پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۶
چرا بسیاری از صاحبان فضیلت مانند ابن سینا به کفر متهم شدند؟

حوزه/ تکفیرِ صاحبان فضیلت، پدیده‌ای نیست که محدود به امروز باشد؛ بلکه ریشه‌های آن را باید در روحِ مذهبِ خوارج جستجو کرد. استاد شهید مطهری در تحلیلی دقیق، تبیین می‌کند که چگونه «جهالت» و «تنگ‌نظری» در دوره‌های بعد، به «مقدس‌مآبیِ بی‌شهامت» تبدیل شد که به‌جای مقابله با ظالمان، به سلاخیِ شخصیتِ دانشمندان و فیلسوفان روی آورد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، استاد شهید مرتضی مطهری در اثر «جاذبه و دافعه علی(ع)»، ضمن واکاویِ روحیه خوارج، به تحلیلِ چراییِ تکفیرِ دانشمندان بزرگ اسلام پرداخته است. ایشان با بیان اینکه «مقدس‌مآبانِ بی‌شهامت» پس از کنار گذاشتنِ مبارزه با صاحبان قدرت، «شمشیر زبان» را علیه صاحبان فضیلت به کار گرفته‌اند، تهمت‌های ناروا به فیلسوفانی چون ابن‌سینا و خواجه نصیر را ناشی از جهل و جمود فکری دانستند.

تنگ نظری مذهبی از خصیصه‌های خوارج است اما امروز آن را باز در جامعه اسلامی می‌بینیم. این همان است که گفتیم خوارج شعارشان از بین رفته و مرده است اما روح مذهبشان کم و بیش در میان بعضی افراد و خوارج با روح فرهنگ اسلامی آشنا نبودند ولی شجاع بودند.

چون جاهل بودند، تنگ‌نظر بودند و چون تنگ نظر بودند زود تکفیر و تفسیق می‌کردند تا آنجا که اسلام و مسلمانی را منحصر به خود دانستند و سایر مسلمانان را که اصول عقاید آنها را نمی‌پذیرفتند کافر می‌خواندند، و چون شجاع بودند غالباً به سراغ صاحبان قدرت می‌رفتند و به خیال خود آنها را امر به معروف و نهی از منکر می‌کردند و خود کشته می‌شدند.

گفتیم در دوره‌های بعد، جمود و جهالت و تنسُّک و مقدس‌مآبی و تنگ‌نظری آنها برای دیگران باقی ماند اما شجاعت و شهامت و فداکاری از میان رفت. خوارج بی‌شهامت یعنی مقدس‌مآبان ترسو، شمشیر پولادین را به کناری گذاشتند و از امر به معروف و نهی از منکر صاحبان قدرت که برایشان خطر ایجاد می‌کرد صرف نظر کردند و با شمشیر زبان به جان صاحبان فضیلت افتادند.

هر صاحب فضیلتی را به نوعی متهم کردند، به طوری که در تاریخ اسلام کمتر صاحب فضیلتی را می‌توان یافت که هدف تیر تهمت این طبقه واقع نشده باشد. یکی را گفتند منکر خدا، دیگری را گفتند منکر معاد، سومی را گفتند منکر معراج جسمانی و چهارمی را گفتند صوفی، پنجمی را چیز دیگر و همین‌طور، به طوری که اگر نظر این احمقان را ملاک قرار دهیم هیچ وقت هیچ دانشمند واقعی مسلمان نبوده است.

وقتی که علی تکفیر بشود، تکلیف دیگران روشن است. بوعلی سینا، خواجه نصیرالدین طوسی، صدرالمتألهین شیرازی، فیض کاشانی، سیدجمال الدین اسدآبادی و اخیراً محمد اقبال پاکستانی از کسانی هستند که از این جام جرعه‌ای به کامشان ریخته شده است.

بوعلی در همین معنی می‌گوید:

کفر چو منی گزاف و آسان نبود
محکم‌تر از ایمان من ایمان نبود

در دهر یکی چو من و آنهم کافر
پس در همه دهر یک مسلمان نبود

خواجه نصیرالدین طوسی که از طرف شخصی مسمّی‌ به «نظام العلماء» مورد تکفیر واقع شد، می‌گوید:

نظام بی‌نظام ار کافرم خواند
چراغ کذب را نبود فروغی‌

مسلمان خوانمش زیرا که نبود
دروغی را جوابی جز دروغی‌

منبع: استاد مطهری، جاذبه و دافعه علی(ع)، ص ۱۴۱ - ۱۳۹

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha