خبرگزاری حوزه | فاطمه کاویانی کارگردان، نویسنده و تهیهکننده فیلم کوتاه «پژواک تو» در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه این اثر از دغدغهای درباره ارزش زندگی، حرمت انسان و تأثیر فقدان بر نگاه آدمی به جهان شکل گرفته است، اظهار کرد: «پژواک تو» برای من صرفاً روایت یک فقدان نیست، بلکه تلاشی برای نزدیک شدن به این پرسش است که انسان پس از مواجهه با از دست دادن یک عزیز، چگونه میتواند دوباره معنای حضور، محبت و ادامه زندگی را پیدا کند. در زندگی روزمره بسیاری از داشتههای خود را بدیهی میدانیم؛ در حالی که از منظر دینی، فرصت زندگی و حضور انسانها در کنار یکدیگر نعمتی است که باید قدر آن را دانست. من سعی کردم این مفهوم را بدون شعار و از طریق تصویر، سکوت و جزئیات ساده زندگی مطرح کنم. گاهی نبودن یک انسان، تازه ارزش حضور او را برای ما آشکار میکند و همین تجربه میتواند زمینهای برای بازنگری در رفتار، روابط و نوع نگاه ما به زندگی باشد.
وی با اشاره به اینکه مفهوم سوگ در این فیلم با مسئله ایمان و معنای زندگی پیوند خورده است، افزود: در مواجهه با فقدان، انسان فقط با یک اتفاق تلخ روبهرو نمیشود؛ بلکه بسیاری از باورها و برداشتهایش درباره زندگی نیز مورد پرسش قرار میگیرد. به نظرم یکی از مهمترین مسائل انسانی این است که در شرایط دشوار بتواند معنای امید را از دست ندهد. برای من، امید به این معنا نیست که رنج و اندوه را نادیده بگیریم، بلکه باید بتوانیم در دل سختی، همچنان ارزش زندگی و محبت را ببینیم. نگاه دینی نیز انسان را به صبر، حفظ کرامت و پرهیز از فروپاشی در برابر مصیبت دعوت میکند. تلاش کردم این نگاه در فضای فیلم حضور داشته باشد، اما نه به صورت مستقیم و آموزشی؛ بلکه در ساختار کلی اثر و در رابطه میان شخصیت، خاطره، طبیعت و زمان.
کاویانی ادامه داد: یکی از عناصر مهم فیلم، سکوت است. سکوت برای من در «پژواک تو» یک خلأ صوتی نیست، بلکه نوعی زبان برای بیان احساسات و حتی تأملات درونی شخصیت است. بسیاری از مسائل مهم زندگی در سکوت تجربه میشوند؛ زمانی که انسان با خودش خلوت میکند، به گذشته میاندیشد یا در برابر جای خالی فردی که دوستش داشته، قرار میگیرد. در چنین لحظاتی، شاید کلمات نتوانند به اندازه یک تصویر یا مکث کوتاه حرف بزنند. از این جهت، ترجیح دادم مخاطب را با توضیحات زیاد مواجه نکنم و اجازه بدهم خودش از نشانههای فیلم به معنا برسد. معتقدم هنر دینی هم الزاماً هنری نیست که در هر لحظه پیام را به زبان بیاورد؛ گاهی یک اثر میتواند با ایجاد فرصت برای تفکر درباره مرگ، زندگی، محبت، مسئولیت و ارزش انسان، مخاطب را به تأملی معنوی برساند.
این فیلمساز با بیان اینکه طبیعت در «پژواک تو» جایگاهی فراتر از یک عنصر بصری دارد، گفت: دریا و فضای طبیعی فیلم برای من یادآور استمرار خلقت و در عین حال ناپایداری زندگی انسان است. انسان محدود و گذراست، اما جهان پیرامون او مسیر خودش را ادامه میدهد. وقتی کسی را از دست میدهیم، ممکن است تصور کنیم تمام جهان باید متوقف شود، اما خورشید طلوع میکند، دریا موج میزند و زمان همچنان پیش میرود. همین مسئله میتواند انسان را با حقیقتی عمیق درباره جایگاه خودش مواجه کند. طبیعت برای من در این فیلم به نوعی یادآور نظم و استمرار آفرینش است؛ اینکه زندگی فردی ما هرچقدر ارزشمند است، بخشی از جهانی بزرگتر محسوب میشود. این نگاه میتواند انسان را به فروتنی و قدرشناسی نزدیک کند و به او یادآوری کند که فرصت محبت و باهمبودن، همیشگی نیست.
وی درباره نمادهای به کار رفته در فیلم بیان کرد: هر یک از عناصر فیلم برای من کارکرد مفهومی دارند. ساعت یکی از این عناصر است که به مسئله زمان اشاره میکند. در تجربه فقدان، زمان برای انسان شکل عادی خود را از دست میدهد؛ گاهی یک لحظه بسیار طولانی میشود و گاهی خاطرهای مربوط به سالها قبل، همچنان با جزئیات در ذهن باقی میماند. از طرف دیگر، سفره هفتسین برای من فقط یک عنصر مربوط به نوروز نیست. این سفره با مفاهیمی مانند آغاز دوباره، برکت، امید و تداوم زندگی ارتباط دارد. قرار دادن چنین نمادی در کنار موضوع فقدان، تضادی ایجاد میکند که برایم اهمیت داشت. فرهنگ و آیینهای ما در بسیاری از موارد تلاش انسان برای حفظ امید در برابر ناپایداری را نشان میدهند. انسان حتی در دشوارترین شرایط نیز به دنبال نشانهای برای آغاز، ادامه دادن و دوباره ساختن زندگی است.
کاویانی با تأکید بر اهمیت حرمت جان انسان در شکلگیری ایده فیلم اظهار کرد: اگر بخواهم یک مفهوم را به عنوان یکی از لایههای اصلی «پژواک تو» مطرح کنم، آن مفهوم حرمت زندگی است. وقتی از دست دادن یک انسان را تجربه میکنیم، تازه متوجه میشویم که یک وجود انسانی چگونه میتواند در جزئیترین بخشهای زندگی ما حضور داشته باشد. یک صدا، یک عادت، یک نگاه یا حتی جای خالی یک نفر میتواند برای همیشه در ذهن باقی بماند. بنابراین، انسان نمیتواند نسبت به جان و حضور دیگری بیتفاوت باشد. از این منظر، فیلم برای من با مفهوم صلح نیز ارتباط پیدا میکند. صلح فقط به معنای نبود درگیری نیست؛ بلکه از احترام به دیگری، رعایت حق انسانها و ارزش قائل شدن برای جان و کرامت آنها آغاز میشود. اگر انسان بتواند دیگری را دارای ارزش ذاتی بداند، بسیاری از رفتارهای خشونتآمیز پیش از آنکه شکل بگیرند، متوقف خواهند شد.
وی افزود: در کنار مفهوم فقدان، مسئله پیوندهای انسانی نیز برایم اهمیت داشت. خانواده، دوستی، محبت، خاطرات و مکانهایی که در آنها زندگی کردهایم، بخشی از هویت ما را میسازند. وقتی یکی از این پیوندها از بین میرود، انسان فقط یک شخص را از دست نمیدهد؛ بلکه بخشی از جهان ذهنی او نیز تغییر میکند. با این حال، به نظرم سوگ نباید به پایان همه چیز تبدیل شود. انسان باید بتواند در عین وفاداری به خاطره عزیز از دسترفته، به زندگی نیز ادامه دهد. این ادامه دادن به معنای فراموش کردن نیست؛ بلکه میتواند شکلی از احترام به زندگی و فرصتهایی باشد که همچنان در اختیار انسان قرار دارند. شاید یکی از دشوارترین کارهای انسان همین باشد که میان دلتنگی و امید، تعادل پیدا کند.
کاویانی درباره شکلگیری زبان تصویری خود گفت: علاقه من به هنرهای نمایشی باعث شد از ابتدا به رفتار انسان، سکوت، میزانسن و ارتباط شخصیت با فضای اطراف توجه بیشتری داشته باشم. همیشه تصور میکردم یک تصویر ساده، اگر درست انتخاب شود، میتواند احساس و مفهوم بسیار گستردهای را منتقل کند. به همین دلیل به سمت زبان مینیمال رفتهام. در چنین شیوهای، اشیای معمولی هم میتوانند معنا پیدا کنند. ساعت، پنجره، یک صندلی، سفره یا حتی فضای خالی یک اتاق، اگر در جای درست قرار بگیرد، میتواند حامل بخشی از روایت باشد. برای من این نوع نگاه با تأمل در زندگی روزمره نیز ارتباط دارد؛ اینکه انسان از کنار نعمتها و نشانههای اطرافش بیتفاوت عبور نکند. شاید هنر بتواند نگاه مخاطب را برای مدتی از سرعت زندگی جدا کند و او را وادار به دیدن چیزهایی کند که همیشه مقابل چشمانش بودهاند.
وی درباره آغاز فعالیت خود در فیلمسازی اظهار کرد: «پژواک تو» نخستین تجربه جدی من در کارگردانی و فیلمسازی است و با امکانات محدودی ساخته شد. تحصیلات دانشگاهی سینما نداشتم و بخش زیادی از مسیر را با مطالعه، تجربه و آزمون و خطا دنبال کردم. شاید انتخاب یک موضوع سنگین برای نخستین تجربه، از این جهت بود که نمیخواستم کارم صرفاً یک تمرین تکنیکی باشد. ترجیح دادم با دغدغهای واقعی وارد این مسیر شوم. محدودیت امکانات در ابتدا دشوار بود، اما بعدها متوجه شدم که همین محدودیت باعث شده بیشتر به محتوا، انتخاب قاب و زبان تصویری فکر کنم. البته معتقدم آموزش و کسب دانش برای هر فیلمسازی ضروری است، اما نباید انتظار برای رسیدن به شرایط ایدهآل، انسان را از آغاز مسیر بازدارد. گاهی یک دغدغه صادقانه میتواند اولین قدم یک مسیر طولانی باشد.
این کارگردان درباره نقش سینما در ایجاد تأمل و توجه به مسائل معنوی گفت: سینما ظرفیت زیادی برای نزدیک شدن به موضوعات انسانی و معنوی دارد، زیرا میتواند مخاطب را نه فقط با یک مفهوم، بلکه با یک تجربه احساسی مواجه کند. شاید مخاطبی تجربه مشابه شخصیت فیلم نداشته باشد، اما دلتنگی، ترس از دست دادن، محبت و نیاز به امید، احساساتی مشترک میان انسانهاست. اگر سینما بتواند چنین احساساتی را صادقانه بیان کند، مخاطب میتواند از طریق آن به موضوعات عمیقتری مانند معنای زندگی و ارزش روابط انسانی فکر کند. من قصد نداشتم «پژواک تو» را به فیلمی تبدیل کنم که پیام خود را مستقیماً به مخاطب تحمیل کند. برایم مهمتر بود که بعد از پایان فیلم، مخاطب لحظهای مکث کند و شاید به پدر، مادر، همسر، فرزند، دوست یا هر کسی که حضورش برای او ارزشمند است فکر کند. همین توجه دوباره به داشتهها میتواند آغاز نوعی قدرشناسی باشد.
کاویانی درباره حضور بینالمللی این اثر نیز گفت: این فیلم در قالبی شاعرانه و تجربی ساخته شده و پوریا ابدی و خود من در آن ایفای نقش کردهایم. هدف اصلی من در مرحله نخست این بود که تجربهای شخصی را به زبان تصویر تبدیل کنم و ببینم تا چه اندازه میتوان با امکانات محدود، اثری ساخت که حرفی برای گفتن داشته باشد. خوشبختانه «پژواک تو» به تازگی به عنوان یکی از آثار رسمی جشنواره بینالمللی فیلم موبایلی پذیرفته شده است. برای من که در ابتدای مسیر فیلمسازی قرار دارم، این اتفاق اهمیت زیادی دارد. این حضور بیش از آنکه صرفاً یک موفقیت جشنوارهای باشد، انگیزهای برای ادامه دادن است و نشان میدهد حتی یک فیلم مستقل و کمهزینه نیز میتواند در صورت برخورداری از نگاه مشخص و ایدهای صادقانه، با مخاطب ارتباط برقرار کند.
وی در پایان اظهار کرد: تلاش کردم «پژواک تو» از یک تجربه شخصی آغاز شود، اما در نهایت به موضوعاتی برسد که برای انسانهای مختلف قابل درک باشد؛ از جمله حرمت زندگی، اهمیت محبت، معنای فقدان، صبر، امید و مسئولیتی که انسان در قبال دیگری دارد. برای من، دین و معنویت تنها در بیان مستقیم مفاهیم دینی خلاصه نمیشود؛ گاهی توجه دادن انسان به ارزش یک لحظه، یک رابطه یا یک جان، خود میتواند زمینهای برای تأمل معنوی باشد. این فیلم با استفاده از عناصری مانند دریا، ساعت و سفره هفتسین تلاش میکند میان غیاب انسان و استمرار جهان پیرامون او ارتباط برقرار کند. امیدوارم مخاطب پس از دیدن فیلم، بیش از آنکه فقط به فقدان فکر کند، به ارزش حضور آدمهایی بیندیشد که هنوز در کنار او هستند. اگر این اثر بتواند حتی برای لحظاتی انسان را به قدرشناسی، محبت بیشتر، پرهیز از خشونت و مراقبت از پیوندهای انسانی دعوت کند، احساس میکنم بخشی از هدفی که هنگام ساخت آن داشتم، محقق شده است. «پژواک تو» برای من یادآور این حقیقت است که برخی انسانها پس از رفتن نیز از زندگی ما حذف نمیشوند؛ خاطره و محبت آنها باقی میماند و همین ماندگاری میتواند به انسان کمک کند با وجود رنج، مسیر زندگی را با امید ادامه دهد.
انتهای پیام










نظر شما