به گزارش خبرگزاری حوزه، در فضای جنگ شناختی و نبرد ترکیبی که به اذعان کارشناسان و صاحبنظران، میدان نبرد از جغرافیا به ذهنها منتقل شده است، بی شک خبرنگاران و اصحاب رسانه از جمله اقشار بسیار تأثیرگذار در چنین جنگ تمام عیاری هستند چرا که در این مجال، خبرنگار دیگر تنها یک راوی نیست، بلکه سرباز خط مقدمی است که رسالت مهم صیانت از مرزهای ذهنی جامعه و حراست از سرمایه شناختی را برعهده دارد.
توجه به این نکته کلیدی از این رو بیش از پیش حائز اهمیت است که آگاه باشیم، دشمن در چنین زمانه ای به جای تکیه صرف بر توان نظامی، بر ادراکسازی و تأثیرگذاری بر ذهنیت مردم ما و به خصوص نسل جوان تمرکز کرده است و همان طور که می دانیم سخن از غایت جنگ شناختی یعنی تغییرِ باورها، ارزشها و در نهایت رفتار و کنشِ افراد جامعه آن هم بدون شلیک حتی یک گلوله.
به همین خاطر است که در جنگ شناختی گفته می شود هر کس "روایت اول" و "روایت غالب" را بسازد، پیروز نبرد است. دشمن با بهره گیری از شیوه هایی همچون بمباران اطلاعاتی، تحریف واقعیت و تولید و پمپاژ شبهه، قصد دارد تا مرجعیت خبری را از دست رسانههای داخلی خارج کند.
در چنین شرایطی یک فعال رسانه ای و خبرنگار باید بداند که ذهن مخاطب در چنین نبردی در محاصره است و لذا هر خبر، یک جراحیِ ظریف برای خارج کردن ترکشهای شایعه و جایگزینی آن با واقعیتهای امیدبخش به شمار می رود و بی جهت هم نبود که امام و رهبر شهیدمان، مهم ترین جهاد در زمانه کنونی را جهاد امیدبخشی برمی شمردند.
نکته مهم دیگر این که در این اوضاع و احوال، ما بیش از پیش نیازمند توجه به مقوله "سواد رسانهایِ کنشگرانه"هستیم؛ توضیح بیشتر آن که خبرنگار باید در این راستا فراتر از نقش اطلاع رسانی و آگاهیبخشی به اعضای جامعه، خودش تحلیلگر باشد تا بتواند پشتپردهی اخبار را به شایستگی درک کرده و به سهم و وُسع خود نسبت به خنثیسازی توطئه ها و فتنه های دشمن اقدام نماید.
با عنایت به این مهم، سرعت همراه با دقت - و نه شتابزدگی- در فعالیت رسانه ای باعث می شود که او در نبرد شناختی، دست برتر را داشته و با سرعت بخشیدن به انتشار خبرِ صحیح و اطلاع رسانی بهموقع، خنثیکنندهی دستگاه شایعهساز دشمن باشد.
این گونه اگر شد به یقین میتوان چنین خبرنگاری که هم واجد خصیصه تعهد است و هم قابلیتهای یک متخصص را با خود دارد را زمینهساز تقویت سرمایه اجتماعی برشمرد از این حیث که به هر حال او پل ارتباطی صادق بین مردم و حاکمیت به شمار میرود.
چنین خبرنگار متعهدی که خود تحلیلگر است نیک می داند که چگونه میان رسالت "نقد منصفانه به منظور اصلاح جامعه" و "امیدآفرینی برای بقا"، نقطه تعادلی برقرار سازد و در عین حال در دو تلهی مهم "سیاهنمایی" و"خوشخیالی مفرط" نیفتد.
نکته واپسین نیز آن که به هر حال نمی توان منکر این مساله شد که جنگ شناختی، جنگِ فرسایشی و بلندمدت است و لذا نصرت و پیروزی در این نبرد نه لزوماً با تجهیزات و امکانات بلکه بعد از عنایت الهی در سایه بصیرتِ رسانهای، وفاداری به حقیقت و التزام نسبت به تقویت سواد رسانهایِ کنشگرانه حاصل میشود.
سید محمدمهدی موسوی










نظر شما