به گزارش خبرگزاری حوزه، همزمان با سالروز میلاد باسعادت حضرت محمدمصطفی(ص) و حضرت امام جعفرصادق(ع)، آیین رونمایی از دو اثر پژوهشی با عناوین «تبارشناسی قائد شهید» و «تبارشناسی صالح بعد صالح» به همت پژوهشکده الذریه النبویه در مدرس امام شهید آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای در شهر مقدس قم برگزار شد.
در ابتدای این مراسم حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد مهری با تشریح مبانی علمی پژوهش انجامشده درباره تبار و پیشینه خانوادگی، بر ضرورت بازخوانی مفهوم «تبارشناسی» در منطق وحیانی قرآن کریم تأکید کرد و گفت: تبارشناسی در نگاه عامیانه گاه به معنای تفاخر به نیاکان، برتریجویی نسبی یا جستوجوی اعتبار از طریق انتساب خانوادگی تلقی میشود، در حالی که در منطق وحیانی قرآن کریم، این مفهوم از افقی متفاوت و عمیقتر برخوردار است.
وی با اشاره به آیه ۱۳ سوره مبارکه حجرات افزود: خداوند متعال در این آیه میفرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَی وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا». تعبیر «لِتَعَارَفُوا» به معنای «تا یکدیگر را بشناسید»، صرفاً ناظر بر یک آشنایی ساده، ظاهری و اجتماعی نیست؛ بلکه میتوان آن را ناظر بر شناخت ریشهها، سنن تاریخی، پیشینههای فکری و معنوی و مسیری دانست که نسلهای پیشین برای آیندگان گشودهاند.
تبارشناسی؛ فراتر از شناسایی نسب و شجرهنامه
این پژوهشگر حوزوی تصریح کرد: شجرهنامهها صرفاً برای پاسخ دادن به این پرسش که «کیستیم؟» استخراج و تدوین نمیشوند، بلکه یکی از مهمترین کارکردهای آنها، روشن ساختن «میراثی» است که هر نسل از گذشتگان دریافت کرده و در برابر آیندگان نسبت به آن مسئولیت دارد.
وی ادامه داد: از این منظر، نسبنامهها را میتوان نوعی «نقشه راه جریان ایمان و استقامت» دانست؛ نقشهای که از طریق آن میتوان مسیر انتقال ارزشهای دینی، علمی، اخلاقی و معنوی را در طول نسلها دنبال کرد و نسبت میان شخصیتها، خاندانها و جریانهای علمی و ایمانی را بهتر شناخت.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: مطالعه تبارها، در چنین چارچوبی، تنها یک فعالیت تاریخی یا نسبشناختی نیست، بلکه میتواند زمینهای برای فهم سنن الهی در تاریخ و همچنین درک مسئولیت تاریخی نسلها فراهم آورد. بر این اساس، تبارشناسی هنگامی که از سطح ثبت اسامی و نسبتهای خانوادگی فراتر رود، به ابزاری برای فهم استمرار ایمان، دانش، فضیلت و مجاهدت در طول تاریخ تبدیل میشود.
بازخوانی تاریخنگاری با محوریت همزمان تبار پدری و مادری
حجتالاسلام والمسلمین مهری یکی از ویژگیهای مهم این پژوهش را «سنتشکنی در تاریخنگاری پدرمحور» عنوان کرد و گفت: در بسیاری از پژوهشهای رایج در حوزه تبارشناسی، تمرکز اصلی بر نسب پدری است و شاخه مادری کمتر مورد توجه قرار میگیرد؛ در حالی که در پژوهش حاضر، دو ساحت پدری و مادری بهصورت مستقل، هموزن و موازی مورد مطالعه قرار گرفته است.
وی با اشاره به اهمیت نقش مادران در شکلگیری شخصیت انسان اظهار داشت: بخش مهمی از ملکات اخلاقی، هوش معرفتی، گرایشهای معنوی، روحیه ایمانی و عزم جهادی انسان میتواند در محیط خانواده و بهویژه در دامان مادران فاضله و متقی شکل گرفته و شکوفا شود. بنابراین، حذف یا کمرنگ کردن شاخه مادری از مطالعات تبارشناختی، میتواند بخشی از واقعیت تاریخی و عوامل مؤثر بر شکلگیری شخصیت افراد را نادیده بگیرد.
این پژوهشگر حوزوی خاطرنشان کرد: بر همین اساس، در کنار بررسی شاخه پدری سادات حسینی افطسی، پیوندهای مادری این خاندان با دودمانهای علمی و سادات از جمله خاندانهای میردامادی، عاملی و دیباجی نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
شاخه پدری؛ انتساب به سادات حسینی افطسی
حجتالاسلام والمسلمین مهری در ادامه به یافتههای پژوهش درباره شاخه پدری اشاره کرد و گفت: بر اساس این بررسی، قائد شهید، امام خامنهای(ره)، در شاخه پدری با ۳۴ واسطه به «حسن افطس»، با ۳۵ واسطه به «علیالاصغر» و با ۳۶ واسطه به امام زینالعابدین(ع) میرسد.
وی افزود: بر این اساس، شاخه پدری این تبار در شمار سادات حسینی افطسی معرفی میشود و بررسی سلسله نسب در این بخش، پیوند تاریخی این خاندان با خاندان اهلبیت(ع) را در چارچوب مستندات مورد استفاده در پژوهش نشان میدهد.
شاخه مادری؛ دو مسیر پیوند با خاندان اهلبیت(ع)
این تاریخپژوه حوزوی با تشریح شاخه مادری و با اشاره به مرحومه بانو خدیجه میردامادی گفت: بر اساس یافتههای این پژوهش، قائد شهید، امام خامنهای، قدسالله نفسه الزکیه، در شاخه مادری از دو طریق به ائمه اطهار(ع) متصل میشود. در مسیر نخست، این سلسله با ۳۲ واسطه به «محمد دیباج»، فرزند امام جعفرصادق(ع)، میرسد و این پیوند از رهگذر «میر احمد عاملی»، مدفون در تخت فولاد اصفهان و جد یازدهم قائد شهید، دنبال میشود.
وی اضافه کرد: در مسیر دوم، این پیوند از طریق همسر میر احمد عاملی، که دختر میرداماد بوده است، دنبال شده و با ۲۲ واسطه به امام زینالعابدین(ع) متصل میشود.
میر احمد عاملی؛ حلقه مهم در تبارنامه و پیوند خاندانهای علمی
حجتالاسلام والمسلمین مهری با اشاره به جایگاه میر احمد عاملی در این تبارنامه اظهار داشت: میر احمد عاملی، جد یازدهم قائد شهید، یکی از شخصیتهای کلیدی در بررسی شاخه مادری این تبار است. وی در اصفهان از شاگردان شیخ بهایی و میرداماد بوده و حضور او در این سلسله، علاوه بر اهمیت نسبشناختی، از منظر پیوند با جریانهای علمی و فلسفی دوره صفویه نیز قابل توجه است.
وی افزود: بررسی این بخش از تبارنامه نشان میدهد که در کنار پیوندهای نسبی، باید به شبکه ارتباطات علمی و فرهنگی خاندانها نیز توجه داشت؛ چراکه بسیاری از شخصیتهای علمی و دینی در دورههای مختلف تاریخی، در بستر خاندانها و حوزههای علمی شکل گرفتهاند و ارتباط میان این خاندانها نقش مهمی در انتقال دانش، معارف و میراث فکری داشته است.
سید احمد علوی؛ دانشمند آشنا با زبان عبری و متون عهدین
این پژوهشگر حوزوی در ادامه با اشاره به جایگاه سیداحمد علوی در این سلسله علمی و خانوادگی گفت: از ویژگیهای مهم سیداحمد علوی، تسلط بر زبان عبری و آشنایی با کتابهای عهدین، یعنی تورات و انجیل، بود. این دانش به او امکان میداد در مباحثات و مناظرات کلامی با مسیحیان و یهودیان، از متون اصلی و منابع مورد استناد آنان بهره بگیرد.
حجتالاسلام والمسلمین مهری افزود: این ویژگی در شرایط تاریخی دورهای که سیداحمد علوی در آن میزیست، اهمیت ویژهای داشت؛ زیرا مبلغان مسیحی در دربار صفوی حضور و فعالیت داشتند و مباحثات دینی و کلامی میان نمایندگان ادیان و جریانهای مختلف در فضای فکری آن روزگار جریان داشت.
وی تصریح کرد: سیداحمد علوی در آثار کلامی خود به نقد دیدگاههای مسیحیان پرداخت و تلاش کرد با استناد به منابع دینی و همچنین بهرهگیری از مباحث فلسفی و کلامی، از آموزههای اسلامی و نبوت پیامبر اکرم(ص) دفاع کند.
«مصقل الصفا»؛ اثری در نقد شبهات مسیحیان
حجتالاسلام والمسلمین مهری مهمترین اثر کلامی سیداحمد علوی را کتاب «مصقل الصفا فی الرد علی منتخب آیة الحق نما» عنوان کرد و گفت: این اثر در پاسخ به شبهات مطرحشده از سوی مسیحیان نگاشته شده است. مؤلف در این کتاب با استناد به متون عهدین و استفاده از مباحث فلسفی و کلامی، به دفاع از اسلام و نبوت پیامبر اسلام(ص) پرداخته است.
وی اظهار داشت: یکی از محورهای مهم این رویکرد، استناد به متون دینی و تلاش برای بررسی آموزههای ادیان در چارچوب منابع اصلی آنهاست؛ روشی که نشاندهنده آشنایی عمیق مؤلف با مباحث ادیان و همچنین فضای فکری و اعتقادی دوره صفوی است.
مجموعهای از آثار علمی و کلامی سیداحمد علوی
این پژوهشگر با اشاره به دیگر آثار سیداحمد علوی خاطرنشان کرد: از جمله آثار او میتوان به «النفحات اللاهوتیة فی الرد علی الاعتراضات البهائیة»، «لوامع ربانی»، «لطائف غیبیه»، «صواعق الرحمن»، «اظهار الحق و معیار الصدق»، «بیان الحق و تبیان الصدق»، «روضة المتقین»، «سدرة المنتهی و العطیة العظمی»، «ریاض القدس» و «مناهج الأخبار فی شرح الاستبصار» اشاره کرد.
حجتالاسلام والمسلمین مهری افزود: بررسی این آثار نشان میدهد که فعالیت علمی سیداحمد علوی محدود به یک حوزه خاص نبوده و طیفی از مباحث کلامی، اعتقادی، فلسفی و حدیثی را دربر میگرفته است. از این منظر، معرفی آثار او میتواند به شناخت بهتر فضای علمی و فکری خاندانهای علمی در دوره صفویه و نیز چگونگی مواجهه دانشمندان مسلمان با جریانهای فکری و دینی رقیب کمک کند.
مواجهه علمی با مبلغان مسیحی در دوره صفوی
وی در ادامه با اشاره به شرایط تاریخی عصر سیداحمد علوی گفت: او در دورهای میزیست که مبلغان مسیحی در دربار صفوی فعالیت داشتند و همین امر موجب شد مباحثات و مناظرات میان عالمان مسلمان و نمایندگان ادیان دیگر، اهمیت بیشتری پیدا کند.
حجتالاسلام والمسلمین مهری خاطرنشان کرد: سیداحمد علوی در آثار کلامی خود ضمن نقد دیدگاههای مسیحیان، تلاش کرد نشان دهد که در متون عهدین، بشارتهایی درباره ظهور پیامبر اسلام(ص) وجود دارد. بنابراین، بررسی آثار و فعالیتهای او نهتنها از منظر تاریخ علم و کلام اسلامی، بلکه از جهت شناخت مناسبات فکری و دینی ایران در دوره صفویه نیز دارای اهمیت است.
وی تأکید کرد: برآیند این مطالعات نشان میدهد که تبارشناسی، در صورت عبور از نگاه صرفاً نسبی و تشریفاتی، میتواند به عرصهای برای شناخت پیوستگیهای تاریخی، علمی، اخلاقی و معنوی میان نسلها تبدیل شود؛ بهگونهای که شجرهنامه، علاوه بر ثبت نسبتهای خانوادگی، تصویری از مسیر انتقال ایمان، دانش، فضیلت و مسئولیت تاریخی در بستر نسلها ارائه دهد.
«تبارشناسی قائد شهید» و «تبارشناسی صالح بعد صالح»؛ روایتی از پیوند علم، عمل و مسئولیت اجتماعی در یک خاندان
حجتالاسلام والمسلمین مهری با تشریح ابعاد پژوهشهای «تبارشناسی قائد شهید» و «تبارشناسی صالح بعد صالح» گفت: این آثار تلاش دارند نامهای مندرج در شجرهنامه خاندان را از یک فهرست صرفاً آماری و اسمی فراتر برده و نقش تاریخی، علمی، دینی و اجتماعی شخصیتهای برجسته این خاندان را تبیین کنند.
تبیین جایگاه علمی و اجتماعی شخصیتهای خاندان
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به رویکرد پژوهشی این دو اثر اظهار کرد: در این پژوهشها تلاش شده است نامهای موجود در شجرهنامه از حالت فهرستی و آماری خارج شود و نقش تاریخی، علمی و اجتماعی شخصیتهای برجسته این خاندان بهصورت دقیق مورد بررسی و تبیین قرار گیرد.
وی افزود: در شاخه پدری این خاندان، شخصیتهایی همچون حسن افطس، میرسید محمد مدائنی، سلطانالعلماء سیداحمد مدائنی، میرشریفالدین نسابه، سید نیکالدین مشهور به مبارکشاه، سید مجدالدین نقیب سادات خراسان، سیدقطبالدین، سیدفخرالدین تفرشی مشهور به میرفخرا، سیدمحمد تفرشی، آیتالله سیدحسین خامنهای و آیتالله سیدجواد خامنهای مورد توجه قرار گرفتهاند.
حجتالاسلام والمسلمین مهری ادامه داد: در شاخه مادری نیز شخصیتهایی از جمله محمد دیباج، علی خارص، محمد اطرش، علی بن محمد نقیب سادات قم، احمد ازوارقانی، محقق کرکی، میرداماد، میرسید احمد علوی عاملی، میر عبدالحسیب علوی عاملی، میر محمد اشرف علوی عاملی، بانو خدیجه میردامادی و آیتالله سید هاشم نجفآبادی میردامادی معرفی و بررسی شدهاند.
بررسی جغرافیای زیست و مسیرهای مهاجرت خاندان
وی بخش دیگری از این دو اثر را مربوط به بررسی جغرافیای زیست و مهاجرتهای تاریخی این خاندان دانست و گفت: در این پژوهش، حرکت خاندان از مدینه و مدائن عراق به تفرش و هزاوه، سپس به آذربایجان و خامنه و در نهایت به مشهد مقدس، بهعنوان مسیری از هجرتهای علمی، دینی و اجتماعی مورد تحلیل قرار گرفته است.
وی افزود: در شاخههای مختلف این تبار، نام مناطقی همچون اهواز، قم، دینور، مرو، هرات، خراسان، تفرش، فراهان، خوی، آذربایجان، خامنه، کرک لبنان، نجف، اصفهان و مشهد دیده میشود.
حجتالاسلام والمسلمین مهری خاطرنشان کرد: این گستره جغرافیایی، از ارتباط و پیوند میان کانونهای علمی و دینی در مناطق مختلف جهان اسلام حکایت دارد و نشان میدهد که جابهجایی اعضای این خاندان در طول تاریخ، در بسیاری از موارد با انتقال دانش، اندیشه و تجربههای علمی و دینی همراه بوده است.
هجرت؛ همراه با انتقال دانش و مسئولیت اجتماعی
وی تأکید کرد: جابهجاییهای تاریخی این خاندان را نمیتوان صرفاً انتقال از شهری به شهر دیگر دانست؛ چراکه بسیاری از عالمان و سادات این خاندان در محل استقرار خود، مسئولیتهایی همچون تعلیم و تربیت دینی، اداره امور سادات، حل مسائل شرعی و اجتماعی مردم و ایفای نقش بهعنوان مرجع علمی و اجتماعی را بر عهده داشتهاند.
این پژوهشگر حوزوی ادامه داد: از این منظر، هجرت در تاریخ این خاندان با انتقال دانش، پذیرش مسئولیت دینی و ارائه خدمات اجتماعی همراه بوده و همین مسئله، اهمیت مطالعه جغرافیای تاریخی این خاندان را دوچندان میکند.
«صالح بعد صالح»؛ تداوم یک سنت تربیتی و علمی
حجتالاسلام والمسلمین مهری با اشاره به پیام فراتر از تاریخ این دو اثر گفت: «تبارشناسی قائد شهید» و «تبارشناسی صالح بعد صالح» با ارائه جزئیات علمی، اسامی دقیق و ریشهیابیهای تاریخی، تنها به ثبت و ضبط یک سلسله نسب نمیپردازند، بلکه حامل پیامی فراتر از تاریخ و تبارشناسی هستند.
وی تصریح کرد: این پژوهشها نشان میدهند که صلاحیت و رهبری، پدیدههایی اتفاقی و منفک از پیشینه تربیتی و اجتماعی نیستند، بلکه میتوانند محصول یک سنت تربیتی مستمر و مسیری طولانی از علمآموزی، عمل، مسئولیتپذیری و استقامت باشند.
وی افزود: هنگامی که پیوستگی علم و عمل را در نسلهای مختلف این خاندان، از حسن افطس و دیگر شخصیتهای تاریخی تا محقق کرکی، میرداماد و شخصیتهای معاصر مشاهده میکنیم، مفهوم «صالح بعد صالح» از یک تعبیر صرفاً توصیفی فراتر میرود و به الگویی از تداوم تربیت، دانش و مسئولیت در طول نسلها تبدیل میشود.
میراث گذشتگان؛ از حفظ و شناخت تا ادامه مسیر
حجتالاسلام والمسلمین مهری با تأکید بر ضرورت بهرهگیری از میراث گذشتگان اظهار کرد: میراث علمی، دینی و اجتماعی پیشینیان صرفاً برای مطالعه و مشاهده نیست، بلکه باید زمینهای برای شناخت مسیر گذشته و ادامه مسئولانه آن در زمان حال باشد.
وی گفت: اگر این خاندان در فراز و نشیبهای تاریخی توانسته است پیوند خود را با مبانی دینی و ولایت و زنجیره معنوی ائمه اطهار(علیهمالسلام) حفظ کند، امروز نیز شناخت این ریشهها میتواند در مواجهه با چالشهای فرهنگی و اجتماعی عصر جدید مورد توجه قرار گیرد.
ضرورت شناخت ریشهها در عصر جنگ شناختی
وی با اشاره به تحولات فرهنگی و اجتماعی امروز افزود: جامعه معاصر با پدیدههایی همچون جنگ نرم، تهاجم فرهنگی و جنگ شناختی مواجه است و در چنین شرایطی، شناخت ریشههای تاریخی، هویتی و فرهنگی میتواند نقش مهمی در تقویت هویت و افزایش قدرت تحلیل نسل جدید داشته باشد.
حجتالاسلام والمسلمین مهری ادامه داد: در چنین فضایی، تبارشناسی صرفاً یک دانش مربوط به گذشته نیست، بلکه میتواند ابزاری برای شناخت هویت، پیشینه فرهنگی و پیوندهای تاریخی یک جامعه باشد. «تبارشناسی قائد شهید» و «تبارشناسی صالح بعد صالح» نیز از این منظر، تلاشی برای مستندسازی و بازشناسی ریشههایی است که میتواند در فهم بهتر هویت دینی و تاریخی نسل امروز مؤثر باشد.
این تاریخ پژوه حوزوی تأکید کرد: این آثار با بازخوانی مسیر تاریخی خاندان و معرفی شخصیتهای علمی، دینی و اجتماعی آن، این پیام را منتقل میکنند که شناخت «ریشهها» مقدمهای برای شناخت جایگاه و مسئولیت امروز انسان است؛ به بیان دیگر، شناخت اینکه «کیستیم»، میتواند به روشنتر شدن این پرسش کمک کند که «کجا باید بایستیم و چه مسئولیتی بر عهده داریم».
پژوهش تبارشناختی؛ زمینهای برای صالحپروری
حجتالاسلام والمسلمین مهری در پایان ابراز امیدواری کرد: این پژوهشها افزون بر آنکه دستاوردی علمی برای پژوهشگران و علاقهمندان حوزه تاریخ، نسبشناسی و مطالعات خاندانهای علمی و دینی به شمار میرود، بتواند انگیزهای برای توجه بیشتر به مسئله تربیت، انتقال میراث علمی و دینی و پرورش نسلهای صالح باشد.
وی خاطرنشان کرد: بازخوانی تاریخ این خاندان، زمانی میتواند به یک دستاورد ماندگار تبدیل شود که شناخت گذشته را به مسئولیت امروز و آینده پیوند بزند و زمینهای برای تداوم سنت علم، اخلاق، خدمت اجتماعی و تربیت دینی در نسلهای آینده فراهم کند.
انتهای پیام/
استاد حوزه علمیه:
«تبارشناسی قائد شهید» و «تبارشناسی صالح بعد صالح»؛ روایتی از پیوند علم، عمل و مسئولیت اجتماعی در یک خاندان
حجتالاسلام والمسلمین مهری با تشریح ابعاد پژوهشهای «تبارشناسی قائد شهید» و «تبارشناسی صالح بعد صالح» گفت: این آثار تلاش دارند نامهای مندرج در شجرهنامه خاندان را از یک فهرست صرفاً آماری و اسمی فراتر برده و نقش تاریخی، علمی، دینی و اجتماعی شخصیتهای برجسته این خاندان را تبیین کنند.










نظر شما