یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۷
اخلاق نبوی؛ الگویی برای جامعه امروز

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی گفت: شناخت شخصیت پیامبراکرم(ص) و بازخوانی سیره اخلاقی ایشان به‌ویژه در آستانه سالروز رحلت خاتم‌النبیین(ص) ضرورتی مهم برای جامعه اسلامی است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی در مراسم عزاداری دهه سوم ماه صفر که پیش از ظهر امروز در دفتر آیت‌الله‌العظمی نوری‌همدانی برگزار شد، با اشاره به شخصیت بی‌نظیر خاتم‌النبیین(ص)، اظهار کرد: اگر انسان بخواهد شخصیت پیامبر اکرم(ص) را بشناسد، باید علاوه بر معجزات و نشانه‌های نبوت، به مجموعه صفات اخلاقی و رفتاری آن حضرت نیز توجه کند؛ چرا که اخلاق، رفتار و سیره پیامبراعظم(ص) به‌تنهایی گواه روشنی بر صدق نبوت ایشان بود.

استاد حوزه افزود: ابوجعفر رشیدالدین محمد بن علی بن شهرآشوب سروی مازندرانی در کتاب «مناقب» می‌نویسد؛ اگر پیامبر اکرم(ص) هیچ معجزه‌ای جز صفات حسنه‌ای که در وجود مبارک ایشان جمع شده بود نداشت، همان صفات برای اثبات صدق نبوت حضرت کافی بود.

پیامبری که در اوج تنهایی، رسالت خود را ادامه داد

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی ادامه داد: ابن شهر آشوب در توصیف شرایط زندگی پیامبر اکرم(ص) از تعابیری همچون یتیمی، فقر، تنهایی، غربت، نداشتن امکانات ظاهری، فراوانی دشمنان، صبر و زهد در دنیا یاد می‌کند.

استاد حوزه با بیان اینکه پیامبر اکرم(ص) در شرایطی رسالت الهی خود را آغاز کرد که از نظر ظاهری هیچ‌یک از عوامل قدرت دنیوی را در اختیار نداشت، گفت: قرآن کریم نیز به برخی از این شرایط اشاره کرده است؛ آنجا که می‌فرماید: «أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَی * وَ وَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَی * وَ وَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَی».

وی در ادامه خاطرنشان کرد: پیامبر اکرم(ص) تنها و غریب بود و حتی بسیاری از نزدیک‌ترین افراد به ایشان، در صف دشمنان قرار داشتند. برای نمونه، ابولهب، عموی پیامبراعظم(ص)، در بازارهای مکه پشت سر حضرت حرکت می‌کرد و هرگاه رسول خدا(ص) فردی را برای شنیدن سخنان الهی آماده می‌یافت و با او گفت‌وگو می‌کرد، ابولهب بلافاصله خود را به آن فرد می‌رساند و تلاش می‌کرد سخنان پیامبراکرم(ص) را بی‌اعتبار کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی تصریح کرد: ابولهب به مردم می‌گفت به سخنان این فرد گوش ندهید و او را متهم می‌کرد که گرفتار سحر و جنون است؛ حتی وقتی از او می‌پرسیدند از کجا می‌دانی، پاسخ می‌داد که من عموی او هستم و از برادرزاده‌ام خبر دارم. این وضعیت نشان می‌دهد که پیامبر اکرم(ص) در آغاز دعوت، حتی از حمایت نزدیک‌ترین خویشاوندان خود نیز برخوردار نبود.

تواضع پیامبر(ص)؛ اوج بندگی در برابر خداوند

وی در ادامه با اشاره به تواضع کم‌نظیر پیامبر اکرم(ص) اظهار کرد: مرحوم طبرسی در «مجمع‌البیان» درباره اخلاق پیامبر(ص) تعبیر بسیار زیبایی دارد و از عجایب زندگی آن حضرت را این می‌داند که با وجود برخورداری از همه عوامل ظاهریِ جلب مقام و منزلت، ایشان از همه مردم متواضع‌تر بود.

این کارشناس حوزوی افزود: اگر کسی بخواهد برای خود جاه، جلال، مقام و منزلت ایجاد کند، طبیعتاً به دنبال عواملی همچون محبوبیت، ریاست و جایگاه اجتماعی است؛ اما همه این عوامل در وجود پیامبر اکرم(ص) جمع بود. حضرت هم محبوب مردم بود، هم پیامبر خدا بود و هم رهبری جامعه اسلامی را بر عهده داشت، با این حال از همه مردم در تواضع مقدم‌تر بود.

استاد حوزه با اشاره به تعبیر امیرالمؤمنین(ع) درباره سیره پیامبراعظم(ص) در نهج‌البلاغه گفت: امیرالمؤمنین(ع) در توصیف پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «یَأکُلُ أکلَ العَبیدِ وَ یَجلِسُ جِلسَةَ العَبید»؛ یعنی پیامبراکرم(ص) مانند بندگان غذا می‌خورد و مانند بندگان می‌نشست.

وی ادامه داد: البته نکته مهم‌تر این است که پیامبر(ص) تنها ظاهر متواضعانه نداشت، بلکه حقیقتاً خود را بنده خدا می‌دانست. گاهی ممکن است انسان در ظاهر رفتار متواضعانه‌ای داشته باشد، اما در درون خود را برتر از دیگران بداند؛ عظمت پیامبر اکرم(ص) در این بود که عبودیت در وجود ایشان به یک حقیقت عمیق تبدیل شده بود.

عبودیت؛ بالاترین افتخار پیامبر اکرم(ص)

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی با اشاره به برخی نکات تفسیری درباره مقام عبودیت پیامبران اظهار کرد: در قرآن کریم، پیامبران متعددی با عنوان «عبد» توصیف شده‌اند؛ برای نمونه درباره حضرت نوح(ع)، حضرت ایوب(ع) و حضرت سلیمان(ع) تعبیر «نِعْمَ الْعَبْدُ» به کار رفته و نام آن پیامبران نیز ذکر شده است.

استاد حوزه افزود: درباره پیامبر اکرم(ص) در مواردی که خداوند از عبودیت ایشان سخن می‌گوید، نام حضرت به صراحت ذکر نمی‌شود؛ از جمله در آیه شریفه «سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَیٰ بِعَبْدِهِ لَیْلًا». خداوند می‌فرماید «بنده‌اش را سیر داد» و نام پیامبراعظم(ص) را ذکر نمی‌کند؛ گویی عبودیت پیامبراکرم(ص) آن‌چنان در وجود حضرت محو و کامل شده است که همین تعبیر برای معرفی ایشان کافی است.

وی گفت: این حقیقت را می‌توان در سیره پیامبراعظم(ص) نیز مشاهده کرد. در برخی گزارش‌های تاریخی آمده است که فردی وارد مسجدالنبی شد و پیامبراکرم(ص) را نمی‌شناخت. به او گفتند آن فردی که در گوشه مسجد نشسته و غذا می‌خورد، رسول‌خدا(ص) است. وقتی نزد حضرت آمد، با تعجب از نوع نشستن ایشان پرسید که چرا مانند بندگان می‌نشینید و مانند بندگان غذا می‌خورید؟ پیامبراکرم(ص) در پاسخ، بر حقیقت بندگی و عبودیت خود تأکید کردند.

امیرالمؤمنین(ع) نیز عبودیت را بر همه عناوین مقدم می‌دانست

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی در ادامه خاطرنشان کرد: همین روحیه در شاگرد و دست‌پرورده پیامبراکرم(ص)، امیرالمؤمنین(ع) نیز دیده می‌شود. در نهج‌البلاغه، سید رضی(ره) بخشی از نامه‌های امیرالمؤمنین(ع) را نقل کرده است و حضرت در آغاز نامه‌ها، خود را با عنوان «مِن عبدالله» معرفی می‌کند.

وی ادامه داد: امیرالمؤمنین(ع) می‌توانست خود را با عنوان «امیرالمؤمنین» یا حتی «علی» معرفی کند، اما نخستین عنوانی که برای خود ذکر می‌کند «عبدالله» است و سپس عنوان امیرالمؤمنین را می‌آورد. این نشان می‌دهد که بالاترین مقام و افتخار در نگاه اولیای الهی، مقام عبودیت و بندگی خداوند است.

رسول خدا(ص) حتی به دشمنان خود نیز رحم می‌کرد

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی در ادامه با اشاره به یکی از جلوه‌های برجسته اخلاق نبوی پس از فتح خیبر اظهار کرد: پس از فتح خیبر، پیامبراکرم(ص) مطلع شدند که مردم مکه دچار فقر، نیاز و قحطی شده‌اند؛ همان مردمی که سال‌ها پیامبراعظم(ص) و یاران ایشان را آزار داده و در مسیر دعوت اسلامی سختی‌های فراوانی ایجاد کرده بودند.

استاد حوزه افزود: پیامبراکرم(ص) بدون اینکه مردم مکه نامه‌ای بنویسند، تقاضایی مطرح کنند یا دست نیاز به سوی حضرت دراز کنند، برای آنان مواد غذایی فرستادند. در برخی گزارش‌ها آمده است که حضرت بهترین نوع آذوقه و گندم را از مدینه برای مردم مکه فرستادند و آن را در اختیار ابوسفیان قرار دادند تا میان فقرا و نیازمندان مکه توزیع کند.

وی با تأکید بر اهمیت این رفتار گفت: نکته قابل توجه این است که مردم مکه تقاضایی نکرده بودند و پیامبراکرم(ص) منتظر التماس و درخواست آنان نماند. حضرت صرفاً از گرفتاری آنان باخبر شد و برای رفع نیازشان اقدام کرد؛ آن هم در شرایطی که همین افراد، سال‌ها در مقابل پیامبراعظم(ص) ایستاده بودند.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی ادامه داد: همان مردمی که پس از هجرت پیامبراکرم(ص) برای بازگرداندن ایشان جایزه تعیین کرده بودند و حتی برای دستگیری حضرت صد شتر جایزه قرار داده بودند، همان‌هایی بودند که رسول خدا(ص) با شنیدن گرفتاری‌شان، بدون درخواست آنان به یاری‌شان شتافت. این همان اخلاق نبوی است؛ پیامبراکرم(ص) حتی در برابر دشمن، گرفتار کینه شخصی نمی‌شد و مشکلات و نیازهای انسانی را با معیارهای اخلاقی و الهی پاسخ می‌داد.

کمک پیامبر(ص) به یک زن غیرمسلمان؛ حتی دشمنی مانع کرامت انسانی نشد

استاد حوزه در ادامه به داستانی از سیره پیامبر اکرم(ص) اشاره کرد و گفت: در تفسیر فرات کوفی، داستانی درباره زنی به نام «ساره» نقل شده است که پس از جنگ بدر به مدینه نزد رسول خدا(ص) آمد و از حضرت تقاضای کمک کرد. پیامبراکرم(ص) از او پرسیدند آیا مسلمان شده‌ای؟ پاسخ داد خیر. حضرت پرسیدند آیا هجرت کرده‌ای؟ گفت خیر؛ من همچنان بر دین خود هستم و تنها به دلیل گرفتاری مالی نزد شما آمده‌ام.

وی در ادامه بیان کرد: ساره از جمله زنانی بود که در مکه با آوازخوانی در مجالس عیش و نوش، امرار معاش می‌کرد. پس از جنگ بدر و کشته شدن بسیاری از افراد مکه، آن مجالس تعطیل شده بود و او دیگر درآمدی نداشت. پیامبر اکرم(ص) پس از شنیدن مشکل او، نه‌تنها درخواستش را رد نکردند، بلکه او را به دیگران حواله ندادند. حضرت بستگان خود، بنی‌هاشم و بنی‌عبدالمطلب را فراخواندند و فرمودند نیازهای این زن را برطرف کنید و لباس و هزینه زندگی او را تأمین کنید.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی گفت: این رفتار نشان می‌دهد که اخلاق نبوی محدود به دوستان و مسلمانان نبود. پیامبراکرم(ص) در مقام اخلاق و کرامت انسانی، حتی نسبت به فردی که نه مسلمان بود و نه در مسیر هجرت قرار داشت، بزرگواری و رحمت نشان می‌داد.

دو عامل پیروزی پیامبراکرم(ص): اخلاق کریمانه و منطق محکم

وی با اشاره به فراز «وَ بِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ» اظهار کرد: اگر از ما بپرسند پیامبری که از غار حرا پایین آمد و در آغاز دعوت، تنها بود و نزدیک‌ترین افراد به او در صف دشمنان قرار داشتند، با چه چیزی توانست این‌گونه در عالم پیروز شود، باید گفت دو عامل اساسی داشت؛ یکی اخلاق و دیگری منطق.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی افزود: اخلاق پیامبراعظم(ص) آن‌قدر کریمانه بود که حتی دشمنان را تحت تأثیر قرار می‌داد و در کنار آن، حضرت از منطق محکم و استدلال قوی برخوردار بود. قرآن کریم نیز بر این دو عنصر تأکید دارد؛ رحمت، نرمی و اخلاق نیکو در کنار دعوت و منطق الهی.

رفتار کریمانه پیامبر(ص) با منتقدان پس از غزوه حنین

وی در بخش دیگری از سخنان خود به ماجرای غزوه حنین اشاره کرد و گفت: شیخ مفید(ره) در کتاب «الإرشاد» داستانی نقل می‌کند که از اوج بزرگواری و کرامت رسول خدا(ص) حکایت دارد. پس از پایان جنگ حنین، پیامبر اکرم(ص) بر اساس مصلحتی که مدنظر داشتند، غنائم جنگ را میان مهاجران تقسیم کردند و برای انصار سهمی در نظر نگرفتند؛ این در حالی بود که انصار خدمات بسیار بزرگی به اسلام و پیامبراکرم(ص) کرده بودند.

وی ادامه داد: انصار همان کسانی بودند که پس از هجرت، مدینه را در اختیار پیامبراعظم(ص) قرار دادند و از حضرت حمایت کردند. اگر انصار پیامبراکرم(ص) را نمی‌پذیرفتند و مدینه را در اختیار ایشان قرار نمی‌دادند، شرایط برای ادامه نهضت اسلامی بسیار دشوار می‌شد. بنابراین طبیعی بود که آنان نسبت به این تصمیم پرسش و حتی گلایه داشته باشند.

وی افزود: برخی از انصار در جمع خود سخنانی مطرح کردند که مناسب شأن پیامبر اکرم(ص) نبود. خبر این سخنان به حضرت رسید، اما رسول خدا(ص) در اوج قدرت و پس از پیروزی در غزوه حنین، آنان را سرزنش و تحقیر نکردند.

پیامبر(ص) منتقدان خود را در جلسه‌ای خصوصی شنید

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی اظهار کرد: پیامبر اکرم(ص) از امیرالمؤمنین(ع) خواستند جلسه‌ای اختصاصی برای انصار تشکیل شود و هیچ‌کس غیر از انصار در آن جلسه حضور نداشته باشد. وقتی انصار متوجه شدند پیامبراکرم(ص) جلسه‌ای خصوصی با آنان تشکیل داده است، تصور کردند حضرت می‌خواهد آنان را سرزنش یا توبیخ کند.

وی افزود: اما برخورد پیامبراکرم(ص) کاملاً متفاوت بود. حضرت وارد جلسه شدند و ابتدا از خدمات و فداکاری‌های انصار سخن گفتند و آنان را نسبت به نعمت‌های بزرگی که خداوند به وسیله پیامبر(ص) به آنان عطا کرده بود، متوجه کردند.

وی گفت: پیامبر اکرم(ص) در مواجهه با منتقدان خود، ابتدا خوبی‌ها و خدمات آنان را نادیده نگرفتند و سپس درباره تصمیم خود توضیح دادند. این روش، یکی از مهم‌ترین جلوه‌های اخلاق مدیریتی و اجتماعی پیامبراعظم(ص) است؛ یعنی حتی در برابر کسانی که درباره تصمیم حضرت اعتراض کرده بودند، با کرامت، انصاف و محبت برخورد کردند.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی تأکید کرد: این سیره نشان می‌دهد که پیامبر اکرم(ص) در اوج قدرت، اخلاق را فراموش نکردند. قدرت برای حضرت به معنای تحقیر مخالفان نبود، بلکه هرچه قدرت ایشان بیشتر شد، بزرگواری، گذشت و کرامت اخلاقی ایشان نیز بیشتر آشکار شد.

اخلاق نبوی؛ الگویی برای امروز

وی در ادامه خاطرنشان کرد: انسان باید هنگام مطالعه سیره پیامبر اکرم(ص) خود را در شرایطی قرار دهد که حضرت در آن شرایط زندگی می‌کردند؛ پیامبری که در آغاز راه تنها بود، نزدیک‌ترین افراد به او دشمن بودند و دشمنان از هیچ تلاشی برای جلوگیری از گسترش دعوت الهی دریغ نمی‌کردند، اما حضرت با اخلاق، رحمت، منطق، صبر، تواضع و کرامت توانست دل‌ها را به سوی اسلام جذب کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی گفت: سیره پیامبر اکرم(ص) به ما می‌آموزد که اخلاق نیکو، تواضع، گذشت، رعایت کرامت انسان‌ها و برخورد کریمانه با مخالفان، نه نشانه ضعف، بلکه از عوامل اصلی اقتدار و پیروزی است. پیامبر اکرم(ص) در اوج قدرت، همان بنده متواضع خدا باقی ماند و حتی نسبت به کسانی که بیشترین آزار را به حضرت رسانده بودند، از رحمت و بزرگواری دریغ نکرد؛ از این رو شناخت شخصیت پیامبراکرم(ص) و بازخوانی سیره اخلاقی ایشان، به‌ویژه در آستانه سالروز رحلت خاتم‌النبیین(ص)، ضرورتی مهم برای جامعه اسلامی است.

پیامبر(ص) حتی در اوج قدرت، با مردم کریمانه و همراه با محبت رفتار می‌کرد

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی با اشاره به جلوه‌هایی از اخلاق کریمانه پیامبر گرامی اسلام(ص) گفت: یکی از ویژگی‌های برجسته رسول خدا(ص) این بود که حتی در اوج قدرت و اقتدار، با مردم با نهایت کرامت، محبت و بزرگواری رفتار می‌کرد و اجازه نمی‌داد اختلافات و گلایه‌ها موجب ایجاد شکاف در جامعه اسلامی شود.

وی با اشاره به ماجرای اختلاف میان انصار و مهاجران پس از یکی از جنگ‌ها اظهار کرد: خداوند متعال در قرآن کریم درباره ایجاد الفت و محبت میان مسلمانان می‌فرماید: «وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ»؛ خداوند میان دل‌های شما الفت ایجاد کرد، در حالی که پیش از آن، دشمن یکدیگر بودید.

سیره پیامبر(ص) در مدیریت اختلافات؛ از بخشش غنائم تا دلجویی از انصار

این استاد حوزه علمیه افزود: در جریان جنگ‌های طولانی میان دو قبیله اوس و خزرج، دشمنی و اختلاف میان آنان به حدی بود که سال‌ها ادامه داشت و حتی به یک درگیری و دشمنی ریشه‌دار تبدیل شده بود، اما با ورود اسلام و حضور پیامبر اکرم(ص)، این اختلافات جای خود را به برادری و الفت داد.

وی ادامه داد: پس از یکی از جنگ‌ها، هنگامی که پیامبر(ص) بخشی از غنائم را میان مهاجران تقسیم کردند، برخی از انصار نسبت به این مسئله گلایه‌مند شدند و سخنانی مطرح کردند. آنان خدمات خود را به پیامبر(ص) یادآوری کردند. رسول خدا(ص) ابتدا سکوت کردند و سپس با همان اخلاق کریمانه همیشگی فرمودند: «أَلَا تُجِیبُونَ؟»؛ چرا پاسخ نمی‌دهید؟ به من جواب بدهید. انصار در برابر این سخن پیامبر(ص) عرض کردند: «بِمَاذَا نُجِیبُکَ؟ فِدَاکَ آبَاؤُنَا وَأُمَّهَاتُنَا»؛ ما چه پاسخی به شما بدهیم؟ پدران و مادرانمان فدای شما.

استاد حوزه افزود: پیامبر اکرم(ص) فرمودند: آیا خدماتی را که شما به من کردید، فراموش کرده‌اید؟ آیا یادتان رفته است که «لَوْ شِئْتُمْ لَقُلْتُمْ جِئْتَنَا مُکَذَّبًا فَصَدَّقْنَاکَ، وَ مَخْذُولًا فَنَصَرْنَاکَ، وَ طَرِیدًا فَآوَیْنَاکَ، وَ خَائِفًا فَآمَنَّاکَ»؛ شما می‌توانید بگویید که زمانی که پیامبر در مکه تکذیب شد، شما او را تصدیق کردید؛ هنگامی که تنها و بی‌پناه بود، یاری‌اش کردید؛ زمانی که از مکه بیرون رانده شد، به او پناه دادید و هنگامی که در معرض خطر بود، برای او امنیت فراهم کردید.

وی تأکید کرد: نکته مهم این است که پیامبر(ص) این سخنان را در زمانی بیان کردند که در اوج قدرت و اقتدار بودند، نه در روزهای ضعف و تنهایی. این مسئله نشان می‌دهد که اخلاق کریمانه برای رسول خدا(ص) یک رفتار مقطعی و وابسته به شرایط نبود، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از شخصیت ایشان بود.

این سخنران مذهبی ادامه داد: مرحوم شیخ مفید(ره) نقل می‌کند هنگامی که انصار این برخورد کریمانه پیامبر(ص) را دیدند، به شدت گریستند. بزرگان آنان برخاستند و دستان پیامبر(ص) را بوسیدند و عرض کردند: ما از آنچه اتفاق افتاده است، گذشتیم و حتی اموال و دارایی‌های شخصی خود را نیز در اختیار شما قرار می‌دهیم تا هرگونه که صلاح می‌دانید، درباره آن تصمیم بگیرید.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی گفت: در اینجا پیامبر اکرم(ص) یک جمله بسیار زیبا و تاریخی دیگر بیان کردند و فرمودند: «أَمَا تَرْضَوْنَ أَنْ یَرْجِعَ النَّاسُ بِالشَّاةِ وَ الْبَعِیرِ، وَ تَرْجِعُونَ بِرَسُولِ اللَّهِ إِلَی رِحَالِکُمْ؟»؛ آیا راضی نیستید که دیگران با چند گوسفند و شتر بازگردند، اما شما رسول خدا(ص) را با خود به مدینه ببرید؟

وی افزود: پیامبراعظم(ص) در حقیقت به انصار فرمودند که ممکن است دیگران بخشی از غنائم مادی را با خود ببرند، اما سهم شما از این سفر و این پیروزی، وجود رسول خدا(ص) است؛ من با شما به مدینه بازمی‌گردم و شما مرا با خود دارید.

استاد حوزه تصریح کرد: این برخورد کریمانه پیامبر(ص) چنان تأثیری بر انصار گذاشت که حضرت در پایان برای آنان دعا کردند و فرمودند: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْأَنْصَارِ وَ لِأَبْنَاءِ الْأَنْصَارِ وَ أَبْنَاءِ أَبْنَاءِ الْأَنْصَارِ»؛ خدایا انصار و فرزندان انصار و فرزندان فرزندان انصار را مورد مغفرت قرار بده.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی اظهار کرد: این نمونه‌ای از مدیریت اخلاقی پیامبراکرم(ص) در اوج قدرت است. حضرت می‌توانستند با یک دستور، گلایه‌ها را خاموش کنند و بگویند شما حکمت این تقسیم غنائم را نمی‌دانید، اما رسول خدا(ص) به جای برخورد دستوری، با محبت و تکریم، دل‌ها را به دست آوردند.

جامعه اسلامی هیچ‌گاه از نگاه رسول خدا(ص) غافل نبود

وی در ادامه به یکی دیگر از ویژگی‌های اخلاقی پیامبر اکرم(ص) اشاره کرد و گفت: از ویژگی‌های مهم خاتم‌النبیین(ص) این بود که حتی برای یک لحظه از جامعه و مشکلات مردم غافل نبودند.

این استاد حوزه علمیه با اشاره به روایاتی از سیره پیامبر(ص) بیان کرد: حضرت می‌فرمودند: «أَبْلِغُونِی حَاجَةَ مَنْ لَا یَقْدِرُ عَلَی إِبْلَاغِ حَاجَتِهِ»؛ اگر کسی نمی‌تواند خودش حاجتش را به من برساند، شما واسطه شوید و نیاز او را به من برسانید.

وی ادامه داد: این روایت نشان می‌دهد که در نگاه پیامبر(ص)، حتی فردی که توانایی دسترسی مستقیم به مسئول و حاکم جامعه را ندارد، نباید از رسیدگی و حمایت محروم بماند. پیامبر اکرم(ص) تلاش می‌کردند صدای انسان‌های ضعیف و نیازمند به ایشان برسد.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی افزود: حتی زمانی که رسول خدا(ص) به منزل می‌آمدند، زندگی خود را به بخش‌هایی تقسیم می‌کردند؛ بخشی برای عبادت و ارتباط با خداوند، بخشی برای رسیدگی به امور مردم و بخشی برای امور شخصی. نکته مهم این است که همان بخش شخصی نیز در بسیاری از موارد در مسیر رفع گرفتاری‌های مردم قرار می‌گرفت.

حتی هنگام نماز، نیاز مردم برای پیامبر(ص) اهمیت داشت

وی گفت: در روایات آمده است اگر فردی نزد پیامبراعظم(ص) می‌نشست و حضرت در حال نماز بودند، نمازشان را کوتاه می‌کردند و پس از نماز به سوی او بازمی‌گشتند تا ببینند چه حاجتی دارد. پیامبر اکرم(ص) آن‌قدر برای وقت و نیاز مردم اهمیت قائل بودند که اجازه نمی‌دادند فردی با احساس اینکه مزاحم حضرت شده است، از محضر ایشان بازگردد.

استاد حوزه افزود: در روایات آمده است: «مَنْ جَالَسَهُ صَابَرَهُ حَتَّی یَکُونَ هُوَ الْمُنْصَرِفَ»؛ اگر کسی در کنار پیامبر(ص) می‌نشست، حضرت آن‌قدر صبر می‌کردند تا خود آن فرد از جا برخیزد و برود. رسول خدا(ص) سخن کسی را قطع نمی‌کردند و تا زمانی که فرد نیاز خود را مطرح نمی‌کرد، او را رها نمی‌کردند.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی با بیان اینکه این رفتار باید برای روحانیون، مبلغان و فعالان فرهنگی الگو باشد، اظهار کرد: گاهی عرض می‌کنم ما که خاک پای غلام رسول خدا(ص) هم به حساب نمی‌آییم، جرئت نمی‌کنیم ادعا کنیم چنین اخلاقی را در زندگی خود پیاده کرده‌ایم؛ اما سیره پیامبر(ص) باید برای همه ما به‌ویژه روحانیون و مبلغان دینی الگو باشد.

از نماز صبح تا طلوع خورشید؛ فرصتی برای رسیدگی به مردم

وی در ادامه به روایتی از امام باقر(ع) درباره سیره رسول خدا(ص) اشاره کرد و گفت: امام باقر(ع) می‌فرمایند: «إِذَا صَلَّی الْغَدَاةَ اسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ بِوَجْهِهِ إِلَی طُلُوعِ الشَّمْسِ»؛ هنگامی که پیامبراعظم(ص) نماز صبح را به پایان می‌رساندند، رو به مردم می‌نشستند و تا طلوع خورشید در همان حالت باقی می‌ماندند.

استاد حوزه افزود: این زمان فقط زمان ذکر و عبادت نبود، بلکه فرصتی برای رسیدگی به مسائل مردم نیز بود. امیرالمؤمنین علی(ع) و دیگر مردم نزد پیامبر(ص) می‌آمدند و اگر کسی حاجتی داشت، اجازه می‌گرفت و آن را مطرح می‌کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی ادامه داد: پیامبراکرم(ص) از وضعیت مردم سؤال می‌کردند؛ می‌پرسیدند آیا بیماری در میان مردم وجود دارد که به عیادت او برویم؟ آیا کسی مسافر است که از او احوال‌پرسی کنیم؟ آیا مؤمنی از دنیا رفته است که در تشییع جنازه و نماز بر او شرکت کنیم؟ بنابراین بخش مهمی از ساعات پس از نماز صبح رسول خدا(ص) صرف پیگیری امور مردم و رفع نیازهای آنان می‌شد.

سیره پیامبر(ص) در رسیدگی به نیازمندان؛ از باغ تا سفره مردم

وی در ادامه با اشاره به روایتی از مرحوم کلینی(ره) در کتاب شریف کافی گفت: در حالات رسول خدا(ص) آمده است که هنگامی که میوه‌ها می‌رسید، حضرت دستور می‌دادند در دیوار باغ شکاف‌هایی ایجاد شود تا مردم بتوانند از محصولات باغ استفاده کنند. این سیره در زندگی اهل‌بیت(ع) نیز به شکل گسترده دیده می‌شود. در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است که شخصی درباره نحوه مصرف محصولات نخلستان حضرت سؤال کرد. امام صادق(ع) توضیح دادند که هنگامی که خرماها می‌رسید، دستور می‌دادند در بخش‌هایی از دیوار باغ شکاف ایجاد شود تا هرکس می‌خواهد، وارد شود و از خرما استفاده کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی ادامه داد: حضرت دستور می‌دادند محل‌هایی برای نشستن مردم آماده شود تا افراد بتوانند بنشینند و از محصول استفاده کنند. همچنین برای کسانی که توانایی آمدن به باغ را ندارند، از خرما برای همسایگان می‌فرستادند و در مراحل مختلف، سهم کارگران، نیازمندان و فقرا را پرداخت می‌کردند.

وی اظهار کرد: امام صادق(ع) در این روایت توضیح می‌دهند که محصول نخلستان اگر به شکل معمول محاسبه می‌شد، ارزش بسیار بالایی داشت، اما حضرت بخش قابل توجهی از آن را در راه خدا، برای فقرا، همسایگان و دیگر نیازمندان مصرف می‌کردند.

بخل و حرص، نتیجه سوءظن به خداوند است

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مسئله بخل و حرص گفت: در «علل الشرایع» مرحوم شیخ صدوق(ره) و همچنین در تفسیر عیاشی، روایتی از امام باقر(ع) نقل شده است که شخصی درباره دعایی از پیامبر اکرم(ص) سؤال کرد.

وی افزود: در منابع روایی آمده است که رسول خدا(ص) این دعا را بسیار تکرار می‌کردند: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْبُخْلِ وَ الْجُبْنِ وَ أَنْ أُرَدَّ إِلَی أَرْذَلِ الْعُمُرِ، وَ مِنْ فِتْنَةِ الدُّنْیَا وَ عَذَابِ الْقَبْرِ»؛ خدایا، از بخل، ترس، بازگردانده‌شدن به ناتوانی دوران پیری، فتنه دنیا و عذاب قبر به تو پناه می‌برم. از امام باقر(ع) سؤال کردند آیا واقعاً رسول خدا(ص) از بخل به خدا پناه می‌بردند؟ حضرت فرمودند: بله، پیامبراکرم(ص) هر صبح و شام از بخل به خداوند پناه می‌بردند.

این استاد حوزه علمیه با اشاره به آیه شریفه «وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» اظهار کرد: این مضمون در قرآن کریم نیز مورد تأکید قرار گرفته است. خداوند می‌فرماید کسانی که از «شحّ نفس» و بخل و حرص نفس خود محفوظ بمانند، رستگارند.

ریشه بخل؛ ضعف در باور به وعده الهی

وی با اشاره به داستانی از مرحوم شیخ بهایی(ره) گفت: نقل شده است شخصی در حال طواف، رسول خدا(ص) را دید و عرض کرد من در زندگی خود تلاش می‌کنم واجبات و مستحبات را انجام دهم، اما یک مشکل اخلاقی دارم که نتوانسته‌ام آن را برطرف کنم؛ من انسان بخیلی هستم.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی ادامه داد: آن فرد گفت اگر کسی از من پولی درخواست کند، آن‌قدر ناراحت می‌شوم که آثار ناراحتی در چهره‌ام ظاهر می‌شود و حتی طرف مقابل متوجه می‌شود و از من چیزی درخواست نمی‌کند. سپس پرسید آیا با وجود این مشکل اخلاقی، می‌توانم به سعادت برسم. بر اساس این نقل، پیامبر اکرم(ص) به او فرمودند: آیا نمی‌دانی ریشه بخل به کفر و ریشه سخاوت به ایمان بازمی‌گردد؟

این سخنران مذهبی با اشاره به کلام امیرالمؤمنین(ع) در نامه ۵۳ نهج‌البلاغه خطاب به مالک اشتر گفت: امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «إِنَّ الْبُخْلَ وَ الْجُبْنَ وَ الْحِرْصَ غَرَائِزُ شَتَّی یَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللَّهِ»؛ بخل، ترس و حرص، خصلت‌های گوناگونی هستند که یک ریشه مشترک دارند و آن سوءظن به خداوند است.

ایمان به رزاقیت خداوند؛ راه مقابله با بخل

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی در تبیین این سخن امیرالمؤمنین(ع) گفت: انسان بخیل در حقیقت نگران است که اگر مالی را در راه خدا یا برای نیازمندی خرج کند، چیزی جایگزین آن نشود. در حالی که چنین نگرشی، نشانه ضعف در اعتماد به وعده الهی است.

وی ادامه داد: قرآن کریم درباره انفاق در راه خداوند می‌فرماید: «مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ...»؛ خداوند برای انفاق‌کنندگان، برکت و فزونی قرار داده است. بنابراین یکی از راه‌های درمان بخل، تقویت ایمان به خداوند، اعتماد به وعده‌های الهی و یقین به این حقیقت است که رزق انسان تنها به آنچه در دست اوست محدود نمی‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی قمی در پایان تأکید کرد: سیره پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) به ما می‌آموزد که انسان مؤمن باید در کنار عبادت و ارتباط با خدا، نسبت به جامعه و مشکلات مردم نیز احساس مسئولیت کند. پیامبراعظم(ص) در اوج قدرت، اهل گذشت بودند؛ در اوج اقتدار، مردم را تکریم می‌کردند و حتی فرصت‌های شخصی خود را نیز برای رسیدگی به نیازهای بندگان خدا اختصاص می‌دادند. این همان اخلاقی است که می‌تواند جامعه اسلامی را به سمت محبت، برادری، خدمت و رستگاری هدایت کند.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha