یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۱
رحمت مقتدرانه؛ بازخوانی سیره نبوی در هندسه حکمرانی امروز

حوزه / سیره نبوی الگویی جامع برای حکمرانی و عدالت است. «رحمت مقتدرانه» در مکتب پیامبر (ص)، ضمن عبور از دوگانه کاذب «صلح و مقاومت»، اخلاق را به زیرساختِ سلامتِ سیاسی و عدالتِ اجتماعی بدل می‌کند

اشاره؛

میلاد پیامبر رحمت، فراتر از یک مناسبت آیینی، سرآغاز بازخوانیِ الگویی است که اخلاق را نه به مثابه یک انتخابِ صرفاً فردی، بلکه به عنوان زیربنای مستحکم حکمرانی و «اسوه حسنه» برای جامعه‌سازی معرفی می‌کند. در عصری که جوامع با پیچیدگی‌های ساختاری و بحران‌های اخلاقی دست‌به‌گریبان‌اند، رجوع به سیره نبی مکرم اسلام (ص) به‌عنوان «رحمت‌للعالمین»، کلیدی‌ترین راهبرد برای عبور از بن‌بست‌های مدیریت سیاسی و تحقق عدالت اجتماعی است.در همین راستا، گفت‌وگوی پیش‌رو با کارشناس، حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمد حاجی ابوالقاسمی دولابی، تلاشی است برای گشودن دریچه‌ای نو به سوی تحلیلِ نسبت میان سیره نبوی و هندسه حکمرانی؛ گفتگویی که با محوریت مفهوم «رحمتِ مقتدرانه»، به واکاویِ کاربستِ اخلاق در ساختارهای قدرت و سیاست می‌پردازد.

ضمن تبریک میلاد فرخنده رسول مهربانی (ص) به شما مخاطبان فرهیخته و ارجمند، این مصاحبه تحلیلی تقدیم حضورتان می‌گردد.

رحمت مقتدرانه؛ بازخوانی سیره نبوی در هندسه حکمرانی امروز

این گفت‌وگو حول محور پرسش‌های کلیدی زیر شکل گرفته است:

۱. از ویژگی‌های خاص پیامبر(ص) در آیات و روایات بفرمایید.

۲. اخلاق پیامبر چه وجه تمایزی با دیگر انبیا و امامان داشت و چگونه ایشان اسوه اخلاق معرفی شده‌اند؟

۳. چرا در نگاه نبوی، اخلاق فراتر از ابزار دینداری و به عنوان هدف رسالت معرفی شده است؟

۴. «قرآن ناطق» و «خلق عظیم» بودن پیامبر چه تصویری از انسان تراز اسلامی به ما می‌دهد؟

۵. اخلاق چگونه می‌تواند ضامن بقا و سلامت کل پیکره جامعه باشد؟

۶. اگر «رحمت للعالمین» را در سطح نظام و ساختار بازتعریف کنیم، چه معنایی پیدا می‌کند؟

۷. رفتار پیامبر امروز در مواجهه با دشمنان چگونه می‌تواند الگو باشد؟

۸. سازش یا اقتدار عزتمندانه؟ سیره پیامبر در تقابل‌های امروز چه می‌گوید؟

*قله اخلاق انسانی؛ توصیف ویژه قرآن از رسول خدا

اگر بخواهیم ویژگی‌های پیامبر اکرم(ص) را از نگاه قرآن ببینیم، تعبیرهای قرآن بسیار گویاست. خداوند درباره ایشان می‌فرماید: «وَإِنَّکَ لَعَلَیٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ»؛ یعنی پیامبر صرفاً انسانی اخلاق‌مدار نیست، بلکه بر قله اخلاق قرار دارد.

از سوی دیگر می‌فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ». اینجا رسالت پیامبر با «رحمت» تعریف شده است؛ نه فقط برای مؤمنان، نه فقط برای مسلمانان، بلکه برای عالمیان.

ویژگی دیگر، رأفت و رحمت اجتماعی ایشان نسبت به مؤمنان است:

«بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ».

اما یک نکته مهم وجود دارد: پیامبر در قرآن همزمان که مظهر رحمت است، مظهر عزت، عدالت، صلابت و ایستادگی در برابر ظلم هم هست. بنابراین نباید پیامبر رحمت را به پیامبرِ تسلیم تبدیل کنیم. رحمت نبوی یعنی خیرخواهی برای انسان و جامعه؛ و گاهی خیرخواهی اقتضا می‌کند در برابر ظلم ایستادگی شود.

رحمت مقتدرانه؛ بازخوانی سیره نبوی در هندسه حکمرانی امروز

*«اسوه حسنه»؛ تجسم عینی اخلاق در ساحت زیست فردی و حاکمیتی

پیامبران و امامان همه آنان حجت‌های الهی و برخوردار از کمالات اخلاقی‌اند نباید مقایسه ارزشی بین آن ها باشد.

اما درباره پیامبر اسلام یک ویژگی بسیار برجسته در قرآن وجود دارد: خداوند ایشان را «اسوه» معرفی می‌کند:

«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ».

اسوه یعنی اخلاق در وجود پیامبر از سطح «توصیه» به سطح «سبک زندگی» رسیده است.

پیامبر فقط نمی‌گفت راستگو باشید؛ خودش صادق بود.فقط نمی‌گفت ببخشید؛ خودش اهل عفو بود.

فقط نمی‌گفت عدالت داشته باشید؛ در مقام رهبری جامعه عدالت را اجرا می‌کرد.

بنابراین انسان تراز اسلامی کسی نیست که فقط اخلاق را بلد باشد؛ بلکه کسی است که اخلاق در او به رفتار، شخصیت و سپس به تصمیم‌های اجتماعی و سیاسی تبدیل شده باشد.

و البته میدانیم که هیچ پیامبری مانند ایشان اذیت نشد و طبعا صبر و بردباری هیچ پیامبری به مانند ایشان بروز و ظهور نداشت. شاید از این جهت است که ایشان اسوه اخلاق معرفی شده اند.

*لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ»؛ فراتر از مرزهای تعلیم

این حدیث بسیار کلیدی است:

«إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ».

به نظرم باید روی کلمه «أُتَمِّمَ» تأمل کرد. پیامبر نمی‌فرماید آمده‌ام صرفاً اخلاق را «تعلیم» بدهم؛ می‌فرماید آمده‌ام مکارم اخلاق را به کمال برسانم.

چرا؟

چون دین اگر نتواند انسان را از نظر شخصیت و رفتار متحول کند، به مجموعه‌ای از مناسک و اطلاعات تبدیل می‌شود.

نماز باید انسان را از فحشا و منکر دور کند؛

روزه باید انسان را به تقوا برساند؛

زکات باید رابطه انسان با جامعه را اصلاح کند؛

و ایمان باید به کرامت، عدالت، امانت، وفای به عهد و مسئولیت‌پذیری منتهی شود.

پس ااینکه اخلاق هدف رسالت است بدین معناست: دین آمده است انسان را به انسانی تبدیل کند که بتواند خیر و عدالت را در جهان محقق کند.

* انسان تراز اسلامی تجسم عینی قرآن در کنشگری اجتماعی است

به نظرم اینجا باید یک قدم جلوتر برویم.انسان تراز اسلام کسی نیست که فقط اخلاق خوب داشته باشد؛ بلکه کسی است که قرآن در او به رفتار تبدیل شده باشد.

پیامبر تجسم عملی قرآن است. یعنی اگر قرآن درباره عدالت سخن می‌گوید، پیامبر عدالت را زندگی می‌کند؛ اگر قرآن از رحمت سخن می‌گوید، پیامبر رحمت را در مناسبات اجتماعی جاری می‌کند؛ اگر قرآن از عزت سخن می‌گوید، پیامبر در برابر ظلم تسلیم نمی‌شود.

بنابراین انسان تراز اسلامی سه مرحله دارد:

معرفت - شخصیت - کنش اجتماعی.

اگر معرفت دینی به شخصیت تبدیل نشود، ناقص است؛ و اگر شخصیت دینی به اصلاح جامعه منجر نشود، هنوز رسالت اجتماعی خود را پیدا نکرده است.

* قانون بدون پشتوانه فضایل اخلاقی نمی‌تواند جامعه را به ثبات و تعالی برساند.

جامعه فقط با قانون اداره نمی‌شود. قانون لازم است، اما کافی نیست.

فرض کنید در جامعه‌ای همه قوانین وجود داشته باشد، ولی امانت نباشد؛ اعتماد نباشد؛ انصاف نباشد؛ مسئولیت‌پذیری نباشد. چنین جامعه‌ای دائماً باید با اجبار و نظارت کنترل شود و هزینه حکمرانی بالا می‌رود.اخلاق در واقع سرمایه اجتماعی جامعه است.

صداقت، اعتماد تولید می‌کند؛

عدالت، رضایت تولید می‌کند؛

وفای به عهد، ثبات تولید می‌کند؛

گذشت، امکان بازسازی روابط را فراهم می‌کند؛

و مسئولیت‌پذیری، بار حکومت و جامعه را کاهش می‌دهد.

به همین دلیل اخلاق یک مسئله فردیِ حاشیه‌ای نیست؛ زیرساخت حکمرانی سالم است.

رحمت مقتدرانه؛ بازخوانی سیره نبوی در هندسه حکمرانی امروز

* رحمت نبوی در تراز ساختار به معنای تضمین عدالت اقتصادی و حفظ کرامت مستضعفان است

به نظر من نباید «رحمت» را در حد مهربانی شخصی پایین بیاوریم. رحمت نبوی یعنی ساختن مناسباتی که در آن انسان‌ها امکان رشد، کرامت و حیات عادلانه داشته باشند.

اگر رحمت را نظام‌مند کنیم، در اقتصاد یعنی:

اقتصادی که صرفاً به تولید ثروت فکر نمی‌کند، بلکه کرامت انسان و عدالت در توزیع فرصت‌ها را هم می‌بیند.

در سیاست یعنی:

قدرتی که خود را خدمتگزار مردم بداند، نه مالک مردم.

در اجتماع یعنی:

نظامی که ضعیف‌ترین انسان‌ها را هم در محاسبات خود ببیند.

و حتی در مواجهه با دشمن، رحمت به این معنا نیست که تهدید دشمن را نادیده بگیریم؛ بلکه یعنی هدفِ مقابله، انتقام‌جویی و نابودی انسان‌ها نباشد؛ هدف، دفع ظلم و ایجاد امکان بازگشت به مسیر درست باشد.

این همان جایی است که رحمت با عدالت و اقتدار جمع می‌شود.

* ایستادگی در برابر ظالم شرط تحقق عدالت و دفاع از مظلوم

سیره پیامبر را نباید به یک رفتار واحد تقلیل داد. پیامبر هم صلح دارد، هم مذاکره دارد، هم پیمان دارد، هم عفو دارد و هم در برابر تجاوز و تهدید، مقاومت و دفاع دارد.

بنابراین قاعده این نیست که «با دشمن همیشه نرم باشیم».

قاعده این است:

تا وقتی امکان هدایت، تفاهم و صلح عادلانه وجود دارد، صلح و رحمت اصل است؛ اما وقتی دشمن در مقام ظلم و تجاوز است، مقابله با ظلم نیز بخشی از رحمت است.

این نکته بسیار مهم است:

رحمت نسبت به مظلوم، بدون ایستادگی در برابر ظالم، گاهی خودش به ظلم تبدیل می‌شود.

اگر شما به مظلومی بگویید «من طرفدار صلح هستم» اما در برابر ظالم نایستی، در واقع هزینه صلح را مظلوم می‌دهد. لذا بر اساس سیره پیامبر لازمه طرفداری از صلح و حقوق مظلومان ، ایستادگی در برابر ظالمان و شدت عمل به خرج دادن در برابر آنان است. اشداء علی الکفار رحماء بینهم. اذلة علی المؤمنین اعزة علی الکافرین

* سیره سیاسی پیامبر تلفیق هوشمندانه

عدالت‌خواهی، عقلانیت و ایستادگی در برابر تجاوز است

به نظرم دوگانه «صلح یا مقاومت» اساساً دوگانه درستی نیست. مدل نبوی را باید «رحمتِ مقتدرانه» نامید.

پیامبر تا جایی که امکان داشت از جنگ جلوگیری می‌کرد؛ چون جنگ فی‌نفسه مطلوب نیست. اما وقتی جنگ و تجاوز بر جامعه تحمیل می‌شد، عقب‌نشینی نمی‌کرد.

پس در منطق نبوی:

صلح، هدف است؛

عدالت، شرط صلح است؛

عزت، خط قرمز است؛

و مقاومت، ابزار جلوگیری از ظلم است.

بنابراین در سیاست امروز هم مذاکره و گفت‌وگو می‌تواند کاملاً نبوی باشد؛ اما مذاکره‌ای که از موضع عزت و عقلانیت باشد، نه مذاکره‌ای که به قیمت پایمال شدن حقوق ملت یا مظلومان تمام شود.

پیامبر اهل جنگ نبود، اما اهل تسلیم هم نبود؛ اهل رحمت بود، اما رحمت او در برابر ظلم به بی‌تفاوتی تبدیل نمی‌شد.

اخلاق نبوی = رحمت + عدالت + عزت + عقلانیت + مسئولیت اجتماعی.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha