین برای زندگی کردن است. در آیین، فرصت تجربه نزدیک و شهودی از زندگی ایجاد میشود. آیین، حقیقت را زندگی میکند، ولی فناوری، حقیقت را به کار میگیرد برای چیز دیگر. زمان آیین بر خلاف زمان فناوری خطی نیست، کمی نیست، قابل محاسبه نیست، کاملاً کیفی و چرخهای است. آیین پدیدهای است که تاریخ را با خود میآورد، حال را زندگی میکند و افقش به تاریخ است.
اربعین؛ رسانه واسط بین عاشورا و ظهور
اربعین شاید این تعبیر ذوقی باشد: این رسانه واسط بین عاشورا و ظهور است و صد قرار گرفته که این پل و این اتصال را ایجاد کند. آیین کانون توجهش در بین سه زمان گذشته، حال و آینده، حال است. فرایند تولید معنا در آیین، دغدغهاش زمان حال است، زیرا میداند که انسان با حال زندگی میکند. البته معنایش این نیست که گذشته و آینده ندارد.
پیشنهاد جایگزین: آیین تدبیری
این تمایزهای جدی باعث میشود که ما حداقل یک علامت سؤال روی رویکرد فناورانه بگذاریم. چرا به جای فناوری اجتماعی از تعبیر «آیین تدبیری» استفاده نکنیم؟ ابنعربی کتابی دارد با عنوان «التدبیرات الهیه فی اصلاح المملکه الانسانیه». این کتاب چند صفحهای را میگویند ابنعربی در چند روز نوشته است و این کتاب در مواجهه با کتاب سیاست ارسطو نوشته شده است. سیاست، علم تدبیر و حکمرانی جهان بیرونی است، شهر است. وجود انسان نیز یک شهر است و مملکت درونی انسان اهمیتش از مملکت بیرونی او کمتر نیست. آنچه در بیرون تجلی مییابد، از درون است. از این رو از آن تعبیر میکنم به «آیین تدبیری»، یعنی مبتنی بر تدبیرات الهی.
برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید










نظر شما