پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۸
استعمار با ترویج تفرقه مذهبی و ترسیم مرزهای اختلاف‌زا به دنبال تضعیف جهان اسلام است

حوزه/ حجت‌الاسلام والمسلمین رهدار، تفرقه‌افکنی مذهبی، سیاسی، قومی و حتی ترسیم مرزهای اختلاف‌زا را از ابزارهای مهم قدرت‌های استعماری برای تضعیف و استمرار اختلاف میان کشورهای اسلامی دانست و تأکید کرد: نزدیکی و اتحاد کشورهای بزرگ اسلامی می‌تواند بسیاری از معادلات منطقه را تغییر دهد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از تهران، حجت‌الاسلام والمسلمین رهدار، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، روز پنجشنبه در برنامه تلویزیونی «آفتاب شرقی» با اشاره به سابقه ورود استعمار به جهان اسلام، اظهار داشت: استعمار در قرون اخیر با بهره‌گیری از ضعف‌های موجود در جوامع اسلامی، تلاش کرده است این ضعف‌ها را در راستای منافع و راهبردهای خود به کار گیرد و یکی از مهم‌ترین ابزارهای آن نیز ایجاد و تثبیت تفرقه در جهان اسلام بوده است.

وی با بیان اینکه استعمار از خصلت‌ها و ضعف‌های موجود در جهان اسلام به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرده است، افزود: برای برخی از استعمارگران، حتی استراتژی بقا و توسعه در سرزمین‌های مستعمره بر مفهوم تفرقه استوار بوده است. انگلیسی‌ها نیز استراتژی توسعه خود در خارج از مرزهای اروپا را بر همین مبنا طراحی کردند و تلاش داشتند با ایجاد اختلاف میان مردم و گروه‌های مختلف، زمینه تداوم نفوذ خود را فراهم کنند.

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) ادامه داد: بخش قابل توجهی از مصادیق تفرقه‌ای که در جهان اسلام شکل گرفته، مربوط به اختلافات مذهبی است، اما این اختلافات تنها به حوزه مذهب محدود نمی‌شود و در عرصه‌های سیاسی و قومی نیز نمونه‌های فراوانی از آن وجود دارد.

وی با اشاره به نقش استعمار در ترسیم مرزهای جغرافیایی در منطقه گفت: در کتابی با عنوان «سیاست‌های مرزی بریتانیا در جنوب شرق ایران» که بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی آن را ترجمه کرده است، به سیاست‌های انگلیس در مناطق مختلف اشاره شده و نشان داده می‌شود که چگونه استعمارگران در ترسیم مرزها، به گونه‌ای عمل کردند که زمینه اختلاف و منازعه در مناطق مختلف باقی بماند.

حجت‌الاسلام والمسلمین رهدار افزود: مسئله تنها به جنوب شرق ایران محدود نمی‌شود، بلکه اگر به نحوه ترسیم مرزهای کشورهای منطقه نگاه کنیم، نمونه‌های متعددی از تقسیم‌بندی‌هایی را می‌بینیم که در عمل زمینه اختلافات قومی و سیاسی را فراهم کرده است. در برخی مناطق، بخشی از یک قوم در یک کشور و بخش دیگری در کشور همسایه قرار گرفته است؛ برای نمونه، مسئله کردها در ایران، عراق، سوریه و ترکیه از جمله موضوعاتی است که در طول دهه‌ها به یک مسئله قومی و سیاسی تبدیل شده است.

وی تصریح کرد: استعمار به صورت کلی اندیشیده است که چگونه می‌تواند تفرقه را در جهان اسلام پایدار کند؛ در حوزه ژئوپلیتیک، جغرافیا را به گونه‌ای توزیع کرده که برخی کشورها و ملت‌ها همواره در آستانه اختلاف و درگیری قرار داشته باشند.

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به استفاده استعمار از اختلافات مذهبی خاطرنشان کرد: درباره بسیاری از اختلافات مذهبی موجود در جهان اسلام، حتی اگر علت ایجادکننده اولیه آن اختلاف، الزاماً استعمار نبوده باشد، استعمار در بسیاری از موارد به عنوان عامل استمراردهنده و تشدیدکننده عمل کرده است. ممکن است در نقطه‌ای از جهان اسلام، اختلافی به دلیل جهل یا رفتار نادرست خود مسلمانان ایجاد شده باشد، اما در ادامه، قدرت‌های استعماری از همان اختلاف برای افزایش شکاف‌ها استفاده کرده‌اند.

وی در ادامه به موضوع روابط ایران و مصر اشاره کرد و گفت: یکی از شخصیت‌های سیاسی که در خارج از کشور حضور دارد و در دوره حسنی مبارک و همچنین در دوره‌های دیگر مسئولیت‌هایی در تیم دیپلماتیک مصر داشته، گفته است که در تمام آن دوران، کوچک‌ترین پیشرفتی برای برقراری روابط دیپلماتیک میان ایران و مصر، حتی در سطح سفارت، حاصل نشد.

حجت‌الاسلام والمسلمین رهدار ادامه داد: بر اساس شهادت همین فرد، حتی عربستان سعودی نیز در مقاطعی مانع اصلی برقراری این روابط نبوده است و مسئله مهم این بوده که هرگاه مسیر روابط دیپلماتیک ایران و مصر به مرحله جدی نزدیک می‌شد، این نگرانی وجود داشت که اگر دو کشور بزرگ و مؤثر اسلامی با یکدیگر متحد شوند، معادلات منطقه تغییر کند.

وی با بیان اینکه مسئله وحدت میان کشورهای بزرگ اسلامی آثار مستقیم منطقه‌ای دارد، اظهار داشت: در دوره اخیر نیز تجربه روابط ایران و عربستان نشان داد که هرگاه دو کشور مهم منطقه از یکدیگر فاصله می‌گیرند، مشکلات و بحران‌های منطقه‌ای افزایش پیدا می‌کند و هنگامی که دو طرف به این نتیجه رسیدند که باید اختلافات را مدیریت کنند، با میانجیگری چین در مسیر توافق و بهبود روابط گام برداشتند.

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) خاطرنشان کرد: هر بار که ایران و عربستان تلاش کرده‌اند به یکدیگر نزدیک شوند، مجموعه‌ای از عوامل خارجی از جمله آمریکا، رژیم صهیونیستی و جریان‌های غربی وارد معادله شده‌اند؛ چرا که ایران و عربستان به عنوان دو کشور بزرگ و مؤثر منطقه، در صورت همکاری می‌توانند ظرفیت قابل توجهی برای ایجاد ثبات و قدرت در جهان اسلام ایجاد کنند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به جایگاه پاکستان در میان کشورهای اسلامی پس از پیروزی انقلاب اسلامی گفت: یکی از کشورهایی که در سال‌های نخست انقلاب اسلامی به سرعت و حتی به صورت گسترده با پروژه انقلاب اسلامی ارتباط برقرار کرد، پاکستان بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین رهدار با اشاره به پیشینه فرهنگی شبه‌قاره هند اظهار داشت: شبه‌قاره هند برای قرن‌ها با فرهنگ و تمدن اسلامی پیوند داشته است و زبان فارسی نیز برای مدت طولانی زبان علم، فرهنگ و اندیشه در این منطقه بوده است. فارسی صرفاً یک زبان خنثی نبود، بلکه حامل فرهنگ و اندیشه بود و بخش قابل توجهی از آثار علمی و فرهنگی مردم این منطقه به زبان فارسی نوشته شده است.

وی افزود: حتی بخشی از جامعه اهل سنت در شبه‌قاره نیز از زبان فارسی استفاده می‌کردند و این مسئله نشان می‌دهد که زبان می‌تواند حامل یک میراث مشترک فرهنگی باشد و به جای ایجاد فاصله، زمینه پیوند میان ملت‌ها را فراهم کند.

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) ادامه داد: استعمار بریتانیا پس از تسلط بر شبه‌قاره، در کنار سیاست‌های سیاسی و اقتصادی خود، در حوزه فرهنگی و زبانی نیز مداخله کرد و یکی از نتایج این روند، تغییرات گسترده در ساختارهای زبانی و فرهنگی منطقه بود که بعدها در شکل‌گیری زبان اردو و جایگزینی تدریجی آن با زبان فارسی در عرصه‌های مختلف اثر گذاشت.

حجت‌الاسلام والمسلمین رهدار با بیان اینکه انقلاب اسلامی ایران در میان ملت‌های مسلمان با استقبال قابل توجهی مواجه شد، اظهار داشت: یکی از مهم‌ترین دلایل توجه مردم پاکستان به انقلاب اسلامی، اشتراکات عمیق فرهنگی، تاریخی و دینی میان دو جامعه بود. مردم پاکستان، به‌ویژه در فضای پس از انقلاب، نسبت به شعارهایی همچون دولت اسلامی، جامعه اسلامی، دانشگاه اسلامی و امت اسلامی واکنش مثبتی نشان دادند.

وی افزود: در آن مقطع، مدل‌هایی با عنوان اسلام‌گرایی و ایجاد دولت و جامعه اسلامی نیز در پاکستان مطرح شد و برخی جریان‌ها تلاش کردند با بهره‌گیری از این شعارها، الگوهایی برای اداره جامعه ارائه کنند. در همین فضا، مردم پاکستان احساس نزدیکی بیشتری با انقلاب اسلامی ایران پیدا کردند و به آن جذب شدند.

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به حکومت ضیاءالحق تصریح کرد: در کنار این جریان، مدلی نیز با عنوان اسلام‌گرایی در دوره ضیاءالحق مطرح شد که اگرچه در ظاهر با شعارهایی همچون دانشگاه اسلامی و جامعه اسلامی همراه بود، اما در پشت صحنه، ارتباطات و حمایت‌های خارجی و آمریکایی نیز در آن وجود داشت.

حجت‌الاسلام والمسلمین رهدار تأکید کرد: باید توجه داشت که استعمار تنها از طریق اشغال نظامی یا سلطه اقتصادی عمل نمی‌کند، بلکه در بسیاری از موارد تلاش می‌کند با مدیریت اختلافات مذهبی، قومی، سیاسی، جغرافیایی و حتی فرهنگی، جوامع اسلامی را از ظرفیت‌های مشترک خود دور کند.

وی خاطرنشان کرد: اگر جهان اسلام بتواند از این شکاف‌ها عبور کند و ظرفیت‌های مشترک تاریخی، فرهنگی و دینی خود را بازسازی کند، بسیاری از مشکلات و وابستگی‌های موجود کاهش خواهد یافت و امکان شکل‌گیری همکاری گسترده میان کشورهای اسلامی فراهم خواهد شد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha