رضا اورنگ، کارشناس و مولف سینما در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه تولید آثار دینی و تاریخی نباید به ساخت برنامههای مناسبتی محدود شود، اظهار کرد: یکی از مهمترین آسیبهای موجود در این حوزه آن است که گاهی مناسبت را با هدف تولید اشتباه میگیریم. رسیدن ماه رمضان، ایام محرم، میلاد یا رحلت یکی از شخصیتهای بزرگ دینی میتواند زمینهای برای توجه بیشتر به یک موضوع باشد، اما نباید تمام فلسفه تولید اثر به همان مناسبت خلاصه شود. اگر قرار است درباره حضرت رسول(ص) فیلم، سریال یا نمایش تولید شود، باید اثری خلق کنیم که حتی سالها بعد از پایان مناسبت نیز قابلیت دیدهشدن و تاثیرگذاری داشته باشد.
وی افزود: ساخت اثر درباره شخصیتهای مذهبی، بهخصوص حضرت رسول(ص)، نیازمند گروهی کاملاً حرفهای است. نمیتوان تصور کرد چون موضوع یک اثر دینی است، مخاطب به صورت خودکار از آن استقبال خواهد کرد. مخاطب امروز با گذشته تفاوت کرده و برای ارتباط با او باید فیلمنامه، شخصیتپردازی، بازیگری، فیلمبرداری، طراحی صحنه، موسیقی و سایر عناصر در سطح مطلوبی قرار داشته باشند. موضوع مذهبی به خودی خود جایگزین کیفیت هنری نمیشود و اتفاقاً حساسیت چنین آثاری ایجاب میکند که استانداردهای حرفهای در آنها جدیتر گرفته شود.
این کارشناس سینما ادامه داد: یکی از راههای مهم برای عبور از تکرار، توجه به شخصیتها و حوادث کمتر شناختهشده تاریخ اسلام است. زندگی حضرت رسول(ص) سرشار از حوادث و شخصیتهایی است که هنوز در سینما و تلویزیون به آنها توجه کافی نشده است. بنابراین ضرورتی ندارد هر بار همان بخشهای آشنای تاریخ را بازسازی کنیم. پژوهشگر و فیلمنامهنویس میتوانند با مراجعه به منابع معتبر، شخصیتهایی را پیدا کنند که قابلیت دراماتیک دارند و از خلال زندگی آنها، بخشی از تاریخ صدر اسلام را برای مخاطب امروز روایت کنند.
اورنگ با اشاره به تجربه فیلمهای تاریخی و مذهبی بیان کرد: صرف انتقال اطلاعات تاریخی، فیلم سینمایی نمیسازد. فیلمساز باید از میان انبوه اطلاعات، یک داستان و شخصیت محوری پیدا کند که مخاطب بتواند با آن همراه شود. در فیلم «الرساله» مصطفی عقاد، حضرت حمزه(ع) به عنوان یک شخصیت مهم دراماتیک در مسیر داستان برجسته شد و همین مسئله به جذابیت روایت کمک کرد. در آثار تاریخی باید بتوانیم شخصیتهایی را از دل منابع بیرون بکشیم و به آنها زندگی نمایشی بدهیم. مخاطب باید با یک انسان، تصمیم، کشمکش و سرنوشت روبهرو شود، نه اینکه صرفاً شاهد نمایش زنجیرهای از وقایع تاریخی باشد.
وی با اشاره به فیلم «محمد رسولالله» ساخته مجید مجیدی گفت: ساخت این فیلم بدون تردید پروژهای دشوار و پرزحمت بود و تلاش گروه سازنده را نمیتوان نادیده گرفت، اما تجربه چنین آثاری نشان میدهد که برای نزدیک شدن به یک اثر ماندگار، صرف هزینه و بازسازی گسترده تاریخی کافی نیست. در چنین پروژههایی باید از همان مرحله تحقیق و فیلمنامهنویسی، ساختار دراماتیک اثر مورد توجه قرار گیرد. اگر روایت نتواند مخاطب را از نظر احساسی با خود همراه کند، حتی یک تولید بزرگ و پرهزینه نیز الزاماً ماندگار نخواهد شد.
مولف سینما تصریح کرد: مسئله مهم دیگر، توجه به ظرفیت هنرهای سنتی و تجسمی است. ما گنجینهای از نقاشی قهوهخانهای، خیالسازی، پردهخوانی و شمایلگردانی داریم که بخشی از تاریخ تصویری و مذهبی جامعه ایرانی را در خود حفظ کرده است. در گذشته، مردم بسیاری از داستانهای مذهبی، حماسی و تاریخی را از طریق پردهخوانها و نقالان میشناختند. این هنرها فقط سرگرمی نبودند، بلکه شیوهای برای انتقال روایت و فرهنگ به نسلهای مختلف محسوب میشدند.
اورنگ ادامه داد: امروز نیز میتوان با زبان و امکانات جدید، این سنتها را احیا کرد. میتوان در جشنوارهها، فرهنگسراها و فضاهای عمومی از پردههای تصویری استفاده کرد و روایتهای مذهبی را به وسیله نقالان حرفهای برای مردم بازگو کرد. چنین اقدامی هم به حفظ میراث فرهنگی کمک میکند و هم میتواند نسل جدید را با شیوههای روایی گذشته آشنا کند. متأسفانه بخش مهمی از این میراث در معرض فراموشی قرار گرفته است، زیرا بسیاری از مدیران فرهنگی حتی هنرمندان شاخص این عرصه را به خوبی نمیشناسند.
وی با تأکید بر ارزش نقاشی قهوهخانهای اظهار کرد: این آثار تنها تابلوهای نقاشی نیستند، بلکه مجموعهای از شخصیت، قصه، موقعیت و حادثه را در خود جای دادهاند. اگر فیلمسازان، نمایشنامهنویسان و پژوهشگران به این آثار مراجعه کنند، میتوانند از دل آنها ایدههای متعددی برای فیلم، سریال، نمایش و مستند استخراج کنند. حتی لازم نیست یک اثر نقاشی را عیناً به تصویر متحرک تبدیل کنیم؛ همین آثار میتوانند منبع الهام و نقطه آغاز یک روایت جدید باشند.
این کارشناس سینما گفت: متأسفانه بسیاری از هنرمندان این حوزه در زمان حیات خود آنگونه که شایسته بود مورد حمایت قرار نگرفتند و پس از درگذشتشان، ارزش آثارشان بیشتر شناخته شد. هنرمندانی همچون حسین همدانی، عباس بلوکیفر، فتحالله عباسی، احمد خلیلی و حسن اسماعیلزاده بخشی از این سرمایه فرهنگی هستند. امروز لازم است آثار باقیمانده از این هنرمندان ثبت، آرشیو و در معرض دید قرار گیرد. حمایت از هنر مذهبی فقط اختصاص بودجه نیست؛ ایجاد نمایشگاه، آموزش نسل جدید، سفارش اثر، مستندسازی و ایجاد امکان استفاده از این منابع در تولیدات سینمایی نیز نوعی حمایت فرهنگی محسوب میشود.
اورنگ در بخش دیگری از سخنان خود درباره موسیقی آثار مذهبی اظهار کرد: موسیقی یکی از مهمترین عناصر ماندگاری یک اثر است. گاهی یک فیلم سالها بعد در ذهن مخاطب باقی میماند و بخشی از این ماندگاری به موسیقی آن مربوط است. موسیقی فیلم «الرساله» یا موسیقی سریال «امام علی(ع)» نمونههایی هستند که با شنیدن آنها، فضای اثر و حالوهوای شخصیتها برای مخاطب تداعی میشود. بنابراین موسیقی نباید عنصری تزئینی باشد که صرفاً برای تکمیل یک پروژه تولید شود، بلکه باید با جهان معنایی و عاطفی اثر پیوند برقرار کند.
وی افزود: تجربه موریس ژار در ساخت موسیقی «الرساله» نیز نشان میدهد که ارتباط حسی با موضوع تا چه اندازه اهمیت دارد. هنر زمانی اثرگذار میشود که سازنده آن بتواند با جهان اثر ارتباط برقرار کند. این مسئله فقط درباره آهنگساز صدق نمیکند؛ کارگردان، بازیگر، فیلمبردار و همه اعضای گروه باید بتوانند فضای موضوع را درک کنند. اگر بازیگر تنها دیالوگ را بیان کند و احساس لازم در بازی او وجود نداشته باشد، مخاطب نیز با شخصیت ارتباط برقرار نمیکند.
اورنگ با تأکید بر اهمیت حس در آثار مذهبی گفت: هنر فقط انتقال اطلاعات نیست. ممکن است یک اثر از نظر تاریخی کاملاً دقیق باشد، اما اگر نتواند تجربهای حسی و انسانی برای مخاطب ایجاد کند، ماندگار نخواهد شد. مخاطب ابتدا باید با جهان اثر ارتباط برقرار کند و سپس اطلاعات تاریخی را دریافت کند. در آثار مذهبی این مسئله اهمیت بیشتری دارد، زیرا موضوع با باورها و احساسات مردم ارتباط دارد. بنابراین فیلمساز باید میان وفاداری به تاریخ و استفاده از ظرفیتهای دراماتیک تعادل ایجاد کند.
این مولف سینما درباره ضرورت حرفهای شدن تولیدات مذهبی بیان کرد: هزینه زیاد الزاماً به معنای کیفیت بالا نیست. ممکن است پروژهای بودجه فراوانی داشته باشد، اما اگر تحقیق، فیلمنامه، انتخاب عوامل و برنامهریزی تولید درست نباشد، سرمایه صرفشده نتیجه مطلوبی به همراه نخواهد داشت. پیش از آغاز تولید باید پژوهش جدی انجام شود، فیلمنامه بارها بررسی شود و گروهی حرفهای برای اجرای پروژه انتخاب شوند. نمیتوان ابتدا بودجه گرفت و سپس به دنبال داستان و ساختار مناسب گشت.
وی اضافه کرد: برای ساخت آثار ماندگار درباره حضرت رسول(ص) حتی میتوان از تجربه و توانایی فیلمسازان حرفهای خارج از کشور نیز استفاده کرد. موضوعات بزرگ دینی متعلق به یک گروه خاص نیستند و اگر با زبان درست سینما روایت شوند، میتوانند مخاطبان گستردهای در جهان داشته باشند. تجربه «الرساله» نشان داد که یک فیلم درباره تاریخ اسلام میتواند از مرزهای جغرافیایی عبور کند. بنابراین ما نیز باید به جای نگاه محدود و مناسبتی، به ظرفیت جهانی این موضوعات توجه کنیم.
اورنگ در پایان گفت: اگر مدیران فرهنگی واقعاً خواهان تولید آثار ماندگار مذهبی هستند، باید از سفارشهای مقطعی فاصله بگیرند و برای این حوزه برنامه بلندمدت طراحی کنند. ایجاد بانک اطلاعاتی از شخصیتها و روایتهای تاریخی، ثبت آثار هنرهای تجسمی، حمایت از هنرمندان، پیوند دادن پژوهشگران با فیلمنامهنویسان و فیلمسازان و استفاده از ظرفیت موسیقی و هنرهای سنتی میتواند زمینه تولید آثار تازه را فراهم کند. تاریخ اسلام و زندگی حضرت رسول(ص) آنقدر ظرفیت دارد که میتوان بارها از آن فیلم و سریال ساخت، بدون آنکه به تکرار روایتهای شناختهشده گرفتار شویم. شرط این اتفاق، تحقیق، خلاقیت، نگاه حرفهای و مهمتر از همه، ایجاد ارتباط عاطفی با مخاطب است. اگر هدف، ساخت اثر ماندگار باشد نه صرفاً پر کردن یک مناسبت، میتوان آثاری تولید کرد که سالها پس از زمان تولید نیز در ذهن و حافظه فرهنگی جامعه باقی بمانند.
انتهای پیام










نظر شما