سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۲۷
«دینداری ریشه‌ای» موجب استقامت در مقابل بلاهاست

حوزه/ استاد حوزه علمیه با اشاره به روایتی از امام حسین(ع)، تفاوت میان دین‌داری ظاهری و استقامت در برابر بلاها را مورد بررسی قرار داد.

حجت‌الاسلام والمسلمین عباس نیکزاد از اساتید مدارس علمیه شهرستان بابل در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به تفاوت مردم در میزان دین داری، اظهار داشت: دین بسیاری از افراد، ظاهری و تنها زبانی است؛ و همین امر، با بی تابی آنها در برابر بلاها و مشکلات، ارتباط مستقیم دارد.

دین زبانی در برابر آزمون بلاها

حجت‌الاسلام والمسلمین نیکزاد خاطرنشان کرد: از امام حسین (ع) روایت شده است: «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون» دین بسیاری از مردم، ظاهری و تنها لقلقه ی زبان است و عمق روحی و درونی ندارد. این افراد تا زمانی که معیشت و زندگی‌شان تأمین شده باشد، در اطراف دین می‌گردند و دین‌داری خود را اظهار می‌کنند، اما به محض اینکه در کوره‌های بلا آزموده می‌شوند، دین‌داران واقعی آن‌ها اندک است و اکثریت صحنه را خالی می‌کنند.

وی افزود: مردم کوفه هزاران نامه برای امام حسین (ع) نوشتند و به ایشان و حضرت مسلم بن عقیل (ع) بیعت دادند، اما همین که ابْن زیاد آن‌ها را تهدید کرد یا به تطمیع پرداخت، همگی صحنه را ترک کردند. این امر، نشان دهنده آن است که مشکل اصلی، نبودِ دینی عمیق و بنیادین است؛ آن‌ها به جای بندگی خدا، بنده دنیا بودند.

آزادی از اسارت دنیا؛ اثر بنیادین دین‌داری

استاد مدارس علمیه بابل یکی از آثار اصلی دین‌داری را «آزادی از بردگی دنیا» دانست و تصریح کرد: مراد از بنده دنیا بودن، این نیست که انسان از نعمت‌های خدا بهره نبرد یا از مواهب طبیعت متنفر باشد؛ بلکه مشکل اصلی «حب دنیا» یا همان دلبستگی و تعلق خاطره به دنیاست که انسان را از یاد خدا و استقامت در دین باز می‌دارد. از آثار دینداری، آزادی انسان از اسارت تمناهای نفسانی و هوا و هوس است. در قرآن کریم می خوانیم: «أفرأیت من اتخذ إلهه هواه». دین، انسان را از زنجیر تعلقات رها کرده و او را به بندگی خدا می‌رساند تا دیگر اسیر دنیا نباشد.

حجت‌الاسلام والمسلمین نیکزاد در پاسخ به این پرسش که آیا بندگی خدا نیز نوعی اسارت است، ابراز داشت: برخی مدعی‌اند که بندگی خدا نیز مانند بندگی دنیا، نوعی تعلق و اسارت است و به همین دلیل آزادی را بر بندگی ترجیح می‌دهند و حتی منکر خدا می‌شوند. اما باید دانست که بندگی خدا با اسارت دنیا متفاوت است.

وی تصریح کرد: بندگی خدا، در واقعیت، راه رسیدن به آزادی حقیقی است و انسان را از بندهای محدود و پست دنیوی رها می‌کند تا در سایه اراده الهی به کمال دست یابد.

برتری انسان بر تعلقات دنیوی

حجت‌الاسلام والمسلمین نیکزاد با اشاره به اینکه جایگاه والای انسان نسبت به تعلقات دنیوی، خاطرنشان کرد: در روایت از معصوم (ع) سؤال گردید «کیست که از همه قدر و منزلتش بالاتر است؟» و پاسخ داده شد: «کسی که تمام دنیا را در برابر قدر و منزلت خود ناچیز ببیند.» دنیای مادی، با تمام زرق و برق و تکاثری که در اموال و اولاد دارد، در واقع حقیر است؛ چنان‌که قرآن کریم آن را «متاع قلیل» نامیده است. دلبستگی به این دنیا، در حقیقت زندانی کردن روح است.

عضو هیئت علمی دانشگاه بابل در تحلیل تفاوت بندگی دنیا و بندگی خدا، اظهار داشت: خداوند، کمال مطلق، قدرت مطلق، علم مطلق و جمال مطلق است. انسان در هر سطح و عرصه‌ای از زندگی، همواره در جستجوی مطلق است؛ او تشنه قدرتی مطلق و جمالی بی‌کران است. بنابراین، بندگی خدا در واقع پاسخ به نیاز فطری انسان است. ما در حقیقت به دنبال گم‌شده فطری خود هستیم و با پیوند به خداوند، به این مقصد می‌رسیم.

وی با اشاره به فرازهای دعای عرفه، تأکید کرد: کسی که خداوند را پیدا کند، در واقع به همه چیز رسیده است. روح انسان ذاتاً عاشق و بی‌قرار است و تنها با وصال به آن معشوق فطری آرام می‌گیرد. این دلبستگی به خدا، برخلاف دلبستگی به دنیا، باعث اسارت روح نمی‌شود، بلکه زمینه‌ساز پرواز و آزادی حقیقی انسان است.

استاد مدارس علمیه شهرستان بابل یادآور گردید: بندگی خدا، آن است که انسان را از بندهای تنگ دنیا رها می‌کند تا همچون شاه‌باز در آسمان‌های معنا پرواز کند. این بندگی، نه یک اسارت، بلکه تنها راه رهایی از دامگاه‌های مادی و رسیدن به مقام ناظر در بهشت است؛ جایی که تمام لذت آن، نگریستن به وجه ربوبیت الهی است (وجوههم یومئذ ناضرة إلی ربها ناظرة).

جایگاه دین در تعالی بشر و نقش‌آفرینی در زندگی

حجت‌الاسلام والمسلمین نیکزاد با تأکید بر ابعاد تکاملی دین، خاطرنشان کرد: دین تنها مجموعه‌ای از تکالیف نیست، بلکه ابزاری برای تعالی و رهایی انسان است. وی در جمع‌بندی سخنان خود اشاره کرد که نقش‌آفرینی دین در زندگی انسان، در این است که او را از تنگ‌نظری‌ها و وابستگی‌های مادی رها کرده و مسیر رسیدن به کمالات مطلق را هموار سازد.

وی گفت: شناخت تفاوت میان «بندگی دنیا» و «بندگی خدا»، نخستین گام برای رسیدن به آزادی حقیقی است و تنها با این معرفت است که انسان می‌تواند در زندگی خود نقش‌آفرینی کند و به جای اسارت در زنجیرهای دنیا، در فضای رحمت و معرفت الهی به پرواز درآید.

دین؛ کلید گشودن اسرار ازلی و پرسش‌های بنیادین

حجت‌الاسلام والمسلمین نیکزاد در تبیین نقش دین در زندگی انسان، اظهار داشت: یکی از حیاتی‌ترین نقش‌های دین، پاسخ به پرسش‌های بنیادین و معماهای فکری انسان است. انسان همواره در جستجوی پاسخ برای سوالاتی چون از کجا آمده‌ام؟، به کجا می‌روم؟ و هدف از آمدنم چیست؟ است.

وی با اشاره به کلام حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) که فرمود: «رَحِمَ اللّهُ اِمْرَاً عَلِمَ مِن أینَ وَ فی أینَ وَ إلی أینَ»، تأکید کرد: دین می‌آید تا این اسرار ازلی را که شاعرانی چون خیام در قالب پرسش‌هایش مطرح کرده‌اند، روشن کند. شناخت حقیقت وجودی انسان و درک اینکه ما تنها یک موجود خاکی و مادی نیستیم، بلکه حقیقتی ماورایی و ملکونی داریم، از طریق دین میسر می‌شود.

احساس غربت؛ گواه بر تعلق به جهانی دیگر

استاد مدارس علمیه بابل با تحلیل روان‌شناختی وضعیت انسان، به موضوع «احساس غربت» پرداخت و گفت: بسیاری از انسان‌ها در تنهایی خود احساس می‌کنند که این فضای مادی و محدود، با نیازهای آن‌ها متناسب نیست و گویی در یک زندان به سر می‌برند. این احساس عدم تجانس و دل‌گرفتگی، در واقع گواهی است بر اینکه وطن ما اینجا نیست و ما در این جهان غریب هستیم.

وی با اشاره به دیدگاه شهید مطهری در کتاب «عدل الهی» تصریح نمود: میل‌های سیری‌ناپذیر انسان به قدرت، علم، جمال و خوشبختی مطلق، نشان می‌دهد که ساختار فطری ما متعلق به جایی دیگر است. ما در دنیای مادی به دنبال مطلقات هستیم، در حالی که در این جهان هیچ چیز مطلق نیست. این عطش بی‌پایان، گواه آن است که ما از دنیایی برتر آمده‌ایم و به همان‌جا باز خواهیم گشت.

دنیا؛ مزرعه‌ای برای تامین توشه سفر ابدی

حجت‌الاسلام والمسلمین نیکزاد در پاسخ به این پرسش که اگر وطن ما اینجا نیست، پس هدف از حضور در دنیا چیست، یادآور گردید: دنیا در حقیقت مزرعه‌ای برای تامین زاد و توشه است. ما آمده‌ایم تا با تلاش، انتخاب‌های درست و عبودیت، توشه لازم برای بازگشت به ملکوت را فراهم کنیم. باید برای عیش در گور خود، از همین امروز توشه بفرستیم. هدف ما باید رهایی از زندان تن و صعود به سوی عالم قدس باشد.

بِلاها؛ پله‌های عروج و کفرۀ گناهان

وی با اشاره به نقش بلاها و سختی‌های زندگی در مسیر تکامل خاطرنشان کرد: بدیهی است که برای انسان‌های سالک، بلاها چهره‌ای خوشایند پیدا می‌کنند؛ چرا که یا باعث تکفیر سیئات (پاک شدن گناهان) می‌شوند یا وسیله‌ای برای ترقی درجات.

استاد دانشگاه بابل اظهار داشت: کسانی که با معرفت به زندگی می‌نگرند، در برابر موج‌های سخت زندگی شاکرند و با آرامش پیش می‌روند، زیرا می‌دانند که این تلاطم‌ها، در حقیقت بخشی از مسیر بازگشت به وطن اصلی و وصال به معشوق مطلق است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha