به گزارش خبرگزاری حوزه و به گواه تاریخ، زمانهی زندگی و امامت حضرت علی بن موسیالرضا(ع)، یکی از خاصترین و در عین حال پیچیدهترین دوران حیات و هدایتگری ائمه هدی(ع) به شمار میرود.
یکی از مهمترین شاخصههای سیره رضوی بهخصوص در بحث مناظره امام رئوف با رهبران ادیان و مذاهب که تجلی آن را به زبان امروزی، «مباحثات چندفرهنگی» مینامیم، باور عمیق به قدرت استدلال و گفتگوست، چرا که در این مناظرهها و اساساً در گفتمان امام رضا(ع)، دین و معرفت الهی نه با تحمیل که با اقامهی برهان و استدلال به پیش میرود.
دلالت امروزین چنین روشی از منظر مواجههی اندیشهها به ما نسخهای مطلوب از مواجههی عزتمندانه و منطقی با تفکر دیگری را ارائه میدهد که در آن نه سخن از انفعال است و نه تعصّب بیجا، بلکه تأکید بر منطق و استدلال، بیش از هر چیز دیگری، هویدای این شیوهی عالمانه و مؤمنانه است.
از این نکته مهم نیز نمی توان بهراحتی گذشت که دوران امامت حضرت با انباشت کمسابقهای از پرسشها و چالشهای کلامی همراه بوده است، ضمن آن که ترجمهی آثار یونانی، رواج فلسفه و کلام، نفوذ ادیان و مذاهب مختلف و همینطور رقابت فرقههای اسلامی، شرایطی فراهم کرده بود که در آن به تعبیر برخی کارشناسان، «دینداریِ بیپرسش» دیگر چندان پاسخگو نبود.
سیره امام رضا(ع) در این میان، البته تأکید بر مواجهه با پرسش، گفتگو و تعامل با مخالف با رویکرد محوری بحث دفاع از حق با ابزار عقل بوده است.
نیمنگاهی به زمینه و زمانه حضرت نیز گواه این مساله است چه آنکه با اندکی ژرفنگری متوجه میشویم که بنی عباس با جابجایی مرکز خلافت به شرق و خراسان، قصد داشتند پایگاه فکری خویش را در بین جریانهای ایرانی و فِرق اسلامی تحکیم ببخشند به همین خاطر به مجالس جدل و مباحثه شکل رسمی داده و در یک بازه زمانی مشخص، بزرگان ادیان اعم از نصارا، یهود، مجوس، صابئین و نیز نمایندگانی از متکلمان معتزلی، محدثان اهلحدیث و پیروان مذاهب دیگر به دعوت مأمون به مرو میآمدند تا با علی بن موسی الرضا(ع) به گفتگو بپردازند.
گرچه مأمون عباسی، نیات شومی از این رهگذر در سر داشت اما امام رضا از این معرکه بهظاهر تحمیلی که شاید در نگاه نخست تهدیدزا باشد، فرصتی فراهم نمودند برای تبیین اندیشه و نگاه متعالی اهلبیت(ع) به عنوان مفسران حقیقی دین مبین اسلام
همین سیرهی حضرت بیگمان خود یک درس مدیریتی و معرفتی است از این حیث که هیچ موقعیتی، حتی موقعیتِ ایجادشده از سوی رقیب و یا دشمن، نباید عذر و بهانهای برای انفعال و عافیتطلبی و گوشهگیری باشد بلکه اتفاقاً میتوان از تهدیدها نیز فرصتی ساخت برای دفاع از حق و حقیقت و زمینهای مهیا ساخت که بدین وسیله گمراهان، آگاه شده و در جاده هدایت در مسیر بندگی خدای متعال گام بردارند.
نکته حائز اهمیت دیگر این که امام(ع) در مواجهه با رهبران و نمایندگان اندیشه «دیگری»، هرگز با تحقیر یا تکفیر وارد بحث و جدل نشدند، چه آنکه به گواه تاریخ با رئیس «جاثلیق» به عنوان بزرگ مسیحیان و ایضاً دیگران، چنان سخن میگویند که گویی با یک همعقل طرف هستند و لذا نوع گفتمان حضرت در این مناظره ها و گفتگو ها، سرشار از عباراتی چون «ایها العالِم» (ای دانشمند) است و این سخن یعنی برای طرف مقابل، منزلت انسانی و مقام عقلی قائل شدن، پیششرط هر گفتگوی سازنده و ثمربخشی است.
از سوی دیگر حضرت در همین صحبت ها، بر اهمیت اقامه دلیل تأکید کرده و در یکی از بیانات خویش می فرمایند: «اگر دلیل آوردند، بپذیر»؛ سخن امام رضا(ع) در این جا گواه آن است که برای ایشان حقیقت نزد کسی نیست که لباس و برچسب دینی دارد، بلکه نزد آن فردی است که از گوهر استدلال متقن بهره میگیرد و بدون تعصب بیجا به دنبال کشف حقیقت است.
گزارشهای تاریخی از دوران ولیعهدی حضرت نیز نشان میدهد امام رئوف، حتی در جدیترین و شدیدترین مناظرهها، آرام و متین به سوالات و شبهات پاسخ داده و هرگز عنان از کف نداده و دچار خشم و تندخویی نمی شدند چه آن که بزرگان ادیان و مذاهب در مواجهه با استدلال منطقی و عقلانی حضرت، تسلیم شده و بر حقانیت گفتمان و اندیشه رضوی تأکید میکردند.
آرامش و طمأنینه امام در چنین شرایطی برای جامعه امروز ما واجد یک پیام مهم است و آن هم این که قدرتمند آن کسی است که با وجود برتری استدلال، با اقتدار و طمأنینه سخن گفته و از سوال و نقد، هراسی به خود راه نمیدهد.
در دنیای کنونی که متأسفانه جوامع اسلامی میان دو خطر جدی «تحجرِ تقابلگرا» و «سکولاریسمِ بیمعنا» سرگردان هستند، تمسک به سیره و سبک زندگی رضوی بهترین الگو در راستای تعمیق و ترویج دینداری آگاهانه است که یکی از مؤلفه های آن، تلاش برای اقناع استدلالی مخاطب در سایه رویکرد گفتوگو محورانه است.
سید محمدمهدی موسوی










نظر شما