خبرگزاری حوزه | قدرتالله صلحمیرزایی، کارگردان سینما و تلویزیون، در گفتوگو با خبرگزاری حوزه، با بیان اینکه پرداخت سینمایی به سیره پیامبران نه یک انتخاب هنری، بلکه یک ضرورت فرهنگی و تربیتی برای جامعه امروز است، اظهار کرد: مخاطب امروز بیش از هر زمان دیگری به الگوهای اصیل و متعالی نیاز دارد و سیره پیامبران به دلیل برخورداری از لایههای عمیق اخلاقی و انسانی، بهترین بستر را برای این الگوسازی فراهم میکند، مشروط بر آنکه فیلمنامهها با نهایت دقت، جذابیت و پختگی نوشته شوند و دیالوگها از عمق و غنای لازم برخوردار باشند تا بتوانند با زبان هنر، مفاهیم بلند دینی را بهگونهای منتقل کنند که در ذهن و جان مخاطب نشیند و او را به تأمل وادارد.
وی در ادامه با اشاره به ضرورت ساخت آثار نمایشی مبتنی بر زندگی پیامبران بیان کرد: وقتی مخاطب، زندگی سراسر مبارزه و صبر یک پیامبر را در قالب یک اثر نمایشی جذاب مشاهده میکند، ناخودآگاه خود را جای او میگذارد و از رفتار و عملکرد او برای حل مسائل زندگی خویش الهام میگیرد، اما این تأثیرگذاری تنها زمانی محقق میشود که فیلمنامه از یک سو به واقعیتهای تاریخی پایبند باشد و از سوی دیگر با ساختاری مدرن و دیالوگهایی پخته و غنی، داستان را بهگونهای روایت کند که با ذهنیت و نیازهای مخاطب امروزی همخوانی داشته باشد و او را خسته و دلزده نسازد.
وی تأکید کرد: متأسفانه در برخی آثار تولید شده، شاهد سادهانگاری در شخصیتپردازی پیامبران هستیم که نتیجه آن، دور شدن مخاطب از اصل قضیه است، در حالی که اگر فیلمنامهنویس بتواند ابعاد مختلف شخصیتی یک پیامبر را با تمام پیچیدگیها و چالشهای انسانیاش به تصویر بکشد، آنگاه مخاطب احساس نزدیکی بیشتری میکند و درسهای اخلاقی و رفتاری او را بهعنوان راهنمای عملی زندگی خود میپذیرد؛ پس کلید موفقیت در این مسیر، نوشتن فیلمنامهای است که هم به تاریخ وفادار باشد و هم از ظرفیتهای دراماتیک و جذابیتهای بصری سینما برای انتقال پیام استفاده کند.
صلحمیرزایی درباره معیارهای محتوایی این گونه آثار تصریح کرد: مهمترین معیار، رعایت اصول اخلاقی و رفتاری مبتنی بر واقعیتهای تاریخی و دینی است که باید از منابع محکم، معتبر و غنی بهره گرفته شود، زیرا هر گونه انحراف از حقیقت، نه تنها به اصل داستان آسیب میزند، بلکه اعتماد مخاطب را نیز از بین میبرد، بنابراین نویسندگان و پژوهشگران موظفاند با مراجعه به متون معتبر تاریخی و تفاسیر مستند، شخصیتها و وقایع را دقیقاً بر اساس چارچوبهای دینی و عقلانی بازسازی کنند و از هرگونه تحریف یا اغراق پرهیز کنند.
وی هدف و رسالت هر پیامبر را که بهوضوح در منابع دینی مشخص شده، مورد اشاره قرار داد و افزود: فیلمنامهنویس باید با درک عمیق از همین هدف، به سراغ نگارش برود و در عین وفاداری به متن، از زبان هنر برای بازنمایی آن استفاده کند، بهگونهای که هم جنبههای تعلیمی و تربیتی اثر حفظ شود و هم مخاطب با یک اثر سینمایی استاندارد و حرفهای روبرو باشد که او را به تفکر وامیدارد و صرفاً به سطحینگاری بسنده نمیکند.
این کارگردان سینما و تلویزیون در ادامه به دلایل کمتوجهی به ساخت آثار درباره زندگی پیامبران پرداخت و اظهار کرد: مهمترین دلیل، هزینههای بسیار بالای تولید این گونه فیلمها و سریالهاست که بسیاری از تهیهکنندگان را از ورود به این عرصه بازمیدارد، چراکه ساخت چنین آثاری نیازمند طراحی صحنههای عظیم، لباسها و ابزارآلات تاریخی، جلوههای ویژه و گروههای گسترده بازیگری است که همگی بودجههای کلانی را طلب میکنند و ریسک سرمایهگذاری در این حوزه را بهشدت افزایش میدهند.
صلحمیرزایی دشواری فوقالعاده نگارش این متون را یکی دیگر از موانع اصلی دانست و تصریح کرد: نوشتن فیلمنامه برای زندگی پیامبران سالها زمان نیاز دارد و مستلزم تحقیق و پژوهش عمیق در متون تاریخی، دینی و حتی باستانشناسی است، زیرا نویسنده باید ضمن تسلط بر جزئیات زندگی این بزرگان، بتواند روایتی منسجم، دراماتیک و جذاب خلق کند که هم مورد قبول مراجع دینی باشد و هم از نظر هنری حرفهای و تأثیرگذار از آب دربیاید و بههمین دلیل بسیاری از نویسندگان از ورود به این حوزه وافر میترسند و ترجیح میدهند سراغ موضوعات سادهتر بروند.
وی درباره تأثیرگذاری مستقل یا توأمان محتوا و فرم بیان کرد: بهنظر من این دو هرگز قابل تفکیک از یکدیگر نیستند و همواره با هم و در تعامل با یکدیگر تأثیرگذاری خود را رقم میزنند، زیرا یک محتوای غنی و عمیق اگر در قالبی نامناسب و سطحی ارائه شود، بازدهی لازم را نخواهد داشت و از سوی دیگر یک فرم زیبا و جذاب نیز بدون پشتوانه محتوایی مستحکم، تهی و زودگذر خواهد بود، بنابراین باید همواره میان این دو مؤلفه تعادل برقرار شود تا اثر نهایی بتواند بر مخاطب نشیند.
صلحمیرزایی در ادامه نقش بیان نمایشی در تأثیرگذاری آثار دینی را بسیار تعیینکننده ارزیابی کرد و گفت: بدون تردید بیان نمایشی جذاب، پویا و خلاقانه میتواند نقش بسیار پررنگتری در تأثیرگذاری بر مخاطب ایفا کند، زیرا هنر نمایش بهصورت طبیعی قادر است مفاهیم انتزاعی را عینی و ملموس کند و با بهرهگیری از عناصری همچون موسیقی، تصویر، حرکت و دیالوگ، مخاطب را در فضای داستان غرق نماید، بهگونهای که او نه یک شنونده یا بیننده منفعل، بلکه یک همراه و همنشین با قهرمان داستان شود و این همان راز ماندگاری آثار بزرگ سینمایی در طول تاریخ است.
وی در پایان با تأکید بر لزوم برنامهریزی مستمر برای تولید پایدار این آثار گفت: آنچه بیش از هر چیز ضروری بهنظر میرسد، برنامهریزی مستمر و بلندمدت در سطح کلان فرهنگی کشور است، بهگونهای که گروههای تخصصی پژوهش و تحقیق بهصورت دائمی فعال باشند و مطالب مستند و غنی را در اختیار نویسندگان، تاریخدانان و کارگردانان قرار دهند تا چرخه تولید این گونه آثار متوقف نشود و بتوانیم هر سال شاهد تولید یک اثر فاخر و ماندگار درباره زندگی پیامبران باشیم، چرا که این رویکرد نه تنها به غنای فرهنگ دینی کمک میکند، بلکه میتواند بهعنوان یک سرمایه ملی و بینالمللی نیز مورد توجه قرار گیرد.
انتهای پیام










نظر شما