به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، هشتمین نشست عصرانه داستاننویسی رضوی، در آستانه سالروز شهادت امام رضا(ع)، با حضور جمعی از نویسندگان و علاقهمندان به ادبیات داستانی در رواق کتاب حرم مطهر رضوی برگزار شد؛ نشستی که در آن نویسندگان، داستانهای خود را خواندند و در فضایی صمیمی و آموزشی، درباره شیوه روایت، عناصر داستان و چگونگی خلق آثار رضوی به گفتوگو پرداختند.
دبیری این نشست را محمد خسرویراد بر عهده داشت و نویسندگان حاضر، آثار خود را در جمع دوستان داستاننویس خوانش کردند؛ روایتهایی که هرکدام از زاویهای متفاوت، مفاهیمی همچون دلتنگی، هویت، خانواده، رنج و پناه بردن به حرم مطهر رضوی را به تصویر میکشیدند.
معنای رضوی را نباید با تکرار نشانهها منتقل کرد
خسرویراد در بررسی یکی از داستانهای خواندهشده، با اشاره به اهمیت آشناییزدایی در ادبیات داستانی اظهار داشت: گاهی نویسنده میتواند بدون بیان مستقیم یک مفهوم، آن را به مخاطب منتقل کند و همین ویژگی است که یک روایت ساده را به ادبیات داستانی نزدیک میکند.
وی با تأکید بر ضرورت پرهیز از مستقیمگویی در داستانهای رضوی گفت: قرار نیست برای رضوی بودن یک داستان، بارها نام امام رضا(ع)، حرم، صحن و دیگر نشانههای مرتبط تکرار شود؛ در هنر با کمیت سروکار نداریم، بلکه کیفیت اهمیت دارد.
خسرویراد افزود: وقتی یک معنا در ذهن نویسنده شکل گرفت، باید در جان داستان جاری شود، اما نباید آن را آنقدر تکرار کرد که اثرگذاری خود را از دست بدهد.
وی با اشاره به مفهوم کنتراست در هنر، توضیح داد: همانگونه که یک نقطه سیاه روی صفحه سفید بهخوبی دیده میشود، معنا نیز زمانی برجسته میشود که در میان انبوه نشانهها و تکرارهای اضافی گم نشود.
یکی از داستانهای خواندهشده در این نشست، روایت مردی بود که پس از اخراج از کار و فروپاشی زندگی خانوادگی، با بحران هویت و سرگردانی مواجه شده است.
شخصیت اصلی داستان بارها از خود میپرسد من کجا هستم و تلاش میکند با دنبال کردن نشانیهای خانه و شهر، جایگاه خود را در جهان پیدا کند؛ اما سرگردانی او در نهایت با دیدن گلدستههای حرم مطهر رضوی به نقطهای تازه میرسد و پرسش او از «من کجا هستم» به «من کی هستم» تغییر میکند.
این داستان بهانهای شد تا خسرویراد بر اهمیت حضور غیرمستقیم معنا در اثر ادبی تأکید کند.
در بخش دیگری از نشست، داستانی با موضوع روزهای شیوع کرونا و بسته شدن درهای حرم مطهر رضوی خوانده شد؛ روایتی که از نگاه یک خادم امنیت، فضای پرتنش روزهای تعطیلی حرم و انتظار مردم برای بازگشایی آن را به تصویر میکشید.
نویسنده با مرور فضای آن روزها، از محدودیتهای کرونایی، انتظار زائران، آمادهسازی حرم برای بازگشایی و سرانجام لحظهای گفت که درهای حرم همزمان با اذان صبح گشوده شد و جمعیت مشتاق به سوی حرم حرکت کردند.
خسرویراد در نقد این اثر، دقت نویسنده در ثبت جزئیات یک واقعه را ارزشمند دانست، اما تأکید کرد که روایت دقیق یک اتفاق، بهتنهایی داستان ادبی محسوب نمیشود.
وی اظهار داشت: خبر با گذشت زمان تازگی خود را از دست میدهد و روایت میتواند از گزارش و تاریخ شفاهی عبور کند و با افزودن عناصر ادبی، به داستانی ماندگار تبدیل شود.
خسرویراد تصریح کرد: نویسنده باید از مرحله ثبت دقیق واقعه عبور کند و برای مخاطب امکان همذاتپنداری با شخصیتها و موقعیت داستان را فراهم آورد.
در ادامه، داستان «بالکن زمستان» روایت شد؛ داستانی درباره خانوادهای که پس از بیماری پدر و اختلاف بر سر فروش خانه قدیمی، ناچار به ترک خانهای میشوند که برای مادر خانواده تنها یک ملک نیست، بلکه یادگار چند نسل است.
در ادامه روایت، مادر به خانه جدید میرود، اما دلتنگی او برای خانه قدیمی و خاطرات گذشته همچنان ادامه دارد. بالکن خانه جدید به محل خلوت و تماشای حرم تبدیل میشود و سرانجام مادر در حالی که رو به گنبد و حرم مطهر رضوی نشسته است، چشم از جهان فرو میبندد.
خسرویراد اجرای این داستان را از نقاط قوت آن دانست و گفت که اثر، ظرفیت شنیداری بیشتری نسبت به برخی داستانهای دیگر داشت و نویسنده توانسته بود دیالوگها و فراز و فرود روایت را بهخوبی اجرا کند.
وی با اشاره به اهمیت توجه به ظرفیت شنیداری آثار داستانی، پیشنهاد کرد در نشستهای آینده برای برخی داستانها از شیوههایی همچون قصهگویی، نقالی یا اجرای چندصدایی استفاده شود.
آخرین داستان خواندهشده نیز به فضای یک خانواده و رنجهای ناشی از خشونت کلامی و رفتاری پدر خانواده پرداخت؛ داستانی که سکوت اعضای خانواده را در برابر خشم و اعتراضهای مداوم پدر به تصویر میکشید.
راوی در این داستان، خانهای را توصیف میکرد که در آن بسیاری از حرفها تنها در ذهن اعضای خانواده باقی میماند و کسی جرئت بیان آنها را نداشت.
این روایت در پایان با پیوندی معنوی به حرم مطهر رضوی و روضه منوره به پایان رسید و بار دیگر ظرفیت ادبیات داستانی برای بیان غیرمستقیم مفاهیم معنوی را نشان داد.
خسرویراد در ادامه با تأکید بر رویکرد آموزشی این جلسات گفت: در این نشستها قرار نیست صرفاً به دنبال ایراد گرفتن از داستانها باشیم؛ بلکه تلاش میکنیم نقاط قوت آثار را ببینیم و از طریق آنها به نویسندگان برای ادامه مسیر کمک کنیم.
وی افزود: داستانهایی که در این جلسات ارائه میشوند، قطعاً نیازمند بازنگری و اصلاح هستند و در جلسات بعدی میتوان با دقت بیشتری به نقاط ضعف آنها پرداخت، اما در این مرحله باید دستاوردهای نویسندگان را نیز دید.
دبیر هشتمین نشست عصرانه داستاننویسی رضوی با اشاره به استقبال نویسندگان از این جلسات، تعداد آثار ارائهشده را نشانه اهتمام آنان به داستاننویسی دانست و از برنامهریزی برای انتشار مجموعهای از داستانهای تولیدشده در این کارگاه خبر داد.
خسرویراد اظهار داشت: بخشی از آثار برای بازنگری به نویسندگان بازگردانده میشود و آثار دیگری که پس از زمان تعیینشده ارسال شدهاند نیز بررسی خواهند شد تا در نهایت مجموعهای از داستانهای این جلسات تهیه و در اختیار نویسندگان و مخاطبان قرار گیرد.
وی ابراز امیدواری کرد: این مجموعه، نخستین مجموعه داستان الکترونیکی کارگاه باشد و مسیر تولید آثار رضوی در موضوعات مختلف نیز ادامه پیدا کند.
هشتمین عصرانه داستاننویسی رضوی در حالی در رواق کتاب حرم مطهر رضوی به پایان رسید که نویسندگان، روایتهایی از رنج و دلتنگی، خانواده و هویت را در کنار مفهوم زیارت و پناه بردن به امام مهربانیها به اشتراک گذاشتند؛ روایاتی که نشان داد ادبیات رضوی میتواند بیش از آنکه در تکرار نامها و نشانهها خلاصه شود، در جان شخصیتها و تجربههای انسانی آنان جریان داشته باشد.
انتهای پیام/











نظر شما