یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
وقتی ذهن به بن‌بست می‌رسد؛ راهکارهای عبور از بحران افکار خودکشی

حوزه / عبور از افکار آسیب‌زا و رسیدن به نقطه امن، بیش از آنکه یک انتخابِ شخصی باشد، نیازمند شناسایی ریشه‌های روانی و تقویت پیوند با مبدأ هستی است. با نگاهی جامع به ابعاد دینی و علمی، راهکارهایی فوری ارائه شده است که به فردِ گرفتار در بحران کمک می‌کند تا دوباره امید را در «امانتِ الهی» وجود خویش بیابد.

خبرگزاری حوزه | مدتی است که به خودکشی فکر می‌کنم. تا مرز اقدام هم پیش رفتم. دلیلش را نمی‌دانم. چیز خاصی نمی‌خواهم که برای نداشتنش خودکشی کنم... چه کنم؟

بیایید خودکشی را از چند منظر نگاه کنیم:

از منظر دین:

خودکشی، از نگاه دین، حرام است. تنها گناهی است که توبه‌پذیر نیست، زیرا فرصت توبه نمی‌یابیم. خودکشی همان «قتل نفس» است، که ممنوع است. کشتن یک انسان، در منطق دین، آن است که: «مؤمن، به هر مرگی می‌میرد، جز خودکشی.»

ما هیچ مجوز شرعی برای خودکشی نداریم. خودکشی، از گناهان کبیره است و فرصت توبه هم باقی نمی‌گذارد.

پرسشی و پاسخی

پرسش: این جان و روح، مال خودمان است. ما می‌خواهیم مال خودمان را تلف کنیم. چرا مجاز نباشیم؟

پاسخ: نه! مال خودمان نیست. ما بندۀ خدا هستیم. جسم و روح ما را خدا آفریده است. او مالک ما است. جسم و روح ما، نزد ما، امانت است؛ امانتی ارزشمند. باید آن را امینانه محافظت کنیم و به صاحب اصلی‌اش بازگردانیم.

آفرین به حافظ! ببینیم چه زیبا می‌گوید:

این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست

روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم

نیز مرحبا به ناصر خسرو! بنگریم چه عارفانه گفته است:

خلق همه یکسره نهال خدایند

هیچ نه بر کن تو زین نهال و نه بشکن

ما حق نداریم حتی یک بند انگشت خود را قطع کنیم. امانت خدا است.

از منظر روان‌شناسی:

همان‌گونه که اسلام می‌فرماید: مؤمن به هر مرگی می‌میرد جز خودکشی، روان‌شناسی نیز می‌گوید: هیچ انسان سالم‌ْروانی خودکشی نمی‌کند.

ممکن نیست که روان و اعصاب کسی سالم باشد و خودکشی کند. ما، در مشاوره‌هایمان، در رویارویی با کسی که افکار خودکشی دارد، نخستین گزینه‌ای را که در نظر می‌آوریم، وضعیت روان و اعصاب او است و سپس ایمان او. آشفتگی‌های عصبی و روانی، آدمی را به راه‌هایی «بد» می‌راند، که خودکشی، یکی از آن‌ها است.

این‌که بگوییم: صادق هدایت، یک احمق بود که خودکشی کرد، مسئله را حل نمی‌کند. ما از حالت روانی و عصبی او اطلاع کافی نداریم، اما این را اجمالاً می‌دانیم که او افسرده بود. البته که افسردگی، مجوز خودکشی نیست. هیچ عاملی مجوز خودکشی نیست. اما خودکشی او بی‌ارتباط با افسردگی او نبود.

کسی که فکر یا اقدام به خودکشی می‌کند، یک «بیمار» است، نه یک «جنایتکار». او سزاوار ملامت نیست، بلکه محتاج درمان است؛ درمان عصبی، روانی، و البته ایمانی. اگر او اعصاب و روانش سالم باشد و نیز اعتقاد و ایمان نیرومندی به خدا و معاد داشته باشد، محال است خودکشی کند. آری، محال است.

چون بررسی موضوع خودکشی از منظر دینی، اخلاقی، و روان‌شناسی، گسترده‌دامان است و شما اکنون راهکارهای فوری می‌خواهید، دنبالهٔ کاوش علمی خودکشی را برای بعد می‌گذاریم و به راهکارهایی برای شما می‌پردازیم:

۱_ فوراً، همین حالا، به یک مشاور دانا و توانا مراجعه کنید. مشاوری روان‌شناس، دین‌شناس، تجربه‌دار. کسی را در شهر شما نمی‌شناسم. جستجو کنید، می‌یابید. اگر در شهرتان نبود، مسافرت کنید؛ به هرجایی که او هست. اگر مشاورهٔ حضوری ممکنتان نبود، تلفنی و مجازی مشاوره کنید. نتیجه را به من بگویید.

۲_ با هماهنگی مشاورتان، به یک روان‌پزشک مراجعه کنید؛ با همان ویژگی‌هایی که برای مشاور نوشتم. مراجعهٔ به روان‌پزشک، حتماً لازم است. حتماً. مبادا فرهنگ غلط بعضی از اشخاص جامعه، که روان‌پزشکی را منفی می‌دانند، بر شما اثر بگذارد.

مراجعه به روان‌پزشک حاذق، برای شما و کسانی که در وضعیت شمایند، واجب است؛ واجب شرعی، علمی، عقلی، اخلاقی، تجربی. نتیجه را به من بگویید.

۳_ فوراً با خدا خلوت کنید. دلتان را برای او بگسترانید. از او یاری بخواهید. تنها باشید که اگر گریه‌تان آمد، گریه کنید؛ بی‌پروا گریه کنید. با ابراز راز، با آن مهربان بنده‌نواز، سخن بگویید؛ بدون تکلف و آداب. صمیمانه و خودمانی با خدا سخن بگویید. نگویید که او خودش از رازهای من آگاه است. بله، او می‌داند، اما شما بگویید، با او نجوا کنید، مناجات کنید، درد دل کنید؛ راحت و صمیمی.

حجت‌الاسلام علی اکبر مظاهری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha