جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۳
وقتی تبلیغ، هم‌قدم کرامت و هم‌صحبت زائران اربعین می‌شود

حوزه/ حضور مبلّغان جهادی حوزه علمیه خراسان در مسیر پیاده‌روی اربعین تنها به برپایی حلقه‌های معرفتی و پاسخ‌گویی به پرسش‌های دینی محدود نمی‌شود؛ گاه در دل همین مأموریت‌های تبلیغی، روایت‌هایی شکل می‌گیرد که از کرامت، خدمت، همدلی و تجربه‌های ناب زائران حکایت دارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، اربعین حسینی، جلوه‌ای بی‌بدیل از حضور عاشقان اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و میدان گسترده‌ای برای فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی مبلّغان دینی است. در این اجتماع عظیم، مبلّغان حوزه علمیه خراسان با استقرار در موکب‌ها، حسینیه‌ها و مسیر پیاده‌روی زائران، علاوه بر برگزاری جلسات معرفتی، پاسخ‌گویی به مسائل شرعی، گفت‌وگوهای اعتقادی و برنامه‌های ویژه کودکان و خانواده‌ها، همدل و همراه زائران نیز هستند.

در کنار این فعالیت‌ها، هر روز اتفاقاتی رقم می‌خورد که گاه تا سال‌ها در ذهن مبلّغان و زائران باقی می‌ماند؛ خاطراتی که از جنس خدمت، کرامت، محبت و عنایت حضرت سیدالشهدا(علیه‌السلام) است.

خبرنگار خبرگزاری حوزه در حاشیه سفر به کشور عراق، با چند تن از مبلّغان جهادی حوزه علمیه خراسان و دانشجویان پزشکی دانشگاه گناباد به گفت‌وگو نشسته و بخشی از این روایت‌های شنیدنی را ثبت کرده است.

نجات کودکی عرب‌زبان؛ روضه‌ای که پیش از روایت، به تصویر درآمد

خانم دلشادی، از مبلّغان جهادی حوزه علمیه خراسان، با اشاره به یکی از خاطرات متفاوت خود در ایام اربعین، گفت: پس از ساعت‌ها فعالیت تبلیغی، فرصتی کوتاه برای استراحت فراهم شده بود. در همان لحظات به این فکر افتادم که از حضور زائران عرب‌زبان استفاده کنم و با نصب پرده «تشنه لبیک» برای آنان برنامه‌ای تبلیغی برگزار کنم.

وی ادامه داد: در حالی که به دنبال محل مناسبی برای آغاز برنامه بودم، ناگهان متوجه شدم دو مار کوچک روی پتوی کودکی عرب‌زبان که در خواب عمیقی فرو رفته بود، قرار گرفته‌اند. بدون درنگ کودک را از محل خطر دور کردم و پتو را به همراه مارها از میان زائران خارج کردم تا آسیبی متوجه کسی نشود.

این مُبلّغ جهادی افزود: آن روز احساس کردم روضه «تشنه لبیک» پیش از آنکه با کلام روایت شود، در صحنه‌ای واقعی به تصویر کشیده شد و عنایت حضرت سیدالشهدا(علیه‌السلام) شامل حال آن کودک شد.

از مهمان‌نوازی مردم عراق تا برآورده شدن آرزوهای زائران

خانم توفیقی، دیگر مُبلّغ جهادی حوزه علمیه خراسان، نیز در گفت‌وگو با زائران، روایت‌های شنیدنی آنان از نخستین حضور در اربعین را ثبت کرده است.

یکی از زائران اهل گناباد با اشاره به سختی‌های آغاز سفر، از فراهم شدن وسیله نقلیه رایگان، پذیرایی‌های مکرر و مهمان‌نوازی مردم عراق سخن گفت و اظهار کرد: هر جا تصور می‌کردیم با مشکلی روبه‌رو خواهیم شد، راهی برای خدمت به زائران فراهم بود؛ از اتوبوس رایگان گرفته تا پذیرایی با غذای گرم و امکاناتی که همه با نیت خدمت به زائران امام حسین(علیه‌السلام) انجام می‌شد.

قصه زائران جوان؛ از عهد با خدا تا رسیدن به کربلا

در ادامه، خبرنگار خبرگزاری حوزه در گفت‌وگو با جمعی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گناباد که نخستین حضور خود در پیاده‌روی اربعین را تجربه می‌کردند، پای صحبت‌های آنان نشست؛ جوانانی که هر کدام با آرزو، نذر قلبی و داستانی متفاوت راهی سرزمین عشق شده بودند.

مبینا یوسفی، دانشجوی ترم پنجم رشته پرستاری دانشگاه علوم پزشکی گناباد، با اشاره به نخستین تجربه حضور خود در اربعین، اظهار کرد: برای اولین‌بار بود که به این سفر می‌آمدم و چون هیچ تجربه‌ای از این مسیر نداشتم، همیشه برایم سؤال بود که چرا این‌قدر از اربعین تعریف می‌کنند و حال و هوای آن چگونه است.

وی افزود: با مادرم راهی این سفر شدم و قبل از آمدن، شوق زیادی داشتم که فضای اربعین را از نزدیک ببینم؛ اما واقعیت این است که مسیر بسیار سخت است. من آدمی هستم که سختی اذیتم می‌کند و شاید اگر قبل از آمدن، شرایط را دقیق می‌دانستم، برای چنین سفری تردید می‌کردم و ترجیح می‌دادم به شکل یک سفر معمولی به زیارت بیایم.

این دانشجوی پرستاری ادامه داد: با وجود سختی‌های مسیر، لحظه‌ای که برای نخستین‌بار وارد حرم مطهر امام حسین(علیه‌السلام) شدم و چشمم به ضریح افتاد، احساس عجیبی پیدا کردم؛ آن ارتباط معنوی و حس خاصی که در آن لحظه تجربه کردم، برایم ماندگارترین خاطره این سفر شد.

وی با اشاره به نگرانی خانواده‌اش درباره حضور او در این سفر گفت: خانواده‌ام که در ایران هستند، خیلی نگران بودند و مرتب پیگیر بودند که زودتر برگردم، اما حضور در این فضا و تجربه این حال و هوا برایم ارزشمند بود.

در ادامه، عسل معینی، دانشجوی ترم دوم رشته مامایی دانشگاه علوم پزشکی گناباد، با بیان اینکه نخستین‌بار است توفیق حضور در اربعین را پیدا کرده است، گفت: آمدنم به اربعین یک ماجرای خاص داشت. سال گذشته در ایام محرم، درگیر درس خواندن برای کنکور بودم و با وجود اینکه همه دوست داشتند در فضای محرم و عزاداری باشند، من مجبور بودم بیشتر وقت خود را صرف مطالعه کنم.

وی ادامه داد: همان زمان بین من و خدا یک ارتباط قلبی شکل گرفت و از خدا خواستم اگر در کنکور موفق شدم، سال بعد مهمان کربلا باشم. به خودم قول داده بودم که اگر قبول شوم، سال بعد در کربلا باشم و امسال این آرزو محقق شد.

این زائر اولی افزود: اتفاق جالب دیگر این بود که سی تیر، روز تولدم بود و ما دوم مرداد عازم کربلا شدیم؛ برای من این سفر شبیه هدیه تولدی بود که خداوند به من عطا کرد و حس بسیار خاصی داشتم.

معینی با اشاره به حضور خود در نجف اشرف و حرم امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) بیان کرد: با اینکه برای نخستین‌بار بود به عراق می‌آمدم، اما در حرم امام علی(علیه‌السلام) احساس غربت نداشتم. انگار اینجا خانه خودم بود. برخلاف زمانی که انسان وارد یک کشور یا مکان جدید می‌شود و احساس ناآشنایی دارد، در نجف و کربلا چنین حسی نداشتم و ارتباط معنوی خاصی را تجربه کردم.

همچنین مهدیه محمدزاده، دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی گناباد و دیگر زائر اولی این سفر، با اشاره به سختی‌هایی که برای حضور در اربعین پشت سر گذاشته است، اظهار کرد: هر سال قصد داشتم به اربعین بیایم، اما قسمت نمی‌شد. امسال هم تا روزهای آخر مشکلات زیادی داشتم؛ حتی گذرنامه‌ام تا آخرین روز آماده نشده بود.

وی افزود: پدرم تنها در صورتی اجازه می‌داد که با همراه به این سفر بیایم، اما شرایط فراهم نشد و در نهایت تنها راهی شدم. خیلی از دوستان می‌دانند که چه ماجراهایی برای آمدنم پیش آمد، اما در نهایت همه چیز درست شد و توانستم خودم را به کربلا برسانم.

این دانشجوی علوم پزشکی ادامه داد: قبل از آمدن، به امام حسین(علیه‌السلام) گفتم حتی اتفاقات بزرگی که در کشور رخ داده بود، باعث شد بعضی افراد توفیق حضور در حرم شما را پیدا کنند، اما من هنوز قسمت نشده بودم بیایم؛ از آقا خواستم مرا هم دعوت کند و امسال این آرزو محقق شد.

محمدزاده درباره بهترین لحظه سفر خود گفت: شاید اتفاق خارق‌العاده‌ای که بتوانم به آن اشاره کنم نداشتم، اما اتفاقات دلی و معنوی زیادی برایم رقم خورد. اولین چیزی که از امام حسین(علیه‌السلام) خواستم، ظهور حضرت امام زمان(عج) بود و بعد از آن برای سلامتی مادرم دعا کردم؛ مادرم سال‌هاست با مشکلات دیسک کمر درگیر است و دوست داشتم در این سفر برای سلامتی او دعا کنم.

وی درباره آینده و هدف خود پس از پایان تحصیل نیز گفت: از همان ابتدا که وارد رشته تجربی شدم، هدفم این بود که در آینده به مردم، به‌ویژه در مناطق محروم، خدمت کنم و اگر توانستم به صورت رایگان به درمان مردم بپردازم. امیدوارم پس از پایان تحصیل بتوانم این هدف را عملی کنم.

پیاده‌روی اربعین، تنها مسیر رسیدن به کربلا نیست؛ مدرسه‌ای است که در آن، مبلّغان و زائران هر کدام روایتگر تجربه‌ای از ایمان، خدمت و کرامت می‌شوند. روایت‌هایی که شاید در هیاهوی میلیون‌ها قدم کمتر دیده شوند، اما هر یک تصویری روشن از برکت حضور در مسیر سیدالشهدا(علیه‌السلام) و نقش اثرگذار مبلّغان دینی در همراهی با زائران این حماسه عظیم را به نمایش می‌گذارد.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha