خبرگزاری حوزه| جنگ امروز دیگر صرفاً در میدانهای نظامی و با ابزارهای سخت دنبال نمیشود؛ بخش مهمی از نبرد در عرصه ادراک، باور و افکار عمومی جریان دارد. دشمن تلاش میکند با بهرهگیری از رسانه، شبکههای اجتماعی، شایعه و عملیات روانی، محاسبات جامعه را تغییر دهد و تصویری متفاوت از واقعیت به مخاطب ارائه کند. در چنین شرایطی، رسانه دیگر صرفاً یک ابزار انتقال خبر نیست، بلکه خود به یکی از مهمترین میدانهای نبرد تبدیل شده است.
در جنگ شناختی، نخستین سرمایه رسانه «اعتماد عمومی» است. رسانهای که دقت، صداقت و مسئولیتپذیری حرفهای را قربانی سرعت، هیجان یا رقابت رسانهای کند، بهتدریج اعتماد مخاطب را از دست میدهد و در نتیجه، قدرت اثرگذاری خود را نیز کاهش خواهد داد. از همین رو، در شرایط بحرانی باید دقت را بر سرعت مقدم دانست و از انتشار اخبار تأییدنشده و شایعاتی که میتواند آرامش جامعه را مختل کند، پرهیز کرد.
در مقابل، سکوت و تأخیر نیز میتواند میدان را برای روایتسازی دشمن باز کند. اگر رسانه داخلی روایت دقیق و مستند خود را بهموقع ارائه نکند، مخاطب برای دریافت پاسخ به سراغ رسانههای رقیب خواهد رفت. بنابراین، راهبرد درست، نه سکوت و نه واکنش منفعلانه، بلکه «روایتسازی فعال» و حضور مسئولانه در میدان است.
پیروزی در جنگ شناختی تنها با پاسخ دادن به روایت دشمن به دست نمیآید؛ بلکه زمانی محقق میشود که رسانه، روایت خود را با دقت، اعتماد و قدرت اقناع به جامعه ارائه کند.
به مناسبت گرامیداشت تلاش ها و مجاهدت های خبرنگاران، فرصت را مغتنم شمرده و در گفتگویی با دو تن از فعالان و مدرسان رسانه ای آقایان فخرالدین یوسفپور مدیرعامل خانه مطبوعات استان قم و مهدی بخشی رئیس هیئتمدیره خانه مطبوعات استان قم به بررسی هرچه بیشتر این موضوعات پرداخته ایم که آن را در ادامه می خوانید:
سؤال: روز خبرنگار را تبریک عرض میکنم و یاد و خاطره شهدای والامقام عرصه رسانه، شهید صارمی عزیز، شهید شریفی و همچنین در جنگ اخیر، شهید مسعود سلیمی مدیر سابق خبرگزاری تسنیم در قم را گرامی میدارم. ما در دو جنگ اخیر، یعنی جنگ دوازدهروزه و جنگ چهلروزه یا به تعبیر درستتر جنگ رمضان، در شرایطی قرار داریم که نبرد شناختی و ترکیبی، ابعاد و زوایای مختلفی پیدا کرده است. از آقای یوسفپور درخواست میکنم که توضیح دهند در شرایط امروز، خبرنگاری که ادعای انقلابیگری دارد و واقعاً میخواهد در این مسیر ثابتقدم بماند و متعهد باشد، باید چه کاری انجام دهد؟ امروز باید بر چه مؤلفههایی تمرکز کنیم تا بتوانیم بگوییم هم منافع و مصالح ملی را مورد توجه قرار دادهایم و هم هویت رسانهای و خبرنگاری خود را در مطالبهگری صادقانه و شفاف به انجام رساندهایم؟

فخرالدین یوسف پور، مدیرعامل خانه مطبوعات استان قم:
بسمالله الرحمن الرحیم
عرض ادب و احترام دارم. از حضرتعالی و همکارانتان تشکر میکنم. اجازه میخواهم ابتدا ایام دهه پایانی صفر و مناسبتهایی را که در آن قرار داریم، تسلیت عرض کنم و روز خبرنگار را نیز گرامی بدارم؛ روزی که شاید بهانهای برای طرح همین بحثها و مباحث اینچنینی شده است. به تبع آن، یاد شهدای رسانه، شهدای رسانه در دوران جنگ تحمیلی و شهدای رسانه در جنگ اخیر را نیز گرامی میداریم؛ همه شهدایی را که در این جنگ از دست دادیم و در رأس آنها، قائد عظیم و عزیزمان، رهبر شهیدمان را یاد میکنیم و یادشان را گرامی میداریم.
* سه جنگ اخیر؛ از نبرد نظامی تا جنگی در متن جامعه
اجازه میخواهم ابتدا مقدمهای را برای این بحث بیان کنم تا بعد با یکدیگر درباره این موضوع صحبت کنیم. با توجه به اینکه در حال حاضر همه تمرکز ما بر جنگهای اخیر است، میخواهم ابتدا به نکتهای اشاره کنم. شما فرمودید دو جنگ اخیر؛ اما من میگویم سه جنگ اخیر: جنگ تحمیلی دوازدهروزه، کودتای هجدهم و نوزدهم دی و جنگ تحمیلی چهلروزه. من به مراتب جنگ هجدهم و نوزدهم دی را در سطح شهر و در میان مردم، مؤثرتر میدانم.
ما در دو جنگ دیگر، دستکم میتوانیم بگوییم که عموم مردم و جامعه ما دشمن را میشناسند، میدانند دشمن در کدام طرف قرار دارد و ما در کدام طرف ایستادهایم. با وجود همه اختلافسلیقهها، میبینیم که به سرعت تمرکزی در جامعه ایجاد میشود و نوعی اتحاد شکل میگیرد. اما در آن ماجرا، چنین اتفاقی رخ نمیدهد و چهبسا همان ماجرا زمینه و پیشدرآمدی برای جنگ چهلروزه بوده و دشمن را جریتر و گستاختر کرده است؛ بهگونهای که شاید این اتفاق را برای ماهها یا سالهای دیگر پیشبینی کرده و آن را جلو انداخته است.
* جنگی که میدان آن فقط عرصه نظامی نیست
در اینجا ابتدا باید به یک نکته توجه کنیم. با توجه به این سه جنگی که من اکنون بر آنها تمرکز کردهام و میگویم که مورد میانی را حتماً باید یک جنگ به حساب آورد، امروز دیگر این جنگ، یک جنگ نظامی نیست، یا دستکم صرفاً نظامی نیست که بگوییم در میدان نظامی و در عرصه نبرد اتفاق میافتد.
* ادراک و اعتماد مردم؛ هدف اصلی دشمن در جنگ شناختی
حجم عظیمی از این اتفاقات در میان مردم در حال رخ دادن است؛ یعنی دشمن، ادراک، باور، اعتماد و محاسبات مردم را هدف قرار میدهد.
با این تعریف، رسانه یکی از مهمترین میدانهای این نبرد است. اگر ما در جنگ هشتساله میدانستیم میدان نبردمان کجاست، در جنگ دوازدهروزه، در جنگ دو روزه خیابانی و در جنگ چهلروزه نیز باید بدانیم میدان نبرد کجاست.
آیا میدان نبرد فقط همان میدانی است که ما لانچر را در آن مستقر کردهایم و دشمن را هدف قرار میدهیم، یا اینکه مردم ما نیز در میدان رسانه در حال مواجهه با این نبرد هستند؟
* خبرنگار دیگر صرفاً ناقل خبر نیست
در اینجا نقش خبرنگار بسیار مهم میشود. دیگر نمیتوانیم بگوییم خبرنگار صرفاً منتقلکننده یک خبر است و فقط باید یک روایت را بیان کند؛ چراکه در جنگ شناختی، خبر صرفاً انتقال اطلاعات نیست.
گاهی اوقات با روایتی مواجه میشویم که روایت درستی است و باید بیان شود، اما همین بیان ممکن است موجب ایجاد ناامیدی شود.
* صداقت در اطلاعرسانی همیشه به معنای انتشار همه جزئیات نیست
در اینجا اجازه بدهید خاطرهای را عرض کنم و عذرخواهی میکنم. زمانی مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی، که خداوند ایشان را رحمت کند، در آن مقطع دبیر جنگ و رئیس شورای جنگ بودند، نوعی راستی و صداقت را در تعامل با مردم پیش گرفته بودند. ایشان هر هفته در نماز جمعه اعلام میکردند که قرار است فلان نقاط را مورد هدف قرار دهیم و تأکید میکردند که صدام، عراق و مردم عراق بدانند که چنین اقدامی انجام خواهد شد.
در مقطعی مشخص شد که چنین رویکردی در جنگ اساساً صحیح نیست. اینکه ما در شرایطی بخواهیم پیشاپیش اعلام کنیم که قرار است چه اقدامی انجام دهیم، میتواند اشتباه باشد.
از سوی دیگر، گاهی میبینیم رسانههای داخلی متهم میشوند که واقعیت را بیان نمیکنند یا حتی به دروغگویی متهم میشوند. ما دستکم در همین جنگ اخیر، اگر به کشورهای همسایه دقت کنیم، میبینیم که در برخی کشورهای همسایه، روایت رسانهای حتی از سوی اهالی رسانه و فعالان رسانهای با محدودیتهای بسیار جدی مواجه بود و افرادی که اقدام به روایتگری میکردند، با مجازات مواجه میشدند؛ از زندان گرفته تا برخوردهای دیگر، در کشورهایی مانند بحرین و عربستان.
* ضرورت تربیت خبرنگاران ویژه برای میدان جنگ
اینجاست که نقش خبرنگار بسیار پررنگ میشود. من عبارتی را عرض میکنم که شاید با توجه به جایگاه صنفی و حرفهای، چندان عبارت مناسبی نباشد؛ اما ایکاش ما خبرنگاران ویژه جنگ داشته باشیم و در آن شرایط، روایتگری را به این افراد واگذار کنیم.
زیرا مطمئناً بسیاری از دوستان و همکاران ما، با وجود همه دغدغهها و دلسوزیهایی که دارند و با وجود اینکه میخواهند در چنین شرایطی وارد میدان شوند، ممکن است برخی اولویتها را در نظر نگیرند.
به عنوان مثال، ممکن است یک موضوع را در شرایط عادی، یک خبر شهری یا یک بحران اجتماعی تلقی کنند، اما شرایط جنگی اقتضائات متفاوتی دارد و ممکن است این تفاوتها بهدرستی درک نشود و در نتیجه چنین اتفاقاتی رخ دهد.
این را به عنوان مقدمه عرض کردم تا بعد به این موضوع برسیم که آن خبرنگاری که دربارهاش صحبت کردیم، در این شرایط چه نقشی دارد.
* مأموریت خبرنگار جنگ؛ مقابله با ترس، ناامیدی و بیاعتمادی
یکی از مهمترین وظایف او این است که از ایجاد ناامیدی، ایجاد ترس و ایجاد بیاعتمادی جلوگیری کند. این مسائل در چنین شرایطی بسیار اهمیت پیدا میکند.
در پوشش اخبار جنگ، برخلاف بسیاری از اخبار دیگر، باید دقت خود را مضاعف کنیم. در بسیاری از موارد میگوییم دقت در خبر به دلیل سرعت قربانی میشود؛ اما در اینجا باید برعکس عمل کنیم؛ یعنی سرعت باید قربانی دقت شود.
سؤال: جناب آقای بخشی در ادامه صحبت های آقای یوسفپور، به هر حال اکنون در شرایطی قرار داریم که میدان نبرد عملاً از صحنه درگیری جغرافیایی به اقلیم ذهن منتقل شده است. امروز عباراتی مانند «جنگ شناختی» و «سرمایه شناختی» مطرح میشود. میخواهم از شما بپرسم که در چنین شرایطی چه باید کرد؟

مهدی بخشی، رئیس هیئتمدیره خانه مطبوعات استان قم:
بسمالله الرحمن الرحیم
بنده نیز روز خبرنگار را به دوستانمان در خبرگزاری حوزه و همچنین اهالی رسانه استان قم تبریک عرض میکنم. ایام سوگواری را نیز تسلیت عرض میکنیم. بهتازگی ایام اربعین را پشت سر گذاشتهایم و همچنین در ایام پایانی ماه صفر قرار داریم. انشاءالله عزاداریهای همه عزیزان مورد قبول حق تعالی قرار گرفته باشد.
مایلم به همان بحثی که جناب آقای یوسفپور مطرح کردند، گریزی بزنم. برای این جلسه، بررسی و تمرکزی بر بیانات رهبر معظم انقلاب درباره رسانهها داشتم. اتفاقاً نکتهای که در یکی از سخنرانیهای حضرت آقا مطرح شده بود، دقیقاً همین موضوع بود؛ اینکه امروز نبردی که در واقع در افکار عمومی شکل میگیرد، بر افکار عمومی متمرکز است.
* جنگ امروز؛ نبردی که افکار عمومی را هدف گرفته است
حضرت آقا میفرمایند که در هر دورهای، نبردها شیوههای مختلفی دارند و نقشههای دشمنان نیز از سبک و سیاق خاصی برخوردار است. گاهی جنگ، به شکل خاصی بروز پیدا میکند. زمانی که ایشان این موضوع را مطرح میکردند، مستقیماً به جنگ اقتصادی اشاره داشتند.
در آن مقطع شاید جنگ نظامی مطرح نبود. ایشان فرمودند که اکنون ما با جنگ اقتصادی دشمن مواجه هستیم، اما این جنگ، جنگ اولویتدار ما نیست؛ موضوعی که ما از آن غفلت میکنیم، جنگ رسانهای است. همین امر سبب میشود که تبعات آن را در حوزههای مختلف، از جمله حوزه اقتصادی، نظامی و حتماً فرهنگی، مشاهده کنیم.
* وارونهنمایی واقعیت؛ راهبرد دشمن برای تغییر محاسبات جامعه
دشمن در این سالها، به تعبیر حضرت آقا، تمام تلاش خود را به کار گرفته است تا واقعیتها را برای جامعه وارونه جلوه دهد و بهتدریج جامعه را برای آنچه دشمن انتظار دارد، آماده کند.
ما همین فرمایش حضرت آقا را در جنگ چهلروزه، یعنی جنگ رمضان، در واقع مشاهده کردیم. زمانی که دشمن تصور کرد در اتفاقاتی که آقای یوسفپور بهدرستی به آن اشاره کردند، یک جنگ مستقیم یا به تعبیر حضرت آقا، نوعی کودتا در جریان بوده است، این محاسبه اشتباه را داشت که ذهن جامعه در واقع برای آنچه خودش طراحی کرده و میخواهد از آن سوءاستفاده کند، آماده است.
دشمن این محاسبه اشتباه را انجام داد و وارد جنگی شد که به نتیجه نرسید و ما امروز خوشبختانه شاهد، به فرموده رهبر معظم انقلاب، مبعوث شدن امتی هستیم که بالغ بر یکصد و شصت شب در میدان حضور دارند و پرچم این نظام را برافراشتهاند.
* جهاد تبیین؛ مسئولیت مستقیم رسانهها در میدان جنگ شناختی
موضوع دیگری که بسیار اهمیت دارد و حضرت آقا نیز در سالهای اخیر بسیار بر آن تأکید کردهاند، بحث «جهاد تبیین» است.
اساساً حضرت آقا جهاد تبیین را یکی از مسئولیتهای رسانهها و افرادی دانستهاند که دارای رسانه هستند. حتی درباره شخصی که خودش رسانه، منبر یا یک فضای انتشار دارد، مستقیماً به این موضوع اشاره کردهاند که رسانهها در این زمینه مسئول هستند؛ مسئول هستند تا آنچه را که واقعیت دارد، به گوش جامعه برسانند و در مقابل کاری که دشمن قرار است انجام دهد، بایستند.
* رصد رسانههای معاند؛ نشانهای از تمرکز دشمن بر ایران
من در همین چند ساعت اخیر که در حال آمدن به اینجا بودم، یک رصد رسانهای انجام دادم و رسانه معاند «بیبیسی» را بررسی کردم.
رسانه «بیبیسی جهانی» در پلتفرم اینستاگرام، از آغاز فعالیت خود تا امروز، چیزی در حدود سی هزار پست منتشر کرده است؛ اما «بیبیسی فارسی» تعداد پستهایی که منتشر کرده، یکصد و سی هزار پست بوده است؛ در حالی که عمر آن، فکر میکنم، کوتاهتر است و تعداد مخاطبان آن نیز کمتر است.
* تلاش رسانههای معاند برای تغییر باور و ذائقه جامعه
این مسئله یک مفهوم واضح دارد؛ اینکه دشمن واقعاً به دنبال تغییر افکار است. همانطور که آقای یوسفپور اشاره کردند، به فرموده حضرت آقا، دشمن میخواهد ذائقه مردم ما را تغییر دهد، باورهای مردم ما را تغییر دهد، ایمان جوانان ما را کمرنگ کند و در نهایت به خواسته خودش برسد.
اینکه حضرت آقا فرمودند «ما به قله نزدیک هستیم»، شاید در آن زمان خودمان این باور را نداشتیم؛ اما اکنون به آن رسیدهایم. همچنین وقتی میگوییم «ایران قوی» و «ایران مقتدر»، همین آمار نشان میدهد که چرا دشمن باید برای کشوری که بهنوعی تنهاست، این تعداد پست منتشر کند و برای کل جهان چنین تعداد محدودی از محتوا را منتشر کند؛ اعدادی که اصلاً قابل مقایسه نیستند.
اگر بخواهیم این موضوع را با «بیبیسی عربی» و دیگر بخشهای این رسانه نیز مقایسه کنیم، تعداد فعالیتها بسیار پایینتر است. این مسئله نشاندهنده همان جنگ شناختی است که حضرتعالی به آن اشاره کردید.
* برجستهسازی ضعفها؛ محور اصلی روایت رسانههای معاند
من پستهای منتشرشده را نیز بررسی کردم. اگر بخواهیم این پستها را به صورت مفصل بررسی کنیم، میبینیم که بیشتر بر مباحث اقتصادی، برجستهسازی مشکلات و مناقشات و همچنین کنشگریهایی متمرکز هستند که بعضاً ممکن است از داخل کشور، نگاهی اپوزیسیونی داشته باشند.
هیچکدام از این پستها به تعبیر رهبر معظم انقلاب به پیشرفتهایی که در این کشور طی این چهلوهفت سال رخ داده است، نپرداختهاند. این همه کار انجام شده، این همه افتخار به دست آمده است، اما هیچکدام از این موارد را در این پستها مشاهده نمیکنید.
تمام تلاش این رسانه، برجستهسازی ضعفها، از بین بردن وحدت جامعه، ایجاد تفرقه و ایجاد دودستگی است تا در نهایت به مقصد مورد نظر خود برسد.
* شناخت میدان نبرد؛ پیششرط انجام مأموریت رسانهای
به نظر من، در این بخش، جان کلام همان موضوع جهاد تبیینی است که حضرت آقا بارها به آن اشاره کردهاند. چه دوستانی که از قبل در این حوزه فعال بودهاند و چه دوستانی که قرار است وارد این عرصه شوند، باید فضای امروز جامعه و فضای تقابل با دشمن را بهدرستی بشناسند تا انشاءالله بتوانند در ادامه مسیر، مأموریت رسانهای خود را بهدرستی انجام دهند.

فخرالدین یوسفپور، مدیرعامل خانه مطبوعات استان قم:
من نکتهای را نیز در ادامه مطالبی که جناب آقای بخشی فرمودند، عرض میکنم که بسیار صحیح بود و شاید در جایی بتوان گفت که حتی دردآور است. به هر حال، رسانه با مخاطب خود زنده است و سرمایه یک رسانه، مخاطب آن است. حتی رسانه معاندی که پیش از آنکه به مخاطب خود فکر کند، به جریانسازی میاندیشد، باز هم بر اساس همین منطق فعالیت میکند.
ما همیشه درباره خبرنگار متعهد صحبت میکنیم؛ همانطور که پیش از این نیز اشاره کردیم، در کنار حرفهایگری، حتماً باید تعهد وجود داشته باشد؛ زیرا در غیر این صورت، مطمئناً خروجی کار و تولید محتوا میتواند مخرب باشد.
* سواد رسانهای؛ حلقه مفقوده در مواجهه جامعه با جنگ شناختی
اما در این بخش نباید از یک موضوع دیگر نیز غافل شویم و آن، مسئله سواد رسانهای جامعه ماست که امروز به یک معضل تبدیل شده است.
ابتدا اجازه بدهید یک سؤال را مطرح کنم. شاید حدود دو سال پیش، در پیش از خطبههای نماز جمعه قم، این موضوع را مطرح کردم و آنقدر دغدغهمند بودم و آن را مهم میدانستم که تلاش کردم بهگونهای مطرح شود که به کسی برنخورد. سؤال من این بود که متولی آموزش سواد رسانهای در جامعه ما چه کسی است؟
امروز اگر بخواهیم بگوییم در کشور ما متولی این موضوع چه نهادی است، بسیار جالب خواهد بود که بدانیم پاسخ چیست.
* آموزش سواد رسانهای؛ در حاشیه نظام آموزشی کشور
جالب است بدانیم که ما در هنرستانها تنها دو واحد در این زمینه داریم که آن هم اختیاری است. اولین سؤالی که مطرح میشود، این است که چند درصد از دانشآموزان این درس را در کنکور نیاز دارند؟ بعد متوجه میشوند که این درس هیچ نقشی در کنکور ندارد و در نتیجه، دیگر برایشان اهمیتی پیدا نمیکند.
در حالی که در کشورهای دیگر، این موضوع به عنوان یک رشته مطرح است و حتی در دوره تحصیل، دانشآموز ملزم به فراگیری آن است.
* وقتی ضعف سواد رسانهای، عطش کاذب برای مصرف محتوا ایجاد میکند
وقتی سواد رسانهای در سطح جامعه وجود نداشته باشد، یک عطش کاذب ایجاد میشود. عطش کاذبی که نمونه آن را میتوان در همین آماری که جناب آقای بخشی بیان کردند، مشاهده کرد؛ اینکه آن شبکه مادر و شبکه اصلی، این تعداد محتوا تولید میکند.
این موضوع را عرض میکنم که مسئله جریانسازی و اینکه پشت این رسانهها، مانند ایران اینترنشنال و دیگر رسانهها، مطمئناً جریانی برای ضربه زدن وجود دارد، به جای خود؛ اما این مسئله نشان میدهد که ما در کشور با یک مشکل جدی مواجه هستیم.
همان نکتهای که عرض کردم، این است که هر مطلب و هر رسانهای که هر نکتهای را مطرح میکند، حتی اگر آن نکته شبیه حقیقت باشد، میتواند چنین آثاری ایجاد کند.
* «سفیر رمضان»؛ تجربهای برای ساماندهی رسانهها در جنگ
در کنار اینکه همیشه به این موضوع توجه میکنیم، اجازه بدهید یک مثال از قم بزنم. در همین جنگ چهلروزه، خانه مطبوعات یک اقدام را رقم زد و یک قرارگاه رسانهای با عنوان «سفیر رمضان» ایجاد کرد که با هدف ساماندهی رسانهها، بهویژه در فضای مجازی، فعالیت میکرد.
حداقل در اینجا، مدیریت موضوع به دست افراد دغدغهمند و افرادی که دستکم در این حوزه تخصص و تجربه حرفهای داشتند، سپرده شد تا رصد کنند و کانالها و ادمینهایی را که به صورت تخصصی در این حوزه فعالیت نمیکنند یا دستکم در حوزه جنگ به تعبیری فاقد سواد کافی هستند، مدیریت کنند و مشخص کنند که در کجا باید متوقف شد و در کجا باید برخورد صورت گیرد.
* ارتقای سواد رسانهای؛ راه مقابله با عطش بیجا برای محتوا
اما تا زمانی که سواد رسانهای ارتقا پیدا نکند و مخاطب ما متوجه نشود که گاهی عطش بیجا برای حضور، جستوجو و پیگیری موضوعاتی که اساساً مؤثر نیستند و هیچگاه نمیتوانند مشکلی را حل کنند، نباید وجود داشته باشد، رسانه نیز چنین نیازی را احساس نمیکند و نمیتواند به آن میزان تولید محتوا داشته باشد.
در چنین شرایطی، یک خط مشخص دنبال میشود و همان خط دائماً پاسخ میدهد؛ یک پست، یک پست، یک پست.
* «خبر اول»؛ روایتی که بهسادگی از ذهن مخاطب پاک نمیشود
از سوی دیگر، اگر شما بخواهید فضای رسانهای داخلی را مدیریت کنید، اگر آن را رها کنید، در نقطهای مجبور میشوید شروع به پاسخ دادن به شبهات کنید. این مسئله انرژی زیادی نیز از شما میگیرد.
در حالی که به جای این کار، بهتر است اصلاً روایت خود را بیان کنید و بتوانید روایت خودتان را به مخاطب منتقل کنید. اما به جای آن، دائماً مجبور میشوید روایتی را که مطرح شده است، ابتدا وارد مرحله راستیآزمایی کنید که آیا راست میگوید یا دروغ، و سپس شروع به پاسخ دادن کنید.
این موضوعی است که ما همیشه در حوزه رسانه میدانیم؛ «خبر اول، روایت اول» کار خودش را کرده است. یعنی شما هرچقدر هم تلاش کنید، نمیتوانید بهطور کامل اثر آن اتفاق را از بین ببرید.
ما در کنار توجه ویژهای که به رسانه انقلابی، خبرنگار متعهد و این مسائل داریم، باید به آموزش در سطح جامعه نیز توجه کنیم؛ موضوعی که حتی رسانه ملی و سایر رسانهها نیز در این حوزه آنچنان که باید و شاید نقش خود را ایفا نمیکنند.
* سهم خبرگزاری حوزه در ارتقای سواد رسانهای جامعه چیست؟
باید بگوییم سهم خبرگزاری حوزه در آموزش سواد رسانهای چیست؟ بیاییم بررسی کنیم که در قشر حوزوی، این موضوع تا چه اندازه مورد توجه قرار گرفته است.
همین خروجیهایی که روی صفحه اول رسانه میآید ــ در میانه بحث گفتیم یک نقدی هم داشته باشیم ــ باید بررسی شود که این اتفاق تا چه اندازه رخ داده است. این موضوع بسیار مهم است.
سؤال: جناب آقای بخشی به نظر میرسد مشکل اصلی ما در بحث اقناع افکار عمومی است. چرا بعضاً در اقناع افکار عمومی مشکل داریم؟ با توجه به بحث آموزش که فرمودید، اولاً چه باید کرد؟ و ثانیاً چگونه میتوان از ظرفیت خانه مطبوعات و فراتر از آن، فرهنگ و ارشاد اسلامی و فراتر از آن، ظرفیت قوه حکمرانی استفاده کرد تا این خلأها، اگرچه نمیتوان آنها را بهطور کامل برطرف کرد، تا حدی کاهش پیدا کند؟

مهدی بخشی، رئیس هیئتمدیره خانه مطبوعات استان قم:
سؤال بسیار خوبی است. به نظرم اگر بخواهیم کمی شفافتر به این موضوع اشاره کنیم، باید گفت بیان دستاوردهای انقلاب و بیان دستاوردهای نظام، به هر حال، یک بخش آن بر عهده مسئولان است.
* مسئولان و ضرورت تقویت ارتباط با رسانهها
در میان مسئولان ما، حتی در میان مسئولان ردهبالای استان و مدیران کل دستگاهها، روحیه تعامل با رسانه را آنچنان که باید نداریم. در برخی موارد کمتر وجود دارد و در بعضی موارد واقعاً وجود ندارد. مردم انتظار دارند اقداماتی که انجام شده است، بیان شود. رهبر معظم انقلاب بارها فرمودهاند که دستاوردها را بیان کنید و درباره کارهایی که انجام شده است، اطلاعرسانی کنید.
* روایت بهموقع مسئولان، سدی در برابر سوءاستفاده دشمن
گاهی اوقات خود مسئولان، در واقع به نوعی روابط عمومی نظام میشدند. رهبر معظم انقلاب در سخنرانیهای مختلف، اقداماتی را که انجام شده بود، در سطح کلان بیان میکردند. این مسئله بسیار به اقناع افکار عمومی که شما به آن اشاره کردید، کمک میکند. یا برای مثال، همین اتفاقات اخیر را در نظر بگیرید. جلسه خوبی بود که آقای رئیسجمهور با مدیران رسانه برگزار کردند و پیش از آن نیز گفتوگویی با مردم داشتند.
این اقدامات، بسیاری از مواضع را شفاف کرد؛ چه در عرصه بینالمللی و چه در عرصه داخلی، و به بسیاری از ابهامات پاسخ داد؛ پیش از آنکه دشمن بتواند از آنها سوءاستفاده کند. بنابراین مسئولان ما در اینجا نقش مهمی دارند. باید در صحنه حضور داشته باشند و ارتباطشان با رسانهها قوی باشد.
* تعامل با رسانه، فقط به هفته خبرنگار محدود نمیشود
اینکه من به عنوان یک رسانه و در جایگاه متولی رسانه، خادم دوستان رسانهای خود هستم و میبینم که مطرح میکنند: «من یک ماه است برای فلان مدیرکل سؤال فرستادهام و هنوز پاسخ نگرفتهام»، واقعاً چنین رفتاری اصلاً قابل پذیرش نیست.
اینکه صرفاً در هفته خبرنگار، با یک پیام تبریک یا حتی با سر زدن به یک رسانه بخواهیم عملکرد گذشته خود را پوشش دهیم، کافی نیست. این ارتباط و تعامل، در واقع، بسیار کمک میکند تا دوستان ما در رسانه بتوانند کار خود را به خوبی انجام دهند.
* «به وقت ایران»؛ تجربهای موفق در اقناع افکار عمومی
یا اتفاق دیگری که در جریان جنگ رخ داد و رسانه ملی را یک پله ارتقا داد، برنامه «به وقت ایران» شبکه خبر بود که در افکارسنجی صداوسیما نیز این برنامه به عنوان یکی از پرمخاطبترین برنامهها در ایام جنگ انتخاب شد.
اگر بخواهیم این موضوع را رصد و ریشهیابی کنیم که علت آن چه بوده است، به همان مسئله اقناع افکار عمومی میرسیم؛ یعنی مدافع نبودن، صرفاً حمله نکردن، تحلیل درست شرایط، سنجش صحیح موقعیت، دسترسی به اطلاعات و منابع درست و ارائه این اطلاعات به بهترین نحو برای مخاطب.
یکی از دوستان ما که فیلمبردار این برنامه بود، میگفت آقای جبلی رئیس سازمان صدا و سیما در حین برنامه، به صورت مستمر با کارشناسان مختلف ارتباط میگرفت، به آنها تذکر میداد و موضوعات مختلف را مطرح میکرد.
این، یک برنامه رسانهای در تراز است که مخاطب را ترغیب میکند مباحث را دنبال کند و اتفاقاً اشکالی هم ندارد که در جایی که اشتباهی رخ داده یا مطلب نادرستی مطرح شده است، موضوع بررسی شود.
اگر مطلبی به اندازه کافی بررسی نشده بود و روز بعد مشخص میشد که مطلب مطرحشده سندیت نداشته یا صحیح نبوده است، میآمدند و اعلام میکردند که این مطلبی که ما مطرح کردیم، در واقع سندیت نداشته و درست نبوده است.
* صحت خبر نباید فدای دغدغه و شتاب رسانهای شود
همین موضوعی که جناب آقای یوسفپور هم اشاره کردند، وجود دارد. این دغدغه نباید فدای صحت شود. در آنجا نیز اگر اتفاقی رخ میداد، سریع میآمدند و عذرخواهی میکردند. این نیز یک نمونه برجسته و بارز است.
و در نهایت، همین بحث سواد رسانهای...، ما در ایام اربعین بودیم. یک مداح که تریبون و مخاطب دارد، در بینالحرمین و در مسیر ورودی به حرم یک جمله مطرح میکند که «اینجا جای اجتماع نیست، اینجا فقط جای بردن نام امام حسین(ع) است.» این مسئله نشان میدهد که این مداح شناخت درستی از همان جنگ رسانهای نداشته و مردم منطقه و فضای عراق را بهدرستی نمیشناسد.
من واقعاً بعد از ده یا دوازده سالی که به اربعین مشرف میشوم، امسال این حجم از ارادت مردم عراق را مشاهده کردم. تصاویری که وجود داشت، واقعاً قابل توجه بود.
* شناخت درست مخاطب؛ شرط روایتگری مؤثر در اربعین
ما گاهی انتظار داشتیم موکبهای ایرانی در بینالحرمین تصویر رهبر معظم انقلاب را نصب کنند، اما دسترسی به تصاویر رهبر شهید چندان فراهم نبود. در مقابل، موکبهای عراقی و جوانان انقلابی عراقی، تصاویر ایشان را در قالب تابلوفرش چاپ میکردند و در این مسیر با افتخار بالا میبردند.آن فردی که چنین حرفی میزند، در واقع در زمین دشمن بازی میکند؛ زیرا سواد رسانهای درستی ندارد.
* هیئت و مداحی؛ تریبونهایی که نباید از تحولات زمان غافل بمانند
هیئتی که امروز از نظام جمهوری اسلامی دفاع نکند، در واقع در همان کربلای سال ۶۱ گرفتار مانده است. امام حسین(ع) چنین انتظاری از ما ندارد. امروز ما باید یزید زمان خود را، به تعبیر شهید مطهری، بشناسیم تا بتوانیم بهدرستی عمل کنیم.
یک بخش مهم این مسئله، همین موضوع سواد رسانهای است که همه افراد جامعه، از منِ رسانهای گرفته تا عادیترین فرد جامعه، باید از این امکان برخوردار باشند که تحلیل درستی از وقایع کشور خود داشته باشند.
* ضعف سواد رسانهای؛ از واکنشهای هیجانی تا مواضع متناقض
اینکه در همین ایام اربعین نیز متأسفانه شاهد آن بودیم که برخی از خواصی که بیشتر آنها را به عنوان سلبریتی، فعال رسانهای و بلاگر میشناسیم، هشتگ «نه به اعدام» میزدند، نشان میدهد که واقعاً جای تأسف دارد. فردی که کمترین سواد رسانهای را ندارد، چگونه میتواند چنین موضعی را مطرح کند؟
ما متأسفانه شاهد اتفاق دیگری نیز هستیم؛ اینکه عزیز شهید ما را به شهادت رساندند و مداحان عزیز ما نیز به شهادت رسیدند. حالا اگر فردا بخواهیم همین قاتلان را مجازات کنیم، آیا همان افرادی که چنین مواضعی میگیرند، میتوانند باز هم هشتگ «نه به اعدام» بزنند؟ آیا اگر چنین اتفاقی برای خانواده خودشان رخ دهد، باز هم همین موضع را خواهند گرفت؟
فردی را در اصفهان برهنه کردند، سلاخی کردند و با بدترین و فجیعترین شکل ممکن به شهادت رساندند؛ به گونهای که همسر آن شهید در تلویزیون میگوید: «آیا واقعاً شما حاضر هستید اگر کسی با خانواده شما چنین کاری انجام دهد، هشتگ نه به اعدام بزنید؟»
* مبارزه با ضعف سواد رسانهای؛ مسئولیتی فراتر از رسانه
این نشان میدهد که ما در حوزه سواد رسانهای و دشمنشناسی، گاهی در برخی ردههای جامعه ضعفهایی داریم. بخشی از رفع این ضعفها به همت دوستان رسانهای ما بازمیگردد، بخشی به همت خواص سیاسی ما، بخشی به خواص فرهنگی ما و همچنین خواصی که در حوزههای مختلف فعالیت میکنند آنها باید به صورت جدی وارد میدان شوند و جامعه را هدایت کنند.

فخرالدین یوسفپور، مدیرعامل خانه مطبوعات استان قم:
من درباره نقش خانه مطبوعات در این عرصه چند مورد را نام می برم:
* خانه مطبوعات؛ از آموزش خبرنگاران تا ایجاد شبکه مقابله با اخبار جعلی
۱. برگزاری دورههای تخصصی جنگ شناختی، راستیآزمایی و سواد رسانهای برای خبرنگاران، از جمله اقداماتی است که خانه مطبوعات میتواند انجام دهد.
۲. ایجاد شبکه همکاری میان رسانههای استان برای مقابله با اخبار جعلی نیز از دیگر اقداماتی است که میتوان انجام داد؛
۳. حمایت از خبرنگاران حرفهای و آموزش مستمر آنها نیز اهمیت دارد. ما در بحث آموزش مشکل داریم و به آن اشاره کردم؛
۴. تقویت ارتباط رسانهها با دستگاههای اجرایی برای دسترسی سریعتر به اطلاعات، بهویژه در شرایط خاص، یکی دیگر از این موارد است؛
۵. مطالبه گری برای ایجاد سازوکار واکنش سریع رسانهای در زمان بحران .
* حل چالشهای رسانهای، نیازمند همکاری همه دستگاههاست
ما در خانه مطبوعات این ظرفیت را داریم، اما نیازمند حمایت دستگاهها هستیم. این اتفاق شبیه همان مسئلهای است که مثلاً درباره مبارزه با اعتیاد مطرح میشود. نیروی انتظامی میگوید من یکی از دستگاههای متولی و درگیر در این حوزه هستم و این موضوع نیازمند همکاری مجموعهای از دستگاههاست.
وقتی مدیر ما، مدیر ارشد ما، چنین نگاهی به رسانه دارد، در اینجا نه خانه مطبوعات و نه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به تنهایی نمیتوانند مسئله را حل کنند. اگر ما نیاییم و از زیرساخت کار شروع کنیم، به نتیجه نمیرسیم.
* مدیران آینده باید با رسانه بیگانه نباشند
برای انتخاب یک مدیر، شاخصهایی وجود دارد؛ تعهد، تخصص، پیوست رسانهای، شناخت فرد نسبت به رسانه، اشراف او به رسانه و حتی رسانهای بودن خود مدیر.
امروز دیگر در دههای نیستیم که بتوانیم چنین موضوعاتی را نادیده بگیریم. ما در دههای قرار داریم که رئیس جمهور امریکا -فردی که عدهای به او تعابیر مختلفی نسبت میدهند، همچون «سگ زرد»، «خوک زرد» و...، در حال بازی کردن با رسانه است؛ بعد مدیر ما میآید و میگوید: «من فراریام از دوربین و گفتوگو.»
همه مهمانان و عزیزان محترم هستند، اما این نکته را به خود فخرالدین یوسفپور میگویم که در جایگاه مدیر خانه مطبوعات قرار دارد: اگر تو از دوربین، رسانه و گفتوگو فراری هستی، اصلاً چرا مسئولیت در این عرصه، در این حوزه و در این عصر را قبول میکنی؟
سؤال: زمانی گفته میشد که کار خبرنگار صرفاً انتقال دادهها و اطلاعرسانی و به تعبیر معروف آگاهیبخشی است، اما اکنون که وارد جنگ روایتها شدهایم، حتی فراتر از جنگ روایتها سخن گفته میشود و معتقدند خبرنگار باید تحلیلگر نیز باشد؛ آقای یوسفپور اکنون برای رفع این نقیصه و خلأ یعنی مسئله اقناع افکار عمومی چه باید کرد؟ همانطور که اشاره کردید قطعاً یکی از مؤلفهها میتواند ضعف آموزشی باشد. البته این موضوع را انکار نمیکنم که معیشت خبرنگاران هم یک دغدغه جدی است و مسائل اقتصادی اداره رسانه در شرایط فعلی واقعاً دشوار است، اما به هر حال، آموزش نیز یکی از مؤلفههای مهم این عرصه است.

فخرالدین یوسفپور، مدیرعامل خانه مطبوعات استان قم:
در خصوص بحث اقناع افکار عمومی اجازه بدهید ابتدا نکتهای را مطرح کنم. من در ابتدای بحث نیز گفتم که اعتماد عمومی، سرمایه اصلی رسانه است. اگر رسانه مخاطب نداشته باشد، در واقع رسانه مرده است.
* اعتماد عمومی؛ سرمایه راهبردی رسانه در جنگ شناختی
در جنگ شناختی، اعتماد مردم به یک رسانه، یک سرمایه راهبردی است. بیایید این مسئله را بپذیریم که ما در حال انجام یک نقد درونگفتمانی هستیم. ممیزیهای ما در برخی موارد، کار را دشوار میکند و حساسیتهای بیش از حدی وجود دارد.
همانطور که اشاره شد، برنامه مورد نظر یک برنامه زنده بود؛ برنامهای که با سرعت اجرا میشود و شما در آن یک تحلیل زنده ارائه میکنید. از دیروز که قرار شد این جلسه برگزار شود، ما یکسری مطالعات انجام دادیم و اطلاعات و دادههایی را نیز اضافه کردیم. با این حال، مطمئناً وقتی این مطالب در اختیار شما قرار میگیرد، میزان زیادی از آن ویرایش میشود، دروازهبانی خبر انجام میشود و شاید باز هم بخشی از مطالبی که مطرح شده است، از دست شما برود.
* ممیزی و دروازهبانی خبر؛ مرز میان مدیریت روایت و از دست دادن اعتماد
اما باید توجه داشته باشیم که در یک برنامه زنده، تا چه اندازه میتوان محدودیت ایجاد کرد؟ باید این مسئله را بپذیریم که رسانهای که بارها خبر نادرست یا غیرمستند منتشر میکند یا اخبارش تکذیب میشود، دیگر اعتماد مخاطب را از دست میدهد.
ما برخی اشتباهات را در حوزه کار رسانهای، جزئی از کار حرفهای میدانیم. میگوییم در جریان دروازهبانی خبر ممکن است در برخی موارد اشتباهاتی رخ دهد و در کنار آن، ممیزیهایی نیز وجود داشته باشد که خودمان از آنها اطلاع داریم و میدانیم چنین اتفاقی رخ داده است.
* اگر رسانه خودی روایت نکند، دشمن روایت خواهد کرد
من عرض کردم که خبرنگار متعهد و رسانه متعهد، خودش میداند در کجا باید نقشآفرینی کند و در کجا باید مدیریت روایت را در دست بگیرد. اما در جایی مطمئن هستیم که اگر این روایت در همین لحظه نقل نشود، یعنی منِ رسانه خودی، منِ رسانه داخلی و منِ رسانه انقلابی که نسبت به زوایای این رویداد اشراف پیدا کردهام، اگر آن را منتشر نکنم، دشمن با نگاه خودش، با بیان خودش و از همه مهمتر، با ایجاد عطش در مخاطب روایت خواهد کرد. این عطش باعث میشود مخاطب به سراغ رسانه مقابل برود.
در چنین شرایطی، ما بعداً از این رسانه چه انتظاری داریم؟ اینکه حالا برو و افکار عمومی را اقناع کن؟ در حالی که آموزش را نیز کنار گذاشتهایم؛ این دیگر به جامعه ارتباطی ندارد، بلکه به مجموعه رسانهای و ساختار مدیریتی آن مربوط است. به نظر من، این مسئله نیازمند کمی قدرت مانور بیشتر است.
* جنگ تحمیلی اخیر؛ فرصتی برای بازخوانی ظرفیت اجتماعی و رسانهای
معتقدم جنگ تحمیلی چهلروزه و اتفاقاتی که در این دو سه ماه رخ داد، با وجود همه خسارتهای جبرانناپذیری که در پی داشت ــ که در رأس آن، شهادت امام شهیدمان قرار داشت و شاید تا مدتها از ذهن ما نرود و نتوانیم بهراحتی با این موضوع کنار بیاییم ــ برکاتی نیز داشت.
ما مشاهده کردیم که مردم ما در بزنگاهها در جای درست قرار میگیرند. البته ممکن است چهار سلبریتی یا چند چهره خاص موضع دیگری داشته باشند، اما امروز مسئله جالب این است که میبینیم یک هنرمند که نمیخواهم نامش را ببرم، یا فلان چهره، پس از صد و اندی روز تازه متوجه شده و اقدامی انجام داده است؛ یعنی تازه بیدار شده است.
بنابراین باید نگاهها را کمی بازتر کنیم و اجازه دهیم رسانهها قدرت مانور بیشتری داشته باشند. ما در همین اتفاقات اخیر نشان دادیم که اگر یک برنامه در تراز رسانهای باشد، جامعه نیز از آن استقبال میکند.
* رسانه تراز میتواند مخاطب شبکههای معاند را نیز جذب کند
همان مثالی که جناب آقای بخشی اشاره کردند و حضرتعالی نیز آن را تأیید کردید، همین موضوع را نشان میدهد. این مسئله نشان داد که اگر یک برنامه رسانهای در تراز باشد، حتی فردی که در همان ساعت یک شبکه معاند را تماشا میکند، یا حتی فردی که اصلاً صداوسیما را دنبال نمیکند و خوراک خبری خود را از فضاهای دیگر دریافت میکند، باز هم حاضر است برای چنین برنامهای وقت بگذارد.
* سیاستگذاران باید برای رسانه قدرت ریسک و مانور ایجاد کنند
به نظر من، این نکته دومی است که مسئولان ما باید به آن توجه کنند. مسئولانی که سیاستگذاری میکنند، از شورای عالی انقلاب فرهنگی گرفته تا شورای اطلاعرسانی و سایر دستگاههای سیاستگذار و همچنین دستگاههای مجری، باید کمی نگاه خود را بازتر کنند.
باید کمی اجازه ریسک و قدرت مانور به فعال رسانهای داده شود تا بتواند در چنین شرایطی نقش خود را بهدرستی ایفا کند.
اگر این اتفاق رخ دهد، فضای مجازی که فعلاً تا حد زیادی فضای بیقانون، رها و یلهای است، اثرگذاری منفی آن کاهش پیدا میکند یا دستکم قابل کنترلتر میشود. ما هرچقدر رسانههای قانونمند و مجوزدار را در حصار قرار دهیم، در واقع اجازه میدهیم فضای رها و بیضابطه جولان بیشتری پیدا کند و مخاطب بیشتری داشته باشد. به نظرم این نکته دومی است که دیگر ارتباطی با جامعه ندارد و باید واقعاً با یک تصمیم درست، برای آن چارهاندیشی کرد.
* ضرورت تعیین تکلیف قانون نظام صنفی رسانهای
این نکته را هم باید عرض کنم که ما اکنون چندین سال است منتظر تصویب یک قانون درست در حوزه مطبوعات هستیم؛ قانونی که قرار است در مجلس تحت عنوان قانون نظام صنفی رسانهای تصویب شود و خانه مطبوعات، انجمنها و مجموعههای مشابه نیز بتوانند در چارچوب آن فعالیت کنند.
به نظرم باید این مجموعهها را از یک مجموعه صرفاً صنفی یا حمایتی ــ عبارت «تشریفاتی» شاید تعبیر درستی نباشد ــ به یک مجموعه تصمیمساز و جریانساز تبدیل کنیم. ما این ظرفیت را نشان دادهایم.
در همین جنگ، همین بچهها در قرارگاه فعالیت، میدانداری و امور را مدیریت کردند. از دوران کرونا نیز در قم الحمدلله ربالعالمین به دلیل حساسیتی که قم برای دشمنان دارد و با توجه به مسئله قمهراسی، هر زمان که نیروهای رسانهای ما وارد میدان شدند، مدیریت کردند و نقشآفرین بودند.
بنابراین این افراد میتوانند این مجموعه را از یک مجموعه صرفاً صنفی و حمایتی، به یک مجموعه تصمیمساز و جریانساز تبدیل کنند.
* تجربه قرارگاه رسانهای؛ الگوی مدیریت داوطلبانه فضای مجازی
حتی میتوان مدیریت فضای رسانهای را نیز به این مجموعه سپرد و به آنها این اختیار و جرئت را داد که حتی بگویند فضای رسانهای مجازی بیدر و پیکر را در اختیار ما قرار دهید و همان کاری را انجام دهیم که در قرارگاه رسانهای در جریان جنگ انجام دادیم. منظورم همان بچههایی هستند که ما در آنجا مدیریت کردیم؛ همان افرادی که ممکن بود هر چیزی را که میخواستند مطرح کنند، اما در آنجا با گفتوگو و تعامل، چارچوبهایی برای فعالیت مشخص کردیم.
در این بحث شوخی نداریم؛ اگر از خطوط قرمز عبور کردیم، باید نسبت به آن واکنش نشان دهیم. این اتفاق نیز بدون هیچگونه اجبار رخ داد. ما نه قدرت قهری داشتیم و نه ابزار اجبار، بلکه به یک گفتمان مشترک و یک ادبیات مشترک رسیدیم؛ برای رسیدن به هدف نهایی که همه ما آن را دنبال میکنیم؛ یعنی سربلندی و اقتدار جمهوری اسلامی.
* رسانهای که زمانی ابزار قدرت بود، اکنون میتواند علیه صاحبش عمل کند
همین اتفاقی که اکنون رخ داده نیز قابل توجه است. دشمن ما در یک روز سیونه توییت منتشر میکند؛ یعنی همان فردی که تا مدتی تصور میکردیم رسانه را بهخوبی میشناسد و واقعاً در این زمینه توانمند است و مدیریت و استفاده او از رسانه حتی نوعی نگرانی و ترس در دل ما ایجاد کرده بود، اکنون به نقطهای رسیده که به نظر میرسد کنترل کار از دستش خارج شده است.
او در یک روز، نمیداند دقیقاً چه کاری انجام میدهد و به نظر من، همان رسانهای که تا پیش از این ابزار قدرت او بود، اکنون در حال ضربه زدن به خودش است.

مهدی بخشی، رئیس هیئتمدیره خانه مطبوعات استان قم:
شاکله بحث این است که ما در یک جنگ رسانهای قرار داریم و طرف مقابل، یعنی جبهه باطل، تلاش میکند دروغهای خود را به جامعه القا کند که روزنامه «ایندیپندنت» گزارشی منتشر کرده بود مبنی بر اینکه ترامپ بیش از سیوچند بار اعلام پیروزی قطعی کرده است؛ آن هم در همین جنگ اخیر.
* جنگ رسانهای؛ تلاش دشمن برای تسخیر افکار عمومی
این موضوع نشان میدهد که طرف مقابل با استفاده از رسانه به دنبال سوءاستفاده از این فضاست و تلاش میکند افکار عمومی داخل کشور و همچنین افکار عمومی جهان را به سمت خود جلب کند که خوشبختانه با اقتدار نیروهای مسلح کشور، اتحادی که مردم در میدان شکل دادند و همچنین تلاش مسئولان برای حل مشکلات مردم، دشمن نتوانست به اهداف خود دست پیدا کند.
* جهاد تبیین؛ مأموریت اهالی رسانه در جنگ ترکیبی
شاکله اصلی این بحث، همان موضوع جنگ ترکیبی و همان «جهاد تبیین» است که حضرت آقا بارها به آن اشاره کردهاند.
اهالی رسانه و همه کسانی که دارای تریبون هستند، حتی افرادی که در فضای مجازی رسانه شخصی دارند، باید تلاش کنند ابتدا نقشه دشمن را بهدرستی شناسایی کنند و سپس برای خنثیسازی آن تلاش کنند.
* هنر؛ ظرفیت مغفول برای اقناع افکار عمومی
یکی از مباحثی که در این موضوع مغفول ماند، استفاده از ظرفیت هنر برای اقناع افکار عمومی است. رهبری بارها بر این موضوع تأکید کردهاند و در دیدار با اعضای کنگره ملی شهدای استان قم نیز به این مسئله اشاره کردند که هنر، در ساحتهای مختلف، میتواند کمک بسیار زیادی به این عرصه کند.
گاهی یک اثر هنری میتواند به عنوان یک رسانه عمل کند؛ برای مثال، یک کاریکاتور، یک طرح، یک پوستر، یک تایپوگرافی یا یک اثر هنر تجسمی میتواند به عنوان یک رسانه، نقطهزنی کند و در این عرصه نقشآفرین باشد، نباید از این جنبه نیز غافل شویم. هنر و رسانه در کنار یکدیگر میتوانند در واقع یک زوج مکمل و مؤثر را تشکیل دهند.

فخرالدین یوسفپور، مدیرعامل خانه مطبوعات استان قم:
بنده هم نکاتی را که عرض کردم جمعبندی میکنم. در جنگ شناختی، خبرنگار متعهد کسی است که اجازه ندهد حقیقت قربانی سرعت، هیجان، شایعه و عملیات روانی شود.
* رسانه مطالبهگر؛ ترکیب شجاعت، دقت و مسئولیتپذیری
امروز بیش از هر زمان دیگری به رسانهای نیاز داریم که هم شجاعت مطالبهگری داشته باشد، هم دقت حرفهای، هم استقلال و هم مسئولیتپذیری در برابر آرامش و افکار عمومی و منافع عمومی؛ رسانهای که بتواند این مسائل را بهدرستی اقناع کند و به ظهور برساند.
اتفاقی که در جنگ چهلروزه رخ داد و در قم برای ما بسیار مهم بود. شایعاتی که آرامش روانی جامعه را برهم میزد، آثار قابل توجهی داشت.
* شایعات جنگی؛ آسیبی فراتر از تخریبهای فیزیکی
در بسیاری از شبهایی که بیدار بودیم و خبر منتشر میکردیم و هر زمان که اصابت یا حملهای اتفاق میافتاد، تخریب ناشی از شایعات رسانهای و شایعات در فضای مجازی، آسیبهای آن به مراتب بیشتر از تخریبهایی بود که ــ به تعبیر درستتر ــ از سوی پرتابههای فیزیکی دشمن ایجاد میشد.
این چیزی است که شاید اکنون آن را بهطور کامل لمس نکنیم و در همان لحظه متوجه عمق آن نباشیم، اما با گذشت زمان، آثار آن بسیار مشهود و قابل مشاهده خواهد بود.
سؤال پایانی: نگاه شما به خبرگزاری حوزه از این حیث برای ما اهمیت دارد که در شرایط قم قرار داریم و یکی از وجوه مهم قم، فضای حوزههای علمیه است؛ به نظر شما خبرگزاری حوزه در شرایط فعلی نه از نگاه صنفی بلکه از منظر حوزوی چه نکتهای را باید بیشتر مورد توجه قرار دهد و بیشتر تمرکز کند؟

مهدی بخشی، رئیس هیئتمدیره خانه مطبوعات استان قم:
* تلاش برای جعل هویت خبرگزاری حوزه؛ نشانهای از مرجعیت این رسانه حوزوی است
در بیان عملکرد حوزه، به این نکته اشاره میکنم که گاهی شاهد هستیم در برهههای مختلف، رسانههای معاند با استفاده از لوگوی خبرگزاری حوزه، شایعات خود را در آن قالب منتشر میکنند. این موضوع برای من شخصاً جالب بود، زیرا نشان میدهد خبرگزاری حوزه، با توجه به ماهیتی که دارد و مرجعیتی که پیدا کرده است، برای دشمن اهمیت زیادی دارد و حتماً به صورت روزانه رصد میشود.
هرچند رسانههای معاند نسبت به رسانههای قم، بهویژه رسانههای حوزوی احتمالاً رصد ویژهای دارند و قطعاً همینطور است، اما این مسئله نشاندهنده اهمیت کار دوستان ما در خبرگزاری حوزه است و نشان میدهد که فعالیت این مجموعه تا چه اندازه اهمیت دارد.
* خبرگزاری حوزه؛ ظرفیت پشتیبانی برای دیگر رسانهها
به نظرم خبرگزاری حوزه یک نقش پشتیبان و حمایتی برای سایر خبرگزاریها نیز دارد. ما چون در خبرگزاری مهر هستیم، گاهی اخباری داریم که با مسئولان حوزوی مرتبط است و موضوعاتی مطرح میشود که دسترسی دوستان ما در خبرگزاری حوزه به شخصیتهای حوزوی، بسیار راحتتر است.
در برهههای مختلف، زمانی که باید درباره اتفاقاتی که در کشور رخ میدهد، واکنشهایی صورت گیرد، خبرگزاری حوزه بهموقع این موضوعات را پوشش میدهد و به نوعی ما در سایر خبرگزاریها نیز از این تولیدات استفاده میکنیم.
* ضرورت تولید محتوای اختصاصی درباره حوزه و روحانیت
حتی فراتر از این موضوع، شاید انتظار من کمی زیاد باشد، اما معتقدم اگر خبرگزاری حوزه بتواند مباحث مرتبط با حوزه را که برای شخصیتهای حوزوی اهمیت دارد و لازم است به گوش مردم برسد، بیشتر پوشش دهد، بسیار مؤثر خواهد بود. از اخبار مراجع گرفته تا مواضع و دیدگاههای مدیریت حوزه و اعضای جامعه مدرسین، این موارد برای مردم واقعاً اهمیت دارد.
یکی از موضوعاتی که در خبرگزاری مهر، آمار بازدیدهای ما در آن بالاست، همین موضوعات مرتبط با حوزه و روحانیت است، در کنار مباحث خبری حوزه، برای مثال حوادث و اخبار از این جنس، میبینیم که واکنشهای جامعه مدرسین نیز مخاطبان زیادی دارد. بسیار مهم است و نشان میدهد که جامعه نسبت به این موضوعات اهمیت زیادی قائل است. این اخبار نیز با سرعت در صفحه اصلی ما منتشر میشوند.
این مسئله برای ما نیز مسئولیت مضاعفی ایجاد میکند که باید حواسمان به این جنس اخبار باشد و از آنها عقب نمانیم. انتظار من ــ شاید همانطور که گفتم، انتظار زیادی باشد ــ این است که اگر خبرگزاری حوزه بتواند تولیدات اختصاصی با همین رویکرد برای سایر خبرگزاریها نیز داشته باشد و به مرور زمان تولیداتی را در اختیار دوستان قرار دهد تا آنها نیز بتوانند به صورت اختصاصی منتشر کنند، شاید از این طریق بتواند کمککار دوستان ما در سایر رسانهها نیز باشد.
خبرگزاری پویا و فعال
ما دائماً خبرگزاری حوزه را رصد میکنیم و برای همه دوستان فعال این خبرگزاری نیز احترام قائلیم. الحمدلله این خبرگزاری پویا و فعال است و ما نیز از تولیدات آن استفاده میکنیم.

فخرالدین یوسفپور، مدیرعامل خانه مطبوعات استان قم:
خبرگزاری حوزه واقعاً فعال و اثرگذار است
اولاً خدا قوت میگویم. این را صادقانه عرض میکنم من از جمله افرادی هستم که وقتی خبرگزاری حوزه راهاندازی شد، در مجموعه حوزوی فعالیت میکردم و خوراک تولیدات خبرگزاری و حتی آن رصدی را که آن زمان در حوزه انجام میداد ــ که به صورت کاغذی بود ــ دریافت میکردم.
در آن زمان، من در دفتر تبلیغات اسلامی حوزه فعالیت میکردم و برای حوزه علمیه قم و مدیران و معاونان آن مجموعه نیز از این مطالب استفاده میکردیم. از آن روز تاکنون، خبرگزاری حوزه به جایی رسیده است که امروز واقعاً فعال و پویا و اثرگذار است. این نکات را عرض میکنم تا بعد از آن، یک نقد هم مطرح کنم.
* ظرفیت ملی خبرگزاری حوزه؛ فراتر از یک رسانه تخصصی
خبرگزاری حوزه واقعاً فعال است؛ در حوزههای ملی و بینالمللی مؤثر است و تأثیرگذاری دارد. برای مثال، من وقتی به نمایشگاه قرآن میآیم ــ هرچند درباره نمایشگاه قرآن با هم صحبت کردهایم و معتقدم این نمایشگاه هر روز ضعیفتر میشود ــ مشاهده میکنم که خبرگزاری حوزه در آن بستر ضعیف، قویتر ظاهر شده است و حتی مخاطبان خبرگزاری حوزه در آن نمایشگاه از بسیاری از غرفهها بیشتر هستند.
خبرگزاری حوزه باید به یک خبرگزاری در سطح اول کشور تبدیل شود؛ حتی باید بتواند در حوزههای تخصصی خود از خبرگزاری ایرنا نیز قویتر عمل کند. این ظرفیت وجود دارد و میتواند این کار را انجام دهد.
من نکاتی را که جناب آقای بخشی فرمودند، بدون هیچ چون و چرایی تأیید میکنم و کاملاً با آنها موافقم. این اتفاقات واقعاً رخ داده است.
* خلأ روایت اجتماعی حوزه
یک اتفاق در خبرگزاری حوزه به نظر من باید بیش از گذشته مورد توجه قرار بگیرد. باز هم برای این موضوع مصداق دارم. اینکه شما اکنون برای این موضوع وقت میگذارید و این جلسه را برگزار میکنید، خودش بسیار ارزشمند است، اما من از خبرگزاری حوزه نه صرفاً به عنوان یک چهره رسانهای، بلکه به عنوان یک شهروند توقع دارم خلأیی را که یا دشمن تلاش میکند با ایجاد یک فضای کاذب آن را پررنگ کند ــ مورد توجه قرار دهد. منظورم بحث القاء شکاف میان مردم و روحانیت است. این موضوع را باید یک رسانه حوزوی دنبال کند؛ آن هم با معرفی چهرههای شاخص حوزه.
اجازه بدهید یک مصداق عرض کنم. من به امام جمعه تبریز شهید آیت الله آلهاشم ارادت و ارتباط بسیار زیادی داشتم. ایشان از دوستان ابوی بود و حتی از بسیاری از دوستان و عزیزانی که اینجا حضور دارند، ایشان را بیشتر میشناختم، اما مستندی که شما درباره ایشان با عنوان «یک روز با آقای امام جمعه» تولید کردید، برای من ارزش افزوده داشت و اطلاعات جدیدی به من داد. آن مستند را با اشتیاق دیدم و حتی برای جمعی از مریدان و علاقهمندان ایشان در چند شهرستان ترکنشین ارسال کردم.
* مردم همچنان به روحانیِ مردمی اعتماد دارند
پدر من روحانی بود و در جزیره کیش فعالیت میکرد. شاید دوستان این موضوع را بدانند. من در آنجا این مسئله را بهخوبی مشاهده کردم -میخواهم یک مصداق مطرح کنم. من وقتی جمعیت تشییع پیکر حاجآقا را در جزیره کیش دیدم واقعاً متعجب شدم. در میان جمعیت افراد مختلفی حضور داشتند؛ باحجاب، کمحجاب و حتی بیحجاب. جوانانی را دیدم که وقتی به ظاهرشان نگاه میکردید، شاید تصور نمیکردید چنین ارتباطی با یک روحانی داشته باشند. از این نمونهها بسیار زیاد داریم؛ بخصوص در چنین مناطقی. همینها هستند که میتوانند پیوند مردم با روحانیت را عمیقتر کنند.
هنگام تشییع حاج آقای ابوی در جزیره کیش، وقتی خبرنگار صداوسیما از من پرسید «حرف شما با این مردم چیست؟»، گفتم: من واقعاً به روحانیای باور دارم که مردمی باشد. اینکه گفته میشود مردم از روحانیت فاصله گرفتهاند یا چنین و چنان، من این برداشت را قبول ندارم.
* روایت روحانیون اثرگذار و ناشناخته
این وظیفه خبرگزاری حوزه است که واقعیت ها را بیشتر نشان دهد. امروز ما تعداد بسیار زیادی طلبه و روحانی داریم و در میان آنها روحانیون شاخص و برجستهای حضور دارند؛ روحانیونی که به مناطق مختلف رفتهاند، خدمات اجتماعی ارائه کردهاند و توانستهاند با نسلهای مختلف ارتباط برقرار کنند.
* «آقای امام جمعه»؛ نمونهای از روایت متفاوت چهرههای حوزوی
برای مثال، درباره شهید آیتالله آلهاشم، شاید بسیاری از مردم خبرگزاری حوزه را دنبال نکنند و حتی بسیاری از افراد، کانالهای خبری این مجموعه را نبینند؛ اما مستند «یک روز با آقای امام جمعه» که شما تولید کردید، در فضای مجازی بسیار خوب دیده و منتشر شد.
من همچنان معتقدم باید وارد فضای رسانهای شد، بهگونهای که حتی مخاطب نداند خبرگزاری حوزه دقیقاً کجاست و چه مجموعهای این محتوا را تولید کرده است؛ اما اثر آنقدر عمیق و جذاب باشد که در دل مخاطب بنشیند و بر او تأثیر بگذارد.
حتماً باید به سراغ افرادی بروید که یا ناشناخته هستند یا کمتر معرفی شدهاند. برای مثال، درباره جناب آقای آلهاشم، شما زوایایی از زندگی ایشان را استخراج کردید که برای من بسیار جذاب بود.
من که اهل تبریز هستم و سالها با شخصیت آیت الله آل هاشم مأنوس بودم، باز هم مستند شما برایم تازگی داشت. آن سربالایی و آن کوچهای که بعداً همراه پسرم در سفری به تبریز رفتیم و از آنجا بازدید کردیم، یا آن چالهبازاری که ایشان از آنجا عبور میکرد، برای من بسیار جذاب بود.
با اینکه یک بار بیشتر آنجا نرفته بودم، اما دیدن آن مکان برایم جذابیت داشت؛ حتی با اینکه آن زمان دیگر حضرت آیتالله آلهاشم به شهادت رسیده بود و من آن کلیپ را نیز دیده بودم.
انتهای پیام/










نظر شما