یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۴
از وابستگی پزشکی تا افتخار ملی؛ روایت پیشرفت سلامت در ایران

حوزه/ هم‌زمان با روز پزشک، بیانات رهبر انقلاب درباره پیشرفت پزشکی ایران بازخوانی می‌شود؛ از روزگاری که کشور برای تأمین پزشک به متخصصان خارجی نیاز داشت تا دستیابی به توانمندی‌های گسترده پزشکی، تربیت پزشکان زن و تأکید بر اخلاق اسلامی در آموزش و درمان.

به گزارش خبرگزاری حوزه، در کشور ما ایران زادروز بوعلی سینا در یکم شهریورماه را به عنوان روز پزشک نام‌گذاری شده است؛ به همین مناسبت، بیاناتی از امام شهید، حضرت آیت الله شهید امام سیدعلی خامنه‌ای تقدیم شما فرهیختگان می‌شود.

* از پزشکان خارجی تا قطب جذاب سلامت در منطقه پیشرفت کردیم

یک روزی بود که از شهرهای بزرگ که خارج میشدیم، پزشک ایرانی کم بود. بنده خودم در زاهدان، در ایرانشهر بودم؛ ‌دکترهایی که آنجا بودند هندی بودند؛ بنده خودم [پیش آنها] رفتم؛ البتّه بد هم نبودند امّا خب کشور احتیاج به دکترِ بیرون ‌داشت. همان اوایل انقلاب برای بیماری‌های قلبی نوبت هشت‌ساله، نُه‌ساله، ده‌ساله میدادند، یعنی بیمار قلبی مراجعه میکرد ‌به بیمارستان، نوبت عمل جرّاحیِ او ده سالِ بعد بود و تا آن‌وقت غالباً میمردند! این‌جوری بودیم؛ امروز در شهرهای ‌دوردست دکترهای متخصّص عملهای قلبِ باز انجام میدهند. این پیشرفتها، پیشرفتهای واقعی است.‌۱۳۹۷/۰۳/۲۰

شما جوانها که آن زمان را ندیدید، قدیمی‌ترها [میدانند]، از فیلیپین و از هند و مانند اینها برای ما دکتر می‌آمد. در روستاها و ‌راه‌های دور نه، گاهی در شهرهای خیلی نزدیک، برای ما مثلاً از فیلیپین پزشک می‌آمد. یک کشوری که از لحاظ نیروی ‌انسانی در این حد ناتوان بود، آن‌چنان بُروز پیدا میکند که مثلاً فرض کنید در همین زمینه‌ی سلامت، میشود قطب جذّاب ‌سلامت در منطقه که برای علاج بیماری‌های دشوار از اطراف منطقه‌ امروز به کشور ما مراجعه میکنند و در بیمارستان‌های ‌ما به دست پزشکان ما معالجه میشوند.‌۱۳۹۶/۱۱/۲۹

ما در این کشور سالهای متمادی برای معالجات خودمان بناچار از پزشک تایلندی و پاکستانی و هندی استفاده میکردیم؛ ‌چون پزشک در این کشور به‌قدر لازم نبود؛ اما امروز یکی از دغدغه‌های نظام این شده که این‌همه پزشک اضافی را چگونه ‌به‌کار بگمارد.۱۳۸۳/۰۸/۱۰

* ایران با ثروت عظیم نیروی انسانی پزشکی جای افتخار دارد

من از این پزشکان و دست‌اندرکاران درمانی تشکّر کنم؛ خب، این یک وظیفه‌ی حتمی و قطعی است؛ کار را واقعاً عالی ‌انجام دادند؛ لکن بالاتر از تشکّر این است که من به این دکترهای خودمان افتخار کردم. من افتخار میکنم که ایران عزیز ‌ما از لحاظ سطح پزشکی و توانایی‌های پزشکی در سطحی قرار دارد که جای آن دارد که ملّت ما به وجود این ‌تعداد پزشک، چه جرّاح، چه پزشکهای داخلی، چه انواع و اقسام کسانی که خدمات پزشکی انجام میدهند، چه پرستاران، ‌واقعاً افتخار کند که ما الحمدلله این ثروت عظیم را در اختیار داریم؛ ثروت عظیم نیروی انسانی در یکی از اساسی‌ترین و ‌حیاتی‌ترین بخشهایی که برای زندگی انسان و یک جامعه مهم است یعنی بخش سلامت و بهداشت. من میبینم که چقدر ‌اینها احساس تکلیف دارند و احساس وظیفه دارند؛ و چقدر دانشمندند و چقدر در کار خودشان ماهرند؛ که خب این را من ‌میدانستم یعنی من همیشه نگاهم به این جامعه‌ی پزشکی و جامعه‌ی درمان‌کننده همین‌جور نگاهی بوده؛ امّا وقتی انسان ‌خودش زیرِ دست اینها قرار میگیرد و نحوه‌ی کار اینها را میبیند، آن «علم‌الیقین» تبدیل میشود به «عین‌الیقین»؛ انسان ‌به‌طور محسوس حس میکند که ما واقعاً چه ثروت عظیمی از وجود این پزشکان عزیزمان داریم. و امیدواریم که ان‌شاءالله ‌خدای متعال به همه‌شان اجر بدهد.۱۳۹۳/۰۶/۲۴

* پزشک باید در آموزش و درمان به اخلاق اسلامی اهمیت بدهد

به نظرم می‌رسد که یک پزشک باید در دو ناحیه، به مسأله‌ی اخلاق، خیلی اهمیت بدهد: یکی در ناحیه‌ی گرفتن و دیگری ‌در ناحیه‌ی باز پس دادن. آن‌جا که می‌آموزد، یک اخلاق اسلامی داریم. یعنی یک زمینه و صحنه‌ی اخلاق اسلامی در ‌آموزش: چگونگی آموزش، محتوای آموزش، از که آموختن، برای چه آموختن؛ اینها همه در مرحله‌ی آموزش است. «رحم ‌الله أمرء عمل عملاً فاتقنه» در آموزش هم هست. یعنی خوب یادگرفتن و همیشه بهترینها را به دست آوردن و داشتن، یک ‌مرحله از اعمال اخلاق است.‌
مرحله‌ی بعد، مرحله باز پس دادنِ آموخته‌هاست. یعنی آن‌جا که شما با مریض یا با شاگرد در دانشگاه مواجه می‌شوید. این ‌هم مرحله‌ی دیگری است؛ این‌جا هم جای اعمال اخلاق است. وصیتنامه‌ی «بقراط» را، سابق در مطبها دیده بودم؛ و ‌نمی‌دانم حالا هم آویزان است یا نه؟ خیلی خوشم می‌آمد. هر جا هم می‌رفتم، نگاه می‌کردم و هر طور بود، می‌خواندم. آن ‌را هم ظاهراً برای مراجعین زده بودند؛ برای خودشان نزده بودند! چون در اتاق انتظار بود و در اتاق خودشان نبود. نکات بسیار ‌جالب و برجسته‌ای در آن هست. اما غالباً در رابطه با بیمار است. در رابطه با برخورد با مرض است که این، یکی از آن دو ‌بخشِ این زمینه‌ی اخلاقی است.‌۱۳۷۲/۰۴/۲۱

اینجور نباشد که کسی که پزشک است، مثلاً در زمینه‌ی علوم دینی یا در زمینه‌ی فلسفه، یک آدم عامی ای محسوب ‌بشود؛ نه، چقدر خوب است که یک پزشک، در زمینه‌ی علوم دیگر -در زمینه‌ی علوم عقلی، در زمینه‌ی علوم دقیقه، مسائل ‌گوناگون طبیعی- حدّاقل صاحبِ اطّلاع باشد و این کار را ما بتوانیم در کشورمان پیش ببریم. البتّه به معنای تعطیل کردن ‌تخصّصها به‌هیچ‌وجه نیست، بلکه به معنای بهره‌مند کردن ذهن متخصّصین از محیطهای فراتر از حدّ تخصّص آنها است.۱۳۹۱/۰۹/۱۳

* جامعه باید به اندازه پزشکان مرد پزشک زن نیز داشته باشد

در رشته‌ی پزشکی، بنده بارها گفته‌ام: به همان تعدادی که پزشک مرد داریم، پزشک زن لازم داریم. حالا مسأله فقط ‌مسأله‌ی زایمان و بیماریهای زنان که نیست! زنان هم به انواع و اقسام بیمارهایی که مردان می‌گیرند، مبتلا می‌شوند. برخی ‌بیماریها ویژه‌ی زنان است، برخی بیماریها ویژه‌ی مردان است؛ اما این طور نباشد که اگر زن بیماری قلب گرفت، بیماری ‌ریه گرفت، بیماری چشم گرفت، دندانش درد گرفت، مجبور باشد که حتماً به پزشک مرد مراجعه کند. چه لزومی دارد؟! ما ‌باید به قدری پزشک زن در جامعه داشته باشیم که هر زن، برای مراجعه‌ی به پزشک، هیچ احتیاجی به مرد نداشته باشد. ‌البته اجباری نیست. اگر زنی دلش می‌خواهد برای معالجه نزد پزشک مرد برود، ما مانع او نمی‌شویم. اما باید شرعاً و عرفاً، ‌هیچ اجباری وجود نداشته باشد. وقتی الزام شرعی نبود، آن‌وقت البته، مراجعه کردن خانمها به پزشک مرد، اشکال شرعی ‌هم پیدا می‌کند. یعنی وقتی زنان می‌توانند به پزشک مرد مراجعه کنند که امکانِ این نباشد که به پزشک زن مراجعه کنند. ‌وقتی امکان هست که به پزشک زن مراجعه کنند، در مراحلی که معاینات وسیع یا تماسهای یدی نیاز دارد، آن‌جا دیگر ‌مشروع هم نخواهد بود که به پزشک مرد مراجعه کنند. ما باید تا این حد، پزشک زن در جامعه داشته باشیم. یعنی سطح ‌جامعه را از پزشکان زن پر کنیم؛ هر تعدادی که لازم باشد. یعنی اگر فرض بفرمایید مثلاً سی‌هزار پزشک مرد داریم، باید ‌سی‌هزار پزشک زن هم داشته باشیم. ما تا این حد باید پیش برویم.‌۱۳۷۲/۰۹/۰۸

* پزشکان زن در جراحی زنان سدها را شکستند و پیش رفتند

ما امروز بهترین متخصّصان را در زمینه‌ی جرّاحی و بیماریهای زنان داریم. من این را در گزارش خانمها خواندم. این را ‌قبلها، در سالهای متمادی، شنیده بودم که پزشکان مرد می‌گفتند: «کارهایی در جرّاحی زنان هست، که زن نمی‌تواند انجام ‌بدهد.» من...پیش از این، نسبت به مسأله‌ی جرّاحی زنان و به اصطلاح دانش بیماریهای زنان، حسّاس شده بودم و کمی ‌آن را دنبال می‌کردم. از بعضی پزشکان متدیّن پرسیدم: «چقدر این حرف راست است که می‌گویند کارهایی در جراحی زنان ‌هست که زنها قادر نیستند انجام دهند؟» گفتند: «نه؛ هیچ اصلی ندارد. حرف بی‌خود و بی‌ربطی است. خانمها همه‌ی ‌کارهایی را که یک مرد می‌تواند در باب دانش جرّاحی و عمل جرّاحی انجام دهد، می‌توانند انجام دهند و حتّی گاهی بهتر از ‌آن را.» این در زمینه‌ی یک کارِ عملی است. آن کارهایی که صرفاً فکری یا صرفاً مغزی است که جای خود را دارد و کاملاً ‌روشن است. شما بحمدالله این سد را شکستید و این میدان را فتح کردید و جلو رفتید. شما حقیقتاً حجّت هستید. من اصرار ‌دارم و بارها هم به مسؤولینمان گفته‌ام مسؤولین تبلیغاتی، مثل صدا و سیما که با امثال شما مصاحبه کنند. شما هم حرف ‌بزنید و حضور خودتان را اعلام کنید. ‌۱۳۷۲/۰۹/۰۸

* امروز بانوان برای درمان در همه زمینه‌ها پزشک زن دارند

مسئله‌ی پزشکی زنان. این خیلی مهم است. ما امروز پیشرفتهای پزشکیِ فراوانی داریم که در یک سطحی، تقریباً یک ‌جایگاه بین‌المللی در کشور ما پیدا کرده. مهمتر از این، این است که امروز بانوان در کشور ما برای مراجعه‌ی به طبیب، در ‌هیچ بیماریای نیاز ندارند که به غیر زن مراجعه کنند. زنی که میخواهد پزشک زن داشته باشد و به پزشک زن مراجعه کند، ‌امروز این در همه‌ی زمینه‌ها در کشور ما فراهم است. شاید شما جوانها که پیش از انقلاب را ندیدید و اطلاع ندارید، ندانید ‌این قضیه چقدر مهم است. نه فقط برای افراد متدین، حتّی برای آدمهائی هم که خیلی از لحاظ تدین در سطوح آنچنانی ‌نیستند، این قضیه مهم است. من الان نمونه‌هائی در ذهن دارم که لزومی ندارد آنها را مطرح کنم. این امروز در کشور ما ‌تحقق پیدا کرده؛ این خیلی باارزش است. ‌۱۳۹۰/۰۶/۰۲

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha